نقد و بررسی
نقد How to Train Your Dragon 2 | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای که افق جهانش را میگشاید «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید ۲» بهجای آنکه قسمت نخست را با همان الگو تکرار کند، جهانش را بهطرزی چشمگیر گسترش میدهد. پنج سال پس از آشتی وایکینگهای برک با اژدهایان، هیکاپ و بیدندان در آسمانهای ناشناخته به جستوجوی سرزمینهای تازه میپردازند.
این گسترش جغرافیایی، در واقع گسترشی روایی نیز هست: ماجرا از کشف دوستی میان انسان و اژدها فراتر میرود و به پرسشهایی درباره قدرت، مسئولیت و معنای رهبری میرسد. دین دبلوا، که این بار نویسندگی و کارگردانی فیلم را نیز بر عهده دارد، دنباله را با لحنی حماسیتر میسازد. برک دیگر فقط محل وقوع یک ماجرای نوجوانانه نیست؛ جهانی است که صلح شکنندهاش با تهدیدی بزرگ روبهرو میشود.
فیلم میکوشد هم هیجان سفر و کشف را حفظ کند و هم پیامدهای جدیترِ انتخابهای شخصیتهایش را به نمایش بگذارد. همین بلندپروازی، سرچشمه بخش مهمی از جذابیت فیلم و در عین حال منشأ شماری از ناهماهنگیهای آن است. هیکاپ و دشواری پذیرفتن رهبری هیکاپ در این قسمت از نوجوانی که میخواست جای خود را در جامعه پیدا کند، به جوانی بدل شده که باید درباره جایگاهش در آینده تصمیم بگیرد.
او هنوز کنجکاو، خلاق و متمایل به گفتوگوست؛ اما اکنون این خصلتها در برابر انتظاری سنگینتر قرار گرفتهاند: آیا میتواند رهبر شود، بیآنکه به نسخهای از پدرش بدل شود؟ کشمکش او میان آزادیِ اکتشاف و وظیفهای که دیگران برایش در نظر گرفتهاند، محور عاطفی داستان است. این تحول، فیلم را از یک ماجرای ساده درباره دوستی فراتر میبرد.
« دین دبلوا، که این بار نویسندگی و کارگردانی فیلم را نیز بر عهده دارد، دنباله را با لحنی حماسیتر میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هیکاپ ناچار است بفهمد که همدلی بهتنهایی برای حل هر بحرانی کافی نیست و رهبری، گاهی به تصمیمگیری در شرایطی دشوار نیاز دارد. با این حال، مسیر بلوغ او همیشه به یک اندازه منسجم پیش نمیرود. قصه شخصیتهای متعدد و رخدادهای بزرگ را وارد میدان میکند و گاه مجال کافی برای مکث بر تجربه درونی هیکاپ نمییابد.
در نتیجه، تحول او در بعضی لحظهها بیشتر زیر سایه حرکت پرشتاب ماجرا قرار میگیرد تا آنکه بهتمامی از دل آن بجوشد. پیوند هیکاپ و بیدندان رابطه هیکاپ و بیدندان همچنان قلب تپنده فیلم است. جذابیت این پیوند فقط به وفاداری یا شوخیهای دوستداشتنی بیدندان وابسته نیست؛ فیلم آن را بر پایه اعتماد متقابل و هماهنگی بیکلام بنا میکند.
در صحنههای پرواز، هر حرکت هیکاپ پاسخی از سوی اژدها برمیانگیزد و هر واکنش بیدندان بر انتخاب بعدی هیکاپ اثر میگذارد. این هماهنگی به صحنهها انرژی میبخشد و نشان میدهد که دوستیشان نه تزئینی، بلکه نیرویی سازنده در دل روایت است. بیدندان همچنان یکی از بهیادماندنیترین چهرههای فیلم است: کنجکاویِ حیوانیاش، حالتهای چهرهاش و بازیگوشیاش شخصیت مستقل و زندهای به او میدهد.
در کنار او، دیگر اژدهایان نیز صرفاً موجوداتی برای پر کردن قاب نیستند؛ گونهها، رفتارها و اندازههای متفاوتشان به جهان داستان تنوع میبخشد. این بخش از فیلم با موفقیت یادآور میشود که تماشای اژدهاها بهخودیخود یکی از لذتهای اصلی مجموعه است، بیآنکه رابطه مرکزی هیکاپ و بیدندان را از اهمیت بیندازد.
« با این حال، مسیر بلوغ او همیشه به یک اندازه منسجم پیش نمیرود. »
شخصیتها و اجرا
جهان بصری و پرواز در آسمانهای خیال از برجستهترین تواناییهای فیلم، آفرینش جهانی است که تماشاگر را به پرواز دعوت میکند. حرکت دوربین در آسمان، چرخش اژدهاها و تغییر مقیاس از چهرههای نزدیک تا پهنههای وسیع، حس رهایی و شگفتی میآفریند. غاری پنهان و انباشته از اژدهایان، یکی از جلوهگاههای اصلی این تخیل بصری است: فضایی که هم باشکوه است و هم اندکی رازآمیز، و کشف آن از مهمترین لذتهای ماجراجویانه فیلم به شمار میآید.
طراحی محیطها بهخوبی با لحن حماسیتر داستان همراه میشود. برف، سنگ، آتش و آسمان هر یک با بافت و رنگآمیزی متمایز عرضه میشوند و به صحنهها هویتی روشن میبخشند. انیمیشن در حرکتهای سریع، بهویژه در پروازها و رویاروییهای گروهی، پویایی چشمگیری دارد. البته تأکید فراوان بر عظمت قابها گاهی باعث میشود لحظههای کوچکتر و صمیمیتر کمتر به چشم بیایند؛ اما تصویرپردازی فیلم بهندرت از قدرت خیالانگیزی خود میکاهد.
موسیقی و ضرباهنگ اکشن موسیقی جان پاول، پلی میان حس ماجراجویی و بار عاطفی داستان ایجاد میکند. ملودیها با حرکت تصویر بالا میگیرند و به پروازها کیفیتی حماسی میدهند، اما کارکردشان به تقویت هیجان محدود نمیماند. موسیقی در لحظههای آرامتر نیز حضور دارد و پیوند شخصیتها با خانه، خانواده و گذشته را به یاد میآورد.
همین تداوم موسیقایی کمک میکند فیلم، با وجود تغییر مقیاس، از ریشههای عاطفی خود جدا نشود. صحنههای اکشن پرتحرک و خوشساختاند و برای مخاطب کمسنوسال و بزرگسال جذابیت دارند. فیلم از اژدهایان برای ساختن تعقیبوگریزها و نبردهایی استفاده میکند که در آنها حرکت، اندازه و تواناییهای گوناگون موجودات بهخوبی به کار گرفته میشود.
« طراحی محیطها بهخوبی با لحن حماسیتر داستان همراه میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، در بخشهایی نمایش قدرت و شدت درگیریها چنان غالب میشود که قصه به قالب یک ماجرای فانتزیِ پرخرج نزدیکتر میشود. هیجان همچنان مؤثر است، اما گاهی جای لحظههای شوخطبعانه و مکثهای گرم قسمت نخست را میگیرد. شخصیتهای تازه و تهدیدی کمرمق ورود چهرههای تازه، بهویژه اژدهاسواری مرموز که پیوندی شخصی با هیکاپ دارد، ظرفیت عاطفی داستان را افزایش میدهد.
حضور او جهان هیکاپ را پیچیدهتر میکند و به فیلم امکان میدهد درباره خانواده، فقدان و تفاوت نگاهها به زندگی با اژدهایان حرف بزند. این خط داستانی، در کنار فضای ماجراجویانه، به دنباله رنگی انسانیتر میبخشد و از آن صرفاً نمایشگاهی از اژدها و نبرد نمیسازد. در سوی دیگر، دراگو بلودویست تهدیدی روشن و بیرحم است، اما بهاندازه ظرفیت موقعیت داستانیاش شخصیتی پیچیده از کار درنمیآید.
انگیزه و شیوه عمل او بهسادگی قابل فهم است، ولی لایههای درونی و جذابیت نمایشیاش چندان گسترش نمییابند. در نتیجه، تقابل با او بیش از آنکه از برخورد دو جهانبینیِ دقیقاً پرورده نیرو بگیرد، بر خطر فوری و مقیاس درگیری تکیه میکند. بازیگرانی که صداپیشگی شخصیتها را بر عهده دارند، به گروه جان میبخشند، اما حضور چهرههای متعدد گاهی تمرکز روایت را پراکنده میکند.
شلوغی روایت و فاصله از قسمت نخست بزرگتر شدن جهان فیلم هزینهای روایی نیز دارد. همزمانیِ کشف سرزمینهای تازه، معرفی اژدهاهای وحشی، ماجرای خانوادگی هیکاپ، فشار جانشینی و تهدید جنگ، داستان را پرحادثه میکند، اما گاه رشتههای آن بیش از اندازه از هم فاصله میگیرند. بعضی ایدهها درخشاناند، ولی برای پرورش کاملشان زمان کافی فراهم نمیشود.
« هیجان همچنان مؤثر است، اما گاهی جای لحظههای شوخطبعانه و مکثهای گرم قسمت نخست را میگیرد. »
قوتها و کاستیها
این شلوغی بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم میان صحنههای عاطفی و اکشنهای پرحجم جابهجا میشود و فرصت نمییابد اثر هر رویداد را بر شخصیتها بهآرامی بنشاند. در مقایسه با قسمت نخست، حالوهوای شوخ و سادهدلانه کمرنگتر است. دنباله در عوض به سوی لحن جدیتر و حماسیتر حرکت میکند؛ انتخابی که با رشد شخصیتها و افزایش خطرها سازگار است، اما ممکن است برای کسانی که بیش از هر چیز دلبسته گرمای صمیمی فیلم نخست بودهاند، نوعی فاصله ایجاد کند.
این تفاوت را بهتر است نه صرفاً افت کیفیت، بلکه تغییر اولویت دانست: قسمت اول بر کشف و دوستی بنا شده بود؛ قسمت دوم بر مسئولیت و پیامدهای قدرت تکیه میکند. جمعبندی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید ۲» دنبالهای بلندپروازانه است که با تصویرپردازی چشمنواز، پروازهای تماشایی، موسیقی اثرگذار و رابطه ماندگار هیکاپ و بیدندان، جهانی خیالانگیز و پرجنبوجوش میسازد.
گسترش داستان به سوی بلوغ و رهبری به شخصیت اصلی عمق تازهای میدهد و فیلم را از تکرار ساده قسمت نخست دور میکند. در عین حال، انبوه خطهای روایی، پراکندگی گاهبهگاه و ضدقهرمانی کمرمق مانع میشوند همه ظرفیتهای داستانی به یک اندازه شکوفا شوند. نتیجه اثری دیدنی و پرشور است که هم برای مخاطبان جوان و هم برای بزرگسالان جذابیت دارد، هرچند شور صمیمی و طنز سبک قسمت نخست را کمتر در خود دارد.
ارزش اصلی فیلم در آن است که تخیل دیداریاش را با ایدهای انسانی درباره اعتماد و مسئولیت پیوند میزند؛ حتی اگر در مسیر رسیدن به آن، گاهی زیر بار عظمت و شلوغی خودش قرار گیرد.
« در مقایسه با قسمت نخست، حالوهوای شوخ و سادهدلانه کمرنگتر است. »
ثبت دیدگاه