نقد و بررسی
نقد هادسن هاوک (Hudson Hawk) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی از جنس کابوس کارتونی «Hudson Hawk» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست در چارچوب یک فیلم سرقت متعارف جا بگیرد. ادی هاوکینز، دزدی کهنهکار با لقب هادسون هاوک، پس از ده سال زندان بیرون میآید و آرزویی کوچک و روزمره دارد: زندگی آرام و یک فنجان کاپوچینوی درستوحسابی. اما زوج عجیبوغریب میفلاور او را به سرقت آثاری از لئوناردو داوینچی میکشانند و با تهدید دوستش تامی، راه امتناع را میبندند.
این خط داستانی، که میتوانست پایهای برای یک ماجرای جنایی جدی باشد، خیلی زود بهانهای میشود برای ورود به جهانی آشفته، اغراقآمیز و عامدانه بیمنطق. فیلم داستان خود را نه با منطق واقعگرایانه، بلکه با شیطنت و بازیگوشی یک کارتون زنده پیش میبرد. جهانی که از منطق خودش پیروی میکند مهمترین ویژگی فیلم، نه پیچیدگی نقشههای سرقت، بلکه جهان بصری و حسی ویژهاش است.
«Hudson Hawk» فضایی میسازد که در آن توطئههای تاریخی، ابزارهای عجیب، خلافکاران نمایشی و شوخیهای بدنی میتوانند بیهیچ مقدمهای کنار هم قرار بگیرند. خشونت و تعقیبوگریزها گاهی بیش از آنکه تهدیدآمیز باشند، حالت نمایشی و کمیک پیدا میکنند؛ انگار شخصیتها وارد صحنهای شدهاند که قواعدش را یک ذهن بازیگوش نوشته است.
این کیفیت، فیلم را از بسیاری از کمدیهای اکشن همدورهاش متمایز میکند، اما همزمان برای تماشاگر تعیین تکلیف میکند: اگر انتظار دارید هر رخداد با منطق داستانی محکمی توجیه شود، احتمالاً از فیلم فاصله خواهید گرفت. بهکارگیری جلوههای اغراقشده، شیوهی برخورد شخصیتها با خطر و بیاعتنایی نسبی فیلم به واقعنمایی، نشان میدهد که این آشفتگی صرفاً حاصل ناتوانی در ساختن یک جهان منسجم نیست؛ بخشی از آن به قصد تبدیل فیلم به هجویهای پرسروصدا شکل گرفته است.
« فیلم داستان خود را نه با منطق واقعگرایانه، بلکه با شیطنت و بازیگوشی یک کارتون زنده پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، قصد و نتیجه همیشه یکی نیستند. گاهی این انتخاب به لحظههایی واقعاً بهیادماندنی میانجامد و گاهی نیز صحنهای را طولانی میکند که با ضرباهنگی دقیقتر میتوانست مؤثرتر باشد. کمدی میان شوخی حسابشده و لودهبازی طنز فیلم بر غافلگیری، رفتارهای نامتعارف و فاصله گرفتن از وقار فیلمهای جنایی تکیه دارد.
خندهی آن بیشتر از آنکه از ظرافت کلامی یا موقعیتپردازی دقیق برخیزد، از شدت اغراق و بیپروایی صحنهها میآید. فیلم با لحنی جدی به موقعیتهایی ابلهانه نزدیک میشود و همین تضاد، در بهترین لحظههایش، جذابیت میآفریند. در لحظههایی دیگر، اما شوخیها بیش از اندازه کش میآیند یا چنان بر تصنع خود تکیه میکنند که بهجای خنده، احساس خستگی بهجا میگذارند.
یکی از تمهیدهای شاخص فیلم، پیوند دادن سرقتها به آوازخوانی هاوک و تامی است؛ دوستی و هماهنگی این دو شخصیت از راه ترانههایی که همزمان با اجرای نقشهها میخوانند، شکل نمایشی و غریبی پیدا میکند. این ایده در فیلمی واقعگرا احتمالاً نامعقول مینمود، اما در این جهان آشفته، دقیقاً از همان جنس تصمیمی است که میتواند امضای اثر شود.
بااینحال، تکرار تمهیدها همیشه به تقویت شوخی نمیانجامد؛ برخی لحظات بهجای آنکه با پیشروی داستان معنای تازهای پیدا کنند، صرفاً بر عجیببودن خود اصرار میورزند. بازیگرانی که به آشوب تن میدهند Bruce Willis در نقش هاوک، تصویر آشنای قهرمان اکشن خونسرد را به شکلی سبکتر و خودآگاهتر به بازی میگیرد.
« بااینحال، قصد و نتیجه همیشه یکی نیستند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت او نه قهرمانی پرشور است و نه نابغهای شکستناپذیر؛ بیشتر مردی است که میخواهد از دردسر دور بماند، اما پیوسته در دل دردسر افتاده است. Willis بهجای آنکه نقش را بیش از حد جدی کند، با بازی کموبیش بیتکلفش به لحن شوخ و سرگردان فیلم مجال بروز میدهد. شخصیتپردازی هاوک عمیق نیست، اما همین خونسردی در برابر وقایع نامعقول بخشی از کمدی اثر را میسازد.
Danny Aiello در نقش تامی، همراهی گرمتر و پرجنبوجوشتر برای هاوک فراهم میکند. رابطهی این دو بیش از آنکه بر گفتوگوهای عاطفی طولانی بنا شود، از رفاقت، عادت و همکاری نمایشی آنها شکل میگیرد. در سوی دیگر، Richard E. Grant و Sandra Bernhard نقش زوج میفلاور را با اغراقی آشکار اجرا میکنند.
شخصیتهایشان نه شرورانی واقعگرا، بلکه چهرههایی پرزرقوبرق و تقریباً تئاتریاند؛ همین بازی پرحرارت گاه فیلم را از سکون نجات میدهد و گاه به ازدحام لحن دامن میزند. Andie MacDowell نیز به فضای نامتعارف فیلم رنگی متفاوت میافزاید، هرچند حضورش بهتنهایی نمیتواند همهی اجزای پراکندهی داستان را به هم پیوند دهد.
ریتم و مسئلهی انسجام «Hudson Hawk» از آن فیلمهایی است که انرژی و بیقراری را با سرعت اشتباه میگیرد. روایت پیوسته ایدهها و موقعیتهای تازه پیش میکشد، اما انباشت رخدادهای عجیب الزاماً به معنای پیشروی مؤثر نیست. بعضی بخشها با شوخی یا حرکت تازهای جان میگیرند، ولی میان آنها لحظههایی وجود دارد که روایت درجا میزند و تماشاگر را از نیروی اولیهی فیلم دور میکند.
« شخصیتپردازی هاوک عمیق نیست، اما همین خونسردی در برابر وقایع نامعقول بخشی از کمدی اثر را میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، ریتم اثر نوسان دارد: گاهی با شتابی هذیانی جلو میرود و گاهی در شوخی یا صحنهای که بیش از حد به خودش علاقهمند شده، کند میشود. این نوسان از مشکل بزرگتر فیلم جدا نیست: کنار هم نشاندن سرقت، اکشن، طنز ابزورد، ماجرای تاریخی و لحظههای موزیکال، بدون آنکه همیشه پیوندی طبیعی میانشان برقرار شود.
ناهمگونی در ذات فیلم هست، اما ناهمگونی بهخودیخود فضیلت نیست. زمانی که عناصر مختلف در خدمت یک لحن مشترک قرار میگیرند، نتیجه خاص و سرگرمکننده است؛ زمانی که هر بخش ساز خودش را میزند، حاصل بیشتر به مجموعهای از ایدههای پراکنده شباهت پیدا میکند. همینجاست که تماشاگر ممکن است از فیلم لذت ببرد، اما درعینحال احساس کند با اثری روبهروست که هنوز تصمیم نگرفته دقیقاً چه میخواهد باشد.
سرگرمی نامتعارف و میراث کالت تماشای فیلم به میزان پذیرش لحن آن وابستگی زیادی دارد. برای مخاطبی که از کمدیهای منظم و شوخیهای ظریف انتظار دارد، «Hudson Hawk» میتواند آزاردهنده باشد؛ اما تماشاگر علاقهمند به آثار نامتعارف ممکن است از جسارت و بیاعتناییاش به سلیقهی متعارف لذت ببرد.
فیلم بهندرت میکوشد خود را معقول یا آبرومند جلوه دهد و بخشی از جذابیتش دقیقاً در همین بیپروایی است. حتی ضعفهایش گاهی به شخصیت آن کمک میکنند: آشفتگیای که در فیلمی دیگر صرفاً نقص به شمار میرفت، اینجا با فضای کارتونگونه و رفتارهای اغراقشده درآمیخته است. همین ویژگی توضیح میدهد چرا اثر برای برخی تماشاگران بدل به سرگرمیای تکرارپذیر شده و برای برخی دیگر تجربهای ناتمام و خستهکننده باقی مانده است.
« ناهمگونی در ذات فیلم هست، اما ناهمگونی بهخودیخود فضیلت نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلمی نیست که همهی شوخیهایش بگیرد یا همهی انتخابهایش به نتیجه برسند؛ اما در میان کمدیهای اکشن آشنا نیز بهسادگی حل نمیشود. هویت مشخصش را از همین آمیزهی ناموزون میگیرد: گاهی بامزه، گاهی کُند، گاهی بیپروا و گاهی بیش از حد شلوغ. جمعبندی «Hudson Hawk» اثری خوشساخت به معنای کلاسیک و متعارف نیست؛ جذابیتش بیشتر در بیقاعدگی، جسارت و جهان کارتونی آن نهفته است.
فیلم از یک ماجرای سرقت ساده آغاز میکند، اما بهجای پایبندی به قواعد ژانر، هر بار به مسیری نامنتظر منحرف میشود. بازیگران با جدیت و انرژی وارد این بازی میشوند، و برخی تمهیدهای کمیک و موسیقایی آن تصویری ماندگار میسازند؛ بااینحال، شوخیهای نابرابر، ریتم متزلزل و ناتوانی در آشتیدادن کامل ژانرهای گوناگون، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام مدت یکدست و گیرا باقی بماند.
ارزش تماشای «Hudson Hawk» در این نیست که نمونهای بینقص از کمدی اکشن باشد؛ ارزشش در آن است که حاضر میشود عجیب، پرادعا و گاه مضحک باشد، بیآنکه خود را با الگوهای معمول رام کند. اگر تماشاگر با انتظار یک فیلم سرقت دقیق و خوشریتم سراغش برود، احتمالاً با تجربهای ناهموار روبهرو خواهد شد.
اما اگر بتواند به بازیگوشی و جنون کنترلنشدهاش تن بدهد، ممکن است در میان این آشفتگی، لحظههایی پیدا کند که بهراستی سرگرمکننده و فراموشنشدنیاند.
« هویت مشخصش را از همین آمیزهی ناموزون میگیرد: گاهی بامزه، گاهی کُند، گاهی بیپروا و گاهی بیش از حد شلوغ. »



ثبت دیدگاه