نقد و بررسی
نقد گودالی در سرزمین (Hollow in the Land) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرزمینی که پیشاپیش حکم صادر کرده است «Hollow in the Land» ساختهٔ اسکوتر کورکل، تریلری جنایی است که راز قتل را با درامی دربارهٔ میراث خانوادگی و داوری جمعی درهم میآمیزد. آلیسون و براندون، فرزندان مردی که بهسبب قتل در زندان است، در شهری کوچک زندگی میکنند که گذشتهٔ خانوادهشان هنوز از ذهن مردم پاک نشده است.
وقتی قتلهای تازه رخ میدهند و براندون ناپدید میشود، انگشت اتهام بهسرعت بهسوی او و خواهرش نشانه میرود. آلیسون برای یافتن برادر و پاککردن نام او ناچار میشود از میان شایعهها، سکوتها و خصومتهای ریشهدار راهی باز کند. فیلم در آغاز بیش از آنکه بر سرعت حادثهها تکیه کند، بر سنگینی محیط و موقعیت اجتماعی خانواده تمرکز دارد.
این انتخاب، جهانی میسازد که در آن پروندهٔ جنایی از زندگی روزمره جدا نیست: هر برخورد خیابانی و هر نگاه آشنا میتواند یادآوری کند که مردم، پیش از رسیدن به حقیقت، دربارهٔ متهمان حکم خود را صادر کردهاند. اقلیم بصری و جغرافیای بیاعتمادی یکی از مؤثرترین جنبههای فیلم، شکلدادن به حس ناامنی از راه جغرافیاست.
فضای سرد و مهآلود شهر، چشماندازهای زمخت و محیطهای صنعتی، تصویری از مکانی میسازند که هم به شخصیتها تعلق دارد و هم آنان را در خود محصور میکند. این پسزمینه صرفاً آرایهای زیباشناختی نیست؛ کیفیت زندگی در شهری کوچک را بازتاب میدهد که فرصتها و پیوندهایش محدود است و گذشتهٔ آدمها بهسختی از حافظهٔ جمعی بیرون میرود.
« وقتی قتلهای تازه رخ میدهند و براندون ناپدید میشود، انگشت اتهام بهسرعت بهسوی او و خواهرش نشانه میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عنوان فیلم نیز با این فضا تناسب دارد: سرزمین، در ظاهر خانه و مأمن شخصیتهاست، اما در عمل حالتی تهی و بیپناه پیدا میکند. طبیعت پیرامون میتواند هم پناهگاهی برای گریز باشد و هم گسترهای نامطمئن که جستوجو در آن را دشوار میکند. همین تضاد، تعلیق را از دل محیط بیرون میکشد، نه فقط از دل پرسش «قاتل کیست؟».
فضاسازی فیلم در لحظات آرامتر نیز کار میکند و به روایت اجازه میدهد پیش از اوجگیری بحران، فشار روانی خود را انباشته سازد. آلیسون؛ تکیهگاه عاطفی روایت آلیسون مهمترین دلیل پیوستگی عاطفی فیلم است. او تنها در پی حل یک معما نیست؛ بار مراقبت از برادرش و پیامدهای نام خانوادگیشان را نیز به دوش میکشد.
سرسختی او از جنس قهرمانی بینقص نیست. خستگی، خشم و درماندگی در رفتارش حضور دارند و همین ویژگیها به تلاشش برای حمایت از براندون وزن انسانی میبخشند. بازی دیانا اگرون در نقش آلیسون، این پیچیدگی را با خویشتنداری منتقل میکند. او شخصیت را به نمایش اغراقشدهٔ رنج یا شجاعت فرو نمیکاهد و بهجای آن، تنش را در رفتارهای کوچک و واکنشهای کنترلشده نگه میدارد.
رابطهٔ خواهر و برادر نیز قلب انسانی داستان است: پیوندی آمیخته با محبت، نگرانی و اختلاف، که سبب میشود جستوجوی آلیسون فراتر از یک تعقیبوگریز جنایی معنا پیدا کند. براندون، هرچند در مرکز بحران قرار دارد، بهاندازهٔ آلیسون فرصت شکلگرفتن نمییابد و بخشی از تأثیر رابطه از همین نابرابری در پرداخت میکاهد.
« طبیعت پیرامون میتواند هم پناهگاهی برای گریز باشد و هم گسترهای نامطمئن که جستوجو در آن را دشوار میکند. »
شخصیتها و اجرا
شهر کوچک بهمثابه دادگاه فیلم در ترسیم سازوکار قضاوت جمعی موفق است. خانوادهٔ میلر فقط با پلیس و شواهد روبهرو نیست؛ با شهری مواجه است که پیشاپیش دربارهٔ آنان روایت ساخته است. سابقهٔ پدر، رفتارهای گذشتهٔ براندون و موقعیت اجتماعی خانواده، هرکدام به ابزاری برای تقویت بدگمانی بدل میشوند.
در چنین فضایی، شایعه میتواند بهاندازهٔ مدرک واقعی اثرگذار باشد و نگاه مردم، خود شکلی از مجازات را تحمیل کند. این مضمون، وجه اجتماعی فیلم را پررنگ میکند و باعث میشود معمای قتلها صرفاً بازیِ پنهانکردن سرنخ نباشد. پرسش دیگری نیز در پس آن شکل میگیرد: وقتی یک جامعه کسی را از پیش مجرم میداند، چه امکانی برای شنیدهشدن حقیقت باقی میماند؟
بااینحال، فیلم همیشه فرصت نمییابد این پرسش را بهطور کامل بپروراند. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر حامل اطلاعات یا کارکردهای داستانیاند تا انسانهایی با زندگی مستقل؛ ازاینرو، فضای جمعی گاه از نظر ایده غنیتر از نظر شخصیتپردازی است. معمای قتل و تعلیقِ نابرابر روایت، تماشاگر را میان مظنونان و احتمالهای گوناگون نگه میدارد.
اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و گذشتهٔ شخصیتها بر معنای رویدادهای تازه سایه میاندازد. فیلم در این بخش از امتیاز فضای محصور شهر بهره میگیرد: چون همه کموبیش یکدیگر را میشناسند، هر رابطه میتواند به سرنخی بالقوه یا پوششی برای حقیقت تبدیل شود. همین ترکیبِ پیوندهای شخصی و سوءظن عمومی، معما را کنجکاویبرانگیز میکند.
« شهر کوچک بهمثابه دادگاه فیلم در ترسیم سازوکار قضاوت جمعی موفق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، ریتم نیمهٔ نخست آرامتر از آن است که تعلیق جنایی بتواند پیوسته پیشروی کند. فیلم زمان زیادی صرف ساختن محیط و موقعیت آلیسون میکند، اما همهٔ این مکثها به یک اندازه بار دراماتیک ندارند. در نتیجه، تنش اصلی دیرتر از انتظار شکل میگیرد و برخی صحنههای آغازین بیشتر حالوهوا میسازند تا روایت را جلو ببرند.
این کندی برای علاقهمندان به تریلرهای تدریجی ممکن است پذیرفتنی باشد، اما مخاطبی که انتظار پیشرفت پرشتاب معما را دارد، احتمالاً در بخشهایی احساس انتظار خواهد کرد. روایت و مسئلهٔ جمعبندی در بخش پایانی، فیلم میکوشد چند خط داستانی و چند افشاگری را در زمانی محدود به نقطهٔ اوج برساند.
این فشردگی، انرژی روایت را بالا میبرد، اما در عوض از فرصت لازم برای جاافتادن بعضی تحولها میکاهد. برخی پیچشها توجهبرانگیزند، ولی گاه چنان ناگهانی یا برجسته عرضه میشوند که بهجای آنکه از دل جزئیات پیشین بهنرمی سر برآورند، بیش از اندازه به چشم میآیند. شتاب پایانبندی همچنین بر اثر عاطفی نتیجهگیری سایه میاندازد.
فیلم زمینهای فراهم کرده تا سرنوشت خانواده و معنای وفاداری آلیسون اهمیت پیدا کند، اما جمعکردن شتابزدهٔ گرهها مجال نمیدهد همهٔ این خطوط به یک فرجام کاملاً قانعکننده برسند. بیآنکه جزئیاتی از پایان آشکار شود، میتوان گفت مشکل اصلی نه فقدان ایده، بلکه کمبود زمان برای پرداختن به پیامدهای آنهاست.
« بااینهمه، ریتم نیمهٔ نخست آرامتر از آن است که تعلیق جنایی بتواند پیوسته پیشروی کند. »
قوتها و کاستیها
دستاوردها و محدودیتها «Hollow in the Land» در فضاسازی و ساختن حس بیاعتمادی دستاوردی روشن دارد. محیط سرد و زمخت، داستان را از یک معمای جنایی بیچهره جدا میکند و به آن هویتی مکانی میدهد. آلیسون نیز به کمک بازی سنجیدهٔ اگرون مرکز ثقل فیلم باقی میماند؛ شخصیتی که انگیزهاش برای ادامهدادن از رابطهای ملموس و عاطفی سرچشمه میگیرد.
این عناصر سبب میشوند فیلم حتی در لحظاتی که پیشروی داستان کند میشود، جذابیت خود را کاملاً از دست ندهد. در سوی دیگر، نابرابری ریتم، کمپرداختگی برخی شخصیتهای فرعی و فشردگی بخش پایانی مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهای فیلم به نتیجهای یکدست برسند. فیلم گاه میان درام خانوادگی، تریلر رازآلود و تصویری اجتماعی از شهر کوچک رفتوآمد میکند، بیآنکه هر سه وجه را با عمق برابر بپروراند.
حاصل، اثری است که در حالوهوا و شخصیت محوری خود استوارتر از معماری نهایی معماست. جمعبندی «Hollow in the Land» بیش از هر چیز با اقلیم سرد، فشار قضاوت جمعی و حضور مقاوم آلیسون در ذهن میماند. فیلم از یک معمای قتل برای کاوش در زندگی خانوادهای استفاده میکند که گذشتهاش به باری موروثی بدل شده است؛ باری که جامعه بارها بر دوش فرزندان میگذارد.
کندی آغاز و شتاب پایان، پیوستگی درام را تضعیف میکند، اما بازی دیانا اگرون و فضای رازآلود شهر به اثر نیرویی پایدار میبخشند. این تریلر برای تماشاگرانی مناسب است که در کنار کشف راز، به شخصیتمحوری و فضاسازی اهمیت میدهند و از روایتی کمشتاب در آغاز و ناتمامماندن بخشی از ظرفیتهایش چشمپوشی میکنند.
« دستاوردها و محدودیتها «Hollow in the Land» در فضاسازی و ساختن حس بیاعتمادی دستاوردی روشن دارد. »



ثبت دیدگاه