نقد و بررسی
نقد هالیوود در وین: شبی در اسکارها (Hollywood in Vienna 2019 - A night at the Oscars) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبی در ستایش موسیقی سینما «هالیوود در وین ۲۰۱۹: شبی در اسکار» بیش از آنکه کنسرتی معمولی با مجموعهای از قطعات محبوب باشد، تلاشی است برای بازخوانی تاریخ سینما از راه موسیقی؛ سفری میان دورهها، سبکها و خاطرههایی که بسیاری از آنها پیش از آنکه در ذهن مخاطب به شکل تصویر زنده شوند، با چند نت شناخته میشوند.
برنامهٔ اصلی، با حضور ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری کیت لاکهارت، بر موسیقی فیلمهای اسکارمحور تمرکز دارد و پس از آن به آثار گابریل یارد میپردازد. همین ساختار دوگانه به اجرا هویتی فراتر از یک رژهٔ نوستالژیک میبخشد: نیمهٔ نخست جشنِ میراث شناختهشدهٔ سینماست و نیمهٔ دوم مکثی بر جهان شخصیتر یک آهنگساز.
معماری برنامه و حرکت میان دورهها آغاز برنامه با نوای پرطمطراق «هورِی فور هالیوود» اعلام میکند که قرار نیست شنونده در فضایی مینیمال یا تجربی قرار گیرد. این کنسرت از همان ابتدا بر شکوه، خاطره و آشنایی تکیه میکند. انتخاب آثاری از «جادوگر شهر اُز»، «آروارهها»، «فهرست شیندلر»، «فارست گامپ» و «پلنگ سیاه» دامنهای چنددههای ایجاد میکند؛ دامنهای که هم تاریخ موسیقی فیلم را به نمایش میگذارد و هم دگرگونی زبان ارکسترال هالیوود را آشکار میسازد.
« این کنسرت از همان ابتدا بر شکوه، خاطره و آشنایی تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین گزینشی البته یک خطر هم دارد: قطعات مشهور ممکن است بهجای آنکه دوباره کشف شوند، صرفاً به نشانههایی برای یادآوری فیلمها بدل شوند. با این حال، قالب اجرای زنده امکان میدهد که مخاطب از وابستگی موسیقی به تصویر فاصله بگیرد و به بافت، رنگ و حرکت درونی آن توجه کند. برنامه هرگاه از قطعاتی با هویت صوتی بسیار متمایز بهره میگیرد، مانند آثار جان ویلیامز یا آلن سیلویستری، این ظرفیت را بهتر آشکار میکند.
ارکستر و رهبری؛ شکوهی که باید نفس بکشد نیروی اصلی این تجربه، ارکستر است: مجموعهای بزرگ که میتواند هم عظمت موسیقیهای حماسی را بازآفرینی کند و هم در لحظههای لطیفتر، به صدایی ظریف و کنترلشده برسد. رهبری کیت لاکهارت برای چنین برنامهای اهمیت ویژه دارد؛ زیرا کنسرتی متشکل از قطعات کوتاه و متنوع به انسجامی نیاز دارد که هر بخش را از حالت شمارهای جداگانه بیرون آورد.
کارکرد رهبر در اینجا تنها حفظ ضربآهنگ نیست، بلکه هدایت تغییرهای ناگهانی در حالوهوا و ساختن پیوند میان جهانهای صوتی متفاوت است. جذابیت اجرای سمفونیک در این است که موسیقی آشنای فیلمها را از مقیاس اتاق تدوین و پردهٔ سینما به فضای کنسرت منتقل میکند. در سالن، جزئیاتی که هنگام تماشای فیلم ممکن است زیر گفتوگو یا حرکت تصویر پنهان بمانند، برجسته میشوند: لایههای سازها، رفتوآمد ملودیها و نحوهٔ انباشتهشدن تنش.
شخصیتها و اجرا
به این ترتیب، شنونده نه فقط خاطرهٔ فیلمها، بلکه مهارت آهنگسازی و تنظیم را نیز دوباره میشنود. آواز و لحظههای صمیمیتر در میان بخشهای ارکسترال، حضور خوانندگان و نوازندگان مهمان به برنامه رنگی نمایشیتر میدهد. اجرای «جایی که چیزهای گمشده میروند» از «بازگشت مری پاپینز» نمونهای از لحظههایی است که کنسرت از شکوه جمعی فاصله میگیرد و به بیان شخصی نزدیک میشود.
مشارکت مارک شیمن در پیانو و آواز، همراه با صدای جودیت هیل، بر لطافت و اندوه پنهان ترانه تأکید میکند؛ کیفیتی که با فضای پرزرقوبرق عنوان برنامه تضاد سازندهای دارد. این تغییر مقیاس اهمیت دارد. اگر تمام اجرا بر صدای حجیم ارکستر و تأثیرهای باشکوه متکی میماند، تجربه میتوانست یکنواخت شود.
لحظههای آوازی و تکنوازی، در عوض، به برنامه امکان میدهند میان نمایش و تأمل رفتوآمد کند. صمیمیت این بخشها یادآور میشود که موسیقی سینما تنها در لحظههای عظیم و قهرمانانه معنا نمییابد؛ گاهی یک خط آوازی آرام، بار عاطفی یک صحنه را دقیقتر از هر اوج ارکسترال منتقل میکند. نیمهٔ دوم؛ از جشن اسکار تا جهان گابریل یارد بخش اختصاصیافته به گابریل یارد، مهمترین عامل تمایز این کنسرت از یک مرور عمومی بر موسیقیهای برندهٔ اسکار است.
« به این ترتیب، شنونده نه فقط خاطرهٔ فیلمها، بلکه مهارت آهنگسازی و تنظیم را نیز دوباره میشنود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نیمهٔ نخست، معیار انتخاب عمدتاً آشنایی و جایگاه تاریخی آثار است؛ اما در نیمهٔ دوم، شنونده وارد قلمرو آهنگسازی میشود که زبان موسیقاییاش میان ارکستر، رنگهای محلی و بیان ملودیک شخصی حرکت میکند. قطعاتی از «بتی بلو»، «آقای ریپلی بااستعداد»، «شهر فرشتگان» و «بیمار انگلیسی» در این بخش جای میگیرند و تصویری چندوجهی از مسیر کاری او میسازند.
حضور خود یارد پشت پیانو نیز به این بخش وزن عاطفی و تاریخی میدهد. اجرای زندهٔ آهنگساز، موسیقی را از شیئی آماده و تثبیتشده به رخدادی انسانی بدل میکند: شنونده با هنرمندی روبهروست که جهان صوتی آثارش را نه فقط نوشته، بلکه در برابر مخاطب بازمیسازد. این نیمه همچنین ریتم کلی برنامه را تغییر میدهد؛ پس از قطعات آشنای اسکار، تمرکز بر یک مؤلف مشخص گوش را به پیگیری سبک، رنگآمیزی و پیوندهای درونی آثار دعوت میکند.
صحنهآرایی و تجربهٔ شنیداری عنوان و فضای رویداد بر تشریفات و شکوه تأکید دارند و سالن مجلل وین نیز با این رویکرد همخوان است. اما ارزش صحنهآرایی در چنین برنامهای نباید تنها با جلوهٔ بیرونی سنجیده شود. نور، نظم اجرا و حضور گروههای مختلف هنگامی مؤثرند که موسیقی را در مرکز توجه نگه دارند، نه آنکه آن را به پسزمینهای برای نمایش بدل کنند.
« حضور خود یارد پشت پیانو نیز به این بخش وزن عاطفی و تاریخی میدهد. »
قوتها و کاستیها
قالب کنسرت، با ترکیب ارکستر، گروه کر، تکنوازان و خوانندگان، ظرفیت تصویری و نمایشی قابلتوجهی دارد؛ با این همه، بهترین لحظهها همانهایی هستند که جلوهٔ اجرا با کیفیت موسیقایی همسطح میشود. برای مخاطبی که با آثار مورد اشاره آشناست، این شب میتواند کیفیتی خاطرهانگیز داشته باشد؛ برای شنوندهٔ تازهوارد نیز همچون نقشهای فشرده از چند نسل موسیقی فیلم عمل میکند.
البته اجرا بیش از آنکه به کشف ناشناختهها متعهد باشد، بر قطعات محبوب و شناختهشده تکیه دارد. از همین رو، کسانی که به دنبال موسیقی کمترشنیدهشده یا برنامهای پژوهشی و غیرمتعارفاند، ممکن است انتخابها را محافظهکارانه بیابند. محدودیتها و نقاط قابل تأمل یکی از محدودیتهای اصلی چنین برنامهای، فشردگی ناگزیر آن است.
وقتی چندین دهه موسیقی سینما در یک شب گرد هم میآیند، هر اثر ناچار است در زمانی محدود نمایندهٔ جهانی بزرگتر باشد. در نتیجه، ممکن است برخی قطعات بیشتر نقش یادآور داشته باشند تا فرصتی برای کاوش کامل در ساختار موسیقیاییشان. همچنین کنار هم قرار گرفتن آثار بسیار مشهور میتواند پیشبینیپذیری ایجاد کند؛ مخاطب گاه پیش از شنیدن ادامهٔ قطعه، مسیر عاطفی آن را میشناسد.
« البته اجرا بیش از آنکه به کشف ناشناختهها متعهد باشد، بر قطعات محبوب و شناختهشده تکیه دارد. »
جمعبندی
از سوی دیگر، بازخوردهای عمومی و نقدهای مستقل دربارهٔ این اجرای مشخص محدود است؛ بنابراین داوری جزئی دربارهٔ کیفیت صوتی هر بخش، توازن سازها یا تفاوتهای اجرایی، پشتوانهٔ کافی ندارد. بهتر است این محدودیت را با حکم قطعی دربارهٔ ضعف اجرا اشتباه نگیریم. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری ارزیابی کرد، طراحی برنامه و ایدهٔ هنری آن است: ترکیب جشن عمومی موسیقی اسکار با ادای احترام مستقل به یارد، ساختاری سنجیده و دارای هویت فراهم میکند.
جمعبندی «هالیوود در وین ۲۰۱۹: شبی در اسکار» کنسرتی برای بازگشت به خاطرههای سینمایی و شنیدن دوبارهٔ موسیقیهایی است که در حافظهٔ جمعی جای گرفتهاند. اجرای ارکسترال پرشور، تنوع میان قطعات حماسی و لطیف، حضور خوانندگان و تکنوازان، و بهویژه نیمهٔ دومِ متمرکز بر گابریل یارد، به برنامه دامنه و شخصیت میبخشد.
نقطهٔ قوت آن، پیوند میان آشنایی و اجرای زنده است؛ محدودیتش نیز همان اتکای پررنگ به آثار مشهور و گذر سریع از هر قطعه است. این اثر بیش از آنکه در پی غافلگیرکردن شنونده باشد، او را به تماشای دوبارهٔ میراث موسیقی سینما از زاویهای شنیداری دعوت میکند. برای دوستداران موسیقی فیلم و مخاطبانی که از شکوه ارکسترال لذت میبرند، تجربهای گرم و اثرگذار است؛ و برای کسانی که جستوجویشان بهسوی آثار ناشناخته میرود، شاید بیشتر دروازهای به جهان موسیقی سینما باشد تا مقصدی برای کشفهای نامتعارف.
« بهتر است این محدودیت را با حکم قطعی دربارهٔ ضعف اجرا اشتباه نگیریم. »
ثبت دیدگاه