نقد و بررسی
نقد خانهٔ سایوری (House of Sayuri) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که آرامش را پس میگیرد «House of Sayuri» با آرزویی آشنا آغاز میشود: خانوادهای که سالها برای داشتن خانهای بزرگتر و زندگیای آسودهتر تلاش کردهاند، سرانجام به خانهای در حومه نقل مکان میکنند. اما خانه، برخلاف وعدهای که ظاهرش میدهد، پناهگاه امنی نیست؛ فضایی است که گذشتهای خشونتبار در آن رسوب کرده و حضور روح سایوری، آرامش تازهواردان را بهتدریج از میان میبرد.
این مقدمه در نگاه نخست به الگوی شناختهشدهٔ خانهٔ تسخیرشده وفادار میماند، اما فیلم بهتدریج میکوشد رابطهٔ میان خانه، خانواده و میراث خشونت را پیچیدهتر کند. خانوادهٔ کامیکی تنها قربانیان یک نیروی ماورایی نیستند؛ آنها مردمانیاند که امیدها و وابستگیهای روزمرهشان، ترس از دستدادن یکدیگر را ملموس میکند.
همین زمینه به تهدید سایوری وزن میدهد: خانه محل رخدادهای هولناک است، اما در همان حال فضایی خانوادگی است که خاطرهٔ وعدههای تازه و دشواریهای گذشته را در خود نگه میدارد. فیلم از این تضاد بهره میگیرد تا وحشت را نه فقط در چهرهٔ یک روح، بلکه در فروپاشی امنیتی جای دهد که اعضای خانواده خیال میکنند به دست آوردهاند.
«House of Sayuri» ساختهٔ کوجی شیراایشی است و بر پایهٔ مانگای رنسوکه اوشیکیری شکل گرفته؛ بااینحال، مسیر روایی فیلم صرفاً به بازآفرینی یک قصهٔ آشنای ارواح محدود نمیماند. وحشت در راهروهای تکرارشونده قدرت دیداری فیلم در ساختن خانهای تهدیدآمیز آشکار است. راهروهای تنگ، گوشههای تاریک و اتاقهایی که در نگاه اول عادی به نظر میرسند، بهتدریج کیفیتی بیگانه پیدا میکنند.
« وحشت در راهروهای تکرارشونده قدرت دیداری فیلم در ساختن خانهای تهدیدآمیز آشکار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین با تأکید بر فضاهای خالی، مکثها و حرکتهای مبهم، مخاطب را وادار میکند هر گوشه را با بدگمانی نگاه کند. طراحی صدا نیز نقش مهمی دارد: خندههای نامأنوس، نجواها و صدای دستگاهی که بهدرستی کار نمیکند، گاه بیش از نمایش مستقیم روح دلهره میآفرینند. در این بخشها فیلم نشان میدهد که چگونه میتوان از خانهٔ روزمره، مکانی ساخت که تماشاگر در آن احساس آسودگی نکند.
بااینحال، فیلم در آغاز بیش از اندازه به یک دستور آشنا تکیه میکند: کسی شبانه در راهرو قدم میزند، صدایی میشنود یا به اتاقی خلوت میرسد و ناگهان با حضوری هولناک روبهرو میشود. نخستین مواجههها تأثیرگذارند، اما تکرار این الگو از نیروی غافلگیری میکاهد. وقتی ساختار ترساندن قابل پیشبینی میشود، تاریکی دیگر بهتنهایی تهدیدآمیز نیست و مخاطب پیش از وقوع حادثه، منتظر نشانهٔ بعدی میماند.
فیلم برای مدتی طولانی میان شام خانوادگی، شبنشینی پراضطراب و بازگشت به روزمرگی رفتوآمد میکند؛ نظمی که بهجای انباشتن تنش، گاهی آن را به چرخهای یکنواخت بدل میسازد. خانواده، طنز سیاه و تغییر قواعد یکی از جسورانهترین تصمیمهای فیلم آن است که شخصیتهایش را به انفعال معمول داستانهای خانهٔ تسخیرشده محکوم نمیکند.
در نقطهای از روایت، مادربزرگ خانواده، هاروئه، برخلاف تصویری که از او انتظار میرود، به نیرویی فعال و سرسخت بدل میشود. رابطهٔ او با نوریو، نوهاش، مسیر فیلم را از ترس صرف به سمت همراهی و مقاومت میکشاند. این تغییر، از آن جهت جذاب است که پرسشی ساده اما ثمربخش پیش میکشد: اگر ساکنان خانه بهجای فرار یا تسلیمشدن، تصمیم بگیرند در برابر روح بایستند، قصه چه شکلی پیدا میکند؟
« دوربین با تأکید بر فضاهای خالی، مکثها و حرکتهای مبهم، مخاطب را وادار میکند هر گوشه را با بدگمانی نگاه کند. »
شخصیتها و اجرا
در پی این تغییر، طنز سیاه به فیلم راه مییابد؛ لحظاتی که شخصیتها با جدیتی غیرمنتظره با موقعیتهای نامعقول روبهرو میشوند، یا رفتارشان با انتظار تماشاگر جور درنمیآید. حضور مادربزرگی که از نقش سنتی قربانی فاصله میگیرد، به این کمدی نیرویی ویژه میبخشد. فیلم در نیمهٔ دوم از موقعیتهای تمرینی و برخوردهای پرتحرک بهره میگیرد و گاه حالوهوایی شبیه ماجراجویی عامهپسند پیدا میکند.
این چرخش، تازگی و سرگرمی میآفریند و به اثر اجازه میدهد از قالب متعارف قصهٔ ارواح بیرون بیاید؛ اما بهای این سرزندگی، فاصلهگرفتن از فضای تاریک و سنگینی است که فیلم پیشتر ساخته بود. لحن ناپایدار و بهای غافلگیری تغییر مسیر روایی یکی از مهمترین امتیازهای «House of Sayuri» است، اما همزمان سرچشمهٔ اصلی ناپایداری آن نیز به شمار میرود.
فیلم میان وحشت، کمدی، درام خانوادگی و لحظات پرهیجان حرکت میکند، بیآنکه همیشه بتواند برای هر یک از این لحنها جایگاهی هماهنگ فراهم آورد. طنز گاه از دل وضعیت شخصیتها بیرون میآید و به آنها بُعدی تازه میبخشد، اما گاهی چنان ناگهانی ظاهر میشود که اثر انگار از فیلم دیگری به میان آمده است.
سپس، هنگامی که روایت به سوی وجهی تلختر میرود، فاصلهٔ میان شوخیهای پیشین و سنگینی موضوع تازه، آشکارتر میشود. این ناهماهنگی صرفاً مسئلهای سلیقهای نیست؛ بر نحوهٔ دریافت مضمون نیز اثر میگذارد. فیلم میخواهد هم مخاطب را به هیجان آورد، هم او را بخنداند و هم با رنجی جدی روبهرو کند.
« حضور مادربزرگی که از نقش سنتی قربانی فاصله میگیرد، به این کمدی نیرویی ویژه میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خواستهها ذاتاً ناسازگار نیستند، اما نیازمند گذارهایی سنجیدهاند تا هر تغییر لحن از دل شخصیتها و موقعیتها برآید. در اینجا، بعضی گذارها چنان تندند که مجال شکلگیری عاطفه را میگیرند. حتی وقتی پیچشهای داستانی سرگرمکنندهاند، گاهی احساس میشود اثر بهجای پرورش تدریجی ایدههایش، بر نیروی ناگهانی تغییر مسیر تکیه کرده است.
سایوری و مسئولیت بازنمایی سایوری در مقام حضوری شبحوار، محور کنجکاوی و اضطراب فیلم است، اما بخش مهمی از جذابیت روایت به این وابسته میماند که او را نباید تنها یک هیولای بیچهره دانست. فیلم به گذشتهٔ این شخصیت نزدیک میشود و میکوشد خشونت و رنج را در شکلگیری حضور انتقامجویانهاش دخیل کند.
برای حفظ غافلگیری، جزئیات این گذشته را نمیتوان بازگفت؛ اما همینقدر میتوان گفت که فیلم در این مرحله از وحشت فراطبیعی به سوی موضوعی انسانی و بسیار تلخ حرکت میکند. در این انتخاب، امکان عاطفی مهمی نهفته است: روحی که ابتدا همچون تهدیدی یکدست دیده میشود، میتواند به شخصیتی بدل شود که خشمش از تجربهای دردناک ریشه میگیرد.
اما فیلم این فرصت را بهطور کامل به کار نمیگیرد. گذشتهٔ سایوری در بخش پایانی با سرعت و شدت زیادی وارد روایت میشود و موضوع حساسی را پیش میکشد، بیآنکه پیشتر بهاندازهٔ کافی زمینهٔ عاطفی و روایی برای آن ساخته باشد. در نتیجه، بخشی از افشاگریها بیش از آنکه فهم شخصیت را ژرفتر کنند، حکم شوکی تلخ را پیدا میکنند.
« در اینجا، بعضی گذارها چنان تندند که مجال شکلگیری عاطفه را میگیرند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، شیوهٔ نمایش آسیبپذیری جسمانی سایوری میتواند به کلیشههایی زیانبار نزدیک شود، بهویژه وقتی پیوند میان ظاهر، انزوا و رنج با ظرافت کافی پرداخت نشده باشد. این کاستی، مسئلهٔ کوچکی نیست؛ زیرا فیلم میخواهد رنج او را جدی بگیرد، اما گاه در نحوهٔ صورتبندی همان رنج، از حساسیت لازم فاصله میگیرد.
اجراها و ظرفیتهای تحققنیافته رویارویی نوریو و هاروئه به فیلم مرکز عاطفی روشنی میدهد. نوریو نمایندهٔ جوانی است که ناچار میشود با ترسی بزرگتر از توان خود روبهرو شود؛ هاروئه، در مقابل، به نیرویی غیرمنتظره برای حفظ خانواده بدل میشود. این تقابل، هم لحظات احساسی میآفریند و هم امکان طنز را فراهم میکند.
بازی توشیِه نِگیشی در نقش هاروئه، به شخصیت انرژی و سرزندگی میبخشد و مانع میشود که او صرفاً وسیلهای برای پیشبرد نقشهٔ داستان باشد. در کنار او، فیلم از حضور دیگر اعضای خانواده نیز برای ساختن تصویری از پیوندهای روزمره بهره میگیرد؛ پیوندهایی که تهدید ماورایی، آنها را از حالت عادی خارج میکند.
بااینهمه، تمرکز فیلم بر شوکهای روایی و تغییر ناگهانی مسیر، گاهی فرصت پرداخت آرامتر شخصیتها را محدود میکند. برخی مناسبات خانوادگی بیشتر نقش زمینه را دارند تا آنکه به خطوطی مستقل و رشدیافته بدل شوند. همچنین، استفاده از عناصر پرهیجان در بخشهای بعدی، هرچند سرگرمکننده است، میتواند از اضطرابِ تدریجیِ آغاز فاصله بگیرد.
« اجراها و ظرفیتهای تحققنیافته رویارویی نوریو و هاروئه به فیلم مرکز عاطفی روشنی میدهد. »
جمعبندی
فیلم در بهترین لحظاتش میان ترس، مهر خانوادگی و شوخی نامنتظر تعادلی موقت پیدا میکند؛ در لحظات ضعیفتر، این عناصر بهجای تکمیل یکدیگر، برای جلب توجه با هم رقابت میکنند. همین نوسان باعث میشود اثر همزمان خلاق و ناتمام به نظر برسد. جمعبندی «House of Sayuri» فیلمی نامتعارف در قالب آشنای خانهٔ تسخیرشده است: اثری که از تصاویر وهمآلود و طراحی صوتی مؤثر آغاز میکند، سپس با تغییر مسیر ناگهانی و حضور مادربزرگی مقاوم، قواعد بازی را برهم میزند.
این دگرگونی، نیمهٔ دوم را پرتحرک و سرگرمکننده میکند و فیلم را از تکرار کامل الگوهای معمول نجات میدهد. در عین حال، همین جسارت در جابهجایی میان ژانرها، انسجام لحن را سست میکند؛ و ورود دیرهنگام به گذشتهٔ سایوری نیز برای پرداخت موضوعات حساس، بهاندازهٔ کافی آمادهسازی نشده است. دستاورد فیلم را باید در ترکیب بیپروای وحشت، طنز سیاه و هیجان دید، نه در یکدستی کامل روایت.
«House of Sayuri» لحظاتی دارد که بهواسطهٔ تصویر، صدا و چرخش داستانی در ذهن میمانند، اما همهٔ ایدههایش را با عمقی برابر دنبال نمیکند. حاصل، فیلمی است که میتواند تماشاگر را غافلگیر و سرگرم کند، اما در بخشهایی نیز با تصمیمهای ناهماهنگش فاصلهای میان اثر و عاطفهٔ مخاطب میاندازد.
« همین نوسان باعث میشود اثر همزمان خلاق و ناتمام به نظر برسد. »



ثبت دیدگاه