نقد و بررسی
نقد هاوارد اردکه (Howard the Duck) | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهی ایده «Howard the Duck» فیلمی است که از همان ایدهی مرکزیاش اعلام میکند قصد ندارد در قلمرو متعارف بماند: اردکی انساننما از جهانی دیگر به زمین میافتد و ناچار میشود در میان آدمهایی زندگی کند که نه برای حضور او آمادهاند و نه میدانند با او چه کنند. این فرض، ظرفیت یک کمدی علمیتخیلی نامعمول را دارد؛ فیلم نیز گاه از همین بیگانگی بهره میبرد و موقعیتهایی میسازد که در آثار متعارفتر کمتر میتوان یافت.
بااینحال، ایدهی عجیب بهتنهایی برای شکلدادن به فیلمی منسجم کافی نیست. «هاوارد اردکه» در طول روایت پیوسته میان چند هویت جابهجا میشود: کمدیِ برخورد یک موجود غریب با جامعهی انسانی، ماجرای قهرمانیِ ناخواسته، داستانی دربارهی تنهایی و غربت، و سپس علمیتخیلیِ پرحادثه با تهدیدی فرازمینی.
هرکدام از این مسیرها میتوانستند بهتنهایی جذاب باشند، اما فیلم در پیوند دادنشان به یکدیگر چندان موفق نیست. جهانی که غریببودنش نقطهی قوت است یکی از امتیازهای فیلم، آمادگی آن برای پذیرفتن نامتعارفبودن خود است. هاوارد نه انسانی است با ظاهری متفاوت، بلکه موجودی است که جهانبینی، عادتها و غرورش از جایی دیگر آمدهاند.
همین اختلاف، منبع بالقوهی طنز و موقعیتهای غیرمنتظره میشود. فیلم در آغاز، با نشاندادن زندگی روزمرهی او و سپس پرتاب ناگهانیاش به محیطی ناآشنا، حس برخورد دو جهان را بهخوبی پایهگذاری میکند. فضای اثر نیز از یکدستیِ واقعگرایانه فاصله میگیرد و به حالوهوایی کمیکبوکی و رنگارنگ نزدیک میشود.
« بااینحال، ایدهی عجیب بهتنهایی برای شکلدادن به فیلمی منسجم کافی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصمیم با جنس ایده سازگار است، اما نتیجه همیشه بهیکاندازه دلنشین نیست. گاهی جهان فیلم چنان بیقاعده به نظر میرسد که از مرز خیالپردازی شاداب عبور میکند و به آشفتگی میرسد. با وجود این، همین بیپروایی در ساخت فضاست که «هاوارد اردکه» را از یک کمدی علمیتخیلی کاملاً فراموششدنی جدا میکند: فیلم دستکم حاضر است عجیب باشد، حتی وقتی نمیتواند عجیببودنش را به تجربهای یکپارچه تبدیل کند.
هاوارد؛ قهرمانی با فاصلهی عاطفی هاوارد از نظر مفهومی میتوانست شخصیتی جذاب باشد: موجودی مغرور، طعنهزن و بیگانه که در محیطی نامأنوس گرفتار شده و باید برای یافتن جایگاهش تلاش کند. اما میان این ویژگیها و آنچه روی پرده شکل میگیرد، فاصلهای محسوس وجود دارد. فیلم از ما میخواهد با او همراه شویم، درحالیکه شخصیتپردازیاش بهاندازهای نیست که غرابت او را به صمیمیت بدل کند.
مشکل فقط ظاهر متفاوت هاوارد نیست؛ مسئله آن است که لحن و رفتار او گاهی بیش از آنکه راهی برای شناخت درونیاش باز کنند، به مجموعهای از شوخیها و واکنشهای لحظهای محدود میشوند. تماشاگر میتواند کنجکاوی او را در برابر زمین درک کند، اما کمتر فرصت مییابد با ترس، دلتنگی یا آسیبپذیریاش پیوندی پایدار برقرار کند.
نتیجه، شخصیتی است که از لحاظ تصویری مرکز فیلم است، اما از نظر عاطفی همیشه در مرکز توجه نمینشیند. رابطهها و نقشهای مکمل حضور بورلی، خوانندهای جوان که هاوارد را در زمین همراهی میکند، امکان ایجاد پیوندی انسانی در دل این موقعیت ناممکن را فراهم میآورد. بورلی به فیلم انرژی و گرمایی میبخشد که روایت گاه به آن نیاز دارد؛ بهویژه در بخشهایی که ماجرا هنوز بر برخورد هاوارد با زندگی روزمره و تلاش او برای کنارآمدن با جهان تازه تکیه دارد.
« این تصمیم با جنس ایده سازگار است، اما نتیجه همیشه بهیکاندازه دلنشین نیست. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، رابطهی میان این دو همیشه به عمق لازم نمیرسد و برخی از لحظاتش بیش از آنکه از تحول شخصیتها برآیند، محصول اقتضای موقعیتاند. فیل نیز بهعنوان دانشمندی که در ماجرا درگیر میشود، نمایندهی وجه سبکتر و کمابیش دستوپاچلفتی فیلم است. حضور او گاه موقعیتهای کمیک میآفریند، اما کارکردش بیش از آنکه به انسجام داستان کمک کند، در خدمت بالا بردن هیاهوی صحنههاست.
این شخصیتها ظرفیت آن را دارند که گروهی نامتجانس اما دوستداشتنی بسازند؛ فیلم بهندرت این ظرفیت را بهتمامی بالفعل میکند. شوخیها؛ میان ابتکار و ناهماهنگی طنز «هاوارد اردکه» یکدست نیست و همین مسئله واکنش به آن را دشوار میکند. بعضی شوخیها از خودِ فرض داستان برمیآیند: یک اردک سخنگو در جامعهی انسانی، با عادتها و غرایبی که با محیط پیرامونش سازگار نیست.
چنین لحظههایی گاهی واقعاً خندهدارند، چون فیلم به جای توضیحدادنِ بیپایان موقعیت، از تضاد میان شخصیت و جهان استفاده میکند. اما بخش قابلتوجهی از شوخیها به تکرار، اغراق یا تصادفهای سطحی متکیاند. در این لحظات، فیلم بهجای آنکه از نامعقولبودن شرایط طنزی دقیق بسازد، صرفاً بر عجیببودن تصویر یا رفتار شخصیتها تکیه میکند.
ازاینرو خندهها پراکندهاند: ممکن است صحنهای مخاطب را غافلگیر کند و لحظهای بعد، شوخیای کماثر ریتم را متوقف سازد. این نوسان با ضعف فیلمنامه پیوند دارد؛ زیرا طنز نه از یک نگاه روشن و مداوم، بلکه اغلب از کنار هم قرار گرفتن موقعیتهای متفاوت پدید میآید. تغییر لحن و گسست روایی ضعف اصلی فیلم را باید در ناتوانی آن در حفظ تعادل میان لحنهای گوناگون جستوجو کرد.
« فیل نیز بهعنوان دانشمندی که در ماجرا درگیر میشود، نمایندهی وجه سبکتر و کمابیش دستوپاچلفتی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
داستان ابتدا بر غربت هاوارد و مواجههی او با زمین متمرکز است؛ سپس ماجرای آزمایش علمی و تهدید موجودی بیگانه، وزن بیشتری پیدا میکند. این جابهجایی بهخودیخود ناموجه نیست، اما گذار میان دو بخش بهاندازهای نرم و تدریجی انجام نمیشود که تماشاگر آن را ادامهی طبیعی همان ماجرا بداند.
در نتیجه، نیمهی دوم فیلم گاه شبیه ورود ناگهانی به اثری دیگر است؛ اثری پرتحرکتر و متکی بر هیولا، خطر و آشوب، اما نه لزوماً هماهنگ با کمدیِ غریب و نسبتاً روزمرهی آغازین. همین دگرگونی، ریتم را نیز آسیبپذیر میکند. بعضی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند و برخی از تحولات مهم فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند.
فیلم از نظر حادثه کمبود ندارد، اما حادثهها همیشه به پیشرفت معنادار شخصیتها یا تقویت مضمون اصلی نمیانجامند. اجرا، جلوهها و موسیقی حضور فیزیکی هاوارد، که با طراحی و اجرای عروسکی شکل گرفته، هم سرچشمهی جذابیت فیلم است و هم یکی از موانع آن. ساختن شخصیتی با این میزان از حرکت و حالت در آن دوران، کاری دشوار بوده و تلاش فنیِ پشت آن آشکار است.
بااینحال، گاهی تماشاگر بیش از آنکه خودِ هاوارد را ببیند، متوجه سازوکارِ ساخت او میشود. این فاصله، پذیرش شخصیت را دشوارتر میکند؛ بهخصوص چون فیلم برای تداوم همراهی عاطفی ما با او، به باورپذیری حضوری بیش از صرفاً فنی نیاز دارد. موسیقی از بخشهای خوشایندتر تجربه است و به فیلم حالوهوایی خاص میبخشد.
« همین دگرگونی، ریتم را نیز آسیبپذیر میکند. »
قوتها و کاستیها
ترانهها و قطعات همراه، بهویژه در پیوند با فضای اجراهای بورلی، رنگی متمایز به جهان داستان میزنند. موسیقی همیشه نمیتواند آشفتگی روایت را جبران کند، اما گاه به صحنهها انرژی و شخصیت میدهد؛ چیزی که فیلم در برخی بخشهای کمجان خود به آن نیاز دارد. جایگاه امروزی فیلم امروز «هاوارد اردکه» را میتوان فیلمی دید که شکستهایش بهاندازهی ویژگیهای نامعمولش بخشی از هویت آن شدهاند.
اثری نیست که بتوان همهی کاستیهایش را با نوستالژی یا شهامت ایدهاش نادیده گرفت؛ فیلمنامهی نامنسجم، شوخیهای ناهموار و شخصیتپردازی محدود همچنان موانعی واقعیاند. بااینحال، فیلم در میان آثار پرهزینه و متعارفتر، دستکم بهدلیل انتخاب مسیر غریب خود قابلتوجه میماند. تجربهی تماشای آن نیز به ذائقه بستگی دارد.
کسی که انتظار کمدیای دقیق و یکپارچه دارد، احتمالاً با پراکندگی و تغییر لحن آن مشکل پیدا میکند. اما تماشاگرِ علاقهمند به فیلمهای نامتعارف ممکن است از همان لحظات ناهماهنگ، از شوخیهای اتفاقی و از فضای بیقاعدهی اثر سرگرم شود. «هاوارد اردکه» نه شاهکاری پنهان است و نه صرفاً مجموعهای بیارزش از خطاها؛ فیلمی است که میان ابتکار و آشفتگی گرفتار مانده است.
جمعبندی «Howard the Duck» ایدهای جسورانه و جهانی غریب دارد، چند شوخی مؤثر، موسیقی دلپذیر و لحظاتی که از پیشبینیپذیری فاصله میگیرند. در مقابل، فیلمنامه نمیتواند اجزای گوناگون خود را به روایتی منسجم بدل کند؛ هاوارد نیز آنقدر که باید دوستداشتنی و زنده از آب درنمیآید. مهمتر از همه، تغییر ناگهانی از کمدیِ برخورد با بیگانگی به ماجرای هیولایی و پرحادثه، انسجام اثر را تضعیف میکند.
« ترانهها و قطعات همراه، بهویژه در پیوند با فضای اجراهای بورلی، رنگی متمایز به جهان داستان میزنند. »
جمعبندی
بااینهمه، عجیببودن فیلم تنها عیب آن نیست؛ بخشی از جذابیتش نیز هست. این اثر گاهی خندهدار، گاهی ناهنجار و گاه خستهکننده است، اما بهندرت کاملاً عادی به نظر میرسد. تماشایش بیش از آنکه مواجهه با یک کمدی موفق باشد، تجربهی برخورد با فیلمی پرتناقض است؛ فیلمی که خامیاش را نمیتوان انکار کرد، اما همان خامی گاه جرقههایی از سرگرمی و خیالپردازی نامعمول به همراه میآورد.
« بااینهمه، عجیببودن فیلم تنها عیب آن نیست؛ بخشی از جذابیتش نیز هست. »



ثبت دیدگاه