نقد و بررسی
نقد اجی مجی ۲ (Hocus Pocus 2) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهر سالم «هالووینفکنی ۲» با بازگشت سه خواهر سندرسون به شهر سالم، از همان ابتدا وعدهٔ دیداری نوستالژیک و شلوغ را میدهد: خاطرهٔ شمع شعلهٔ سیاه، جادوگران پراداستان و شهری که هر سال با جشن هالووین خود را به فضای افسانهای فیلم میسپارد. بیستونه سال از ماجرای پیشین گذشته است و گروهی تازه از نوجوانان ناخواسته راه بازگشت خواهران را میگشایند.
از اینجا، قصه بار دیگر بر محور تعقیبوگریز، جادو و تلاش برای مهار تهدیدی قدیمی حرکت میکند؛ اما مسئلهٔ اصلی فیلم نه تازگی این طرح، بلکه توان آن در زنده کردن جذابیت چهرههایی است که مخاطب سالها پیش به خاطر سپرده است. فیلم در پی آن است که هم به تماشاگران قدیمی یادآوری کند چرا سندرسونها محبوب شدهاند و هم برای نسل تازهای از مخاطبان ورودی مستقل فراهم کند.
این دو خواسته گاه با یکدیگر همجهتاند و گاه در تعارض قرار میگیرند. بازگشت شخصیتها لذت آشنایی را به همراه دارد، اما تکرار موقعیتها اجازه نمیدهد این لذت همیشه به تجربهای تازه تبدیل شود. نتیجه اثری است که بیشتر از آنکه جهان خود را گسترش دهد، بار دیگر چراغهای همان جهان را روشن میکند.
خواهران سندرسون؛ نیروی محرک فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم همچنان سه بازیگر نقش خواهران سندرسوناند. بت میدلر، سارا جسیکا پارکر و کتی نجیمی بهخوبی از تفاوتهای شخصیتی این سه جادوگر برای ساختن ریتمی پرتحرک استفاده میکنند: وینیفرد با اقتدار و خودبزرگبینیاش مرکز ثقل گروه است، سارا با سبکسری و شیرینی کودکانهاش فضا را نرم میکند و مری با واکنشهای غریب و وفاداریاش به خواهران، رنگی کمیک به جمع میافزاید.
« بیستونه سال از ماجرای پیشین گذشته است و گروهی تازه از نوجوانان ناخواسته راه بازگشت خواهران را میگشایند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هماهنگی میان آنها گاه از خود شوخیها مؤثرتر است؛ مکث، نگاه یا جابهجایی کوچک در واکنشها میتواند صحنه را جاندار کند. حضور این سه بازیگر در لحظاتی که فیلم بر مدارشان میچرخد، نیرویی محسوس به اثر میدهد. آنها با آگاهی از اغراقآمیز بودن نقشها بازی میکنند و از این اغراق، نه مانع که ابزار میسازند.
بااینحال، فیلم بیش از اندازه به همین جاذبه تکیه میکند. گویی هر بار که روایت کند میشود، کافی است خواهران دوباره در قاب ظاهر شوند تا انرژی از دسترفته بازگردد. این راهبرد تا حدی جواب میدهد، اما نمیتواند جای شخصیتپردازی و پیشرفت دراماتیک را بگیرد. نوجوانان تازه و مسئلهٔ توازن در سوی دیگر داستان، بکا و ایزی قرار دارند؛ دو دوست نوجوان که پیوندشان با ورود به قلمرو جادو و مواجهه با سندرسونها آزموده میشود.
کسیدی نیز در کنار آنها به بخشی از گرهگشاییها پیوند میخورد. فیلم میکوشد نسل تازه را صرفاً تماشاگر رخدادها نکند و برایشان رابطهها و دغدغههایی مستقل بسازد. ایدهٔ دوستی، تعلق و پیدا کردن جایگاه در جمع، به روایت گرمایی انسانی میبخشد و از این نظر مکمل مناسبی برای آشوب جادویی است.
بااینهمه، شخصیتهای جوان به اندازهٔ خواهران سندرسون فردیت پیدا نمیکنند. برخی از آنها بیشتر به کارکردهای روایی شباهت دارند تا انسانهایی با مسیر درونی روشن؛ باید اختلافی را نمایندگی کنند، موقعیتی را پیش ببرند یا در زمان مناسب در کنار شخصیت اصلی قرار گیرند. این نابرابری باعث میشود فیلم در بخشهایی که جادوگران حضور ندارند، کشش خود را از دست بدهد.
« حضور این سه بازیگر در لحظاتی که فیلم بر مدارشان میچرخد، نیرویی محسوس به اثر میدهد. »
شخصیتها و اجرا
داستان انتظار دارد مخاطب به رابطههای نوجوانان اهمیت بدهد، اما برای ساختن این اهمیت، همیشه زمان و جزئیات کافی فراهم نمیکند. روایت آشنا و بهای نوستالژی «هالووینفکنی ۲» آگاهانه به الگوی آشنای نسخهٔ نخست بازمیگردد: نیرویی شیطانی آزاد میشود، جادوگران با جهان امروز روبهرو میشوند و نوجوانان باید پیش از پایان مهلت مقرر جلوی فاجعه را بگیرند.
تکرار این شاکله میتواند برای طرفداران قدیمی لذتبخش باشد؛ بسیاری از نشانهها و موقعیتها همچون بازگشت به خانهای آشنا عمل میکنند. اما فیلم در چندین نقطه چنان به یادآوری گذشته وابسته است که گویی تصور میکند صرف حضور همان شخصیتها و همان نوع شوخیها برای احیای جادو کافی است. مشکل، تنها شباهت به فیلم نخست نیست، بلکه کمبود دگرگونی معنادار در این شباهت است.
یک دنباله میتواند از عناصر محبوب گذشته استفاده کند، اما بهتر است آنها را در موقعیتی تازه بیازماید یا معنایی جدید برایشان بیابد. این فیلم گاهی به جای گسترش جهان خود، بر بازتولید حالوهوا و ارجاعهای آشنا تکیه میکند. همین وابستگی، لحظههای نو را کماثر میسازد و برخی شوخیهای مربوط به ناآشنایی جادوگران با زندگی مدرن را قابلپیشبینی میکند.
کمدی، موسیقی و آهنگ اجرا کمدی فیلم از تضاد میان جادوگران قرن هفدهمی و زندگی امروز سرچشمه میگیرد. مواجههٔ سندرسونها با فناوری، فروشگاهها و آیینهای معاصر ظرفیت شوخی دارد، اما همهٔ این ظرفیتها به نتیجهای یکسان نمیرسند. شماری از لحظات بامزهاند، بهویژه وقتی بازیگران با جدیت کامل به موقعیتهای پوچ واکنش نشان میدهند؛ در مقابل، بخشی از شوخیها بیش از آنکه از شخصیت یا وضعیت بیرون بیایند، شبیه تلاشی آشکار برای خنداندناند.
« مشکل، تنها شباهت به فیلم نخست نیست، بلکه کمبود دگرگونی معنادار در این شباهت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالوگها نیز همیشه ظرافت لازم را ندارند و گاهی ریتم صحنه را به جای آنکه تندتر کنند، متوقف میسازند. موسیقی و اجراهای نمایشی در ساختن حالوهوای جشن نقش دارند. فیلم از آواز و حرکت گروهی برای تبدیل شهر به صحنهای فریبنده استفاده میکند و در این لحظات، سرزندگی بازیگران به کار میآید.
بااینحال، موسیقی نیز زیر سایهٔ خاطرهٔ نسخهٔ نخست قرار میگیرد: تماشاگر ناگزیر لحظههای تازه را با لحظههای مشهور گذشته مقایسه میکند. اثر تازه گاه سرگرمکننده است، اما کمتر پیش میآید که همان حس شگفتی یا غافلگیری را برانگیزد. جادو، تصویر و فضای هالووینی از حیث فضا، فیلم بهخوبی میداند چه چیزی برای تماشای پاییزی و شب هالووین جذاب است.
رنگهای گرم، خیابانهای آراسته به نشانههای جشن، لباسهای پرجزئیات و حضور جادو در گوشهوکنار شهر، جهانی دلپذیر و آسانفهم میسازند. فیلم قرار نیست وحشتی عمیق یا جادویی رازآلود خلق کند؛ جذابیتش در ترکیب فانتزی خانوادگی، بازیگوشی و اندکی تهدید کارتونی است. در این چارچوب، طراحی بصری بهخوبی از حس نوستالژی پشتیبانی میکند.
اما این کیفیت بصری گاهی بیش از اندازه مرتب و بیخطر به نظر میرسد. تهدید جادوگران کمتر حس خطر واقعی پیدا میکند و لحن فیلم، حتی هنگام بالا رفتن stakes داستان، بهندرت از محدودهٔ سرگرمی سبک بیرون میرود. این انتخاب برای مخاطب خانوادگی قابلفهم است، ولی از بخشی از نیروی دراماتیک قصه میکاهد.
« دیالوگها نیز همیشه ظرافت لازم را ندارند و گاهی ریتم صحنه را به جای آنکه تندتر کنند، متوقف میسازند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میخواهد هم از شرارت جادوگران استفاده کند و هم آنان را دلنشین و دوستداشتنی نگه دارد؛ این دو هدف در بعضی صحنهها بهجای آنکه در تعادل باشند، یکدیگر را خنثی میکنند. دوستی و پیوند خواهرانه گرمترین لایهٔ فیلم به مفهوم پیوند اختصاص دارد. دوستی میان نوجوانان، در کنار رابطهٔ خواهران سندرسون، پرسشی ساده اما مؤثر پیش میکشد: چه چیزی اعضای یک گروه را کنار هم نگه میدارد، و وفاداری تا کجا میتواند از خودخواهی یا قدرتطلبی مهمتر شود؟
این مضمون بهویژه زمانی اثرگذار است که از دل کنش شخصیتها پدیدار میشود، نه صرفاً از راه گفتوگوهای توضیحی. همین لحظهها به فیلم قلبی عاطفی میدهند که در میان شوخیها و آشوب جادویی گم نمیشود. بااینحال، پرداخت این مضمون همیشه یکپارچه نیست. فیلم گاه برای رساندن پیام خود مکث میکند و آن را بیش از اندازه روشن و مستقیم بیان میکند؛ در نتیجه، بعضی لحظهها بهجای آنکه از دل روایت بجوشند، رنگی آموزشی پیدا میکنند.
ایدهها ارزشمندند، اما زمانی بیشترین اثر را دارند که به انتخابها و رفتار شخصیتها گره بخورند. هرجا چنین پیوندی برقرار میشود، فیلم صمیمیتر است؛ هرجا پیام جای درام را میگیرد، از طراوت اثر کاسته میشود. جمعبندی «هالووینفکنی ۲» دنبالهای است که بیش از هر چیز با حضور دوبارهٔ سه خواهر سندرسون جان میگیرد.
بازی پرانرژی بت میدلر، سارا جسیکا پارکر و کتی نجیمی، فضای پاییزی و جادویی سالم و مضمون دوستی، لحظههایی سرگرمکننده و گاه گرم میآفرینند. اما روایت کش میآید، شماری از شخصیتهای تازه بهخوبی جا نمیافتند و شوخیها و دیالوگها کیفیتی نابرابر دارند. مهمتر از همه، وابستگی فیلم به خاطرهٔ نسخهٔ نخست مانع از آن میشود که هویتی کاملاً مستقل پیدا کند.
« دوستی و پیوند خواهرانه گرمترین لایهٔ فیلم به مفهوم پیوند اختصاص دارد. »
جمعبندی
برای تماشاگرانی که دلبستهٔ خواهران سندرسون و حالوهوای هالوویناند، فیلم میتواند تفریحی دلنشین و آشنا باشد؛ اثری مناسب برای بازگشت کوتاه به جهانی محبوب. اما اگر انتظار دنبالهای دارید که جادوی پیشین را نهفقط یادآوری، بلکه از نو کشف کند، ممکن است با تجربهای کمرمقتر روبهرو شوید.
جادو هنوز در بازیگران اصلی حضور دارد، اما این بار بیشتر در لحظههایی پراکنده میدرخشد تا در سراسر فیلم.
« جادو هنوز در بازیگران اصلی حضور دارد، اما این بار بیشتر در لحظههایی پراکنده میدرخشد تا در سراسر فیلم. »
ثبت دیدگاه