نقد و بررسی
نقد حالت نونات چطوره؟ (How Are U Bread) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نانواییای میان افسانه و واقعیت «How Are U Bread» از ایدهای ساده اما خوشجاذبه آغاز میکند: شیرینیپزی نابغه در نانواییای رازآلود کار میکند و شایعه است که خوردن شیرینیهایش آرزوها را برآورده میسازد. نوه میره، نویسندهٔ برنامهای تلویزیونی دربارهٔ نانوایان، مأمور میشود هان دو وو را به حضور در برنامه راضی کند؛ مردی که نه علاقهای به شهرت دارد و نه بهآسانی به دیگران نزدیک میشود.
این برخوردِ هدفمند، بهتدریج از پیگیری حرفهای فراتر میرود و به زمینهای برای شکلگیری علاقه بدل میشود. سریال در پنج قسمت کوتاه روایت میشود و آمیزهای از عاشقانه، خیال و فضای خوراکمحور است. نانوایی بهمثابه جهان داستان مهمترین امتیاز اثر، ساختن فضایی است که تماشاگر را به درون خود میکشد.
نانوایی دو وو فقط محل کار یک شیرینیپز نیست؛ مکانی است که شایعه، کنجکاوی و میل به تجربه در آن به هم میرسند. پشت درهای این کارگاه، روزمرگی بیرون اندکی عقب مینشیند و هر شیرینی رنگی از راز به خود میگیرد. همین کیفیت، به داستان هویتی گرم و خیالانگیز میبخشد و از همان ابتدا پرسشی کوچک اما مؤثر پیش میکشد: آیا جاذبهٔ نانوایی از مهارت دو وو میآید، از افسانهای که پیرامونش شکل گرفته، یا از نیازی انسانی به امید؟
« این برخوردِ هدفمند، بهتدریج از پیگیری حرفهای فراتر میرود و به زمینهای برای شکلگیری علاقه بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جزئیات پختوپز و حضور شیرینیها در قاب، تنها آرایهای بصری نیستند. آنها حس لمسپذیری به جهان سریال میدهند و نوعی آرامش حسی میآفرینند؛ گویی در کنار پیشبرد قصه، تماشاگر را به مکث و تماشا دعوت میکنند. اثر هرگاه به این فضا و جزئیات آن فرصت میدهد، سرزندهتر میشود. کارگاه در چنین لحظههایی از پسزمینه فراتر میرود و به بخشی از زبان روایی تبدیل میشود.
پیوندی که از کنجکاوی آغاز میشود رابطهٔ میره و دو وو بر تضاد میان دو منش استوار است. او با نگاه حرفهای و مأموریتی مشخص وارد زندگی شیرینیپز میشود؛ او اما از جلب توجه رسانهای گریزان است و به حضور غریبهها در حریم کارش با بدگمانی مینگرد. این فاصله، نیروی آغازین رابطه را تأمین میکند: یکی میکوشد راهی به جهان دیگری باز کند، دیگری میخواهد مرزهای خود را حفظ کند.
جذابیت عاشقانهٔ سریال در توجه به لحظههای کوچک آن است؛ در تغییر تدریجی نگاهها، آشنایی آرام با عادتهای دیگری و گذر از کنجکاوی به دلبستگی. پیوند عاطفی قرار نیست با اعترافهای پرشور یا حادثههای عظیم شکل بگیرد، و همین انتخاب با حالوهوای نرم اثر هماهنگ است. بااینهمه، آرامش روایت همیشه به عمق نمیانجامد.
« جزئیات پختوپز و حضور شیرینیها در قاب، تنها آرایهای بصری نیستند. »
شخصیتها و اجرا
برای آنکه علاقهٔ میان دو شخصیت کاملاً باورپذیر شود، باید فرصت بیشتری برای دیدن لایههای شخصیتی و دگرگونی درونی آنان فراهم میآمد. شخصیتها و فاصلهٔ میان امکان و پرداخت دو وو شخصیتی است که رازآلودگیاش هم جذابیت میآفریند و هم محدودیت. علاقهٔ جدی او به هنر شیرینیپزی و بیمیلیاش به شهرت، تصویری از هنرمندی میسازد که میخواهد کارش را از هیاهوی بیرونی جدا نگه دارد.
اما این ویژگیها بیش از آنکه همیشه به شخصیتی چندلایه بدل شوند، گاه در حد نشانههایی باقی میمانند که داستان برای حفظ رمزآلودگی او به کار میگیرد. گذشته و انگیزههایش میتوانستند با حوصلهای بیشتر آشکار شوند تا سکوت او معنایی پرمایهتر پیدا کند. میره نیز بهسبب هدف حرفهایاش ظرفیت خوبی برای شخصیتی مستقل دارد.
او فقط تماشاگر دلبستگی خود نیست؛ در مقام نویسنده برای رسیدن به خواستهاش ابتکار و سماجت نشان میدهد. بااینحال، روایت گاهی او را بیش از اندازه به مسیر عاشقانه وابسته میکند و فرصت نمیدهد دغدغهها و جهان کاریاش به همان اندازه بسط یابد. در نتیجه، هر دو شخصیت دوستداشتنی میمانند، اما استقلال و پیچیدگی بالقوهشان بهتمامی شکوفا نمیشود.
« شخصیتها و فاصلهٔ میان امکان و پرداخت دو وو شخصیتی است که رازآلودگیاش هم جذابیت میآفریند و هم محدودیت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خیال، راز و افسانهٔ شیرینیها عنصر خیال در این مجموعه با شایعهٔ برآوردهشدن آرزوها پیوند دارد؛ ایدهای که در نگاه نخست میتواند استعارهای از امید، اشتیاق و نیاز آدمها به معجزه باشد. در این چارچوب، شیرینی نه فقط محصولی خوشمزه، بلکه واسطهای میان میل و تحقق آن است. این تمهید با جهان گرم نانوایی تناسب دارد و به داستان اجازه میدهد از عاشقانهای متعارف فراتر برود.
اما همین ایده به پرداختی سنجیده نیاز دارد. وقتی داستان به سوی رازها و گرههای بیشتر میرود، بخشی از لطافت آغازینش زیر بار توضیح و پیشبرد سریع روایت قرار میگیرد. بعضی پاسخها زودتر از آنچه انتظار میرود از راه میرسند و مجال تأمل یا تعلیق کاهش مییابد. در نتیجه، افسانهٔ شیرینیها گاهی بیش از آنکه نیرویی پیوسته در ساختار قصه باشد، به وسیلهای برای عبور از یک گره به گرهٔ بعدی تبدیل میشود.
ریتم، دیالوگ و محدودیت قالب کوتاه کوتاهی مجموعه در آغاز میتواند امتیازی به نظر برسد: داستان بیدرنگ وارد موقعیت اصلی میشود و کشآمدنهای معمول در روایتهای بلند را ندارد. بااینحال، همین فشردگی بهایی نیز دارد. در پنج قسمت، چندین خط داستانی و رابطه باید معرفی، گسترش و به نقطهای قابلقبول رسانده شوند؛ ازاینرو برخی تحولها شتابزده به نظر میرسند و شخصیتها زمان کافی برای تغییر تدریجی پیدا نمیکنند.
« در این چارچوب، شیرینی نه فقط محصولی خوشمزه، بلکه واسطهای میان میل و تحقق آن است. »
قوتها و کاستیها
ریتم آرام اثر در لحظههای مربوط به نانوایی و نزدیکی دو شخصیت خوشایند است، اما هرگاه دیالوگها اطلاعات را مستقیم و مفصل توضیح میدهند، این لطافت آسیب میبیند. بهجای آنکه تصویر، رفتار و سکوت بخشی از معنا را منتقل کنند، گفتوگو گاهی بار توضیحی سنگینی بر دوش میکشد. این ناهمواری میان تماشای آرام و روایت شتابزده، سبب میشود اثر در بعضی بخشها دلنشین و در بعضی دیگر ناتمام احساس شود.
بازیها و کیفیت عاطفی Lee Se-young و Suho بار اصلی رابطه را بر دوش دارند و تقابل شخصیتهایشان برای پیشبرد داستان ضروری است. میره باید هم کنجکاوی حرفهای و هم کشش عاطفی خود را باورپذیر کند؛ دو وو نیز باید میان خویشتنداری و گشودگی تدریجی حرکت کند. بهترین لحظههای بازیها زمانی شکل میگیرند که روایت به نگاهها و مکثها مجال میدهد، نه هنگامی که گفتوگوها احساسات را بهصراحت نامگذاری میکنند.
با وجود این، کمبود فرصت برای پرداخت رابطه در کیفیت عاطفی آن نیز بازتاب مییابد. تماشاگر میتواند جذابیت دو شخصیت را دریابد، اما همیشه زمان کافی برای احساسکردن عمق پیوندشان ندارد. اگر مسیر آشناییشان آهستهتر و با صحنههایی بیشتر از زندگی و انگیزههای شخصیشان ساخته میشد، لحظات عاشقانه میتوانستند اثرگذاری بیشتری پیدا کنند.
« بهجای آنکه تصویر، رفتار و سکوت بخشی از معنا را منتقل کنند، گفتوگو گاهی بار توضیحی سنگینی بر دوش میکشد. »
جمعبندی
جمعبندی «How Are U Bread» اثری گرم و خیالانگیز است که از نانوایی رازآلود، شیرینیهای رنگارنگ و برخورد دو شخصیت متفاوت، جهان کوچک و دلپذیری میسازد. جذابیت اصلیاش در فضای حسی کارگاه و شکلگیری آرام علاقه نهفته است؛ در این تصور که گاه یک کنجکاوی حرفهای میتواند به دریچهای برای شناخت و دلبستگی بدل شود.
اما مجموعه در گسترش همین ایده شتاب میکند: گرههایی زود باز میشوند، رابطه فرصت کافی برای ژرفشدن نمییابد و توضیحهای مستقیم گاهی آهنگ نرم روایت را برهم میزنند. بااینحال، این کاستیها تمام طراوت اثر را از میان نمیبرند. مجموعه برای تماشاگرانی که عاشقانهای سبک، فضایی شیرین و آمیزهای از خیال و خوراک را میپسندند، تجربهای خوشایند فراهم میکند؛ تجربهای که بیش از پیچشهای بزرگ، به عطر نانوایی و لحظههای کوچک میان دو آدم تکیه دارد.
« بااینحال، این کاستیها تمام طراوت اثر را از میان نمیبرند. »



ثبت دیدگاه