نقد و بررسی
نقد او و خواهرش (Him and His Sister) | 1931
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان شوخی روزمره و رؤیای صحنه «Him and His Sister» از دل موقعیتی ساده و انسانی آغاز میشود: برابتس، پستچی شوخطبع، هر روز نامههای زنان شیفتهٔ هولت، کارگردان تئاتر موزیکال، را به او میرساند؛ در میان این مشتاقان، آنی، خواهر برابتس، نیز حضور دارد. او رؤیای ورود به گروه تئاتر را در سر میپروراند، اما فعلاً خدمتکار ولدن، بازیگر گروه، است.
این فاصله میان زندگی عادی و صحنهٔ نمایش، زمینهٔ اصلی قصه را میسازد: فاصلهای که نه فقط با جابهجایی از خانه به تئاتر، بلکه با جسارت، شناخت و فرصتی ناگهانی پُر میشود. فیلم بهجای آنکه رؤیای آنی را از همان ابتدا به افسانهای پرزرقوبرق بدل کند، آن را در حاشیهٔ کارهای روزانه و روابط معمول قرار میدهد.
همین انتخاب به داستان گرمایی ملموس میبخشد. علاقهٔ آنی به تئاتر، در کنار شوخیهای برابتس و رفتوآمد او به محیط نمایش، روایتی میسازد که نیروی محرکش نه حادثههای بزرگ، بلکه امیدی آرام و پیوسته است. با این حال، فیلم در پرداخت این امید همواره به یک اندازه دقیق نیست؛ بعضی از جنبههای شخصیت آنی بیشتر اعلام میشوند تا آنکه بهتدریج در کنش و گفتوگو شکل بگیرند.
برابتس؛ نیروی کمدی و پیونددهندهٔ روایت برابتس از آن شخصیتهایی است که حضورش به قصه حرکت میدهد. شغل پستچیبودن او، بهطور طبیعی امکان رفتوآمد میان جهان بیرون و فضای تئاتر را فراهم میکند؛ شوخطبعیاش نیز مانع میشود که این نقش صرفاً وسیلهای برای پیشبرد اطلاعات باشد. او با سرزندگی، موقعیتها را به بازی تبدیل میکند و به فیلم ضرباهنگی سبک و خوشنشین میبخشد.
« او رؤیای ورود به گروه تئاتر را در سر میپروراند، اما فعلاً خدمتکار ولدن، بازیگر گروه، است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جنبه بهویژه در بخشهایی که داستان به فضای تئاتر نزدیک میشود، کارآمد است: محیطی که خود بهواسطهٔ تمرین، رقابت و نمایش، آمادگی فراوانی برای طنز دارد. در عین حال، اتکای پررنگ فیلم به برابتس گاه توازن میان دو خواهر و برادر را برهم میزند. آنی موضوع عاطفی و رؤیایی قصه است، اما برابتس در بسیاری از لحظات شخصیتی بهیادماندنیتر و زندهتر به نظر میرسد.
این تضاد هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش: حضور پرانرژی برابتس روایت را سرحال نگه میدارد، ولی گاهی فرصت نمیدهد که تجربهٔ درونی آنی به همان اندازهٔ شوخیهای برادرش بسط یابد. آنی و مسئلهٔ شخصیتپردازی آنی در نگاه نخست قهرمانی دلپذیر و آشناست: زنی جوان که استعداد و علاقهای روشن دارد، اما موقعیت اجتماعی و شغلیاش او را از دسترسی به آرزویش بازمیدارد.
کارکرد او بهعنوان خدمتکار بازیگر، تضادی جذاب با میلش به حضور روی صحنه ایجاد میکند. او از نزدیک با جهان تئاتر زندگی میکند، اما هنوز جزئی از آن نیست؛ این نزدیکیِ همراه با محرومیت، میتوانست سرچشمهٔ کشمکش روانی غنیتری باشد. نقطهٔ ضعف فیلم آن است که کمرویی آنی و انگیزههایش کمتر از ظرفیت دراماتیکشان کاویده میشوند.
میدانیم که او شیفتهٔ هولت است و خواهان پیوستن به گروه تئاتر؛ اما این خواستهها چندان به تاریخچه، نگرانیها یا انتخابهای شخصی او پیوند نمیخورند. در نتیجه، آنی گاهی بیشتر نمایندهٔ آرزوی تحققنیافته است تا شخصیتی با تناقضها و ارادهٔ مستقل. این کاستی بهخصوص در برابر شخصیت پرتحرک برابتس آشکار میشود.
« در عین حال، اتکای پررنگ فیلم به برابتس گاه توازن میان دو خواهر و برادر را برهم میزند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، جذابیت موقعیت او محفوظ میماند: تماشاگر میتواند بفهمد چرا یک فرصت کوچک برای کسی که سالها از پشت صحنه جهان نمایش را دیده، تا این اندازه تعیینکننده است. تئاتر در مقام صحنه و استعاره تئاتر در این فیلم صرفاً پسزمینه نیست؛ چارچوبی است که مضمون اصلی داستان را شکل میدهد.
در جهان نمایش، نقشها از پیش نوشته شدهاند، بازیگران برای اجرای آنها آماده میشوند و یک خلأ ناگهانی میتواند نظم گروه را برهم بزند. هنگامی که ولدن از نقشی که دوست ندارد ناراضی است و نزدیک نخستین اجرا از آن کناره میگیرد، قصه با موقعیتی روبهرو میشود که هم جنبهٔ عملی دارد و هم معنایی نمادین: فرصتی که از دل آشفتگی پدید میآید.
این بستر به فیلم اجازه میدهد دربارهٔ استعداد و دیدهشدن سخن بگوید، بیآنکه کاملاً از قالب کمدی موزیکال بیرون برود. آنی، که نقشها را از بر دارد، در لحظهای حساس میتواند چیزی بیش از یک خدمتکارِ ناظر باشد. بنابراین، صحنهٔ نمایش در عین آنکه محل اجرای سرگرمی است، به میدان سنجش قابلیتها نیز بدل میشود.
فیلم در این بخش از تضاد میان «دانستن» و «اجازهیافتن» بهره میگیرد: آنی آمادگی دارد، اما تا زمانی که جای خالی پدید نیامده، آمادگیاش در حاشیه میماند. ایده روشن و اثرگذار است، هرچند مسیر رسیدن به آن گاه بیش از اندازه آسان به نظر میرسد. لحن، ریتم و بازیها یکی از جذابیتهای فیلم، فضای صمیمی آن است.
« آنی، که نقشها را از بر دارد، در لحظهای حساس میتواند چیزی بیش از یک خدمتکارِ ناظر باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قصه به زندگی روزمره نزدیک میماند و حتی وقتی به تئاتر و آرزوی شهرت میپردازد، از واقعیت کوچک روابط انسانی جدا نمیشود. بازیها نیز عموماً روان و باورپذیرند و به موقعیتها اجازه میدهند طبیعی جلوه کنند. برابتس بهواسطهٔ شادابی و حس شوخطبعی، رنگی کمیک به فیلم میدهد؛ آنی نیز با حضوری آرامتر، قطب عاطفی داستان را فراهم میآورد.
تفاوت این دو شیوهٔ بازی، به رابطهٔ خواهر و برادری آنها شکل میدهد، هرچند همانطور که گفته شد، نیروی کمدی برابتس گاهی بر ظرافت شخصیتپردازی آنی غلبه میکند. با این حال، حرکت میان کمدی و درام همیشه هموار نیست. فیلم در برخی مقاطع از شوخیهای سبک به موقعیتهایی با بار عاطفی بیشتر میرسد، بیآنکه گذار میان این دو فضا کاملاً پرورده شود.
این تغییر لحن میتواند حس تازگی ایجاد کند، اما در جاهایی انسجام روایی را کاهش میدهد؛ گویی فیلم گاهی دو شیوهٔ متفاوت را کنار هم میگذارد، بیآنکه پیوندشان را بهقدر کافی محکم کند. ریتم نیز از همین نوسان اثر میپذیرد: بخشهای کمدی با سرعت و انرژی پیش میروند، در حالی که لحظههای عاطفی به مکث و عمق بیشتری نیاز دارند.
روابط و باورپذیری درام در کنار مسیر حرفهای آنی، روابط عاطفی و حضور خواستگاران نیز بخشی از جهان قصه را میسازند. این عناصر به روایت حالوهوای ملودراماتیک میبخشند، اما پرداختشان همیشه به اندازهٔ فضای صمیمی فیلم قانعکننده نیست. رفتار برخی خواستگاران و واکنشهایشان گاه بیشتر به نیازهای پیشبرد قصه وابسته است تا به شخصیتهایی که منطق درونی روشنی دارند.
« بازیها نیز عموماً روان و باورپذیرند و به موقعیتها اجازه میدهند طبیعی جلوه کنند. »
قوتها و کاستیها
به همین سبب، بعضی از موقعیتهای عاشقانه سادهانگارانه یا شتابزده جلوه میکنند. این مسئله بهویژه هنگامی اهمیت پیدا میکند که فیلم میخواهد از دل ماجراهای سبک، نتیجهای عاطفی بگیرد. برای آنکه چنین نتیجهای اثرگذار باشد، تماشاگر باید بتواند پیوند میان تصمیمهای شخصیتها و پیامدهای آنها را باور کند.
«Him and His Sister» در بسیاری از لحظات از حسننیت و گرمای انسانی بهره میبرد، اما همیشه فرصت نمیکند مناسبات را با جزئیات کافی بنا کند. البته این کاستی از دلنشینی کلی اثر نمیکاهد؛ بیشتر نشان میدهد که فیلم بهجای پیچیدگی روانشناختی، به شفافیت قصه و خوشخویی شخصیتها تکیه دارد.
جمعبندی «Him and His Sister» کمدی موزیکالی گرم و دوستداشتنی است که از پیوند میان زندگی روزمره، جهان تئاتر و آرزوی دیدهشدن نیروی خود را میگیرد. برابتس با شوخطبعیاش روایت را سرزنده میکند و مسیر آنی، با وجود پرداخت نهچندان عمیق، هستهٔ عاطفی فیلم را شکل میدهد. فضای صمیمی، بازیهای روان و ایدهٔ فرصتیافتن در لحظهای بحرانی، از امتیازهای اصلی اثرند.
در برابر این نقاط قوت، نوسان میان کمدی و درام، کمعمقی نسبی شخصیت آنی و سادهانگاری بعضی روابط، مانع از آن میشود که فیلم به اثری کاملاً منسجم و پیچیده بدل شود. بااینحال، جذابیت آن در سادگی و خوشقلبیاش نهفته است: قصهای دربارهٔ کسی که مدتها از کنار صحنه گذشته، اما سرانجام امکان مییابد دانستهها و اشتیاقش را در برابر چشم دیگران بیازماید.
« به همین سبب، بعضی از موقعیتهای عاشقانه سادهانگارانه یا شتابزده جلوه میکنند. »
جمعبندی
«Him and His Sister» بیش از آنکه بر ظرافتهای روایی تکیه کند، بر گرمای شخصیتها و امیدی آرام استوار است؛ و همین ویژگی، آن را به اثری دلنشین از سینمای آغازین چکسلواکی بدل میسازد.
ثبت دیدگاه