نقد و بررسی
نقد ماشین زمان وان آب گرم ۲ (Hot Tub Time Machine 2) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای در جستوجوی هویت «Hot Tub Time Machine 2» از همان ابتدا بر میراث فیلم نخست تکیه میکند: همان گروه آشنای دوستان، همان وسیلهی نامحتمل سفر در زمان و همان آمیزهی کمدی رفاقتی با شوخیهای بیپروا. اما این بار نقطهی آغاز، نه حسرتِ گذشته، بلکه پیامدهای آیندهای است که شخصیتها با انتخابهای خود ساختهاند.
لو به ثروت و شهرت رسیده، نیک از موقعیت تازهاش بهره میبرد و جیکوب همچنان در رابطه با لو با نوعی دلزدگی و بیاعتمادی روبهروست. هنگامی که حملهای مرموز مسیر زندگی این جمع را مختل میکند، آنها بار دیگر سراغ وانِ زمان میروند؛ سفری که اینبار آنان را به سال ۲۰۲۵ میبرد و داستان را در قالب معمایی دربارهی هویت مهاجم پیش میبرد.
« اما این بار نقطهی آغاز، نه حسرتِ گذشته، بلکه پیامدهای آیندهای است که شخصیتها با انتخابهای خود ساختهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم به کارگردانی Steve Pink ساخته شده و Rob Corddry، Craig Robinson و Clark Duke در نقشهای اصلی حضور دارند؛ Adam Scott نیز به گروه بازیگران پیوسته است. این تغییر جهت، روی کاغذ ظرفیت جذابی دارد. دنباله میتواند به جای تکرار سادهی سفر به گذشته، آیندهای را تصویر کند که از دل تصمیمهای پیشین شخصیتها برآمده است.
چنین ساختاری به فیلم امکان میدهد با مفهوم پیامد، مسئولیت و فاصلهی میان تصویر آدمها از خودشان و واقعیت زندگیشان بازی کند. با این حال، اثر در عمل بیش از آنکه این ایدهها را به رشتهای منسجم بدل کند، از آنها همچون سکویی برای رسیدن به موقعیتهای کمیک پراکنده استفاده میکند. نتیجه گاهی سرزنده و غافلگیرکننده است، اما بهندرت به انسجامی میرسد که بتواند بار داستان را به دوش بکشد.
« این تغییر جهت، روی کاغذ ظرفیت جذابی دارد. »
شخصیتها و اجرا
آیندهای برای شوخی، نه برای کاوش تصویر سال ۲۰۲۵ در فیلم بیش از هر چیز فرصتی برای وارونهکردن انتظارات و ساختن شوخی با پیشرفت، شهرت و فرهنگ عامه است. آینده در اینجا جهانسازی دقیق یا تأملبرانگیز نیست؛ بیشتر مجموعهای از ایدهها و جزئیات اغراقشده است که هر کدام میکوشند بهسرعت خندهای برانگیزند.
وقتی شوخی موفق میشود، همین بیپروایی به سود فیلم کار میکند: زمان و آینده نه موضوعاتی جدی و سنگین، بلکه مصالحی انعطافپذیر برای هجو و بازیگوشیاند. مشکل از آنجا آغاز میشود که فیلم برای پیوند دادن این لحظهها به یکدیگر، اتکای کافی به منطق روایی ندارد. معمای شلیک و تلاش برای کشف عامل آن، در ظاهر محور حرکت گروه است، ولی مسیر داستان بارها از آن فاصله میگیرد.
« مشکل از آنجا آغاز میشود که فیلم برای پیوند دادن این لحظهها به یکدیگر، اتکای کافی به منطق روایی ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی ماجراها نه به شخصیتپردازی عمق میبخشند و نه سرنخی معنادار به معما اضافه میکنند؛ بیشتر بهانهایاند برای شوخی دیگری، موقعیتی تازه یا ارجاعی گذرا. در نتیجه، روایت بهجای آنکه با هر مرحله پیش برود، گاه درجا میزند و گاه بیمقدمه مسیر خود را عوض میکند. این آشفتگی تنها مسئلهی ترتیب رخدادها نیست؛ بر حس پیشروی نیز اثر میگذارد و باعث میشود تماشاگر نتواند همیشه تشخیص دهد کدام بخش واقعاً اهمیت دارد.
کمدیِ نابرابر و شوخیهای بیمهار کمدی فیلم بر تضاد میان رفاقت قدیمی، رفتارهای کودکانه و موقعیتهای نامعقول بنا شده است. این ترکیب در چند لحظه بهخوبی جواب میدهد؛ بهویژه وقتی فیلم به جای توضیح دادن شوخی، اجازه میدهد تناقض خود موقعیت خندهآور باشد. بعضی شوخیها نیز از جسارت و بیپرواییشان نیرو میگیرند و درست به این دلیل که فیلم از ملاحظهکاری پرهیز میکند، اثرگذار میشوند.
« در نتیجه، روایت بهجای آنکه با هر مرحله پیش برود، گاه درجا میزند و گاه بیمقدمه مسیر خود را عوض میکند. »
قوتها و کاستیها
در این لحظهها، «Hot Tub Time Machine 2» همان کمدی شلخته و رهایی را عرضه میکند که مخاطبِ آشنا با قسمت نخست ممکن است انتظارش را داشته باشد. اما جسارت بهتنهایی جایگزین تنوع و پرداخت نیست. بخش بزرگی از شوخیها بر تکرار الگوهای مشابه استوارند؛ گاهی یک نکته چند بار بازگو میشود، بیآنکه ت
« اما جسارت بهتنهایی جایگزین تنوع و پرداخت نیست. »



ثبت دیدگاه