نقد و بررسی
نقد هتل ترانسیلوانیا ۴ (Hotel Transylvania: Transformania) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «Hotel Transylvania: Transformania» چهارمین فیلم مجموعهای است که از ابتدا با بازیگوشی، اغراق تصویری و وارونهکردن کلیشههای هیولاها شناخته میشد. اینبار نیز داستان از برخورد دو جهان آشنا نیرو میگیرد: جهان دراکولا و دوستانش، که با قواعد و عادتهای هیولایی خود زندگی میکنند، و جهان جانی، انسانی پرشور و بیقرار که از پذیرفتهشدن در خانواده همسرش دست نمیکشد.
فیلم با دستکاری همین مرزبندی، موقعیتی فراهم میکند تا شخصیتها ناچار شوند خود را از زاویهای تازه ببینند. ایدهای که برای یک کمدی خانوادگی ساده و کارآمد است، هرچند بهتنهایی برای زندهکردن کامل مجموعه کفایت نمیکند. طرح داستان و ظرفیت ایده اختراع اسرارآمیز ون هلسینگ از کنترل خارج میشود و جایگاه جسمانی شخصیتها را بههم میریزد: دراک و دوستان هیولایش انسان میشوند و جانی هیولا.
سپس گروهی از شخصیتها برای یافتن راه بازگشت، سفری پرحادثه را آغاز میکنند. همین جابهجایی، موتور اصلی شوخیهاست؛ قدرتها و ویژگیهای بدنی که هر شخصیت به آن خو گرفته، دیگر در اختیارش نیست و باید با محدودیتهایی تازه کنار بیاید. جانی نیز با جسمی که بهظاهر بیشتر با روحیه پرجنبوجوشش جور درمیآید، موقعیتی کمیک پیدا میکند.
« فیلم با دستکاری همین مرزبندی، موقعیتی فراهم میکند تا شخصیتها ناچار شوند خود را از زاویهای تازه ببینند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، طرح بر الگویی آشنا بنا شده است: حادثهای جادویی، سفری برای یافتن درمان و مجموعهای از دردسرهایی که در مسیر پیش میآیند. تماشاگران بزرگتر احتمالاً زودتر از کودکان میتوانند مسیر کلی ماجرا را حدس بزنند. فیلم گاهی بهجای آنکه از ایدهاش برای پیچیدهترکردن روابط یا ساختن کشمکشی تازه بهره بگیرد، بر تکرار موقعیتهای آشوبآمیز تکیه میکند.
بنابراین جذابیت قصه کمتر از غافلگیریهای روایی و بیشتر از تماشای واکنش شخصیتها به بدنهای ناآشنا سرچشمه میگیرد. طنز و ریتم کمدی شوخیهای فیلم برای مخاطب خانوادگی طراحی شدهاند و بخش عمدهای از آنها بر طنز بدنی، واکنشهای اغراقشده و تضاد میان رفتار شخصیتها و ظاهر تازهشان متکی است.
تغییر شکلها امکان میدهد ویژگیهایی که پیشتر بخشی طبیعی از هویت هیولاها بودند، اینبار به سرچشمه دستپاچگی و خنده بدل شوند. بعضی شوخیها برای کودکان بیواسطه و قابلفهماند؛ برخی دیگر نیز با بازی بر تفاوت میان خلقوخوی شخصیتها، میتوانند بزرگترها را سرگرم کنند. ریتم پرجنبوجوش فیلم در بسیاری از لحظات به سود آن کار میکند.
« تماشاگران بزرگتر احتمالاً زودتر از کودکان میتوانند مسیر کلی ماجرا را حدس بزنند. »
شخصیتها و اجرا
وقایع سریع پیش میروند و چندان زمانی برای ایستادن و سنگینشدن فضای داستان باقی نمیماند؛ امتیازی برای تماشاگر کمسنوسالی که از حرکت و شلوغی لذت میبرد. در مقابل، همین شتاب گاهی اجازه نمیدهد شوخیها فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا کنند. بعضی صحنهها پشت سر هم میآیند، بیآنکه همه به یک اندازه بامزه یا ضروری باشند.
در نتیجه، فیلم برای سرگرمی کوتاهمدت موفقتر از ساختن لحظههایی ماندگار است. روابط شخصیتها و مضمون تغییر در لایه زیرین کمدی، فیلم به تفاوت میان ظاهر و هویت میپردازد. شخصیتها با بدنهایی تازه، نهفقط تواناییهای متفاوت، بلکه تصویری ناآشنا از خودشان را تجربه میکنند. این موقعیت میتوانست به کاوشی جدیتر درباره پذیرش تغییر، همدلی و کنارآمدن با دیگران تبدیل شود؛ فیلم نیز به اندازهای از این ظرفیت استفاده میکند که داستان صرفاً به ردیفی از شوخیهای فیزیکی فروکاسته نشود.
بهویژه تقابل میان احتیاط دراکولا و شور بیمهار جانی، همچنان منبع اصلی کشمکش و طنز است. با این حال، مضمونها بیشتر در خدمت پیشبرد ماجرا قرار دارند تا آنکه به عمقی تازه برسند. رابطه این دو شخصیت از پیش برای مخاطبان مجموعه آشناست و فیلم بیش از آنکه نگاه تازهای به آن بیفزاید، تفاوتهای شناختهشدهشان را در شرایطی تازه بازآرایی میکند.
« در مقابل، همین شتاب گاهی اجازه نمیدهد شوخیها فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد برای دنبالکردن قصه کافی است، اما اگر مخاطب از فیلم انتظار تحول چشمگیر در شخصیتپردازی داشته باشد، احتمالاً آن را کممایه خواهد یافت. انیمیشن و کیفیت بصری سبک تصویری مجموعه همیشه بر حرکتهای کشسان، چهرههای پرتحرک و طراحیهای اغراقآمیز تکیه داشته است؛ عناصری که با جهان کارتونی آن تناسب دارند.
در این فیلم نیز جابهجایی میان بدنهای انسانی و هیولایی، زمینهای برای بازی با فرم، حرکت و زبان تصویری فراهم میکند. موقعیتهای پرتحرک و تغییرات جسمانی میتوانند برای تماشاگر خردسال جذاب باشند و به بعضی صحنهها انرژی ببخشند. اما یکدستی بصری فیلم همواره حفظ نمیشود. در برخی لحظات، پرداخت تصویر و حرکتها به اندازهای که از قسمتهای پیشین انتظار میرود صیقلی و چشمنواز نیست؛ گاه نتیجه کمی ناهماهنگ به نظر میرسد و از کیفیت کلی صحنه میکاهد.
این افت برای مخاطبی که با ظاهر پرشور و متمایز فیلمهای پیشین خو گرفته، محسوستر است. با وجود این، زبان بصری همچنان قابلشناسایی باقی میماند و طراحیهای کارتونی، بهخصوص در صحنههای آشفتگی، بخشی از هویت مجموعه را حفظ میکنند. صداپیشگی و حس آشنایی صداپیشگی در انیمیشن فقط وسیله انتقال گفتوگو نیست؛ بخشی از شخصیتپردازی و عامل مهمی در پیوند عاطفی تماشاگر با مجموعه است.
« موقعیتهای پرتحرک و تغییرات جسمانی میتوانند برای تماشاگر خردسال جذاب باشند و به بعضی صحنهها انرژی ببخشند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین هر تغییری در صداهای آشنا میتواند تجربه تماشای قسمت تازه را دگرگون کند. برای مخاطبانی که با صداهای فیلمهای پیشین خو گرفتهاند، تفاوت در گروه صداپیشگان ممکن است از حس تداوم بکاهد و باعث شود بعضی شخصیتها کمی ناآشناتر به گوش برسند. این مسئله لزوماً مانع فهم داستان یا لذتبردن از شوخیها نمیشود؛ بازیهای صوتی همچنان در رساندن هیجان و آشفتگی صحنهها نقش دارند.
اما وقتی دلبستگی به مجموعه از راه شخصیتهای شناختهشده شکل گرفته، جایگزینی صداها میتواند بخشی از خاطره شنیداری تماشاگر را قطع کند. فیلم در این زمینه ناچار است میان تازهکردن گروه اجرایی و حفظ حس آشنای مجموعه تعادل برقرار کند؛ تعادلی که برای همه مخاطبان به یک اندازه موفق نخواهد بود.
تجربه تماشای خانوادگی «Transformania» برای تماشای خانوادگی ساخته شده و قوت اصلیاش نیز در همین کارکرد روشن است. ماجرای پرتحرک، شوخیهای قابلفهم و بحرانهایی که مدام شکل تازهای پیدا میکنند، تماشاگران کمسن را سرگرم میکنند. بزرگترها نیز ممکن است از بعضی شوخیها و از دیدن شخصیتهای آشنا در وضعیتی وارونه لذت ببرند، هرچند احتمالاً برایشان تازگی و ظرافت قسمتهای موفقتر مجموعه کمتر است.
« بنابراین هر تغییری در صداهای آشنا میتواند تجربه تماشای قسمت تازه را دگرگون کند. »
جمعبندی
بااینحال، سرگرمکنندگی با رضایت یکسان نیست. مخاطبی که انتظار دارد فیلم از نظر داستانگویی، انیمیشن یا شخصیتپردازی فراتر از قسمتهای قبلی برود، با اثری آشنا و گاه کمرمق روبهرو میشود. تکرار الگوی سفر و دردسر، آشنایی ایده اصلی و افت محسوس برخی جنبههای اجرایی، مانع از آن میشوند که فیلم تجربهای کاملاً تازه بسازد.
در عوض، اثر بهعنوان یک ماجرای پرجنبوجوش برای دورهمی خانوادگی کارکرد خود را حفظ میکند. جمعبندی «Hotel Transylvania: Transformania» فیلمی سرگرمکننده اما نه چندان نوآورانه است؛ اثری که ایده بامزه تغییر شکل را به موتور شوخیهای خانوادگی تبدیل میکند، ولی از ظرفیت آن برای ساختن روایتی واقعاً تازه بهره کامل نمیبرد.
ریتم سریع و لحظات کمیکش میتواند کودکان را جذب کند و برای بزرگترها نیز سرگرمیهایی پراکنده فراهم آورد. در برابر این نقاط قوت، داستان قابلپیشبینی، کیفیت بصری نابرابر و کمشدن حس آشنای صداها قرار میگیرد. حاصل، پایانی مناسب برای یک تماشای سبک و بیتکلف است، نه لزوماً قسمتی که بتواند در خاطر مخاطب جای ویژهای در کنار بهترین لحظات مجموعه پیدا کند.
« بااینحال، سرگرمکنندگی با رضایت یکسان نیست. »



ثبت دیدگاه