نقد و بررسی
نقد هیتمنها (Hitmen) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی خونین با ضرباهنگی ناپایدار «Hitmen» محصول ۲۰۲۳، تریلری جنایی و اکشنی است که موتور داستانش را بر پایهی موقعیتی ساده اما بالقوه پرکشش روشن میکند: مایکل هیرو، مدیرعاملی ثروتمند و بانفوذ، پس از مرگ تصادفی نوهاش جایزهای یکمیلیوندلاری برای کشتن زوجی تعیین میکند که در آن حادثه نقش داشتهاند.
این تصمیم، آدمکشهایی را به تعقیب زوج میکشاند و فیلم را در مسیر گریز، درگیری و رویاروییهای پیدرپی قرار میدهد. فیلم را ساواس دی. مایکل نوشته و کارگردانی کرده و اریک رابرتس، مارتین بیشاپ و ژرژ سنپیر از بازیگران آن هستند. این طرح برای یک فیلم اکشن کمتکلف ظرفیت روشنی دارد: یک زوج گرفتار، جایزهای بزرگ و رقبایی با انگیزههای گوناگون.
اما ظرفیت اولیه فقط نقطهی شروع است؛ فیلم باید آن را به زنجیرهای از موقعیتهای باورپذیر و رو به تشدید تبدیل کند. مشکل اصلی «Hitmen» این است که میان ایدهی جذاب و اجرای منسجم فاصلهای محسوس باقی میماند. تعقیبها و برخوردها میتوانند لحظههایی سرگرمکننده بسازند، اما بهتنهایی جای ساختن داستانی را نمیگیرند که مخاطب را به سرنوشت شخصیتها علاقهمند کند.
« مایکل نوشته و کارگردانی کرده و اریک رابرتس، مارتین بیشاپ و ژرژ سنپیر از بازیگران آن هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وعدهی ژانر و کاستی روایت فیلم با وعدهی یک بازی موشوگربهای وارد میدان میشود، ولی در بسیاری از لحظهها بیش از آنکه تعلیق را بهتدریج پرورش دهد، به معرفی آدمهای تازه و چیدن موقعیتهای پراکنده متکی است. در چنین ساختاری، هر ورود تازه باید یا خطر را بیشتر کند، یا گوشهای از شخصیتها را روشن سازد، یا مسیر ماجرا را تغییر دهد.
وقتی این کارکردها بهدرستی شکل نگیرند، تعقیبوگریزها از اجزای یک روایت واحد به رشتهای از صحنههای جدا از هم بدل میشوند. یکی از پیامدهای این پراکندگی، کمرنگشدن محور عاطفی داستان است. زوجی که زیر فشار جایزهی مرگبار قرار گرفتهاند باید بیش از هدفی برای شکارچیان باشند؛ ترس، اختلاف، واکنش و تصمیمهایشان میتواند مخاطب را درگیر کند.
اما اگر فیلم فرصت کافی برای پرداخت به این رابطه نگذارد، خطرِ پیرامون آنها هم از نظر دراماتیک وزن کمتری پیدا میکند. در نتیجه، پرسش «آیا زنده میمانند؟» جای پرسشهای جذابتر دربارهی انتخابها و دگرگونیهایشان را میگیرد. شخصیتهایی میان تیپ و فردیت دنیای فیلم مملو از آدمهایی است که قرار است با شمایل، نام یا رفتار خاص خود در ذهن بمانند.
« یکی از پیامدهای این پراکندگی، کمرنگشدن محور عاطفی داستان است. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد با لحن اغراقآمیز فیلمهای جنایی و اکشن سازگار است و حتی میتواند منبع طنز باشد. با این حال، تیپپردازی زمانی مؤثر است که پشت ظاهر پررنگ هر شخصیت، انگیزهای قابلفهم یا ویژگیای متمایز وجود داشته باشد. در غیر این صورت، شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی با مسیر مشخص باشند، به نشانههایی برای پیشبردن صحنهی بعدی تبدیل میشوند.
فیلم بهویژه در پرداخت جمعیِ آدمکشها با چالش روبهروست: تعداد و تنوع آنها میتواند حس آشوب و خطر بسازد، اما شلوغیِ شخصیتها گاه مجال تمرکز را از داستان میگیرد. وقتی بازیگر یا شخصیت تازهای وارد میشود، مخاطب باید بتواند جایگاه او را در کشمکش اصلی تشخیص دهد. اگر معرفیها سریع و گذرا باشند، بهجای آنکه جهان فیلم را غنی کنند، حس انباشت نامها و چهرهها را به وجود میآورند.
فیلم در ساختن این جهان پرجمعیت، گاهی از سادهترین نیاز خود غافل میشود: روشنکردن اینکه چه کسی را باید دنبال کرد و چرا. طنز تلخ؛ امتیازی که دوام نمیآورد لحن «Hitmen» صرفاً جدی و واقعگرا نیست. طنز تلخ و دیالوگهای شوخطبعانه میکوشند خشونت ماجرا را با فاصلهای کمیک همراه کنند؛ انتخابی که میتواند به فیلم هویت بدهد و آن را از تریلرهای متعارف جدا سازد.
« این رویکرد با لحن اغراقآمیز فیلمهای جنایی و اکشن سازگار است و حتی میتواند منبع طنز باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی موقعیتها نیز از همین تضاد میان خطر واقعی و واکنشهای نامتعارف شخصیتها نیرو میگیرند. این لحظهها نشان میدهند که مواد اولیهی فیلم برای سرگرمی کاملاً بیثمر نیستند. بااینحال، طنز زمانی به انسجام کمک میکند که با ریتم و شخصیتپردازی همجهت باشد. اگر شوخیها بیمقدمه وارد شوند یا لحن صحنهها ناگهان تغییر کند، حاصل نه طنزی سیاه و سنجیده، بلکه گسستی در تجربهی تماشاست.
«Hitmen» همیشه نمیتواند مرز میان هجو، اغراق و جدیت جنایی را روشن نگه دارد. همین ناپایداری باعث میشود شوخیها گاه اثرگذار باشند و گاه توجه را از تنش اصلی منحرف کنند. اکشن و کارگردانی؛ انرژی بدون صیقل فیلم برای مخاطبی که از زدوخورد و تعقیبوگریز انتظار سرگرمی مستقیم دارد، لحظههایی برای تماشا فراهم میکند.
فضای جنایی، شکار جایزه و تقابل میان افراد مسلح بهخودیخود امکان حرکت و تنوع بصری دارد. اما اکشن خوب فقط به تعداد درگیریها وابسته نیست؛ وضوح جغرافیای صحنه، ریتم تدوین، میزانسن و رابطهی میان کنش و پیامد است که به هر برخورد وزن میدهد. در «Hitmen»، اجرای این عناصر همیشه به اندازهی ایدهی مرکزی صیقلخورده نیست.
« بعضی موقعیتها نیز از همین تضاد میان خطر واقعی و واکنشهای نامتعارف شخصیتها نیرو میگیرند. »
قوتها و کاستیها
گاهی صحنهها بیش از آنکه از دل روایت بجوشند، همچون توقفهایی برای عرضهی خشونت یا نمایش یک شخصیت تازه عمل میکنند. کارگردانی نیز در پیوند دادن این لحظهها به یک مسیر عاطفی و روایی یکدست با دشواری روبهروست. نتیجه، فیلمی است که انرژی دارد اما در نگهداشتن آن و تبدیلش به ضرباهنگی پیوسته موفقیت کامل به دست نمیآورد.
بازیها و باورپذیری جهان فیلم بازیها در چنین اثری باید میان واقعگرایی و اغراق تعادل برقرار کنند. اگر اجراها بیش از حد جدی باشند، فضای کمیک و پرزرقوبرق فیلم ممکن است تصنعی جلوه کند؛ و اگر اغراق از کنترل خارج شود، شخصیتها به کاریکاتورهایی بیعمق نزدیک میشوند. «Hitmen» در یافتن این تعادل همواره کامیاب نیست.
برخی اجراها با حالوهوای اغراقآمیز اثر همراه میشوند، اما در مجموع بازیها نمیتوانند بهطور پیوسته شخصیتها را از سطح نقشهای داستانی فراتر ببرند. این مسئله فقط به بازیگران محدود نمیشود. باورپذیری جهان فیلم از مجموع جزئیات ساخته میشود: واکنش آدمها به خطر، پیوستگی تصمیمها و حس پیامد.
« کارگردانی نیز در پیوند دادن این لحظهها به یک مسیر عاطفی و روایی یکدست با دشواری روبهروست. »
جمعبندی
هرجا این رابطهها سست باشند، حتی یک صحنهی پرتحرک نیز نمیتواند تعلیق ماندگاری ایجاد کند. فیلم میخواهد جهانی خشن و در عین حال شوخوشنگ بسازد، اما گاه چنان از منطق درونی خود فاصله میگیرد که مخاطب بهجای همراهشدن با خطر، متوجه ناهماهنگیهای اجرای آن میشود. جمعبندی «Hitmen» بر ایدهای کارآمد برای یک اکشن جنایی بنا شده است: جایزهای بزرگ، زوجی ناخواسته در مرکز ماجرا و گروهی آدمکش که هرکدام میتوانند خطری تازه بیافرینند.
طنز تلخ، فضای تعقیبوگریز و چند لحظهی پرتحرک نیز به فیلم جذابیتهایی محدود میبخشند. بااینهمه، داستان پراکنده، شخصیتپردازی کمجان و کارگردانی و بازیهایی که همیشه از ایده پشتیبانی نمیکنند، مانع شکلگیری اثری منسجم و بهیادماندنی میشوند. این فیلم بیش از آنکه تریلری دقیق و پرتعلیق باشد، تجربهای ناهموار از صحنهها و چهرههای جنایی است.
تماشاگرانی که با انتظار اکشنی سبک، اغراقآمیز و کمادعا سراغ آن بروند شاید از برخی لحظههایش سرگرم شوند؛ اما برای کسانی که در کنار هیجان به روایت منظم و شخصیتهای باورپذیر اهمیت میدهند، «Hitmen» احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
« هرجا این رابطهها سست باشند، حتی یک صحنهی پرتحرک نیز نمیتواند تعلیق ماندگاری ایجاد کند. »



ثبت دیدگاه