نقد و بررسی
نقد تعطیلات (Holiday) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به میدان در دل مرخصی «Holiday» با ایدهای ساده اما پربازده آغاز میشود: سربازی که برای استراحت به بمبئی آمده، درگیر تهدیدی میشود که آرامش شهر و امنیت مردم را نشانه گرفته است. ویرات باکشی، افسر ارتش هند، بهتدریج درمییابد که خطر فقط در یک مهاجم آشکار خلاصه نمیشود؛ شبکهای پنهان در میان زندگی روزمره شهر جا گرفته و هر لحظه ممکن است به خشونت بدل شود.
فیلم از همین موقعیت برای ساختن تعلیقی شهری بهره میبرد؛ جایی که خیابانهای آشنا، رفتوآمدهای عادی و چهرههای معمولی میتوانند معنایی نگرانکننده پیدا کنند. این پیشفرض، موتور اصلی روایت است و از همان ابتدا پرسشی را پیش میکشد که برای یک فیلم دلهرهآور جذابیت دارد: چگونه میتوان خطری را شناسایی کرد که خود را پشت ظاهر عادی پنهان کرده است؟
«Holiday» پاسخ را در پیگیری، مشاهده و ابتکار قهرمان میجوید. البته فیلم بیش از آنکه بخواهد به واکاوی پیچیده این مسئله بپردازد، آن را به سکویی برای حرکت سریع به سوی تعقیب و درگیری تبدیل میکند. نتیجه، اثری است که ایدهای گیرا دارد، اما همیشه به اندازه ظرفیت آن ایده مکث و تأمل نمیکند.
«Holiday» بازسازی فیلم تامیلی «Thuppakki» است و ایآر موروگادوس نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشته است. قهرمانی که صحنه را در اختیار میگیرد ستون اصلی فیلم، حضور اکشی کومار در نقش ویرات است. او قهرمان را با ترکیبی از خونسردی، توان جسمانی و قاطعیت میسازد؛ شخصیتی که هنگام روبهروشدن با خطر، بهجای سردرگمی، سریع تصمیم میگیرد و به حرکت درمیآید.
« Holiday» پاسخ را در پیگیری، مشاهده و ابتکار قهرمان میجوید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تسلط، برای فیلمی که بخش بزرگی از کشش خود را از پیگیریهای پیاپی و صحنههای نبرد میگیرد، امتیازی مهم است. تماشاگر باور میکند ویرات از پس موقعیتهای دشوار برمیآید، زیرا بازیگر با زبان بدن و ضرباهنگ اجرای خود، حضور نظامی شخصیت را به رخ میکشد. بااینحال، جذابیت ویرات بیشتر از آنکه از تناقضها و پیچیدگیهای درونیاش سرچشمه بگیرد، بر تواناییهای عملی او استوار است.
فیلم قهرمانی میخواهد که عمل کند، نه شخصیتی که مدت زیادی در تردید یا کشمکش روانی بماند. این انتخاب در چارچوب یک فیلم اکشن قابل فهم است، اما گاهی شخصیت را به الگوی آشنای قهرمان شکستناپذیر نزدیک میکند. در بخشهای عاشقانه نیز اجرای اکشی بهاندازه صحنههای پرتحرک، طبیعی و متقاعدکننده نیست؛ گویی فیلم از قلمرویی که بازیگر در آن آسودهتر است فاصله میگیرد و به لحنی میرسد که با نیروی اصلی او همخوانی کمتری دارد.
تعلیق، تعقیب و طراحی اکشن بهترین لحظات «Holiday» زمانی شکل میگیرند که فیلم بر کشف و خنثیکردن تهدید تمرکز میکند. روایت با پیشبردن زنجیرهای از سرنخها و موقعیتهای خطرناک، حس فوریت میسازد و بیننده را در پی این میگذارد که قهرمان چگونه گام بعدی را پیدا خواهد کرد. صحنههای اکشن پرتحرکاند و از انرژی بدنی اکشی کومار بهره میبرند؛ ضربهها و تعقیبها به فیلم نیرویی میدهند که کمک میکند ضعفهای روایی آن کمتر به چشم بیایند.
در این لحظات، فیلم سرگرمکننده و چابک است، حتی اگر گاه به منطق واقعگرایانه وفادار نماند. بااینحال، هیجان صحنهها همیشه از تعلیق دقیق و پرداخت ظریف حاصل نمیشود. گاهی فیلم برای رساندن قهرمان به موقعیت بعدی، از همزمانیهای مناسب یا راهحلهای آسان استفاده میکند. به این ترتیب، خطر در ظاهر بزرگ است، اما سازوکار داستانی پیرامون آن همیشه به همان اندازه محکم نیست.
« این تسلط، برای فیلمی که بخش بزرگی از کشش خود را از پیگیریهای پیاپی و صحنههای نبرد میگیرد، امتیازی مهم است. »
شخصیتها و اجرا
بخشی از لذت تماشای فیلم نیز به پذیرفتن قواعد اغراقآمیز سینمای تجاری وابسته است: اگر تماشاگر همراه با منطق قهرمانمحور فیلم حرکت کند، اکشنها کار خود را انجام میدهند؛ اما اگر پیوسته احتمالها و جزئیات را بسنجد، ترکهای فیلمنامه آشکارتر میشوند. دشمن پنهان و محدودیتهای داستان شبکه عوامل مخفی، ایدهای مناسب برای خلق اضطراب و سوءظن فراهم میکند.
ترس اصلی نه فقط از یک حمله، بلکه از نامعلومبودن تعداد و هویت عاملان آن میآید. فیلم در آغاز از این ظرفیت بهره میگیرد و با گسترش دامنه تهدید، حس میدهد که قهرمان با مسئلهای بزرگتر از یک رویارویی مستقیم روبهرو است. این گسترش، ساختار اپیزودیکی به بخشهایی از روایت میدهد: هر کشف میتواند سرنخی برای مرحله بعد باشد و هر مرحله، خطر را به شکل تازهای پیش چشم بگذارد.
اما قصه در ادامه همیشه به اندازه پیشفرض خود غافلگیرکننده نمیماند. برخی مسیرها قابل حدساند و بعضی گرهها بیشتر برای پیشبردن اکشن به کار میروند تا برای پیچیدهکردن شخصیتها و مناسباتشان. ضدقهرمان نیز از آن ابهت و حضوری که تهدیدی در این ابعاد به آن نیاز دارد، برخوردار نیست. او میتواند محرک درگیری باشد، اما کمتر به چهرهای بدل میشود که حضورش فضای فیلم را تسخیر کند.
ازاینرو، تقابل اصلی بیشتر بر توان عملی قهرمان تکیه دارد تا بر کشمکش دو شخصیت پرقدرت و همتراز. عاشقانه، موسیقی و آشفتگی لحن یکی از انتخابهای بحثبرانگیز فیلم، قرار دادن رابطه عاشقانه در دل روایتی است که پیوسته بر خطر، تعقیب و احتمال انفجار تأکید میکند. حضور این خط داستانی میتوانست فرصتی برای نشاندادن سویه شخصیتر و روزمره ویرات باشد؛ کسی که بیرون از میدان وظیفه نیز با خواستهها و روابط انسانی روبهرو است.
« دشمن پنهان و محدودیتهای داستان شبکه عوامل مخفی، ایدهای مناسب برای خلق اضطراب و سوءظن فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما پیوند این بخش با ماجرای اصلی چندان ارگانیک نیست. در نتیجه، عاشقانه گاه بیش از آنکه به شخصیتپردازی کمک کند، ضرباهنگ روایت را متوقف میسازد. ترانهها و لحظات موزیکال نیز همین دوگانگی را تشدید میکنند. موسیقی و فضای صوتی در لحظات پرتنش میتوانند انرژی صحنه را بالا ببرند، اما ترانههایی که در میانه مسیر وارد میشوند، گاه پیوستگی حالوهوای فیلم را مختل میکنند.
«Holiday» میخواهد همزمان فیلمی درباره تهدید تروریستی، اکشنی قهرمانمحور و سرگرمیای آمیخته با عاشقانه و موسیقی باشد. این ترکیب بهخودیخود ناممکن نیست، اما گذار میان لحنها بهاندازه کافی نرم و سنجیده انجام نمیشود. حاصل، فیلمی است که بعضی لحظاتش پرانرژی و بعضی دیگر کشدار به نظر میرسند.
ریتم، اجرا و جهان تصویری مدتزمان طولانی فیلم، بیش از آنکه به گسترش جهان یا تعمیق شخصیتها بینجامد، گاهی تکرار و مکثهای اضافی را برجسته میکند. روایت میتوانست با تدوینی فشردهتر، فاصله میان کشف، تعقیب و رویارویی را کاهش دهد و نیروی بیشتری به خط اصلی بدهد. وقتی فیلم از تعلیق فاصله میگیرد و به بخشهای حاشیهای پناه میبرد، توجه تماشاگر از پرسش مرکزی دور میشود.
این مسئله بهویژه از آنجا مهم است که بخشهای اکشن توان نگهداشتن مخاطب را دارند؛ بنابراین هر توقفی که به داستان یا شخصیت چیزی نیفزاید، محسوستر میشود. بمبئی در فیلم صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ ازدحام و گستردگی شهر با مفهوم پنهانشدن تهدید در زندگی روزمره تناسب دارد. حرکت میان فضاهای شهری، به روایت مقیاسی عمومی میدهد و حسی از آسیبپذیری جمعی میسازد.
« اما پیوند این بخش با ماجرای اصلی چندان ارگانیک نیست. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم در نهایت بیشتر به قهرمان و کنشهای او وابسته است تا به خود شهر. مردم و فضاهای اجتماعی بهندرت چنان پرداخت میشوند که جهان فیلم از چارچوب مأموریت ویرات فراتر برود. این تمرکز، انرژی روایت را حفظ میکند، اما دامنه معنایی آن را نیز محدود میسازد. جمعبندی «Holiday» فیلمی است که قوت و ضعفش از یک نقطه مشترک میآیند: اتکای فراوان به قهرمان و هیجان مستقیم.
اکشی کومار با حضوری نافذ و توانایی در صحنههای اکشن، فیلم را پیش میبرد و تعقیبها و رویاروییهای پرتنش بخشهایی از تماشای آن را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکنند. ایده عوامل پنهان نیز ظرفیت تعلیقآفرینی دارد و فیلم در لحظاتی که آن را جدی میگیرد، به ریتم مناسبی میرسد. در برابر این نقاط قوت، قصه در بخشهایی معمولی و قابل پیشبینی میشود، ضدقهرمان اثرگذاری لازم را پیدا نمیکند و عاشقانهها و ترانهها بارها از شتاب روایت میکاهند.
«Holiday» در نتیجه، نه تریلری کاملاً منسجم است و نه اثری که بخواهد پیچیدگیهای جدیتری را تا انتها دنبال کند؛ بیشتر فیلمی پرانرژی و قهرمانمحور است که از نیروی بازیگر اصلی و جذابیت اکشن بهره میبرد. برای تماشاگرانی که سرگرمی پرتحرک را بر انسجام کامل داستان ترجیح میدهند، تجربهای خوشایند خواهد بود؛ اما کسانی که در فیلمهای دلهرهآور به شخصیتپردازی دقیق، لحن یکدست و تدوین فشرده اهمیت میدهند، احتمالاً با کاستیهای آن روبهرو خواهند شد.
« بااینهمه، فیلم در نهایت بیشتر به قهرمان و کنشهای او وابسته است تا به خود شهر. »



ثبت دیدگاه