نقد و بررسی
نقد 2023 با زیرنویس فارسی (Hopeless) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندانِ پیش از جرم «Hopeless» ساختهٔ Kim Chang-hoon، بیش از آنکه دربارهٔ ورود یک نوجوان به جهان تبهکاری باشد، دربارهٔ ناتوانی او در یافتن راهی بیرون از خشونتی است که از پیش احاطهاش کرده است. یونگیو، پسری که در خانه و مدرسه با تحقیر و آزار روبهروست، رؤیای سادهای دارد: ترک زادگاهش و ساختن زندگی آرامتری در کنار مادرش.
اما فیلم از همان آغاز نشان میدهد که آرزوهای کوچک نیز در محیطی گرفتار فقر، سلطه و ترس، به خواستههایی دور از دسترس بدل میشوند. نقطهٔ عزیمت روایت، همین تنگنای اخلاقی و اجتماعی است. یونگیو در جستوجوی راه نجات، با چیگون آشنا میشود؛ مردی از جهان تبهکاری که در ظاهر امکان گشایش پیش پای او میگذارد.
بااینحال، فیلم این کمک را نه معجزهای رهاییبخش، بلکه دروازهای به رابطهای پیچیده و پرهزینه تصویر میکند. «Hopeless» از این منظر، پرسشی تلخ پیش میکشد: وقتی همهٔ راههای مشروع بستهاند، انتخاب تا چه اندازه واقعاً آزادانه است؟ فیلم نخستین تجربهٔ بلند داستانی Kim Chang-hoon است و در بخش «نوعی نگاه» جشنوارهٔ کن به نمایش درآمد.
روایتی از سقوطِ تدریجی فیلم مسیر یونگیو را با منطق یک سقوط ناگهانی پیش نمیبرد؛ هر قدم، در لحظه، پاسخی قابلفهم به فشاری پیشین است. نیاز مالی، خشونت در خانه، احساس مسئولیت در برابر نزدیکان و میل به فرار، او را به تصمیمهایی سوق میدهند که در ابتدا شاید موقت یا ناگزیر به نظر برسند.
« نقطهٔ عزیمت روایت، همین تنگنای اخلاقی و اجتماعی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین پیوستگی میان علت و پیامد، از نقاط قوت روایت است: شخصیت اصلی نه از سر شرارت، بلکه در وضعیتی گرفتار میشود که انتخابهایش را محدود و پرمخاطره کرده است. بااینهمه، داستان از الگوهای آشنای سینمای جنایی و قصههای پرورش شاگرد در جهان خلافکاران فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. پیوند میان نوجوان آسیبپذیر و مردی باتجربهتر، و حرکت تدریجی نوجوان به سوی خشونت، برای مخاطبی که با این گونه آشناست، چندان پیشبینیناپذیر نیست.
فیلم میکوشد این الگوی شناختهشده را با بار عاطفی و اجتماعی تازهای غنی کند، اما گاهی چنان به مسیر محتوم و تاریکش وفادار میماند که فرصت شگفتزدهکردن یا دگرگونساختن انتظار بیننده را از دست میدهد. خشونت بهمثابه زبان محیط خشونت در «Hopeless» تنها مجموعهای از صحنههای تکاندهنده نیست؛ زبان رایج جهانی است که شخصیتها در آن زندگی میکنند.
در چنین فضایی، تهدید و ضربوشتم جای گفتوگو را میگیرد و بدهی، قدرت و ترس، روابط انسانی را شکل میدهند. فیلم با نشاندادن رفتوآمد خشونت میان خانه، مدرسه و خیابان، مرز میان «زندگی عادی» و جهان تبهکاری را کمرنگ میکند. گویی یونگیو برای ورود به قلمرویی بیگانه از همهچیز دست نمیکشد؛ او تنها قدم به شکل دیگری از همان سلطهای میگذارد که پیشتر تجربه کرده است.
این انتخاب مضمونی مؤثر است، زیرا اجازه نمیدهد تبهکاری فقط به هیئتی جذاب و سینمایی ظاهر شود. مناسبات گروه خلافکار نیز عاری از شفقت و بیهزینه نیست؛ هر امتیاز، بدهی تازهای میسازد و هر راهحل، خطر دیگری پیش میآورد. در عین حال، صراحت و تکرار خشونت میتواند به مانعی بدل شود. بعضی صحنهها بهجای افزودن لایهای تازه به تجربهٔ مخاطب، صرفاً بر بیرحمی جهان فیلم تأکید میکنند؛ تأکیدی که با گذشت زمان، بهجای افزایش تأثیر، ممکن است فرسودگی ایجاد کند.
« بااینهمه، داستان از الگوهای آشنای سینمای جنایی و قصههای پرورش شاگرد در جهان خلافکاران فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و رابطهٔ مرکزی بخش مهمی از نیروی احساسی فیلم از اجرای بازیگران و رابطهٔ یونگیو و چیگون سرچشمه میگیرد. Hong Xa-bin، در نقش یونگیو، آسیبپذیری را با خشم مهارشده درمیآمیزد. شخصیت او صرفاً قربانی خاموشی نیست که رویدادها از کنارش بگذرند؛ در رفتارش هم میل به حفظ کرامت دیده میشود و هم وسوسهٔ پذیرفتهشدن در جمعی که قدرت و امنیت را وعده میدهد.
بازی کمپیرایهٔ او کمک میکند تناقضهای نوجوان باورپذیر بمانند. Song Joong-ki نیز چیگون را به چهرهای یکبعدی و آشکارا شرور فرو نمیکاهد. آرامش ظاهری و کنترل رفتارش با نشانههایی از خشونت و زخمی قدیمی همزمان است. حاصل، شخصیتی است که میتواند در یک لحظه حامی به نظر برسد و در لحظهای دیگر سرچشمهٔ خطر باشد.
این دوگانگی به رابطهٔ مرکزی فیلم کشش میدهد: یونگیو نه فقط از چیگون میترسد و نه بیچونوچرا به او اعتماد میکند؛ وابستگی، تحسین، ترس و نیاز در این پیوند درهم میروند. Kim Hyeong-seo نیز در نقش هایان، حضوری متفاوت در برابر این جهان خشن میسازد، هرچند فیلم مجال یکسانی برای بسط همهٔ شخصیتهای پیرامونی فراهم نمیکند.
شهری که راه خروج ندارد فضاسازی «Hopeless» از عناصر مؤثر در شکلدادن به حس خفقان است. شهر فیلم با خیابانهای کدر، فضاهای تنگ و محیطهای فرسوده، تصویری از مکانی ارائه میدهد که در آن امید نه کاملاً محال، اما همواره دور و گرانقیمت است. قابها و نورپردازی بهجای آنکه به جهان داستان جلوهای پرزرقوبرق بدهند، بر سنگینی روزمرگی و زبری محیط تأکید میکنند.
« Hong Xa-bin، در نقش یونگیو، آسیبپذیری را با خشم مهارشده درمیآمیزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این شهر، حتی فضاهایی که ظاهراً باید محل کار یا آرامش باشند، رنگی از ناامنی دارند. موسیقی و طراحی صدا نیز به حفظ این فشار روانی کمک میکنند؛ سکوتها و صداهای روزمره گاه همانقدر ناآرامکنندهاند که رویاروییهای خشن. بااینحال، انسجام بصری فیلم گاهی به یکنواختی میرسد. از آنجا که جهان اثر تقریباً پیوسته در تیرگی و تباهی باقی میماند، تضادهای عاطفی و بصری فرصت چندانی برای نفسکشیدن نمییابند.
تماشاگر ممکن است پس از مدتی نه بیشتر درگیر شود، بلکه به فشار ثابت فیلم عادت کند. محدودیت در پرداخت شخصیتها و ریتم تمرکز بر جهانبینی تلخ فیلم، گاهی به قیمت پیچیدگی شخصیتهای فرعی تمام میشود. برخی آدمها بیشتر کارکردی روایی دارند: مانعی در مسیر، عاملی برای تشدید بحران یا نشانهای از تباهی محیط.
انگیزهها و گذشتهٔ آنان بهاندازهای روشن نمیشوند که رفتارشان از نقش داستانیشان فراتر رود. این کمبود بهخصوص هنگامی به چشم میآید که فیلم از مخاطب انتظار دارد پیامدهای تصمیمهای شخصیتها را عاطفاً دنبال کند؛ پرداخت کاملترِ روابط میتوانست وزن این تصمیمها را افزایش دهد. ریتم نیز در بخشهایی از اثر کند و سنگین است.
این کندی همیشه نقص نیست؛ گاه مکثها اجازه میدهند فشار روانی موقعیت در ذهن بیننده رسوب کند. اما در امتداد روایتی که مسیر کلی آن آشناست، بعضی مکثها و تکرارهای حسی بیش از آنکه تعلیق بسازند، زمان فیلم را کشدار میکنند. «Hopeless» در نشاندادن بنبست مهارت دارد، اما گاه همان بنبست را چنان طولانی تصویر میکند که تأثیر نخستین آن کاهش مییابد.
« در این شهر، حتی فضاهایی که ظاهراً باید محل کار یا آرامش باشند، رنگی از ناامنی دارند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Hopeless» در بهترین لحظههایش فیلمی دربارهٔ خشونتی است که خود را بازتولید میکند: نوجوانی که برای گریز از محیطی خشن به دستی یاری تکیه میکند، ممکن است همان مناسبات را با شکلی تازه در زندگی خود بازسازی کند. بازیهای کنترلشده، فضای تیره و توجه به بهای پنهانِ کمک و وابستگی، به فیلم نیرویی جدی میبخشند.
اثر همچنین از رمانتیزهکردن سادهٔ جهان خلافکاران پرهیز میکند و نشان میدهد که قدرت، در چنین محیطی، اغلب صورت دیگری از اسارت است. اما روایت آشنا، پرداخت نابرابر شخصیتهای فرعی و تداوم بیوقفهٔ تیرگی، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات به همان اندازه نافذ بماند. خشونت گاه بیش از آنکه معنا را گسترش دهد، بر آن اصرار میورزد و طول فیلم نیز این یکنواختی را محسوستر میکند.
با وجود این کاستیها، «Hopeless» اثری تلخ و خوشساخت در قلمرو جنایی و نئونوآر است؛ فیلمی که ارزش اصلیاش نه در غافلگیریهای روایی، بلکه در ترسیم جهانی نهفته است که در آن نجات، بهآسانی از شکل دیگری از خطر قابلتشخیص نیست.
« بازیهای کنترلشده، فضای تیره و توجه به بهای پنهانِ کمک و وابستگی، به فیلم نیرویی جدی میبخشند. »



ثبت دیدگاه