نقد و بررسی
نقد How Funny Can Sex Be? | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ میل و ناسازگاری «How Funny Can Sex Be?» ساختهٔ دینو ریسی، مجموعهای کمدی از نه اپیزود مستقل است که در ایتالیای دههٔ هفتاد، عشق، ازدواج و میل جنسی را دستمایهٔ شوخی قرار میدهد. فیلم با شخصیتها و موقعیتهایی متفاوت پیش میرود و بهجای آنکه قصهای واحد بسازد، گویی آلبومی از برخوردهای کوتاه و گاه نامتعارف را ورق میزند.
در مرکز این ساختار، بازیگرانی چون جیانکارلو جانینی و لورا آنتونلی قرار دارند که در چند نقش ظاهر میشوند و با تغییر چهره و تیپ، پیوند میان اپیزودها را برقرار میکنند. فیلم از همین ابتدا روشن میکند که قرار نیست روانشناسیِ مفصل یا روایتی پیوسته ارائه دهد؛ هدفش شکار لحظههایی است که در آن میل، عادت و مناسبات اجتماعی به موقعیتی مضحک یا غافلگیرکننده بدل میشوند.
ساختار اپیزودیک؛ فرصت و محدودیت قالب اپیزودیک به فیلم آزادی میدهد تا هر بار لحن و زمینهای تازه بیازماید. شخصیتها و مناسباتشان عوض میشوند، اما موضوع مشترک ــ میل جنسی و اثر آن بر رابطهها ــ رشتهٔ پیوندبخش این قطعات باقی میماند. بازگشت بازیگران در نقشهای متفاوت، تماشاگر را به نوعی بازیِ تشخیص و مقایسه دعوت میکند: همان چهرهای که در یک بخش شخصیتی خجالتی یا سرگردان دارد، ممکن است در بخش دیگر چهرهای کاملاً متفاوت پیدا کند.
« ساختار اپیزودیک؛ فرصت و محدودیت قالب اپیزودیک به فیلم آزادی میدهد تا هر بار لحن و زمینهای تازه بیازماید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جابهجایی، تنوع خوشایندی میآفریند و مانع یکنواختی کامل میشود. اما همین ساختار، نابرابری فیلم را نیز آشکار میکند. اپیزودها از نظر ریتم، ایده و قدرت اجرایی یکدست نیستند؛ بعضی بهسرعت به نقطهٔ کمیک خود میرسند و برخی دیگر بیش از اندازه بر موقعیتی عجیب تکیه میکنند، بیآنکه آن را به شوخیای واقعاً مؤثر تبدیل کنند.
در نتیجه، فیلم بیشتر شبیه مجموعهای از فراز و فرودهاست تا اثری که در تمام مدت نیرویی ثابت داشته باشد. این پراکندگی هم بخشی از جذابیت آن است و هم منشأ ضعفش. جیانکارلو جانینی؛ موتور تغییر لحن مهمترین عامل انسجام فیلم، توانایی جانینی در دگرگونیهای سریع است. او از اپیزودی به اپیزود دیگر، تنها ظاهر یا لهجهٔ نقش را عوض نمیکند؛ ضرباهنگ بدن، نحوهٔ مکثکردن و میزان اعتمادبهنفس شخصیت را نیز تغییر میدهد.
بازی او پرانرژی است، اما انرژیاش صرفاً به شلوغکاری نمیانجامد: بسیاری از لحظههای خندهآور از جدیتی میآیند که بازیگر برای موقعیتهای نامعقول حفظ میکند. شخصیتها ممکن است درگیر امیال یا نقشههایی عجیب باشند، اما جانینی آنها را با نوعی اطمینان اجرایی پیش میبرد که خودِ تضاد میان رفتار و موقعیت را خندهدار میکند.
« این جابهجایی، تنوع خوشایندی میآفریند و مانع یکنواختی کامل میشود. »
شخصیتها و اجرا
این توانایی گاه بیش از متن به چشم میآید. در اپیزودهایی که ایدهٔ اصلی کمرمق است، بازیگر با جزئیات اجرایی و تغییر تیپ، صحنه را زنده نگه میدارد؛ بااینحال، بازی خوب نمیتواند هر شوخی را نجات دهد. فیلم گاهی چنان به جسارت یا غرابت موقعیت متکی میشود که از ساختن ظرافت کمیک بازمیماند.
با وجود این، حضور جانینی دلیل مهمی است که مجموعهٔ پراکندهٔ اپیزودها تماشایی بماند. اپیزودهای ماندگار و کمدیِ موقعیت در میان بخشها، «گیلدا» و «عشق سخت» از نمونههاییاند که ایدهٔ کمیکشان با اجرای روشنتری همراه میشود. «گیلدا» بهواسطهٔ برخورد شخصیتها و تغییر مسیر موقعیت، سرزندگی خاصی دارد؛ جذابیتش تنها در غافلگیری نیست، بلکه در آن است که آشفتگی روابط را به نیروی محرک صحنه بدل میکند.
«عشق سخت» نیز از سوءتفاهم و دگرگونی برداشت شخصیتها سود میبرد و در عین حال نشان میدهد که چگونه یک رابطه میتواند با هر کشف تازه، شکل دیگری پیدا کند. این بخشها از آن رو موفقترند که طنز در آنها صرفاً به موضوع جنسی وابسته نمیماند؛ زمانبندی، واکنشها و جابهجایی قدرت میان شخصیتها نیز به خنده کمک میکنند.
« این توانایی گاه بیش از متن به چشم میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بخشهای دیگر، ایدهها گاهی بهتنهایی ظرفیت شوخی دارند، اما بسط کافی پیدا نمیکنند. فیلم بهجای آنکه همیشه از موقعیت به شخصیت برسد، بعضی وقتها بر خودِ نامتعارفبودن موقعیت تکیه میکند. اگر تماشاگر از نخستین لحظه با ایده همراه نشود، تکرار یا کشآمدن آن دشوارتر به چشم میآید. به همین دلیل، تجربهٔ دیدن فیلم میتواند متغیر باشد: یک اپیزود بامزه و بهیادماندنی از راه میرسد و پس از آن بخشی کمجانتر، شتاب مجموعه را پایین میآورد.
طنز جنسی و نگاه به زنان امروز، فاصلهٔ زمانی فیلم با مخاطب معاصر بیش از هر جا در شوخیهای جنسی و تصویر زنان احساس میشود. اثر میکوشد میل را موضوعی عام و گاه مضحک نشان دهد، اما در برخی لحظهها زنان را بیشتر به صورت موضوع نگاه و خواست مردانه به کار میگیرد تا شخصیتهایی با تجربه و ارادهٔ مستقل.
همین مسئله باعث میشود بخشی از شوخیها نه از مشاهدهٔ هوشمندانهٔ روابط، بلکه از کلیشههایی آشنا دربارهٔ جنسیت و بدن نیرو بگیرند. این نکته را نباید با محکومکردن یکسرهٔ فیلم اشتباه گرفت؛ زمینهٔ تاریخی میتواند توضیح دهد چرا چنین شوخیهایی در اثر حضور دارند، اما توضیح تاریخی لزوماً اثرشان را برای تماشاگر امروز خنثی نمیکند.
« در بخشهای دیگر، ایدهها گاهی بهتنهایی ظرفیت شوخی دارند، اما بسط کافی پیدا نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
بعضی لحظهها هنوز از جسارت یا بازی با تابوها انرژی میگیرند، ولی برخی دیگر کهنه، زمخت یا آزاردهنده به نظر میرسند. فیلم همیشه میان هجو میل و بهرهبرداری آسان از آن مرز روشنی نمیکشد. در نتیجه، واکنش به آن تا اندازهای وابسته است به اینکه تماشاگر تا چه حد با کمدی جنسیِ بیپرده و نگرشهای جنسیتیِ قدیمی کنار میآید.
لحن؛ میان خنده و معذبشدن یکی از ویژگیهای جالب اثر آن است که خنده و معذبشدن را گاهی همزمان برمیانگیزد. این دو واکنش الزاماً نقطهضعف نیستند؛ کمدی میتواند از شرمندگی، افراط یا آشکارشدن تناقضهای اجتماعی نیرو بگیرد. مسئله آن است که فیلم همیشه نمیتواند این حس ناخوشایند را به طنز هدفمند تبدیل کند.
در بهترین لحظهها، تماشاگر هم از جسارت موقعیت میخندد و هم درمییابد که زیر آن، نوعی خودفریبی یا تناقض انسانی پنهان است. در لحظههای ضعیفتر، غرابت بهتنهایی جای پرداخت کمیک را میگیرد و صحنه فقط نامتعارف میماند. از این منظر، فیلم اثر یکنواختی نیست و شاید مناسبترین شیوهٔ تماشایش هم انتظارِ یک کمدی یکپارچه نباشد.
« فیلم همیشه میان هجو میل و بهرهبرداری آسان از آن مرز روشنی نمیکشد. »
جمعبندی
این مجموعه را بهتر است همچون رشتهای از آزمونهای طنز دید: بعضی موفق، بعضی کماثر، و بعضی چنان وابسته به زمانهٔ خود که امروز بیش از خنده، فاصلهٔ فرهنگی ایجاد میکنند. همین نوسان، به تجربهٔ فیلم شکل میدهد و مانع از آن میشود که همهٔ اپیزودها با یک داوری یکسان سنجیده شوند. جمعبندی «How Funny Can Sex Be?» فیلمی سرزنده اما نابرابر است؛ اثری که از قالب اپیزودیک برای آزمودن موقعیتهای متنوع استفاده میکند و در بهترین لحظهها، با بازی چندوجهی جیانکارلو جانینی و انرژی بخشهایی چون «گیلدا» و «عشق سخت» به کمدی مؤثری میرسد.
در مقابل، بخشی از شوخیها فرسوده شدهاند، نگاه اثر به زنان گاه مسئلهساز است و بعضی موقعیتهای عجیب از مرز خنده عبور نمیکنند. ارزش تماشای فیلم بیش از آنکه در انسجام روایی یا کامیابی بیوقفهٔ شوخیها باشد، در تنوع اجراها و در امکان دیدن شیوهای تاریخی از کمدی جنسی نهفته است؛ شیوهای که هم میتواند پرجنبوجوش و بازیگوش باشد و هم محدودیتهای زمانهاش را آشکار کند.
« همین نوسان، به تجربهٔ فیلم شکل میدهد و مانع از آن میشود که همهٔ اپیزودها با یک داوری یکسان سنجیده شوند. »



ثبت دیدگاه