نقد و بررسی
نقد HIM | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبی در سایهٔ خشونت «HIM» ساختهٔ Justin Tipping فیلمی است دربارهٔ رؤیایی که از دور باشکوه و الهامبخش به نظر میرسد، اما از نزدیک با ترس، فشار و مطالبهٔ قربانیکردن خویشتن گره خورده است. کامرون کید، بازیکن جوان فوتبال آمریکایی، پس از آسیبدیدگیای که آیندهٔ حرفهایاش را تهدید میکند، فرصت مییابد زیر نظر آیزایا وایت، قهرمان و الگوی دیرینهاش تمرین کند.
این دعوت، در ظاهر راهی به سوی موفقیت است؛ اما اقامتگاه دورافتاده و تمرینهای طاقتفرسا بهتدریج چهرهٔ دیگری از رؤیای قهرمانی را آشکار میکنند: جایی که ستایش میتواند به اطاعت بدل شود و «بهای موفقیت» دیگر استعارهای بیخطر نیست. فیلم از همان آغاز در پی ساختن پیوندی میان ورزش و وحشت است.
فوتبال در اینجا صرفاً پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ نظامی است که بدن را میآزماید، اراده را میسنجد و خشونت را به بخشی از نمایش عمومی تبدیل میکند. این ایده ظرفیت زیادی دارد، زیرا میتواند از معنای قهرمانسازی، مردانگی سختگیرانه و فشار بیامان برای پیروزی بپرسد. «HIM» گاه بهخوبی این ظرفیت را به کار میگیرد و گاه زیر بار نمادپردازیهای خود از آن فاصله میگیرد.
اقامتگاهی که به میدان تهدید بدل میشود بخش مهمی از کشش فیلم از فضاسازی آن میآید. کامرون از فضای آشنای رقابت ورزشی جدا و وارد اقامتگاهی منزوی میشود؛ محیطی که در آن هر نگاه و سکوت میتواند نشانهای از تهدید باشد. فاصله از جهان بیرون، بهتدریج حس گرفتارشدن را تقویت میکند و تماشاگر را در همان موقعیت بیثباتی قرار میدهد که شخصیت اصلی تجربه میکند: نمیداند باید به آنچه میبیند اعتماد کند یا نه، و نمیداند مرز میان تمرین سخت، بازی روانی و رخدادی فراطبیعی کجاست.
« فیلم از همان آغاز در پی ساختن پیوندی میان ورزش و وحشت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در ساختن این اضطراب، به توضیح مستقیم وابسته نیست. تصاویر، صداها و رفتارهای ناآرام، فضایی میسازند که در آن امر عادی بهآسانی رنگ تهدید میگیرد. این انتخاب در بخشهایی مؤثر است؛ بهویژه زمانی که کامرون میکوشد خود را با محیط وفق دهد و همزمان نشانههای خطر را نادیده بگیرد. بااینحال، فضاسازی بهتنهایی نمیتواند جای منطق روایی را بگیرد.
هرچه فیلم جلوتر میرود، پرسشهایی دربارهٔ ماهیت اتفاقات و انگیزهٔ آدمها پیش میآید که پاسخ روشنی نمییابند؛ ابهام، بهجای آنکه همواره کنجکاویبرانگیز باشد، گاهی به سردرگمی میانجامد. کامرون و تردید در تصویر قهرمان کامرون در آغاز، ورزشکاری است که هم با آسیب جسمانی و هم با فشار روانی آیندهاش دستوپنجه نرم میکند.
او باید میان محافظت از خود و اثبات شایستگیاش انتخاب کند؛ انتخابی که برایش صرفاً حرفهای نیست، بلکه با خاطرهٔ پدر، پیوندهای خانوادگی و نیاز به پذیرفتهشدن درهمتنیده است. همین لایهها شخصیت او را از یک ورزشکار جاهطلب فراتر میبرند و به فیلم امکان میدهند نشان دهد میل به موفقیت چگونه میتواند با ترس از شکست و نیاز به تأیید گره بخورد.
بازی Tyriq Withers در لحظات احساسی، به باورپذیری این کشمکش کمک میکند. او در نقش کامرون، شکنندگی و لجاجت را همزمان حفظ میکند؛ شخصیتی که نمیخواهد ضعیف به نظر برسد، اما نشانههای فرسودگیاش را نمیتواند کاملاً پنهان کند. همین فاصله میان آنچه از خود نشان میدهد و آنچه در درون تحمل میکند، یکی از سرچشمههای تنش فیلم است.
« فیلم در ساختن این اضطراب، به توضیح مستقیم وابسته نیست. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلمنامه در نیمهٔ دوم فرصت کمتری برای پرورش این پیچیدگی میگذارد و کامرون را گاه بیش از آنکه بهعنوان شخصیتی مستقل دنبال کند، به ابزاری برای پیشبرد نمادها و موقعیتهای هراسآور بدل میسازد. آیزایا وایت؛ بت، مربی و تهدید آیزایا وایت برای کامرون تجسم رؤیایی است که سالها در ذهنش ساخته: ورزشکاری بزرگ که توانسته به قله برسد و میتواند راه را به جانشین جوانترش نشان دهد.
جذابیت اولیهٔ او بخشی از قدرت شخصیت است؛ زیرا تهدید وقتی مؤثرتر میشود که از دل اعتماد و تحسین سر برآورد. Marlon Wayans در این نقش، میان صمیمیت و سلطهگری حرکت میکند و به آیزایا حضوری دوپهلو میبخشد: او گاهی همچون مربیای سختگیر ظاهر میشود و گاهی چنان رفتار میکند که فاصلهٔ میان تربیت و کنترل از میان میرود.
تقابل این دو مرد میتوانست محور دراماتیک نیرومندی باشد: شاگردی که برای رسیدن به جایگاه استاد آمادهٔ پرداخت هزینه است، و استادی که شاید هزینه را بیش از اندازه طبیعی جلوه میدهد. فیلم در بخشهایی از این رابطه بهرهٔ خوبی میگیرد، اما در پرداخت انگیزههای آیزایا و مرز میان محاسبه و آشفتگی، پیوستگی کافی ندارد.
حضور Elsie، همسر مشهور و تأثیرگذار او، به گسترش فضای نمایشی و خودآگاه اقامتگاه کمک میکند، اما شخصیت او نیز همیشه به اندازهٔ ظرفیتش در طرح اصلی ادغام نمیشود. تصویر، صدا و بدنِ تحت فشار از نظر بصری، «HIM» ترجیح میدهد بهجای واقعگرایی آرام، تماشاگر را با قابها و لحظات حسیِ تند و گاه آزارنده درگیر کند.
« جذابیت اولیهٔ او بخشی از قدرت شخصیت است؛ زیرا تهدید وقتی مؤثرتر میشود که از دل اعتماد و تحسین سر برآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویرها بر جسمانیت ورزش تأکید دارند: بدنهایی که تمرین میکنند، آسیب میبینند و به تماشای دیگران گذاشته میشوند. این نگاه با مضمون فیلم تناسب دارد؛ قهرمان ورزشی نه فقط یک فرد، بلکه بدنی است که باید پیوسته کارآمد، نیرومند و آمادهٔ نمایش بماند. صدا و تدوین نیز در ایجاد تنش نقش دارند و به بعضی صحنهها نیرویی کابوسوار میبخشند.
اما سبک پرهیاهو همیشه به معنا نمیانجامد. گاهی جلوههای تصویری و خشونت حسی چنان در مرکز توجه قرار میگیرند که شخصیتها و پرسشهای اخلاقی فیلم به حاشیه میروند. نمادها نیز بعضاً بیش از آنکه از دل روایت بجوشند، بهصورت تأکیدهای آشکار عرضه میشوند. نتیجه، لحظاتی است که از نظر دیداری ماندگارند، اما بهلحاظ معنایی کمتر از آنچه وعده میدهند پیش میروند.
این نابرابری میان قدرت تصویر و دقت روایت، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیت آن. نیمهٔ دوم و گسست در روایت در آغاز، فیلم ریتم مناسبی دارد و اطلاعات را با خویشتنداری عرضه میکند. تماشاگر میتواند همزمان با کامرون به محیط تازه بدگمان شود و در پی فهمیدن قواعد آن بماند. اما در نیمهٔ دوم، «HIM» میکوشد چند مسیر را همزمان دنبال کند: وحشت روانشناختی، نیروی فراطبیعی، نقد فرهنگ قهرمانسازی و پرسش از بهای جاهطلبی.
این مسیرها در همهٔ لحظات به یکدیگر راه نمیدهند و گاه چنان به هم فشرده میشوند که پیوندشان بیشتر اعلام میشود تا ساخته شود. نتیجه، روایتی است که از کشش اولیه فاصله میگیرد و به سوی آشفتگی و هیاهو میرود. ابهام دربارهٔ رخدادها میتوانست در خدمت تجربهای رازآلود قرار بگیرد، اما وقتی انگیزهها و قواعد جهان داستان نامشخص بمانند، مخاطب ممکن است بهجای تفسیر، در پی یافتن اطلاعاتی باشد که فیلم فراهم نمیکند.
« صدا و تدوین نیز در ایجاد تنش نقش دارند و به بعضی صحنهها نیرویی کابوسوار میبخشند. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی نیز بدون ورود به جزئیات، از همین مشکل تأثیر میپذیرد: انرژی و جسارت دارد، ولی انسجام لازم برای پیوند دادن همهٔ ایدههای پیشین را بهتمامی به دست نمیآورد. جمعبندی «HIM» فیلمی است با هستهای جذاب: بررسی اینکه قهرمانی چگونه ساخته میشود و چهوقت ستایش از یک الگو به اطاعت از او بدل میگردد.
فضای تیره، بازیهای مؤثر و پیوند میان خشونت ورزشی و وحشت، آن را به اثری دیدنی و در بخشهایی واقعاً تنشزا تبدیل میکنند. Tyriq Withers و Marlon Wayans نیز رابطهای میسازند که ظرفیت دراماتیک فیلم را بهخوبی نمایان میکند. بااینهمه، جاهطلبی مضمونی فیلم از انسجام اجراییاش جلو میزند.
روایت در بخش پایانی پراکنده میشود، برخی ایدهها بیش از حد آشکار عرضه میشوند و قواعد اتفاقات ترسناک بهاندازهٔ کافی روشن نیستند تا ابهام به نیرویی پایدار بدل شود. «HIM» در بهترین لحظات، تصویری ناآرام از رؤیای موفقیت ارائه میدهد؛ رؤیایی که بدن و ذهن را به بهای رسیدن به قله در معرض فرسایش میگذارد.
در ضعیفترین لحظات، اما، همین تصویر قدرتمند زیر بار شتاب، نمادپردازی و توضیحناپذیری از هم میگسلد.
« Tyriq Withers و Marlon Wayans نیز رابطهای میسازند که ظرفیت دراماتیک فیلم را بهخوبی نمایان میکند. »
ثبت دیدگاه