نقد و بررسی
نقد زبر و زرنگها 1993 (Hot Shots! Part Deux) | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت قهرمان، اینبار در لباس رامبو «Hot Shots! Part Deux» محصول ۱۹۹۳ و ساختهٔ جیم آبراهامز، دنبالهای است که جهان هجوآمیز قسمت نخست را از فضای فیلمهای هوانوردی و قهرمانان آسمانی به قلمرو مأموریتهای نجات، جنگلهای خطرناک و قهرمانان تکنفرهٔ سینمای اکشن میبرد. این بار هدف اصلی شوخیها بیش از همه مجموعهٔ «رامبو» و تصویر آشنای سربازی است که گویا میتواند با ارادهای آهنین، مهارتهایی افسانهای و خشمی مهارنشدنی، از پس هر ارتشی برآید.
تاپر هارلی، با بازی چارلی شین، از کنارهگیری و خلوت خود بیرون کشیده میشود تا مأموریتی برای نجات گروگانها و نیروهای گرفتار را هدایت کند. همین چارچوب آشنا، بستری مناسب برای بدلکردن جدیت حماسی فیلمهای جنگی به بازیگوشی و هجو فراهم میآورد. هجو ژانر، نه فقط شوخی با یک فیلم قدرت فیلم در آن است که تنها به تقلید از یک اثر خاص بسنده نمیکند؛ بلکه مجموعهای از عادتهای سینمای اکشن را نشانه میگیرد: قهرمانِ شکستناپذیر، فرماندهان پرادعا، عملیاتهایی که با جدیت کامل طراحی میشوند و خطرهایی که باید عظیم و سرنوشتساز به نظر برسند.
فیلم این قراردادها را میشناسد و از همان شناخت برای وارونهکردنشان بهره میبرد. هرچه جهان داستان میکوشد خود را جدیتر جلوه دهد، امکان بیشتری برای شوخی پدید میآید؛ زیرا فاصلهٔ میان لحن حماسی و آنچه روی پرده رخ میدهد، موتور اصلی خنده است. این هجو گاهی به خود زبان سینما نیز میرسد: شیوهٔ قاببندی، تأکیدهای نمایشی و رفتارهای کلیشهای شخصیتها همگی میتوانند بخشی از لطیفه باشند.
فیلم از تماشاگر دعوت میکند قواعد این جهان را بشناسد و سپس منتظر بماند تا همان قواعد با اندکی اغراق، وارونه یا بیدلیل جدی گرفته شوند. در نتیجه، لذت تماشای آن تنها از شنیدن یک شوخی یا دیدن یک حرکت مضحک نمیآید؛ گاهی آگاهی از الگوی فیلمهای اکشن است که لطیفه را کامل میکند. کمدی تصویری و شتاب روایی مهمترین ابزار کمدی فیلم، شوخیهای دیداری و غافلگیریهای کوتاهاند؛ جزئیاتی که ممکن است در پسزمینهٔ قاب ظاهر شوند یا درست در لحظهای که انتظار داریم صحنه به اوج تنش برسد، مسیر آن را منحرف کنند.
« بازگشت قهرمان، اینبار در لباس رامبو «Hot Shots! »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه با قواعد فیلمهای اکشن تناسب دارد: حرکت، خطر و تعقیبوگریز، فرصتهای پیدرپی برای بازی با انتظار تماشاگر فراهم میکنند. صحنهها معمولاً مکث چندانی نمیکنند و فیلم میکوشد پیش از آنکه لطیفهای فرسوده شود، لطیفهٔ دیگری را جایگزین کند. این تراکم برای تماشاگرانی که با ریتم تند کمدیهای هجوآمیز همراهاند، میتواند سرگرمکننده و پرانرژی باشد.
برخی شوخیها در همان لحظه اثر میگذارند؛ بعضی دیگر بهسبب شناخت قبلی از فیلمها یا نشانههای فرهنگی زمانهشان خندهدارتر میشوند. البته شتاب همیشگی یک پیامد دارد: فرصت تأمل یا شکلگیری تدریجی موقعیت کمتر میشود. فیلم بهجای آنکه هر شوخی را بپرورد، اغلب با شتاب از آن عبور میکند و به سراغ بعدی میرود.
بازیگران و نیروی تضاد چارلی شین در نقش تاپر هارلی، مرکز نسبتاً آرام این آشوب است. بازی او بر خونسردی و جدیت قهرمانانه تکیه دارد؛ نه اینکه خود را به بیرونزدن از لحن فیلم وادارد، بلکه دقیقاً با حفظ همان چهرهٔ مصمم، به طنز موقعیت کمک میکند. هرچه او کمتر به مضحکبودن شرایط اعتراف کند، شکاف میان رفتار شخصیت و اتفاقات پیرامونش آشکارتر میشود.
این رویکرد برای پارودی اهمیت اساسی دارد: بازیگر باید باورپذیر بماند تا جهان پیرامونش بتواند نامعقولتر جلوه کند. لوید بریجز و ریچارد کرنا نیز به استحکام این تضاد کمک میکنند. حضور کرنا، که با جهان «رامبو» پیوندی مستقیم دارد، خود زمینهای برای بازی با حافظهٔ سینمایی مخاطب فراهم میسازد؛ بیآنکه فیلم ناچار باشد هر بار این پیوند را توضیح دهد.
« این تراکم برای تماشاگرانی که با ریتم تند کمدیهای هجوآمیز همراهاند، میتواند سرگرمکننده و پرانرژی باشد. »
شخصیتها و اجرا
والریا گولینو و دیگر بازیگران نیز در فضایی فعالیت میکنند که شخصیتها غالباً با جدیت به موقعیتهای پوچ پاسخ میدهند. این انتخاب، حتی زمانی که شوخی بهتنهایی چندان تازه نیست، به حفظ آهنگ طنز کمک میکند. طنز پرشمار، قصهٔ کمعمق از نظر داستانپردازی، فیلم بیش از آنکه بخواهد درامی مستقل و پیچیده بسازد، بهانهای برای زنجیرهای از صحنههای کمیک و ماجراجویانه فراهم میکند.
مأموریت نجات، خطرهای پیدرپی و گروهی از شخصیتهای گرفتار، ستون روایی قابلفهمی میسازند، اما این ستون معمولاً زیر بار شوخیها و ارجاعها پنهان میماند. انگیزهها بهندرت فرصت پیدا میکنند چندلایه شوند و روابط شخصیتها نیز بیشتر در خدمت موقعیتهای کمیکاند تا تحول عاطفی. این سادگی الزاماً نقصی بیرون از منطق فیلم نیست؛ اثر از آغاز وعدهٔ ماجرایی سبک و هجوآمیز میدهد، نه مطالعهای روانشناختی دربارهٔ جنگ یا قهرمانی.
بااینحال، وقتی شوخیها بهاندازهٔ کافی تازه نباشند، کمبود عمق داستان بیشتر به چشم میآید. برخی صحنهها از آن رو که در خدمت لطیفهای فوریاند، تأثیری گذرا دارند و پس از عبور از قاب بهسختی در ذهن میمانند. فیلم در بهترین لحظاتش از همین بیپروایی بهره میبرد؛ در لحظات کماثرتر، به مجموعهای از شوخیهای پشتسرهم بدل میشود که پیوند محکمی با شخصیتها ندارند.
دنبالهای با تازگی کمتر «Part Deux» همان سازوکار کلی قسمت نخست را حفظ میکند، اما موضوع و منبع الهامش را تغییر میدهد: بهجای هجو فیلمهای پرواز و رقابت نظامی، سراغ فیلمهای نجات و قهرمانان جنگی میرود. این تغییر به اثر امکان میدهد از فضای تازهای بهره بگیرد و در عین حال، همان نوع طنز را ادامه دهد.
« این انتخاب، حتی زمانی که شوخی بهتنهایی چندان تازه نیست، به حفظ آهنگ طنز کمک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، دنبالهبودن فیلم مسئلهای روشن پیش میکشد: آیا تکرار فرمول همچنان غافلگیرکننده است؟ پاسخ بهطور کامل مثبت نیست. گاهی تماشاگر میتواند حرکت بعدی فیلم را حدس بزند، زیرا شوخیها بر الگوی آشنای «ساختن انتظار و شکستن آن» بنا شدهاند. بعضی ایدهها نیز بهجای آنکه از دل موقعیت خاص این داستان بجوشند، بیشتر برای حفظ جریان شوخی وارد میشوند.
این موضوع بهویژه برای کسانی محسوس است که قسمت نخست را معیار خود قرار میدهند؛ دنباله همچنان میتواند بخنداند، اما همهٔ غافلگیریهایش به یک اندازه تازه یا ماندگار نیستند. ارجاعهای فرهنگی و گذر زمان بخشی از طنز فیلم بر اشارههایی به چهرهها، برنامهها، تبلیغات و نشانههای فرهنگی اوایل دههٔ ۱۹۹۰ استوار است.
چنین ارجاعهایی برای مخاطب همدورهٔ فیلم احتمالاً بیواسطهتر عمل میکردند، اما امروز بعضی از آنها برای دریافت کامل لطیفه به شناختی تاریخی نیاز دارند. در مقابل، شوخیهایی که بر رفتارهای کلیشهای سینمای اکشن تکیه دارند، عمر بیشتری دارند؛ زیرا مخاطب حتی بدون آشنایی با جزئیات فرهنگی آن دوره میتواند اغراق و وارونگی را تشخیص دهد.
این دوگانگی بخشی از تجربهٔ تماشای امروز فیلم است. اثر هم سندی از ذائقه و فضای کمدی زمان تولیدش به نظر میرسد و هم مجموعهای از شوخیهای ژانری که همچنان قابلفهماند. گاه گذشت زمان خود به طنز کمک میکند: دیدن اینکه چه چیزهایی روزگاری نشانهٔ کاملاً آشنای فرهنگ عامه بودهاند، اکنون حالوهوایی نوستالژیک پیدا کرده است.
« بااینهمه، دنبالهبودن فیلم مسئلهای روشن پیش میکشد: آیا تکرار فرمول همچنان غافلگیرکننده است؟ »
قوتها و کاستیها
اما در موارد دیگر، ارجاع آنقدر وابسته به لحظهٔ تاریخی است که ضربهٔ کمیکش کمرنگ میشود. جمعبندی «Hot Shots! Part Deux» کمدیای پرتحرک و آگاه به قواعد ژانر است که با جدیگرفتن جهان اکشن، آن را از درون به بازی میگیرد. شوخیهای تصویری، بازیهای خونسرد و ریتم سریع، سرگرمی قابلتوجهی فراهم میکنند؛ بهخصوص برای تماشاگرانی که از هجو فیلمهای جنگی و قهرمانان شکستناپذیر لذت میبرند.
در سوی دیگر، تکرار برخی ترفندها، فرسودگی شماری از ارجاعهای فرهنگی و کمعمقماندن قصه مانع میشود فیلم در تمام لحظات به یک اندازه اثرگذار باشد. ارزش اصلی اثر در انسجام داستانی یا شخصیتپردازی پیچیده نیست، بلکه در مهارتش برای یافتن شکاف میان ظاهر حماسی و باطن مضحک سینمای اکشن نهفته است.
گاهی شوخیها بهسرعت از یاد میروند، اما انرژی بازیگوشانهٔ فیلم و تضاد میان چهرههای جدی و موقعیتهای نامعقول، همچنان به آن نیرویی سرگرمکننده میدهد.
« اما در موارد دیگر، ارجاع آنقدر وابسته به لحظهٔ تاریخی است که ضربهٔ کمیکش کمرنگ میشود. »



ثبت دیدگاه