نقد و بررسی
نقد His | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته، بیآنکه در آن پناه بگیریم فیلم ژاپنی «His» ساختهٔ Rikiya Imaizumi، در ظاهر با دیداری دوباره آغاز میشود: شون و ناگیسا، دو دلدادهٔ نوجوان که سالها پیش از هم جدا شدهاند، بار دیگر روبهروی هم قرار میگیرند. اما این دیدار صرفاً فرصتی برای زندهکردن عشقی قدیمی نیست.
ناگیسا با دختر ششسالهاش، سورا، به زندگی آرام و منزوی شون قدم میگذارد و گذشته را در برابر پرسشی دشوار قرار میدهد: آیا احساسی که از جدایی جان به در برده، در زندگی امروز نیز میتواند دوام بیاورد؟ فیلم پاسخ را نه در شور عاشقانهٔ نخستین، بلکه در انتخابها، مسئولیتها و هزینههای دوستداشتن جستوجو میکند.
عاشقانهای که به بلوغ میرسد «His» به جای آنکه عشق را نیرویی جادویی و کافی برای حل همهچیز بداند، آن را رابطهای میبیند که باید در دل واقعیت ساخته و از نو تعریف شود. شون و ناگیسا خاطرهٔ مشترکی دارند، اما خاطره بهتنهایی نمیتواند شکاف سالهای جدایی را پر کند. هر دو تغییر کردهاند و اکنون با گذشتهای روبهرو هستند که تنها بخشی از هویت امروز آنان است.
از این رو، فیلم به جای تکیه بر اعترافهای پرشور یا لحظههای رمانتیکِ پرزرقوبرق، به مکثها و رفتارهای کوچک مجال میدهد؛ همان جاهایی که تردید، دلبستگی و ترس از آسیبپذیری آشکار میشود. این نگاه، عاشقانهٔ فیلم را از نوستالژی صرف جدا میکند. شون و ناگیسا باید نه فقط احساس پیشین خود، بلکه نسخهٔ کنونی یکدیگر را بشناسند.
« اما این دیدار صرفاً فرصتی برای زندهکردن عشقی قدیمی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوندشان زمانی معنا مییابد که از خیال بازگشت به روزهای جوانی عبور کند و به پذیرش مسئولیت در اکنون برسد. فیلم در این مسیر لطافت دارد، اما لطافتش به معنای سادهکردن عاطفه نیست: نزدیکی دوباره، هم امید میآورد و هم اضطراب. سورا و معنای خانواده حضور سورا، دختر ناگیسا، دامنهٔ فیلم را از داستان بازگشت دو عاشق فراتر میبرد.
او صرفاً عاملی برای پیچیدهترکردن پیرنگ نیست؛ نگاه او به بزرگسالان، تصورهای تثبیتشده دربارهٔ خانواده را به پرسش میکشد. فیلم از خلال رابطهٔ شون با سورا نشان میدهد که خانواده را نمیتوان تنها با شکل رسمی یا الگوی رایج آن تعریف کرد. مراقبت، اعتماد و حضور روزمره نیز در ساختن پیوند خانوادگی سهم دارند.
در عین حال، حضور کودک بار عاطفی داستان را سنگینتر میکند. تصمیمهای شون و ناگیسا دیگر فقط به سرنوشت خودشان مربوط نیست و هر انتخاب میتواند بر احساس امنیت سورا اثر بگذارد. همین امر به عشق فیلم بُعدی اخلاقی میبخشد: دوستداشتن در اینجا به معنای پیروی از میل شخصی نیست، بلکه مستلزم سنجیدن پیامدها و توجه به نیازهای دیگری نیز هست.
سورا با صراحت کودکانهاش، در برابر پیچیدگی و ملاحظهکاری بزرگسالان قرار میگیرد و گاه همین تضاد، بیش از سخنرانیهای مستقیم، پیام فیلم را منتقل میکند. جامعه، قانون و مرزهای پذیرفتهشدن محور اجتماعی فیلم از کشمکش بر سر حضانت و مشروعیت رابطهٔ همجنسگرایانه سر برمیآورد. «His» نشان میدهد که مسئله تنها احساس شخصی دو مرد نیست؛ نگاه جامعه و سازوکارهای حقوقی نیز در تعیین اینکه چه کسی میتواند خانواده محسوب شود دخالت دارند.
« پیوندشان زمانی معنا مییابد که از خیال بازگشت به روزهای جوانی عبور کند و به پذیرش مسئولیت در اکنون برسد. »
شخصیتها و اجرا
دادگاه در فیلم به عرصهای بدل میشود که باورهای خصوصی و پیشداوریهای اجتماعی شکل رسمی پیدا میکنند. از این منظر، درام خانوادگی به نقدی بر هنجارهایی تبدیل میشود که برخی شکلهای عشق و والدبودن را طبیعی و برخی دیگر را مشکوک یا نامعتبر میپندارند. یکی از نکات قابل توجه، پرهیز نسبی فیلم از تبدیل شخصیتها به نمادهای یکبعدی است.
رنا، همسر ناگیسا، نیز در چارچوب فشارهای جنسیتی و انتظارات اجتماعی قرار دارد؛ او صرفاً مانعی شرور در برابر زوج اصلی نیست. البته پرداخت او همیشه به یک اندازه پیچیده نیست و گاهی فیلم برای همسویی عاطفی مخاطب با شون و ناگیسا، تضاد میان شخصیتها را سادهتر از آنچه میتوانست باشد میچیند.
بااینحال، حضور رنا یادآور این نکته است که ساختارهای محدودکننده میتوانند به شکلهای گوناگون بر زندگی افراد اثر بگذارند. بازیها و ظرافت عاطفی Hio Miyazawa در نقش شون، سکون بیرونی شخصیت را به ابزاری برای آشکارکردن آشوب درونی او بدل میکند. شون مردی است که زندگیاش را به نظمی آرام و کمخطر سپرده؛ بازگشت ناگیسا این نظم را بر هم میزند، اما بازی میازاوا از واکنشهای اغراقشده پرهیز میکند.
در نگاهها، مکثها و تغییرهای کوچک رفتارش میتوان دریافت که این دیدار چه اندازه گذشتهٔ مدفون را دوباره زنده کرده است. Kisetsu Fujiwara نیز ناگیسا را با نوعی دوگانگی مؤثر میسازد: شخصیتی که میخواهد به زندگی تازهاش وفادار بماند، اما نمیتواند احساسات پیشین را نادیده بگیرد. بازی او در لحظههایی که ناگیسا میان میل به نزدیکی و بیم از پیامدهای آن گرفتار است، به درام عمق میدهد.
« دادگاه در فیلم به عرصهای بدل میشود که باورهای خصوصی و پیشداوریهای اجتماعی شکل رسمی پیدا میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Wakana Matsumoto نیز با ترسیم خستگی و خشم رنا، به کشمکش خانوادگی وزن انسانی میبخشد. بازیها بهطور کلی از جنس نمایشهای پرهیاهو نیستند؛ اثرگذاریشان بیشتر از راه ایجاد حسِ زندگی روزمره و عاطفهٔ کنترلشده شکل میگیرد. فضا و شیوهٔ روایت انتقال شون از زندگی شهری به محیطی روستایی، تنها تغییری در پسزمینه نیست.
فضای خلوت و آرام پیرامون او با انزوای انتخابشدهاش تناسب دارد و زمینهای فراهم میکند تا ورود ناگیسا و سورا همچون شکافی در سکوت روزمره احساس شود. فیلم از این محیط برای ساختن حالوهوایی رازآمیز یا دلهرهآور به معنای ژانری استفاده نمیکند؛ تعلیقش بیشتر عاطفی است. مخاطب میخواهد بداند این دیدار چه چیزی را در شخصیتها بیدار خواهد کرد و آیا آنان میتوانند با خواستههای خود صادق باشند.
روایت با گذر از لحظات روزمره و گفتوگوهای نسبتاً آرام پیش میرود و سپس به سوی درگیری حقوقی و اجتماعی گسترش مییابد. این جابهجایی، داستان را از تجربهٔ خصوصی به میدان عمومی میبرد. بااینحال، فیلم در بخشهایی بیش از اندازه درنگ میکند. برخی صحنهها احساس یا مضمونی را تکرار میکنند که پیشتر بهروشنی بیان شده است؛ تکراری که گاهی به ایجاد تأکید میانجامد، اما گاهی نیز ریتم را کند میکند.
همین کشآمدن، بخشی از کشمکش را قابل پیشبینیتر میسازد و از نیروی بعضی پیچشها میکاهد. نقاط قوت و محدودیتها بزرگترین موفقیت «His» در پیوندزدن یک روایت عاشقانهٔ صمیمی با پرسشهای اجتماعی است. فیلم به جای آنکه بحث حقوقی را جدا از زندگی شخصیتها پیش ببرد، نشان میدهد تبعیض و قضاوت چگونه وارد خانه، رابطه و تصمیمهای روزمره میشوند.
« Wakana Matsumoto نیز با ترسیم خستگی و خشم رنا، به کشمکش خانوادگی وزن انسانی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بازیهای باورپذیر، توجه به جزئیات عاطفی و حضور سورا به این مضمونها گرمای انسانی میبخشند. نتیجه، اثری است که میتواند هم دربارهٔ عشق باشد و هم دربارهٔ حقِ تعریفکردن خانواده. در سوی دیگر، فیلم گاهی پیام خود را بیش از اندازه توضیح میدهد و برای رساندن یک نکته به صحنههای مشابه بازمیگردد.
همچنین، برخی مسیرهای داستانی از پیش نشانههایی دارند که پایانبندی عاطفی کشمکش را تا حدی قابل حدس میکند. این کاستیها لزوماً تأثیر فیلم را از میان نمیبرند، اما مانع میشوند که همهٔ بخشهای آن از همان فشردگی و ظرافت لحظههای موفق برخوردار باشند. روایت در بهترین لحظاتش به سکوت و رفتار اعتماد میکند؛ در لحظات کماثرتر، بیش از نیاز بر مضمون خود تأکید میگذارد.
جمعبندی «His» درامی آرام و انسانمحور دربارهٔ عشقی است که پس از سالها جدایی، ناچار است خود را در برابر واقعیتهای تازه بیازماید. فیلم با محور قراردادن شون، ناگیسا و سورا، از نوستالژی عاشقانه فراتر میرود و به معنای والدبودن، خانواده و پذیرفتهشدن میرسد. بازیهای سنجیده و نگاه همدلانهاش به شخصیتها، اثر را حتی در بخشهایی که ریتم کند میشود زنده نگه میدارد.
هرچند تکرار برخی مضمونها و پیشبینیپذیری بعضی مسیرها از قدرت روایت میکاهد، فیلم در نهایت تصویری صمیمی از این پرسش ارائه میدهد که آیا عشق میتواند نه فقط در دل، بلکه در زندگی آشکار و مشترک نیز جایی برای خود پیدا کند.
« بازیهای باورپذیر، توجه به جزئیات عاطفی و حضور سورا به این مضمونها گرمای انسانی میبخشند. »



ثبت دیدگاه