نقد و بررسی
نقد هوی بوه و قلعهٔ جادوگر (Hui Buh and the Witch's Castle) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلعهای آشنا «Hui Buh and the Witch’s Castle» دنبالهای است که با گذشت شانزده سال از فیلم پیشین، بار دیگر مخاطب را به قلعهٔ بورگک میبرد؛ جایی که هوی بو، روحی با بیش از پانصد سال سابقهٔ آشوب، هنوز در هنر ترساندن چندان کامیاب نیست. شاه یولیوس و همراهانش نیز از این روح پرهیاهو و ناکارآمد خستهاند، تا آنکه ورود اوفلیا، جادوگر جوان و خواهرزادهٔ گمشدهٔ هوی بو، سکون نسبی قلعه را برهم میزند.
قصه با همان عناصر آشنای خیالپردازی خانوادگی—قلعه، طلسم، جادوگر و کتابی اسرارآمیز—حرکت میکند، اما بیش از آنکه بخواهد اسطورهای تازه بنا کند، به دنبال سرگرمکردن تماشاگر با ماجرایی پرجنبوجوش است. فیلم از همان ابتدا تعلل نمیکند. رویدادها زود به هم گره میخورند و داستان بهسرعت از فضای روزمرهٔ قلعه به سوی معمای جادوییاش میرود.
این شتاب، به اثر انرژی میدهد و برای مخاطبی که بهدنبال ماجرایی سبک و خانوادگی است، امتیاز محسوب میشود؛ بااینحال، همین سرعت گاهی مجال کافی برای جاافتادن موقعیتها و شخصیتها باقی نمیگذارد. ماجراجویی در دل جادو ورود اوفلیا و کتاب نکرونومیکون، موتور اصلی داستان را روشن میکند. کتاب صرفاً شیئی جادویی نیست؛ وسوسهای است که وعدهٔ قدرت میدهد و هوی بو را میان میل شخصی و مسئولیت در برابر دیگران قرار میدهد.
« رویدادها زود به هم گره میخورند و داستان بهسرعت از فضای روزمرهٔ قلعه به سوی معمای جادوییاش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کشمکش، ظرفیت خوبی برای طنز و تعلیق دارد، زیرا قهرمان داستان از همان آغاز موجودی خودخواه یا شرور نیست، اما ضعفها و آرزوهای کودکانهاش میتوانند او را به دردسر بیندازند. ماجراجویی فیلم از رویارویی با جادوگران و خطرهای تازه جان میگیرد و فضای قلعه بهتدریج از پسزمینهای تزئینی به بخشی از جهان داستان بدل میشود.
بااینهمه، مسیر روایت چندان غافلگیرکننده نیست. بسیاری از موقعیتها بر اساس الگوهای آشنای قصههای جادویی پیش میروند و فیلم کمتر میکوشد قواعد این جهان را به شکلی تازه بازتعریف کند. در نتیجه، تماشاگر احتمالاً از همراهی با ماجرا لذت میبرد، اما کمتر با لحظههایی روبهرو میشود که برداشتش از قصه را دگرگون کنند.
فضای بصری و جهانسازی جاذبهٔ مهم فیلم در ساختن فضایی خیالانگیز و قابلدسترس نهفته است. قلعهٔ قدیمی، حضور جادوگران و کتاب طلسمها به اثر رنگوبویی افسانهای میدهد و آن را برای تماشاگران جوان مناسب میسازد. فضای بصری، بیش از آنکه ترسناک باشد، بازیگوش و نمایشی است؛ فیلم از عناصر گوتیک استفاده میکند، اما آنها را چنان نرم و اغراقآمیز عرضه میکند که مخاطب کمسنوسال را پس نزند.
« بااینهمه، مسیر روایت چندان غافلگیرکننده نیست. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، ولی گاه میان ظاهر پرجزئیات و پیشرفت دراماتیک فاصله میافتد. جهان فیلم جذابتر از آن است که صرفاً محل وقوع چند تعقیب و شوخی باشد؛ بااینحال، روایت همیشه از ظرفیت محیط خود استفاده نمیکند. قلعه میتوانست در شکلدادن به تعلیق، رازآلودگی و حتی روابط شخصیتها نقش پررنگتری داشته باشد.
این کاستی به معنای بیاثر بودن طراحی فضا نیست، بلکه نشان میدهد فیلم بیشتر به جذابیت آنی جهانش تکیه دارد تا بسط عمیق آن. بازیها و شیمی گروهی هستهٔ کمدی فیلم بر برخورد شخصیتهایی با خلقوخو و واکنشهای متفاوت استوار است. صدای Michael Herbig برای هوی بو به شخصیت روحی سرزنده و دستوپاچلفتی شکل میدهد؛ موجودی که میخواهد هراسانگیز باشد، اما اغلب نتیجهٔ تلاشهایش بیش از ترس، خنده یا دلسوزی برمیانگیزد.
در کنار او، Christoph Maria Herbst در نقش شاه یولیوس حضوری مؤثر دارد و تضاد میان جدیت شاهانهٔ او و آشفتگی همیشگی اطرافیانش به شوخیها نیرو میدهد. Rick Kavanian نیز به ترکیب گروهی فیلم رنگ دیگری میافزاید، هرچند کارکرد کمدی شخصیت او همیشه به یک اندازه موفق نیست. Nelly Hoffmann در نقش اوفلیا از نقاط گرم و تازهٔ فیلم است.
« این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، ولی گاه میان ظاهر پرجزئیات و پیشرفت دراماتیک فاصله میافتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور اوفلیا صرفاً برای پیشبرد ماجرا نیست؛ انرژی و کنجکاوی شخصیت به فیلم امکان میدهد از فضای تکرارشوندهٔ شوخیهای قلعه فاصله بگیرد. بازی اوفلیا حس تازگی دارد و رابطهاش با هوی بو میتوانست تکیهگاه عاطفی نیرومندتری برای داستان باشد. بااینحال، فیلم بیشتر از این رابطه برای ایجاد موقعیتهای سرگرمکننده بهره میبرد تا برای پرداختی عمیقتر.
کمدی؛ میان شوخی و تکرار طنز فیلم بر بدفهمیها، اغراقهای رفتاری و ناکامیهای هوی بو بنا شده است. شخصیت اصلی بهخودیخود سرچشمهٔ موقعیتهای خندهدار است: روحی که میخواهد دیگران را بترساند، اما گاهی بیش از همه خودش را گرفتار میکند. شیمی میان بازیگران نیز به بخشهایی از فیلم جان میبخشد، بهویژه هنگامی که واکنشهای خشک و جدی شخصیتها در برابر آشوبهای هوی بو قرار میگیرد.
بااینحال، شوخیها نسبت به آنچه از یک دنبالهٔ کمدی انتظار میرود کمرمقترند. برخی موقعیتها پیش از آنکه به اوج بامزهٔ خود برسند، تکرار یا توضیح داده میشوند و تعدادی از دیالوگها نیز بیش از حد آشکارا وظیفهٔ انتقال اطلاعات را برعهده دارند. وقتی شخصیتها ناچارند آنچه را تماشاگر از رفتارشان فهمیده، با جملهای توضیح دهند، ریتم طبیعی صحنه آسیب میبیند.
« بازی اوفلیا حس تازگی دارد و رابطهاش با هوی بو میتوانست تکیهگاه عاطفی نیرومندتری برای داستان باشد. »
قوتها و کاستیها
این مسئله بهخصوص در فیلمی که میخواهد هم ماجراجویی باشد و هم کمدی، اهمیت دارد: مکثهای توضیحی از شتاب قصه میکاهند و ضرباهنگ شوخی را نیز از بین میبرند. دنبالهای سرگرمکننده، نه چندان تازه فیلم میان دو خواسته در نوسان است: حفظ شخصیتها و حالوهوای آشنای اثر پیشین، و معرفی ماجرایی تازه با حضور اوفلیا و نکرونومیکون.
این دو مسیر همیشه بهخوبی با هم ترکیب نمیشوند. گاهی بخش ماجراجویانه بر طنز غلبه میکند و گاهی فیلم میکوشد با شوخیهای آشنا به فضای قبلی بازگردد، بیآنکه همان طراوت را بازآفرینی کند. نتیجه اثری است که حرکت دارد و برای تماشای خانوادگی مناسب میماند، اما از نظر لحن و ایده کمتر به هویتی مستقل دست مییابد.
در پایان نیز انتظار اوج هیجان یا جمعبندی تکاندهنده نباید داشت. فیلم مسیرش را به شکلی نسبتاً ملایم طی میکند و فرجام آن، در مقایسه با وعدههای ماجراجویانهٔ داستان، کماثرتر به نظر میرسد. این انتخاب با فضای سبک اثر سازگار است، اما در عین حال باعث میشود تجربهٔ تماشای آن پس از پایان، چندان ماندگار نباشد.
« این دو مسیر همیشه بهخوبی با هم ترکیب نمیشوند. »
جمعبندی
نقدهای منتشرشده نیز به زندهبودن آغاز، جذابیت بازی Hoffmann و کمجانتر بودن شوخیها اشاره کردهاند. جمعبندی «Hui Buh and the Witch’s Castle» فیلمی خانوادگی و خیالپردازانه است که با قلعهای پرآشوب، جادوگران و روحی ناکام در هنر ترساندن، سرگرمی قابلقبولی فراهم میآورد. ریتم تند آغازین، فضای افسانهای و حضور دلپذیر Nelly Hoffmann از مهمترین امتیازهای آن هستند.
در سوی دیگر، شوخیهای نابرابر، دیالوگهای توضیحی و داستانی که چندان از الگوهای آشنا فاصله نمیگیرد، مانع میشوند فیلم به دنبالهای واقعاً تازه و بهیادماندنی تبدیل شود. اثر برای تماشاگرانی که یک ماجرای جادویی سبک و بیدغدغه میخواهند انتخاب مناسبی است؛ اما کسانی که انتظار کمدی نیرومندتر یا قصهای جسورانهتر دارند، ممکن است از محدودیتهایش آگاه بمانند.
« نقدهای منتشرشده نیز به زندهبودن آغاز، جذابیت بازی Hoffmann و کمجانتر بودن شوخیها اشاره کردهاند. »



ثبت دیدگاه