نقد و بررسی
نقد How the West Was Won | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای در مقیاس یک سرزمین «How the West Was Won» میکوشد تاریخ گسترش غرب آمریکا را نه از چشم یک قهرمان یگانه، بلکه از مسیر چند نسل یک خانواده روایت کند. این انتخاب به فیلم امکان میدهد از کوچ و جستوجوی خانه تا جنگ، راهآهن و استقرار در غرب را در گسترهای زمانی طولانی کنار هم بگذارد.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه درامی متعارف با یک خط داستانی پیوسته باشد، نقشهای سینمایی از دگرگونی یک سرزمین و مردمانی است که در آن زندگی میکنند. فیلم در پنج فصل ساخته شده و هدایت آن میان سه کارگردان تقسیم شده است؛ همین ساختار، هم منبع تنوع آن است و هم سرچشمهٔ بخشی از ناهمواریهایش.
خانواده بهمثابه رشتهٔ اتصال تاریخ خانوادهٔ پیشگام در این فیلم نقش پلی میان دورههای تاریخی را بر عهده دارد. رخدادهای بزرگ، از کوچ پرمخاطره تا تغییر چهرهٔ مرزهای غربی، هنگامی برای تماشاگر معنا پیدا میکنند که با تجربههای خصوصی شخصیتها پیوند میخورند: دلبستگی، فقدان، امید به ساختن خانه و اختلاف میان ماندن و رفتن.
این لایهٔ خانوادگی، تاریخ را از صورت مجموعهای از تاریخنگاریهای خشک بیرون میآورد و به آن ضربان انسانی میبخشد. بااینحال، خانواده همیشه به معنای یک مرکز دراماتیک نیرومند نیست. چون شخصیتها در گذر زمان جابهجا میشوند و هر فصل بر موقعیت تازهای تمرکز میکند، رابطهها گاهی بیشتر نقش اتصالدهنده دارند تا موضوعی که با حوصله کاویده شود.
« خانواده بهمثابه رشتهٔ اتصال تاریخ خانوادهٔ پیشگام در این فیلم نقش پلی میان دورههای تاریخی را بر عهده دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر تغییر نسلها را میبیند، اما فرصت نمییابد با همهٔ افراد به یک اندازه نزدیک شود. برخی چهرهها با حضوری کوتاه و تأثیرگذار در ذهن میمانند؛ برخی دیگر، زیر فشار شتاب تاریخ، پیش از آنکه شخصیتشان کاملاً شکل بگیرد، از مرکز توجه کنار میروند. ساختار اپیزودیک و مسئلهٔ پیوستگی پنجپارهبودن فیلم به آن امکان میدهد از رودخانهها و دشتها تا جنگ داخلی، راهآهن و جهان قانونگریز غرب را در بر بگیرد.
هر بخش رنگوبوی روایی و ماجراجویانهٔ مخصوص خود را دارد و همین تنوع مانع یکنواختی میشود. در عین حال، پیوند میان فصلها همواره به اندازهٔ پیوند میان فصلهای یک رمان خوشساخت محکم نیست. فیلم گاه از صحنهای بزرگ به صحنهای بزرگ دیگر میرود، بیآنکه برای پیامدهای عاطفی هر واقعه زمان کافی بگذارد.
به همین دلیل، اثر در لحظاتی بیشتر به منظومهای از تصاویر و موقعیتهای بهیادماندنی شباهت پیدا میکند تا درامی واحد با قوس روایی کاملاً هموار. این ویژگی لزوماً عیب مطلق نیست؛ با منطق حماسهای سازگار است که میخواهد حرکت یک ملت را در مقیاسی فراتر از زندگی یک فرد ببیند. اما تماشاگرانی که پیوستگی روانشناختی و تحول دقیق شخصیتها را در اولویت میگذارند، ممکن است در بخشهایی احساس کنند فیلم از کنار تجربههای درونی آدمها با شتاب عبور میکند.
تصویر؛ سرزمین در مقام شخصیت بزرگترین دستاورد فیلم در تصویرپردازی، تبدیل طبیعت به حضوری روایی است. دشت، رود، کوه و بیابان صرفاً پسزمینهٔ کنش نیستند؛ پهناوری آنها اندازهٔ انسان را کوچک میکند و همزمان نیرویی را نشان میدهد که او را به حرکت و خطرکردن وامیدارد. فیلم برای نمایش این وسعت از شیوهٔ فیلمبرداری سینراما بهره میگیرد؛ شیوهای که با قاب بسیار عریض و نمایش پانورامایی طراحی شده بود.
« تماشاگر تغییر نسلها را میبیند، اما فرصت نمییابد با همهٔ افراد به یک اندازه نزدیک شود. »
شخصیتها و اجرا
این شکوه بصری در بهترین لحظهها، تماشاگر را به تجربهٔ سفر نزدیک میکند: گویی چشمانداز نه فقط دیده، بلکه پیموده میشود. قاب عریض، حس فاصله و انبوهی زمین را برجسته میسازد و از این راه به مضمون گسترش غرب شکل میدهد. در سوی دیگر، همین تأکید بر چشمانداز گاهی از توجه به چهرهها و عواطف آنها میکاهد.
فیلم چنان مجذوب افقهای باز و تصویرهای وسیع است که برخی گفتوگوها و بحرانهای شخصی در سایهٔ عظمت بصری کمرنگ میشوند. تماشای آن بر پردهٔ بزرگ، بهویژه با شیوهٔ نمایش مناسب، بخش مهمی از تجربهٔ اثر است؛ زیرا قابهایش برای تسخیر فضا ساخته شدهاند، نه صرفاً برای تزئین داستان. بازیها و گرمای انسانی بازیگران پرشمار و شناختهشدهٔ فیلم به هر بخش کیفیتی متمایز میبخشند.
حضور چهرههایی چون James Stewart، Debbie Reynolds، Gregory Peck و George Peppard به اثر تنوع میدهد و کمک میکند فصلهای گوناگون، با وجود جهشهای زمانی، هویت اجرایی خاص خود را پیدا کنند. بازیها عموماً در خدمت لحن کلاسیک و حماسی فیلماند؛ بازیگرها شخصیتها را با وضوحی قابلدریافت عرضه میکنند و عاطفهٔ خانوادگی را از پسِ ماجراهای بزرگ به سطحی ملموس میآورند.
در عین حال، تعدد شخصیتها و کوتاهی حضور بعضی از آنها مجال چندانی برای ظرافتهای پیچیده باقی نمیگذارد. گاه بازیگر با جذابیت و کاریزمای خود خلأ پرداخت را جبران میکند، اما فیلم کمتر فرصت دارد انگیزهها و تناقضهای درونی همه را به یک اندازه بکاود. نتیجه، مجموعهای از حضورهای مؤثر است که نه همیشه به پرورش کامل شخصیتها میانجامد، بلکه بیشتر به خاطرهانگیزشدن لحظهها و چهرهها کمک میکند.
« قاب عریض، حس فاصله و انبوهی زمین را برجسته میسازد و از این راه به مضمون گسترش غرب شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگاه تاریخی و مرزهای روایت فیلم گسترش غرب را با زبان حماسه و پیشروی روایت میکند؛ زبانی که بر جسارت، کار، امید و توانایی ساختن آینده تأکید دارد. این نگاه با تصویرهای باشکوه و لحن پرصلابت اثر هماهنگ است، اما امروز میتوان پرسید چه کسانی در مرکز چنین روایتی قرار میگیرند و هزینهٔ این پیشروی بر دوش چه کسانی میافتد.
تمرکز اصلی بر خانوادهٔ مهاجر و تجربهٔ آبادکردن زمین است؛ در نتیجه، پیچیدگیهای تاریخیِ برخورد مهاجران با مردمان بومی و پیامدهای گسترش قلمرو، در مقایسه با سفر خانوادگی و ماجراجوییهای آن، مجال محدودتری مییابد. از این منظر، فیلم هم سندی از خیالپردازی حماسی هالیوود در باب غرب است و هم اثری که تماشای امروز میتواند پرسشهایی دربارهٔ روایت تاریخی آن برانگیزد.
ارزشش تنها در آن نیست که گذشته را باشکوه تصویر میکند؛ بلکه در فاصلهای نیز هست که میان آن تصویر پرطمطراق و شناخت انتقادی امروز پدید میآید. این فاصله، بدون آنکه لذت بصری اثر را از میان ببرد، به تماشاگر امکان میدهد میان ستایش ارادهٔ فردی و سادهسازی تاریخ تمایز بگذارد. موسیقی و لحن حماسی موسیقی Alfred Newman به فیلم نیرویی آشکارا کلاسیک میبخشد و به رخدادهای پراکنده پیوندی شنیداری میدهد.
ملودیهای پرطنین، گسترهٔ بصری را همراهی میکنند و لحظههای سفر، خطر و دگرگونی را در قالبی حماسی برجسته میسازند. روایت گفتاری Spencer Tracy نیز به اثر حالوهوای یک خاطرهٔ بزرگ تاریخی میدهد؛ گویی تماشاگر با داستانی روبهروست که از فاصلهٔ نسلها بازگو میشود. این لحن پرشکوه برای ساختن حس افسانهای فیلم ضروری است، اما همواره به نفع صمیمیت عاطفی عمل نمیکند.
« این لحن پرشکوه برای ساختن حس افسانهای فیلم ضروری است، اما همواره به نفع صمیمیت عاطفی عمل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
گاهی موسیقی و روایت بر فراز جزئیات کوچک زندگی شخصیتها قرار میگیرند و به جای آنکه به سکوت یا تردید مجال دهند، تجربه را به سوی معنا و عظمت ازپیشتعیینشده هدایت میکنند. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه دروننگر باشد، به تماشاگر تصویری بزرگ و روشن از حرکت تاریخی عرضه میکند. جمعبندی «How the West Was Won» حماسهای سینمایی است که شکوه طبیعت، سفر چندنسلی یک خانواده و چشمانداز دگرگونی تاریخی را در قالبی بزرگمقیاس به هم پیوند میزند.
نقطهٔ قوت اصلی آن، تبدیل تاریخ گسترده به تجربهای انسانی و دیداری است؛ قابهای پهناور و حضور بازیگران نیز به آن نیرویی ماندگار میبخشند. در مقابل، ساختار اپیزودیک، شتاب عبور از رخدادها و کمعمقماندن برخی شخصیتها مانع از آن میشود که همهٔ فصلها به یک درام کاملاً پیوسته بدل شوند.
تماشای فیلم با این انتظار که قرار است روایتی یکدست و روانشناختی از چند شخصیت محدود ببینیم، ممکن است به ناامیدی بینجامد. اما اگر آن را همچون نقاشی حماسی از سرزمین، کوچ و دگرگونی نسلها بنگریم، جذابیتش آشکار میشود: اثری باشکوه و گاه نابرابر که چشمانداز را به نیرویی روایی بدل میکند و در همان حال، تماشاگر امروز را به پرسش از معنای «فتح» وادار میسازد.
« در نتیجه، فیلم بیش از آنکه دروننگر باشد، به تماشاگر تصویری بزرگ و روشن از حرکت تاریخی عرضه میکند. »



ثبت دیدگاه