نقد و بررسی
نقد Holidate | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با چاشنی تقویم «Holidate» بر پایهی قراردادی ساده و جذاب بنا میشود: اسلون و جکسون، دو آدم مجرد که از فشارهای خانوادگی و اجتماعی در مناسبتها به ستوه آمدهاند، تصمیم میگیرند در طول سال همراه یکدیگر باشند؛ بیآنکه این همراهی را رابطهای عاشقانه بدانند. فیلم بهجای محدود ماندن به کریسمس، مناسبتهای مختلف را بهانهای برای دیدار دوبارهی این دو قرار میدهد و از تقویم، ساختاری اپیزودیک میسازد.
همین گستردگی میتوانست فرصت مناسبی برای نشاندادن دگرگونی تدریجی رابطه باشد، اما فیلم بیشتر از آنکه مناسبتها را به نقاط عطف درونی بدل کند، آنها را صحنههایی رنگارنگ برای شوخی و برخوردهای تازه میبیند. قصه از همان آغاز نشانههای مسیر آشنایی را آشکار میکند؛ بنابراین تعلیق اصلی نه در سرانجام رابطه، بلکه در این است که دو شخصیت چگونه از دل شوخیها، قرارهای بیتعهد و سوءتفاهمها به شناختی صمیمانهتر میرسند.
این انتخاب، برای اثری سبک و تعطیلاتی الزاماً نقص نیست. مسئله آنجاست که فیلم گاه چنان به الگوی آشنای کمدی رمانتیک تکیه میکند که فرصت چندانی برای غافلگیری یا عمقبخشیدن به رابطه باقی نمیماند. اسلون و جکسون؛ تکیهگاه اصلی فیلم بخش مهمی از جذابیت فیلم به حضور اما رابرتس و لوک بریسی وابسته است.
« این انتخاب، برای اثری سبک و تعطیلاتی الزاماً نقص نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اسلون شخصیتی تندزبان و زودرنجد است که از پرسشهای بیوقفه دربارهی زندگی عاطفیاش خسته شده؛ جکسون نیز با شوخطبعی و آسودگی ظاهری، فشار مناسبتها را به فرصتی برای فرار از قرارهای نامطلوب تبدیل میکند. تفاوت خلقوخوی این دو، زمینهی مناسبی برای گفتوگوهای کنایهآمیز و لحظههای کمیک فراهم میآورد.
شیمی میان بازیگران، رابطه را در بسیاری از صحنهها باورپذیرتر از خود فیلمنامه میکند. آنها در کنار هم راحتاند و رفتوآمد میان شوخی، دلخوری و نزدیکی را بیتکلف اجرا میکنند. در نتیجه، حتی وقتی مسیر داستان قابلحدس است، تماشاگر ممکن است برای دیدن تعامل این دو نفر با فیلم همراه بماند.
بااینحال، جذابیت بازیگران همیشه نمیتواند جایگزین رشد شخصیتی شود: اسلون و جکسون گاه بیش از آنکه از تجربههای مشترکشان تغییر کنند، در قالبهایی ثابت باقی میمانند و تحول رابطه با سرعتی نامتوازن پیش میرود. کمدی؛ میان خجالتآوری و زورگویی لحن «Holidate» بر شوخیهای بیپروا، موقعیتهای شرمآور و برخورد با تابوهای روزمره استوار است.
« تفاوت خلقوخوی این دو، زمینهی مناسبی برای گفتوگوهای کنایهآمیز و لحظههای کمیک فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد از لطافت بیشازحد کمدیهای رمانتیک فاصله بگیرد و گاهی عمداً به سمت شوخیهای خام یا نامتعارف میرود. این انتخاب میتواند برای مخاطبی که از کمدیهای صیقلی و مؤدبانه خسته است، تازگی داشته باشد؛ در بعضی لحظهها نیز خجالتآوری موقعیت، خود به سرچشمهی خنده تبدیل میشود. اما مرز میان بیپروایی و تکرار در فیلم همیشه بهدرستی رعایت نمیشود.
برخی شوخیها بهجای آنکه از شخصیتها یا موقعیت داستانی برخیزند، بیشتر شبیه تلاشی آشکار برای جلب خندهاند. تکرار این جنس شوخیها، بهخصوص وقتی فاصلهی چندانی میانشان نیست، اثرگذاریشان را کاهش میدهد. نتیجه برای همه یکسان نخواهد بود: ممکن است گروهی از تماشاگران با همین شوخیهای ناهنجار سرگرم شوند و گروهی دیگر آنها را زورکی یا آزاردهنده بیابند.
خانواده، مناسبتها و فشارِ زوجبودن یکی از ظرفیتهای جذاب داستان، نگاه آن به مناسبتهایی است که ظاهراً برای دورهمی و شادیاند، اما گاهی برای افراد مجرد به صحنهی پرسشوپاسخ و قضاوت تبدیل میشوند. اسلون فقط با تنهایی روبهرو نیست؛ او زیر نگاه خانوادهای قرار دارد که زندگی عاطفیاش را موضوعی عمومی میدانند.
« اما مرز میان بیپروایی و تکرار در فیلم همیشه بهدرستی رعایت نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این زمینه به تجربهای آشنا دست میزند: مناسبتها میتوانند هم گرم و صمیمی باشند و هم فشارآور، بهویژه وقتی دیگران انتظار دارند هرکس مطابق تصویری مشخص از زندگی پیش برود. بااینهمه، اثر این مضمون را بیش از آنکه بکاود، بهانهای برای تولید موقعیتهای کمیک میکند. اعضای خانواده گاهی به تیپهایی پررنگ و اغراقشده بدل میشوند و اختلافهایشان کمتر مجال مییابد به رابطههایی چندوجهی تبدیل شود.
بنابراین فیلم به مسئلهی تنهایی و قضاوت اجتماعی اشاره میکند، اما معمولاً از مکث جدی بر آن میگریزد و دوباره به مسیر سرگرمی سبک بازمیگردد. ساختار روایی و ریتم ساختار مبتنی بر مناسبتهای پیاپی، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهی پراکندگی آن. هر دیدار، فرصتی تازه برای نمایش وجهی از رابطهی اسلون و جکسون فراهم میکند؛ اما این قالب اپیزودیک گاهی باعث میشود صحنهها بهجای آنکه زنجیرهای محکم بسازند، همچون مجموعهای از حکایتهای جداگانه کنار هم قرار بگیرند.
از همینرو بعضی گذارها ناگهانی به نظر میرسند و همهی موقعیتها به یک اندازه در شکلگیری داستان سهم ندارند. ریتم نیز یکنواخت نیست. لحظههایی وجود دارد که گفتوگوها و بازی بازیگران فیلم را سرپا نگه میدارند، اما در بخشهایی دیگر تکرار الگوهای آشنا از شتاب روایت میکاهد. فیلم میخواهد هم شوخیهای پرتحرک داشته باشد، هم لحظههای احساسی، هم فضای گرم تعطیلاتی؛ بااینحال، پیوند میان این لحنها همیشه روان نیست.
« بااینهمه، اثر این مضمون را بیش از آنکه بکاود، بهانهای برای تولید موقعیتهای کمیک میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تجربهی تماشا میتواند از سرگرمی سبک به مکثهای نسبتاً کشدار تغییر کند. حالوهوا و ارزش سرگرمی با وجود نوسانهای روایی، فیلم فضای دلنشینی برای تماشای بیدردسر میسازد. مناسبتهای گوناگون، رنگ و تنوع بصری به اثر میدهند و حالوهوای آن از سرمای داستانیِ یک کمدی تلخ فاصله دارد.
«Holidate» قصد ندارد مخاطب را درگیر معمایی پیچیده یا مسئلهای سنگین کند؛ بیشتر میخواهد همراهی آشنا و آسان فراهم آورد، از آن نوع فیلمهایی که میتوان در یک شب خلوت تماشا کرد و پس از پایان، بار عاطفی سنگینی با خود نبرد. این آسودگی البته به معنای موفقیت همیشگی نیست. گاهی سبکبودن اثر به کممایگی نزدیک میشود و فیلم بهجای آنکه با ظرافت از کلیشهها استفاده کند، صرفاً از آنها عبور میکند.
بااینحال، برای تماشاگرانی که دقیقاً به دنبال سرگرمی ساده و فضایی آرام هستند، همین بیادعایی میتواند بخشی از جذابیت فیلم باشد. جمعبندی «Holidate» کمدی رمانتیکی است که بیش از هر چیز بر حضور دو بازیگر اصلی، فضای گرم مناسبتها و آسودگی تماشایش تکیه دارد. ایدهی همراهی افلاطونی در طول سال، ظرفیت ساختن رابطهای بامزه و تدریجی را دارد و اما رابرتس و لوک بریسی در بخش مهمی از فیلم این ظرفیت را زنده نگه میدارند.
« در نتیجه، تجربهی تماشا میتواند از سرگرمی سبک به مکثهای نسبتاً کشدار تغییر کند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، قصه به مسیرهای آشنای ژانر وابسته است، برخی شوخیها تکراری یا زورکیاند و ساختار اپیزودیک گاه به پراکندگی و افت ریتم میانجامد. پس ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری یا عمق دراماتیک باشد، در تجربهی سبک و کمتکلفی است که عرضه میکند. اگر تماشاگر از کمدیهای رمانتیک قابلپیشبینی اما گرم و بازیگوش لذت ببرد، «Holidate» میتواند برای یک شب سرگرمی مناسبی باشد؛ اما اگر انسجام روایی، شوخیهای دقیق و شخصیتپردازی پیچیده در اولویت باشد، احتمالاً فاصلهی میان وعدهی ایده و اجرای فیلم محسوس خواهد بود.
« پس ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری یا عمق دراماتیک باشد، در تجربهی سبک و کمتکلفی است که عرضه میکند. »



ثبت دیدگاه