نقد و بررسی
نقد جبهه خودی (Homefront) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت خشونت به آستانهٔ خانه «Homefront» در ظاهر از طرحی آشنا آغاز میکند: مردی با گذشتهای خشن میخواهد زندگی تازهای بسازد، اما آرامش خانهاش با ورود تهدیدی بیرونی فرو میریزد. فیل بروکر، مأمور پیشین مبارزه با مواد مخدر، به همراه دخترش مدی به شهری کوچک پناه میبرد؛ جایی که قرار است فاصلهای امن میان خانواده و گذشته ایجاد کند.
اما درگیری مدی با زورگویی در مدرسه، زنجیرهای از خصومتها را به حرکت درمیآورد و بروکر را بار دیگر به سوی خشونتی میکشاند که میکوشید پشت سر بگذارد. این پیشفرض برای فیلم اکشن ظرفیت روشنی دارد: خطر، نه در شهری دوردست یا در مأموریتی رسمی، بلکه در همسایگی خانه و در زندگی روزمره سر برمیآورد.
عنوان فیلم نیز به همین ایده اشاره میکند؛ جبههٔ نبرد به فضای خصوصی خانواده نزدیک شده است. بااینحال، فیلم کمتر به پیامدهای عاطفی و اخلاقی این فروپاشی میپردازد و بیشتر از آن بهعنوان موتور پیشبرندهٔ تعلیق و درگیری بهره میگیرد. پدری میان آرامش و واکنش محور انسانی فیلم رابطهٔ بروکر و مدی است؛ رابطهای که از کلیشهٔ پدر محافظ و کودک در معرض خطر فراتر نمیرود، اما در بهترین لحظهها به قصه گرما میبخشد.
بروکر در پی آن است که برای دخترش پدری حاضر و آرام باشد، نه مأموری که هر مسئله را با زور حل میکند. همین کشمکش، ظرفیت دراماتیک شخصیت را میسازد: او نهفقط باید از مدی محافظت کند، بلکه باید با این پرسش نیز کنار بیاید که بازگشت به خشونت چه اثری بر تصویری میگذارد که دخترش از او دارد.
« عنوان فیلم نیز به همین ایده اشاره میکند؛ جبههٔ نبرد به فضای خصوصی خانواده نزدیک شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جیسون استاتهام برای نقش بروکر انتخابی متناسب است. حضور کمحرف و خونسرد او، همراه با تواناییاش در انتقال تهدیدی مهارشده، به شخصیت شکل میدهد. فیلم از همان ابتدا میداند که تماشاگر از او چه انتظاری دارد و بخش مهمی از لذت تماشای اثر نیز از دیدن لحظهای میآید که آرامش ظاهری بروکر جای خود را به قاطعیت میدهد.
بااینحال، همین آشنایی کار را برای فیلم دشوار میکند: شخصیت کمتر از آنکه غافلگیرمان کند، در محدودهٔ تصویری تثبیتشده از قهرمان اکشن حرکت میکند. ایزابلا ویدوویچ در نقش مدی نیز حضوری قابلتوجه دارد. او صرفاً وسیلهای برای ایجاد خطر نیست؛ در صحنههای مشترک با بروکر، رابطهای صمیمی و قابلباور شکل میگیرد.
فیلم زمانی موفقتر است که به سکوتها، نگاهها و نگرانیهای کوچک این دو فرصت میدهد، نه هنگامی که پیوندشان را فقط بهانهای برای تشدید خطر میکند. شرارت با صدای بلند، تهدیدی ناپایدار مورگان «گیتور» بودین، سردستهٔ تبهکاران محلی، قرار است نقطهٔ مقابل بروکر باشد: مردی که قدرت را از راه ترساندن و دستکاری دیگران به دست میآورد.
جیمز فرانکو این نقش را با بیقراری و نوعی نمایشگری اجرا میکند؛ حضوری که گاه به شخصیت رنگ میدهد و گاه آن را از واقعگرایی دور میسازد. گیتور میان خونسردی حسابگرانه و رفتارهای پرخاشگرانه نوسان دارد، اما فیلم برای توضیح جهانبینی یا انگیزههای او مکث چندانی نمیکند. به همین دلیل، تهدید او بیش از آنکه از پیچیدگی شخصیت سرچشمه بگیرد، به موقعیتهای خطرناک و خشونت اطرافش وابسته است.
« جیسون استاتهام برای نقش بروکر انتخابی متناسب است. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میفهمد که گیتور بیرحم و خودخواه است، اما کمتر درمییابد چه چیزی او را از یک تبهکار آشنا و قراردادی متمایز میکند. شخصیتهای پیرامونش نیز گاهی بهجای آنکه روابطی مستقل و چندوجهی داشته باشند، نقشهایی در مسیر تشدید بحران پیدا میکنند. این ضعف، تقابل مرکزی را کمعمقتر میکند: بروکر نیرویی مهارشده است، اما حریفش آنقدر بسط نمییابد که رویارویی آن دو از سطح برخورد قهرمان و شرور فراتر برود.
روایتی آشنا و کمغافلگیری فیلمنامه، نوشتهٔ سیلوستر استالونه و برگرفته از رمانی از چاک لوگان، از الگوی آشنای تریلرهای انتقام و حفاظت بهره میبرد. ورود شخصیت اصلی به محیطی ظاهراً آرام، برخوردی کوچک که به بحرانی بزرگ میانجامد، آشکارشدن تدریجی گذشته و نزدیکشدن خطر به خانواده، همگی اجزای روایی شناختهشدهاند.
این آشنایی بهخودیخود ایراد نیست؛ ژانر اکشن بارها از الگوهای ثابت برای ایجاد لذت و انتظار استفاده کرده است. مسئله این است که «Homefront» کمتر میکوشد به این الگوها معنایی تازه یا زاویهای ویژه بیفزاید. رویدادها عموماً با شتاب پیش میروند و تماشاگر زود حدس میزند که بحران چگونه گستردهتر خواهد شد.
پیوند میان زورگویی مدرسه، خانوادهٔ محلی و گذشتهٔ بروکر نیز بیش از آنکه آرامآرام کشف شود، در خدمت راهاندازی موتور قصه قرار میگیرد. این ساختار، فیلم را روان و قابلدنبالکردن نگه میدارد، اما فرصت چندانی برای ابهام، تعلیق روانشناختی یا تحول غیرمنتظره باقی نمیگذارد. بااینهمه، قصه یک مزیت ساده دارد: هدف قهرمان روشن است.
« این آشنایی بهخودیخود ایراد نیست؛ ژانر اکشن بارها از الگوهای ثابت برای ایجاد لذت و انتظار استفاده کرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بروکر میخواهد دخترش را از خطر دور کند و این هدف، حتی در لحظههایی که منطق برخی کنشها سست میشود، تماشاگر را در مسیر داستان نگه میدارد. فیلم بهجای ساختن معمایی پیچیده، بر فوریت و تهدید مستقیم تکیه میکند؛ انتخابی که برای مخاطبِ خواهان سرگرمی بیواسطه کار میکند، اما برای کسی که انتظار درامی چندلایه دارد، محدودکننده است.
کارگردانی و آشفتگی صحنههای اکشن گری فلدر فیلم را با تمایل به ریتمی تند و برخوردهای پیدرپی پیش میبرد. در بخشهایی که تنش از رفتار و واکنش شخصیتها شکل میگیرد، این رویکرد مؤثر است: تلاش بروکر برای حفظ ظاهر آرام، وقتی محیط پیوسته او را تحریک میکند، نوعی تعلیق تدریجی ایجاد میکند.
اما وقتی فیلم به صحنههای اکشن بزرگتر میرسد، وضوح بصری و انسجام میزانسن همیشه به همان اندازه حفظ نمیشود. تدوین شتابزده و تصویرپردازی تیره در برخی لحظات، دنبالکردن جزئیات حرکت را دشوار میکند. ضربهها و تعقیبوگریزها انرژی دارند، اما گاهی بیش از آنکه از طراحی روشن و قابلتشخیص بهره ببرند، بر شدت برشها و آشوب تصویر متکیاند.
در نتیجه، خشونت بهجای آنکه همواره هیجانآفرین یا تکاندهنده باشد، ممکن است برای تماشاگر به مجموعهای از لحظههای گسسته تبدیل شود. فیلم در فضاسازی شهر کوچک نیز نشانههایی از ظرفیت دارد: محیطی که در ظاهر دور از مرکز قدرت است، اما درونش شبکهای از ترس، خویشاوندی و منافع محلی جریان دارد.
« کارگردانی و آشفتگی صحنههای اکشن گری فلدر فیلم را با تمایل به ریتمی تند و برخوردهای پیدرپی پیش میبرد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این فضا بهندرت به عنصری مستقل و اثرگذار بدل میشود. شهر بیشتر پسزمینهٔ درگیری است تا جهانی زنده که قواعد و مناسباتش بهطور کامل در قصه تنیده شده باشد. بازیگران و ظرفیتهای استفادهنشده استاتهام فیلم را با همان اقتدار فیزیکی و سکوت آشنایش پیش میبرد و ویدوویچ در برابر او شخصیتی حساستر و آسیبپذیرتر میسازد.
حضور فرانکو نیز از نظر اجرایی قابلتوجه است، هرچند انتخابهای پررنگ او گاهی بهجای افزودن هراس، حالتی نمایشی به گیتور میدهد. کیت باسورث در نقش کَسی بودین، خواهری که در مدار خانوادهٔ گیتور گرفتار است، یکی از اجراهای متمایز فیلم را ارائه میکند؛ او به نقشی که میتوانست صرفاً حاشیهای باشد، تنشی عصبی و ناخوشایند میبخشد.
وینونا رایدر در نقش شریل نیز حضور کوتاهی دارد که از نظر شخصیتپردازی مجال چندانی برای گسترش نمییابد. این مسئله به یکی از محدودیتهای کلی فیلم بازمیگردد: بازیگران توانمند در اختیار دارد، اما بسیاری از شخصیتهای فرعی بیشتر برای حرکتدادن پیرنگ به کار گرفته میشوند تا برای ساختن شبکهای از روابط پیچیده.
بنابراین، کیفیت لحظهای بازیها همیشه به عمق درام تبدیل نمیشود. خشونت، خانواده و معنای خانه یکی از ایدههای بالقوهٔ فیلم، نسبت میان خانه و گذشته است. بروکر میکوشد از هویت مأمور سابق خود فاصله بگیرد و پناهگاهی برای مدی بسازد، اما مهارتها و تجربههایی که میخواست کنار بگذارد، بار دیگر به ابزار دفاع از خانواده تبدیل میشوند.
« بااینحال، این فضا بهندرت به عنصری مستقل و اثرگذار بدل میشود. »
جمعبندی
این تناقض میتوانست فیلم را به تأملی جدیتر دربارهٔ میراث خشونت و دشواری گسستن از آن بدل کند. اثر گاه به این پرسش نزدیک میشود، بهخصوص وقتی بروکر ناچار است میان صلحطلبی و واکنش قاطع یکی را برگزیند. بااینحال، پاسخ فیلم عمدتاً در منطق قهرمانمحور ژانر باقی میماند: خشونت وقتی برای محافظت از عزیزان به کار رود، به کنشی پذیرفتنی تبدیل میشود.
این نگاه با قواعد تریلر اکشن سازگار است، اما پیامدهای روانی و اخلاقی چنین انتخابی را چندان نمیکاود. خانه در اینجا بیش از آنکه مکانی برای بازسازی زندگی باشد، قلمرویی است که باید از آن دفاع کرد. جمعبندی «Homefront» تریلری اکشن با هدفی روشن و اجرایی قابلقبول است که از رابطهٔ پدر و دختر نیروی عاطفی میگیرد و از حضور جیسون استاتهام برای حفظ کشش استفاده میکند.
بازیگران، بهویژه در نقشهای مرکزی و در برخی نقشهای فرعی، به فیلم جان میدهند؛ ریتم نسبتاً تند نیز اجازه نمیدهد قصه از حرکت بازبماند. در سوی دیگر، طرح آشنا، شخصیتپردازی محدود گیتور، کمبود غافلگیری و گاه ناخوانایی صحنههای اکشن مانع از آن میشوند که اثر به تریلری ماندگار یا عمیق تبدیل شود.
فیلم برای تماشاگرانی که در پی قصهای مستقیم دربارهٔ پدری مدافع خانواده و قهرمانی اکشن با حضور قدرتمند استاتهاماند، سرگرمکننده خواهد بود. اما جذابترین امکان آن—مواجههٔ مردی با گذشتهای خشونتبار و تلاشش برای ساختن خانهای امن—بیش از آنکه به موضوعی برای کاوش جدی بدل شود، در خدمت پیشبرد رویاروییها قرار میگیرد.
« این تناقض میتوانست فیلم را به تأملی جدیتر دربارهٔ میراث خشونت و دشواری گسستن از آن بدل کند. »



ثبت دیدگاه