نقد و بررسی
نقد گودالها (Holes) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و معماری داستان «Holes» به کارگردانی Andrew Davis، ماجرای استنلی یلناتس را از یک اتهام ناعادلانه به سفری پرپیچوخم در دل بیابان میبرد. او به اردوگاه گرینلیک فرستاده میشود؛ جایی که پسران محکوماند هر روز زیر آفتاب چالهای بکنند، با این ادعا که کار طاقتفرسا شخصیتشان را میسازد.
اما فیلم از همان ابتدا میان ظاهر این مجازات و انگیزههای پنهان پشت آن فاصلهای مشکوک میگذارد. چالهها فقط حفرههایی در خاک نیستند؛ پرسشیاند که تماشاگر را وامیدارند به معنای پنهان کار، گذشتهٔ اردوگاه و سرگذشت خانوادهٔ استنلی فکر کند. روایت با پیوند دادن ماجرای اردوگاه به گذشتهٔ دورتر، از خط داستانی سادهٔ یک نوجوان گرفتار فراتر میرود.
فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و میان زمانها و سرگذشتها رفتوآمد دارد؛ روشی که به معما شکل میدهد، بیآنکه تماشاگر را از مسیر شخصیت اصلی جدا کند. بخش مهمی از لذت تماشا در همین بازسازی تدریجی پیوندهاست: جزئیاتی که در ابتدا پراکنده به نظر میرسند، بهتدریج در تصویری واحد جای میگیرند.
این ساختار، فیلم را برای مخاطبی که به روایتهای معمایی علاقه دارد جذاب میکند، هرچند گاهی جابهجایی میان خطها از روانی و شتاب روایت میکاهد. چالهها؛ استعارهای چندلایه عنوان فیلم، پیش از آنکه به یک عمل روزمره اشاره کند، کلیدی برای خواندن جهان آن است. هر چاله هم نتیجهٔ زور و انضباط تحمیلی است و هم نشانی از جستوجویی که هدف واقعیاش بهروشنی بیان نمیشود.
« اما فیلم از همان ابتدا میان ظاهر این مجازات و انگیزههای پنهان پشت آن فاصلهای مشکوک میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سطح زمین در گرینلیک، برخلاف ظاهر خالی و بیحاصلش، حامل گذشتهای انباشته است؛ گذشتهای که آدمهای امروز هنوز از آن اثر میپذیرند. فیلم از این ایده بهره میگیرد تا میان کار جسمانی پسرها و کندوکاو در تاریخ، نوعی همنشینی بسازد. در لایهای دیگر، کندن زمین استعارهای از تلاش برای فهم خویشتن است.
استنلی در آغاز بیشتر در موقعیت کسی قرار دارد که جهان دربارهاش تصمیم گرفته است: او متهم شده، محکوم شده و به مکانی فرستاده شده که قواعدش را دیگران تعیین میکنند. اما هرچه زمان میگذرد، رابطهاش با اردوگاه و ساکنان آن تغییر میکند. رشد شخصیت او نه با سخنرانیهای اخلاقی، بلکه از دل انتخابها، تحمل سختی و شکلگیری پیوندهای انسانی آشکار میشود.
فیلم با این تمهید، مفهوم «ساختهشدن شخصیت» را از ادعای رسمی اردوگاه جدا میکند و آن را در جای دیگری میجوید. ترکیب معما، طنز و ماجراجویی یکی از ویژگیهای ماندگار «Holes» توانایی آن در جابهجایی میان لحنهاست. فضای اردوگاه، با خشونت ساختاری و گرمای فرسایندهاش، ظرفیت یک درام تلخ را دارد؛ بااینحال فیلم پیوسته از طنز و شوخیهای موقعیتی کمک میگیرد تا تلخی را قابلتحمل کند.
شوخیها معمولاً از تفاوت میان زبان رسمی بزرگسالان و واقعیت عریان زندگی پسرها نیرو میگیرند. شعارهای تربیتی اردوگاه، در کنار کاری که عملاً از نوجوانان میکشد، خودبهخود جنبهای هجوآمیز پیدا میکند. این طنز، ماجراجویی را نیز از جدیت یکنواخت دور نگه میدارد. تماشاگر همزمان میتواند نگران سرنوشت شخصیتها باشد و از موقعیتهای مضحک یا پاسخهای زیرکانهٔ آنان لذت ببرد.
« فیلم از این ایده بهره میگیرد تا میان کار جسمانی پسرها و کندوکاو در تاریخ، نوعی همنشینی بسازد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، گذار میان شوخی، تعلیق و لحظههای جدی همیشه یکدست نیست. گاهی فیلم پس از ساختن انتظار، برای رسیدن به نقطهٔ بعدی مکثی طولانی میکند؛ گاهی نیز یک گره با سهولت بیشتری از آنچه روایتِ پیچیدهٔ فیلم وعده داده بود باز میشود. این نوسانها از کشش کلی داستان نمیکاهند، اما نشان میدهند که تعادل لحن و ریتم در تمام مسیر به یک اندازه استوار نیست.
استنلی و رفاقت در اردوگاه استنلی، با بازی Shia LaBeouf، مرکز عاطفی فیلم است؛ شخصیتی که نه قهرمانی بینقص است و نه نوجوانی که از آغاز بر محیط خود تسلط داشته باشد. حضور او در اردوگاه ابتدا با بیپناهی و انفعال همراه است، اما فیلم تحولش را بهصورت تدریجی پیش میبرد. مهمتر از تغییر بیرونی، دگرگونی در شیوهٔ نگاه اوست: او کمکم از واکنش صرف به شرایط فاصله میگیرد و توانایی اعتماد کردن، تصمیم گرفتن و دیدن دیگران را پیدا میکند.
رابطهٔ او با زیرو، با بازی Khleo Thomas، قلب گرم فیلم را میسازد. این دوستی بر پایهٔ همدلی و همکاری شکل میگیرد، نه بر اساس عاطفهورزی اغراقشده. تفاوتهای میان دو پسر به رابطهشان انرژی میدهد، اما فیلم برای توضیح همهچیز به گفتوگوهای طولانی متوسل نمیشود؛ رفتارهای کوچک، سکوتها و لحظههای همراهی، بخش مهمی از کار را بر عهده دارند.
نامهای مستعار و نقشهایی که پسرها در گروه میپذیرند نیز به ساختن هویت جمعی آنان کمک میکند. با وجود این، بیشتر اعضای اردوگاه در حاشیه میمانند و مجال چندانی برای فراتر رفتن از تیپ شخصیتی خود نمییابند. گروه زنده و باورپذیر است، اما همهٔ چهرههایش به یک اندازه عمق ندارند. بازیها و شخصیتهای بزرگسال بازیهای بزرگسالان به فیلم نیرویی مکمل میبخشند.
« بااینهمه، گذار میان شوخی، تعلیق و لحظههای جدی همیشه یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Sigourney Weaver در نقش مدیر اردوگاه، اقتداری سرد و حسابشده دارد؛ حضوری که به فضای گرینلیک نظم ظاهری میدهد و همزمان تهدیدی پنهان را در پس آن آشکار میکند. Jon Voight نیز با بازی اغراقآمیز و گاه کمیک خود، رنگی متفاوت به مناسبات اردوگاه میافزاید. در سوی دیگر، Patricia Arquette در بخشهای مربوط به گذشته حضوری دارد که با حالوهوای خط اصلی تفاوت میکند و به جهان داستان بُعدی افسانهای میبخشد.
بااینحال، این شخصیتهای بزرگسال بیش از آنکه محور تحول باشند، در خدمت ساختن فضای اخلاقی و تاریخی فیلم قرار دارند. همین امر تا اندازهای به جذابیت قصه کمک میکند، اما میتواند پرداخت آنان را محدود سازد. فیلم وقت اصلی خود را صرف نوجوانان میکند و بزرگسالان را غالباً از بیرون قاب عاطفی آنان مینگرد.
نتیجه، گروهی از بازیهای بهیادماندنی است که گاه بیش از خود شخصیتها در ذهن میمانند. تصویر، فضا و حسّی نوستالژیک بیابان در «Holes» صرفاً پسزمینه نیست؛ نیرویی است که بر بدنها، رفتارها و حتی ضرباهنگ فیلم اثر میگذارد. گسترهٔ خشک و آفتابخورده، حس محصوربودن را تشدید میکند: اردوگاه دیوارهای بلند و پیچیدهای ندارد، اما طبیعت پیرامونش راه گریز را دشوار میسازد.
رنگهای خاکی و فضای باز، نوعی سادگی بصری ایجاد میکنند که با داستانِ پرشاخه و پر از نشانههای پنهان تضاد جالبی دارد. انگار زیر این سطحِ روشن و خلوت، لایههایی از تاریخ و راز دفن شدهاند. این کیفیت تصویری، همراه با شوخیهای نوجوانانه و موسیقی پرانرژی، به فیلم حالوهوایی نوستالژیک میدهد؛ اما نوستالژی در اینجا فقط یادآور سرگرمیهای سبک گذشته نیست.
« Jon Voight نیز با بازی اغراقآمیز و گاه کمیک خود، رنگی متفاوت به مناسبات اردوگاه میافزاید. »
قوتها و کاستیها
فیلم در دل روایت خانوادگی و ماجراجویانهاش به خشونت، پیشداوری و میراثی که نسلها منتقل میشود نیز اشاره میکند. از همین رو، جهان آن از ظاهر کودکانهاش جدیتر است. برخی مضمونها تلخاند و فیلم همیشه آنها را با ظرافت یکسانی پرورش نمیدهد، ولی حضورشان مانع میشود اثر به ماجرایی صرفاً شاد و بیدغدغه تبدیل شود.
اقتباس و محدودیتهای روایت فیلمنامه را Louis Sachar، نویسندهٔ رمان اصلی، نوشته است؛ نکتهای که در حفظ شبکهٔ پیوندها و لحن نامتعارف داستان اهمیت دارد. فیلم میکوشد پیچیدگی رمان را به تصویر و کنش سینمایی منتقل کند، نه اینکه همهٔ رازها را با توضیح مستقیم روشن سازد. همین وفاداری به ساختار چندلایه یکی از قوتهای اقتباس است: پیوند میان گذشته و حال، در خدمت تعلیق میماند و تماشاگر فرصت دارد خودش روابط میان نشانهها را کشف کند.
اما فشردهسازی یک روایت پرشخصیت و چندزمانی در قالب فیلم، هزینههایی هم دارد. بعضی چهرههای فرعی فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکنند و برخی اتفاقها بیش از آنکه از منطق درونی شخصیتها برآیند، به تصادف یا سادگیِ گرهگشایانه متکیاند. همچنین، بخشهایی از میانهٔ فیلم از انرژی آغازین فاصله میگیرند و کشدار میشوند.
این کاستیها بهویژه زمانی محسوساند که فیلم از ما میخواهد همزمان چند رشتهٔ روایی را دنبال کنیم؛ بااینحال، پیوندهای مرکزی داستان چنان جذاباند که معمولاً کنجکاوی را زنده نگه میدارند. جمعبندی «Holes» اثری ماجراجویانه و گرم است که سرگرمی را با معما، طنز و تأمل دربارهٔ دوستی و میراث گذشته درهم میآمیزد.
« از همین رو، جهان آن از ظاهر کودکانهاش جدیتر است. »
جمعبندی
مهمترین دستاوردش، ساختن جهانی است که در آن یک عمل تکراری و ظاهراً بیمعنا به پرسشی دربارهٔ حقیقت و تاریخ تبدیل میشود. رابطهٔ استنلی و زیرو به روایت جان عاطفی میدهد و بازیهای گروه نوجوانان، فضای اردوگاه را از یکنواختی بیرون میآورد. در برابر، ریتم گاه افت میکند، بعضی شخصیتهای فرعی کمپرداخت میمانند و چند گره بیش از اندازه آسان باز میشوند.
با وجود این محدودیتها، فیلم به هوش مخاطب جوان احترام میگذارد و از پیچیدگی داستانش نمیترسد. نتیجه اثری است که هم میتواند سرگرم کند و هم پس از پایان، تصویر بیابان و چالههایش را در ذهن باقی بگذارد: یادآوری اینکه آنچه در ظاهر تهی و فراموششده مینماید، ممکن است هنوز حامل معنایی پنهان باشد.
« با وجود این محدودیتها، فیلم به هوش مخاطب جوان احترام میگذارد و از پیچیدگی داستانش نمیترسد. »
ثبت دیدگاه