نقد و بررسی
نقد هوراس و پیت (Horace and Pete) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میخانهای که گذشته را در خود نگه میدارد «Horace and Pete» از مکانی کوچک آغاز میکند و جهان بزرگی را در همان محدوده میگنجاند: میخانهای قدیمی در بروکلین که نسلها در اختیار یک خانواده بوده است. هوراس و پیت، صاحبان کنونی آن، در کنار مشتریان همیشگی روزگار میگذرانند؛ مینوشند، کار میکنند، بحث میکنند و گاه بیآنکه قصدی داشته باشند، تکههایی از زندگیشان را پیش چشم دیگران میگذارند.
حاصل، روایتی نیست که برای پیشبردن داستان به حادثههای پیاپی تکیه کند. این مجموعه بیشتر به شنیدن و تماشا کردن دعوت میکند: نشستن در فضایی بسته و دیدن اینکه خاطرهها، عادتها و زخمهای قدیمی چگونه در گفتوگوهای معمولی خود را نشان میدهند. میخانه در این اثر پسزمینهای خنثی نیست. دیوارها، میزها و پیشخوان، نشانههای تداوم تاریخی و خانوادگیاند؛ گویی مکان، پیش از آنکه شخصیتها سخنی بگویند، بخشی از سرگذشتشان را در خود ثبت کرده است.
همین قدمت، فضا را هم پناهگاه میکند و هم قفسی که بیرونآمدن از آن آسان نیست. سنت در اینجا چیزی باشکوه و بیگزند نیست؛ گاهی فقط نام دیگری برای تکرار است. سریال از همین دوگانگی بهره میگیرد و میخانه را به شخصیتی خاموش بدل میکند که حضورش در تمام گفتوگوها احساس میشود. این کسبوکار خانوادگی از سالها پیش در اختیار خانواده بوده و آداب کهنهاش، بخشی از هویت و گرفتاری شخصیتهاست.
روایت در برابر شتاب ساختار مجموعه از قواعد متعارف درام فاصله میگیرد. اتفاقهای بزرگ، موتور همیشگی روایت نیستند؛ گاه صحنهای طولانی از حرفزدن، مکثکردن یا سکوت، بار اصلی یک قسمت را به دوش میکشد. گفتوگوها ممکن است از موضوعی پیشپاافتاده آغاز شوند، اما کمکم به حسرت، خشم، سیاست، خانواده یا تنهایی راه ببرند.
« حاصل، روایتی نیست که برای پیشبردن داستان به حادثههای پیاپی تکیه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این حرکت تدریجی، یکی از امتیازهای اصلی اثر است: آدمها ناگهان به سخنانی حکیمانه بدل نمیشوند، بلکه حرفهایشان درهم، گاه خودخواهانه و گاه نامنسجم است؛ همانگونه که در زندگی واقعی، حقیقت اغلب از میان جملههای پراکنده سر برمیآورد. این انتخاب فرمی جسورانه است، اما بیهزینه نیست. ریتم کند و گفتوگوهای ممتد ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار گرهافکنی و پیشروی سریع دارند، فرساینده شود.
برخی لحظهها چنان به حالوهوای صحنه وابستهاند که اگر مخاطب با این مکثها همراه نشود، احتمال دارد احساس کند روایت درجا میزند. «Horace and Pete» بیش از آنکه برای مصرف تند و پیوسته ساخته شده باشد، به تماشای صبورانه و فاصلهدادن میان قسمتها مجال میدهد؛ شیوهای که خود اثر نیز بر آن تأکید داشته است.
آدمهای عادی، با پیچیدگیهای واقعی قدرت شخصیتپردازی در این است که مجموعه از تبدیل آدمها به نمونههایی پاکیزه و دوستداشتنی پرهیز میکند. هوراس، پیت و دیگر حاضران در میخانه نه همیشه منطقیاند و نه لزوماً منصف. گاه رفتاری آزاردهنده دارند، گاه از روی ترس یا خودخواهی تصمیم میگیرند و گاه در همان لحظهای که ضعفشان آشکار میشود، نشانهای از مهربانی بروز میدهند.
این تناقضها شخصیتها را از کاریکاتور دور میکند و به آنها وزنی انسانی میبخشد. در کنار صاحبان میخانه، مشتریان نیز صرفاً زینت صحنه نیستند. هرکدام با صدای خاص، خلقوخو و شیوهای متفاوت برای روایت جهان خود وارد میشوند. گاهی حرفهایشان به خط اصلی ماجرا پیوندی روشن ندارد؛ این پراکندگی ممکن است از انسجام روایی بکاهد، اما در عین حال تصویری از زندگی جمعی میسازد که همیشه تابع یک قصه واحد نیست.
« این انتخاب فرمی جسورانه است، اما بیهزینه نیست. »
شخصیتها و اجرا
در یک مکان عمومی، مردم لزوماً برای پیشبردن سرگذشت دیگری حرف نمیزنند؛ هرکس مسئله خود را دارد و همان مسئله میتواند برای مدتی تمام فضای اتاق را اشغال کند. تلخی و طنزی که یکدیگر را خنثی نمیکنند لحن مجموعه بر مرز ظریفی حرکت میکند. شوخیها اغلب خشک، ناگهانی یا تلخاند و الزاماً برای سبککردن فضا به کار نمیروند.
از سوی دیگر، اندوه نیز به نغمهای پیوسته تبدیل نمیشود که تماشاگر را به واکنشی از پیش تعیینشده وادار کند. طنز و رنج در کنار هم میمانند؛ یکی دیگری را پاک نمیکند، بلکه گاه شدت آن را محسوستر میسازد. ممکن است جملهای خندهای کوتاه برانگیزد و همان خنده، بلافاصله با آگاهی از تلخی موقعیت همراه شود.
این تعادل به مجموعه امکان میدهد درباره شکست، تنهایی و روابط خانوادگی حرف بزند، بیآنکه هر صحنه را به موعظه یا اعترافی سنگین بدل کند. آدمها در اینجا برای بیان دردشان زبان یکسانی ندارند؛ بعضی شوخی میکنند، بعضی بحث را عوض میکنند و بعضی بیش از اندازه حرف میزنند. اثر از همین تفاوتها بهره میبرد و عاطفه را نه با موسیقی یا تأکیدهای پررنگ، بلکه با رفتار و لحن شخصیتها شکل میدهد.
نتیجه، صمیمیتی است که بیشتر از همنشینی به دست میآید تا از لحظههای پرشور و نمایشی. بازیگری و کار گروهی بازیگران با تکیه بر شنیدن و واکنش نشان دادن، به فضای کمتحرک مجموعه جان میبخشند. لوئیس سی.کی. در نقش هوراس، حضوری خویشتندار و گاه متناقض دارد؛ بازی او بهجای نمایش آشکار احساسات، اغلب از مکثها و تغییرهای کوچک در رفتار نیرو میگیرد.
« تلخی و طنزی که یکدیگر را خنثی نمیکنند لحن مجموعه بر مرز ظریفی حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استیو بوشمی نیز در نقش پیت، آسیبپذیری و بیقراری شخصیت را بدون سادهسازی به نمایش میگذارد. ادی فالکو در نقش سیلویا، به جمع خانوادگی حضوری مستقل میبخشد و اجازه نمیدهد جایگاه او تنها به واکنشی در برابر دو مرد صاحب میخانه محدود شود. حضور بازیگرانی چون آلن آلدا، جسیکا لنگ و استیون رایت نیز به جهان اثر تنوع میدهد.
نکته مهمتر از شهرت گروه بازیگران، هماهنگی آنها با شیوه روایی مجموعه است. صحنهها به واکنشهای کوچک وابستهاند: مکثی پیش از جواب، نگاهی که از دیگری میدزدد یا جملهای که با لحنی بیاعتنا ادا میشود، میتواند از توضیحی مستقیم رساتر باشد. در چنین فضایی، بازی اغراقآمیز بهسرعت ساختگی جلوه میکند؛ بنابراین کنترل و گوشسپردن به ریتم جمعی اهمیت فراوان دارد.
بیشتر لحظهها طوری شکل میگیرند که گویی شخصیتها واقعاً در اتاقی کنار هم نشستهاند، نه اینکه تنها برای انتقال اطلاعات داستانی روبهروی هم قرار گرفته باشند. محدودیتهای بصری و پراکندگی روایت تمرکز مکانی، از یک سو به اثر هویت میدهد و از سوی دیگر دامنه بصری آن را محدود میکند. بخش بزرگی از مجموعه در فضای میخانه میگذرد و تکرار دکور، نور و وضعیت نشستن و گفتوگوکردن، ممکن است پس از مدتی حس یکنواختی پدید آورد.
قابها کمتر برای ایجاد شکوه بصری طراحی شدهاند؛ بیشتر به ثبت حضور بازیگران و فضای صحنه خدمت میکنند. این سادگی با نگاه اثر سازگار است، اما همیشه به تنوع یا غنای تصویری نمیانجامد. پراکندگی بعضی گفتوگوهای فرعی نیز مسئلهای واقعی است. همه بحثها به یک اندازه در خدمت خط محوری نیستند و گاه ممکن است تماشاگر از خود بپرسد این مکالمه چه نسبتی با روند کلی دارد.
« استیو بوشمی نیز در نقش پیت، آسیبپذیری و بیقراری شخصیت را بدون سادهسازی به نمایش میگذارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، باید میان پراکندگیِ بیثمر و گشودن پنجرهای به زندگی روزمره تفاوت گذاشت. بخشی از هدف مجموعه آن است که به حرفهایی مجال دهد که در روایتهای فشرده معمولاً حذف میشوند؛ هرچند این رویکرد، در بعضی قسمتها، به قیمت از دست رفتن تمرکز تمام میشود. تجربهای میان تلویزیون و تئاتر «Horace and Pete» در شیوه اجرا به نمایشنامه نزدیک میشود: گفتوگوها طولانیاند، مکان ثابت است و وزن بسیاری از صحنهها بر دوش بازیگرانی قرار دارد که روبهروی هم نشستهاند.
در عین حال، قالب سریالی اجازه میدهد رابطهها در طول زمان شکل بگیرند و اطلاعات درباره خانواده و گذشته بهتدریج آشکار شوند. مجموعه تنها ثبت یک اجرای صحنهای نیست؛ انتخاب قابها، نزدیکشدن به چهرهها و فاصلهگرفتن از جمع، گاهی تأکیدی تصویری میسازد که به زبان سینما و تلویزیون تعلق دارد.
منتقدان نیز به آمیختگی ویژگیهای تئاتر، تلویزیون و مستند در ساختار آن اشاره کردهاند. این میانبودگی میتواند برای مخاطبی که به قالبهای روشن عادت دارد، هم جذاب باشد و هم دشوار. اثر نه کاملاً بر الگوی سرگرمی تلویزیونی تکیه میکند و نه میخواهد صرفاً اجرای نمایشیِ ضبطشده باشد. این استقلال، به آن امکان میدهد سراغ مکث و گفتوگویی برود که شاید در قالبی حادثهمحور جایی نمییافت؛ اما در مقابل، از تماشاگر میخواهد محدودیتهای بصری و ریتم نامتعارف را بپذیرد.
جمعبندی «Horace and Pete» اثری شخصیتمحور و تأملگراست که از یک میخانه محقر، تصویری از پیوندهای خانوادگی، گذشته و تنهایی میسازد. مهمترین دستاوردش این است که به گفتوگوهای روزمره اعتماد میکند و از دل آنها عاطفه و پیچیدگی بیرون میکشد؛ بدون آنکه همه شخصیتها را اصلاح کند یا برای احساسات تماشاگر نسخهای آماده بپیچد.
« بااینحال، باید میان پراکندگیِ بیثمر و گشودن پنجرهای به زندگی روزمره تفاوت گذاشت. »
جمعبندی
تلخی و شوخطبعی در کنار هم، فضایی میآفرینند که هم صمیمی است و هم ناآرام. در برابر این دستاورد، کندی ریتم، تکرار فضای بسته و پراکندگی شماری از گفتوگوها قرار دارند. این کاستیها را نمیتوان صرفاً نادیده گرفت، اما تا حدی از همان انتخابی سرچشمه میگیرند که به اثر شخصیت میدهد: ترجیحِ ماندن کنار آدمها بر شتابکردن به سوی حادثه.
این مجموعه برای تماشاگر صبور، تجربهای ماندگار و انسانی فراهم میکند؛ تجربهای که ارزشش نه در پاسخهای قطعی، بلکه در شنیدن صداهایی است که معمولاً مجال زیادی برای شنیدهشدن ندارند.
« تلخی و شوخطبعی در کنار هم، فضایی میآفرینند که هم صمیمی است و هم ناآرام. »



ثبت دیدگاه