نقد و بررسی
نقد هایاندلو: مأموریت نهایی ۳: فیلم (HiGH&LOW The Movie 3: Final Mission) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دروازهای به جهان «هایاندلو» «HiGH&LOW The Movie 3: Final Mission» در سال ۲۰۱۷ ساخته شد و فصل پایانیِ خط داستانی درگیری سورد با گروه کیوریو را شکل میدهد؛ روایتی که پیشتر در فیلمها و مجموعههای مرتبط گسترش یافته است. اثر، از همان آغاز، به تماشاگر وعدهٔ یک درام جنایی متعارف نمیدهد: جهان آن بر گروههای پرشمار، وفاداریهای جمعی، برخوردهای تنبهتن و مقیاسی اغراقآمیز بنا شده است.
برای کسی که با قسمتهای پیشین آشناست، انبوه چهرهها و پیوندهای میان آنان بخشی از لذت تماشاست؛ برای مخاطب تازهوارد، همین انبوهی ممکن است ورود به داستان را دشوار کند. عنوان «مأموریت نهایی» نیز بیش از آنکه صرفاً بر پایان یک نبرد دلالت کند، حس جمعبندیِ یک کشمکش طولانی را منتقل میسازد.
فیلم میخواهد رشتههای پراکندهٔ دنیای سورد را به سوی هدفی مشترک هدایت کند: مقابله با تهدیدی که دیگر به رقابت خیابانی محدود نیست و زندگی یک محله را نشانه گرفته است. از این جهت، اثر را باید هم یک فیلم اکشن گروهی و هم نقطهٔ اوج یک روایت چندبخشی دانست. محله، قدرت و فساد هستهٔ سیاسی داستان ساده و درعینحال کارآمد است: برای پنهانکردن فسادهای گذشتهٔ دولت، طرحی برای تخریب خیابانی قدیمی و ساخت کازینو در محل آن پیش میرود.
این نقشه، منازعه را از سطح جدال میان گروههای خیابانی فراتر میبرد. محله دیگر تنها قلمرو نفوذ چند دسته نیست؛ خانهای است که خاطره، پیوند اجتماعی و امکان زیستن مردم در آن جای دارد. دفاع از آن، در نتیجه، به دفاع از حق مردم برای حفظ مکان و آشکارشدن حقیقت بدل میشود. این پیوند میان فساد سیاسی و تهدید ملموسِ تخریب، یکی از موفقترین انتخابهای روایی فیلم است.
« از این جهت، اثر را باید هم یک فیلم اکشن گروهی و هم نقطهٔ اوج یک روایت چندبخشی دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرتِ مسلط در اینجا فقط با مشت و اسلحه عمل نمیکند؛ از سازوکارهای رسمی و پوشش توسعه نیز بهره میگیرد. کازینو در ظاهر نشانهٔ سرمایهگذاری و نوسازی است، اما در باطن به ابزاری برای پاککردن آثار گذشته تبدیل میشود. فیلم با این تضاد، نوعی نقد اجتماعی را وارد فضای پرهیاهوی خود میکند؛ هرچند این نقد بیشتر در قالب موقعیت و شعار آشکار میشود تا واکاوی دقیق سازوکار فساد.
اتحاد سورد؛ از رقابت به همبستگی یکی از محورهای عاطفی فیلم، گردآمدن گروههای سورد در برابر تهدیدی مشترک است. اعضای این گروهها پیشینهها، شیوههای زیست و منطقهای متفاوتی دارند؛ اما خطرِ نابودی محله آنان را به جبههای واحد نزدیک میکند. این اتحاد، در بهترین لحظات، نیروی نمایشی چشمگیری دارد: شخصیتهایی که پیشتر درگیر اختلاف و رقابت بودهاند، اکنون در کنار یکدیگر میایستند و انرژی جمعیشان را به سوی دشمنی بزرگتر میگیرند.
فیلم در ساختن حس حماسیِ این همبستگی تواناست. گردهماییها، ورود گروهها به میدان و زنجیرهٔ رویاروییها، از منطق یک نبرد گروهیِ پرشور پیروی میکنند و تماشاگر را با نیروی حرکت جمعی همراه میسازند. بااینحال، اتحاد گاه بیشتر به تصویری پرشکوه از کنار هم قرارگرفتن چهرهها محدود میشود تا فرآیندی روانشناختی.
تفاوتهای درونی و تردیدهای هر گروه بهندرت فرصت مییابند با عمق کافی بسط پیدا کنند؛ بنابراین تأثیر صحنهها بیش از آنکه از تحول فردی برخیزد، از وزن نمادین همپیمانی نیروها حاصل میشود. ساختار روایی و مسئلهٔ انبوه شخصیتها «مأموریت نهایی» با مجموعهای بزرگ از شخصیتها و گروهها سروکار دارد.
« قدرتِ مسلط در اینجا فقط با مشت و اسلحه عمل نمیکند؛ از سازوکارهای رسمی و پوشش توسعه نیز بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این گستردگی بخشی از هویت مجموعه است، اما هزینهٔ روایی نیز دارد. فیلم باید هم به شخصیتهای آشنا مجال حضور بدهد، هم طرح سیاسی را پیش ببرد، هم زمینهٔ نبردهای متعدد را فراهم کند و هم حس پایانبندی را حفظ نماید. حاصل، روایتی است که پیوسته در حرکت است، اما همیشه فرصت مکث ندارد. در چنین ساختاری، انگیزههای کلی روشن میمانند، ولی انگیزههای فردی گاه در پسِ ازدحام صحنهها محو میشوند.
برخی شخصیتها بیشتر با جایگاهشان در گروه یا نقششان در نبرد تعریف میشوند تا با کشمکش درونیِ مستقل. برای مخاطبی که پیشینهٔ این جهان را میشناسد، اشارهها و روابط پیشین میتوانند بار معنایی بیشتری داشته باشند؛ اما حتی برای او نیز تراکم اتفاقها گاه تمرکز عاطفی را پراکنده میکند. فیلم از این رو بیش از آنکه بر پرورش آرام شخصیتها تکیه کند، بر بازشناسی چهرهها و استمرار هیجان جمعی حساب باز میکند.
ریتم، کنش و طراحی نبردها ریتم پرشتاب، موتور اصلی فیلم است. روایت با سرعت از تهدید تخریب محله به سوی مقابله و رویارویی حرکت میکند و بهندرت اجازه میدهد تنش کاملاً فروبنشینَد. این شتاب برای اثری که میخواهد حس خطر قریبالوقوع و حرکت به سوی نبردی سرنوشتساز را القا کند، مناسب است.
تماشاگر دائماً با نشانهای تازه از درگیری، تغییر موازنه یا آمادگی برای مقابله روبهرو میشود. صحنههای مبارزه نیز از همین منطق پیروی میکنند: تأکید بر حرکت، ضرباهنگ و حضور همزمان شمار زیادی از مبارزان. طراحی اکشن به فیلم هویتی پرتحرک میبخشد و توانایی اجرایی بازیگران را در میدان دید قرار میدهد.
« این گستردگی بخشی از هویت مجموعه است، اما هزینهٔ روایی نیز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، فراوانی نبردها گاهی به بهای گفتوگو و شخصیتپردازی تمام میشود. وقتی هر اختلافی سرانجام به برخورد فیزیکی میرسد، امکانِ بررسی پیچیدگی اخلاقیِ موقعیت کاهش مییابد. کنش، در بسیاری از لحظات، جای تحلیل را میگیرد؛ درنتیجه تماشاگر فرصت کمتری پیدا میکند تا دربارهٔ پیامدهای فساد یا انتخابهای دشوار شخصیتها تأمل کند.
تصویر، لحن و جهانسازی فیلم جهان خود را بر تقابل دو فضا بنا میکند: خیابان و محله از یک سو، ساختار رسمی و قدرت اقتصادی از سوی دیگر. فضای شهری در این روایت صرفاً پسزمینه نیست؛ نشانهای از تعلق و حافظه است. همین امر به تهدید تخریب معنا میدهد و باعث میشود نزاع بر سر مکان، معنایی فراتر از حفظ قلمرو یک گروه پیدا کند.
محله برای شخصیتها چیزی است که زندگی مشترکشان در آن شکل گرفته و از همین رو دفاع از آن به کنشی هویتی بدل میشود. لحن فیلم، اما، میان واقعگرایی اجتماعی و اغراق حماسی در رفتوآمد است. فساد سیاسی و سوءاستفاده از قدرت، موضوعاتی جدیاند؛ در مقابل، شیوهٔ نمایش نبردها و آرایش گروهها به سوی نمایشی آشکارا اغراقآمیز میل میکند.
این فاصله الزاماً ضعف نیست، زیرا بخشی از جذابیت مجموعه در همین آمیزشِ خشونت خیابانی و شکوه نمایشی نهفته است. بااینحال، گاه شدتِ نمایش از ظرفیت درام پیشی میگیرد و مضمون اجتماعی را به چارچوبی برای برگزاری نبردهای بزرگ تقلیل میدهد. بازیها و کارکرد جمعی گروه بهسبب ساختار گروهمحور، فیلم بیش از آنکه بر یک قهرمان یگانه تکیه کند، از حضور جمعی بازیگران نیرو میگیرد.
« با این همه، فراوانی نبردها گاهی به بهای گفتوگو و شخصیتپردازی تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
چهرههای متعدد در قابها و موقعیتهای مختلف ظاهر میشوند و هر گروه با ظاهر و انرژی متمایز خود به جهان فیلم رنگ میدهد. این پراکندگی، حس وسعت و تنوع را تقویت میکند؛ تماشاگر پیوسته با ترکیبهای تازهای از شخصیتها روبهرو میشود. در عین حال، همین شیوه مجال بازیهای ظریف و تحولهای تدریجی را محدود میسازد.
بسیاری از شخصیتها باید در زمانی کوتاه جایگاه خود را تثبیت کنند و در پیشبرد کنش سهمی داشته باشند. به همین دلیل، اثر بیشتر بر تأثیر فوریِ حضور و رفتار آنان حساب میکند تا بر ظرافتهای روانشناختی. این انتخاب با ماهیت پرتحرک فیلم سازگار است، اما مانع آن میشود که همهٔ چهرهها به یک اندازه در ذهن بمانند یا عمق یکسانی پیدا کنند.
جمعبندی «HiGH&LOW The Movie 3: Final Mission» اثری پرانرژی و گروهمحور است که برای پایاندادن به کشمکش سورد و کیوریو، نبرد خیابانی را به مسئلهای اجتماعیتر پیوند میزند. دفاع از محله و تلاش برای آشکارکردن فساد، به رویاروییها معنایی فراتر از رقابت گروهها میبخشد و اتحاد سورد لحظاتی پرشور و حماسی میآفریند.
ریتم تند و فضای پرتنش نیز تماشاگر را تا آستانهٔ رویارویی اصلی همراه نگه میدارد. بااینحال، فیلم در ازدحام شخصیتها و نبردها گاه از پرداخت عمیقتر به انگیزهها و پیامدهای اخلاقی بازمیماند. فساد سیاسی طرحی نیرومند برای داستان فراهم میکند، اما شتاب روایت فرصت چندانی برای کاوش پیچیدگیهای آن نمیگذارد.
« این پراکندگی، حس وسعت و تنوع را تقویت میکند؛ تماشاگر پیوسته با ترکیبهای تازهای از شخصیتها روبهرو میشود. »
جمعبندی
در نهایت، این اثر بیش از آنکه درام سیاسیِ موشکافانهای باشد، نمایش پرهیجانِ همبستگی و مقاومت است؛ فیلمی که قوت اصلیاش را در نیروی جمعی و شور بصری مییابد و محدودیتش را در کمبود مکث و تأمل.



ثبت دیدگاه