نقد و بررسی
نقد ذات آدمی (Human Nature) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی درباره قدرتی که از آزمایشگاه بیرون میآید «Human Nature» ساختهٔ Adam Bolt، مستندی دربارهٔ فناوری کریسپر و دگرگونیای است که ویرایش ژن میتواند در پزشکی، طبیعت و تصور ما از آیندهٔ انسان پدید آورد. فیلم از همان ابتدا موضوع را نه صرفاً بهعنوان کشفی علمی، بلکه همچون نیرویی تازه در دست بشر معرفی میکند: نیرویی که شاید به درمان بیماریهای دشوار بینجامد و در عین حال پرسشهایی دربارهٔ مرزهای مداخله در حیات پیش بکشد.
محور روایت، تنها خود فناوری نیست؛ نسبت میان دانستن و مسئولیتپذیرفتن نیز در کانون توجه قرار دارد. فیلم با کنار هم گذاشتن دیدگاه دانشمندان، خانوادهها و مهندسان ژنتیک، میکوشد نشان دهد بحث بر سر ژنها، در نهایت، بحث بر سر ارزشها و انتخابهای انسانی است. علم، به زبان روایت از امتیازهای اصلی مستند آن است که موضوعی پیچیده را برای تماشاگر غیرمتخصص قابلفهم میکند.
توضیح کریسپر با تصویرها و مثالهای بصری همراه میشود تا تماشاگر بتواند کلیت سازوکار ویرایش ژن را دنبال کند، بیآنکه در اصطلاحات علمی گم شود. فیلم بهجای آنکه پیچیدگی را پنهان کند، آن را مرحلهبهمرحله میگشاید و به مخاطب فرصت میدهد بفهمد چرا این ابزار تا این اندازه مهم شمرده میشود.
« محور روایت، تنها خود فناوری نیست؛ نسبت میان دانستن و مسئولیتپذیرفتن نیز در کانون توجه قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوهٔ توضیح، بهویژه در موضوعی که اغلب در گفتوگوهای عمومی با تعبیرهای مبهم و استعارههای سادهساز همراه است، ارزشمند است. بااینحال، همین تراکم علمی در آغاز میتواند به نقطهضعف تبدیل شود. اطلاعات و زمینهها با سرعت نسبتاً زیادی روی هم انباشته میشوند و ممکن است تماشاگر هنوز فرصت هضم نکتهای را نیافته باشد که فیلم به موضوع دیگری میپردازد.
بنابراین شروع اثر برای برخی مخاطبان گیجکننده یا سنگین به نظر میرسد. این دشواری، بیش از آنکه از نامفهومبودن توضیحات ناشی شود، حاصل شتاب روایت در عرضهٔ زمینههای علمی و تاریخی است؛ فیلم در ادامه روشنتر میشود، اما شروعی آرامتر میتوانست مسیر ورود به بحث را هموارتر کند. ساختار لایهلایه و پیوند میان موضوعها روایت با گسترش تدریجی دامنهٔ بحث، از امکان درمان بیماریها به پرسشهای بزرگتر دربارهٔ دستکاری ژنتیکی میرسد.
فیلم ابتدا وجه ملموس و انسانی ماجرا را برجسته میکند: بیماری، رنج و امید به درمان. سپس پرسش را از سطح پزشکی فراتر میبرد و به این سمت میکشاند که اگر توان تغییر ژنها در دسترس باشد، چه چیزهایی را باید تغییر داد و چه کسی حق تصمیمگیری دارد؟ این حرکت از یک مسئلهٔ نزدیک و قابلدرک به بحثی گستردهتر، به مستند انسجامی فکری میدهد.
« بااینحال، همین تراکم علمی در آغاز میتواند به نقطهضعف تبدیل شود. »
شخصیتها و اجرا
لایهلایهبودن اطلاعات نیز از عوامل جذابیت آن است. هر بخش، چشمانداز تازهای به موضوع میافزاید و مانع میشود فیلم به یک شرح درسی یکنواخت بدل شود. همزمان، حضور آدمهایی که فناوری میتواند بر زندگیشان اثر بگذارد، بحث را از سطح مفاهیم انتزاعی پایین میآورد. در نتیجه، مخاطب نه فقط با این پرسش روبهروست که کریسپر چگونه کار میکند، بلکه میبیند فهم این فناوری چه معنایی برای زندگی واقعی و تصمیمهای انسانی پیدا میکند.
امید درمانی، اضطراب اخلاقی قدرت تحلیلی فیلم در آن است که امید و نگرانی را در برابر هم قرار میدهد، بیآنکه یکی را بهسادگی حذف کند. از یک سو، امکان هدفگرفتن منشأ ژنتیکی برخی بیماریها میتواند نویدبخش باشد؛ از سوی دیگر، همان توانایی ممکن است از درمان فراتر برود و به انتخاب ویژگیهای نسل آینده یا تغییرات گسترده در زیستکره راه ببرد.
این گذار از درمان به طراحی، مرز ساده و روشنی ندارد و فیلم از تماشاگر میخواهد دربارهٔ پیامدهای آن تأمل کند. در اینجا مستند بهجای صدور حکم قطعی، پرسشهایی را پیش میکشد که پاسخشان تنها در اختیار دانشمندان نیست. چه تفاوتی میان درمان یک بیماری و تغییر ویژگیای وجود دارد که جامعه آن را نامطلوب میپندارد؟
« لایهلایهبودن اطلاعات نیز از عوامل جذابیت آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصمیم دربارهٔ این مرز با چه کسی است؟ و اگر تغییر ژنتیکی پیامدهایی برای نسلهای بعد داشته باشد، مسئولیت آن چگونه سنجیده میشود؟ فیلم با پیوندزدن این پرسشها به امیدهای پزشکی، بحث اخلاقی را از حالت جدلی و دوردست بیرون میآورد و آن را به بخشی جداییناپذیر از خود علم تبدیل میکند. تأثیر اثر نیز تا حدی در همین تداوم پرسشها پس از پایان تماشا نهفته است.
چهرههای انسانی در برابر مقیاس بزرگ علم یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، قرار دادن تجربهٔ افراد و خانوادهها در کنار دیدگاه پژوهشگران است. دانشمندان میتوانند سازوکار و ظرفیت فناوری را شرح دهند، اما تجربهٔ زیستهٔ خانوادهها یادآوری میکند که هر بحث نظری دربارهٔ ژنها به زندگی مشخص انسانها مربوط است.
این پیوند، از تبدیلشدن مستند به مجموعهای از مصاحبههای کارشناسی جلوگیری میکند و به آن بعد عاطفی میبخشد؛ بیآنکه موضوع را به احساساتگرایی فروبکاهد. در عین حال، حضور دیدگاههای گوناگون باعث میشود فیلم پاسخهای آسان و یکدست عرضه نکند. امید یک خانواده و احتیاط یک متخصص الزاماً در یک چارچوب ساده به هم نمیرسند.
« و اگر تغییر ژنتیکی پیامدهایی برای نسلهای بعد داشته باشد، مسئولیت آن چگونه سنجیده میشود؟ »
قوتها و کاستیها
این ناهمخوانی به سود اثر است: مسئلهٔ اصلی نه آن است که همه به نتیجهای یکسان برسند، بلکه آن است که پیچیدگی انتخابها دیده شود. فیلم در بهترین لحظههای خود، مخاطب را از جایگاه تماشاگر منفعل بیرون میآورد و او را شریک گفتوگویی میکند که ابعاد علمی، اخلاقی و اجتماعی دارد. ریتم، نماها و موسیقی با وجود جذابیت موضوع و پیشروی تدریجی اطلاعات، ریتم فیلم همواره به یک اندازه گیرا نیست.
بعضی نماها بیش از نیاز روایت ادامه پیدا میکنند و از شتابی میکاهند که بخشهای توضیحی و گفتوگوها ساختهاند. موسیقی آرام و کشیده نیز گاه بهجای آنکه تنش فکری بحث را تقویت کند، بر مکث و سکون میافزاید. این انتخابها ممکن است با حالوهوای تأملی فیلم سازگار باشند، اما تکرارشان در بعضی بخشها از گیرایی روایت میکاهد.
این مسئله بیش از آنکه به کیفیت موضوع مربوط باشد، به میزان فشردگی تدوین بازمیگردد. فیلم اطلاعات و پرسشهای فراوانی در اختیار دارد و هرچه با دقت بیشتری میان لحظههای تأمل و پیشبرد روایت توازن برقرار کند، اثرگذاری آن بیشتر میشود. از همین رو، نماهای کشدار و موسیقی طولانی گاهی این احساس را به وجود میآورند که فیلم میتوانست جمعوجورتر باشد، بیآنکه چیزی از عمق بحثش کم شود.
« ریتم، نماها و موسیقی با وجود جذابیت موضوع و پیشروی تدریجی اطلاعات، ریتم فیلم همواره به یک اندازه گیرا نیست. »
جمعبندی
جمعبندی «Human Nature» مستندی روشنگر و اندیشهبرانگیز است که موضوع دشوار کریسپر را به بحثی دربارهٔ آیندهٔ پزشکی، حدود اختیار بشر و مسئولیت اخلاقی پیوند میزند. توانایی آن در سادهسازی سنجیدهٔ مفاهیم علمی، پیشبردن تدریجی اطلاعات و ساختن تعادلی میان امید و بیم، از مهمترین نقاط قوتش است.
در مقابل، آغاز پُراطلاعات، برخی مکثهای طولانی و موسیقی آرامی که گاهی بر ریتم سنگینی میکند، از روانی و فشردگی تجربه میکاهند. بااینهمه، ارزش فیلم فقط در توضیح یک فناوری تازه نیست؛ اهمیتش در این است که تماشاگر را با پرسشهایی روبهرو میکند که پاسخشان را نمیتوان به آزمایشگاه یا گروهی از متخصصان سپرد.
کریسپر در این مستند هم ابزار علمی است و هم آینهای پیش روی بشر: آینهای که نشان میدهد هرچه توان تغییر زندگی بیشتر شود، ضرورت اندیشیدن به معنای آن نیز سنگینتر خواهد شد.



ثبت دیدگاه