نقد و بررسی
نقد Hidden Figures | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرههایی که تاریخ از قاب بیرون گذاشت «Hidden Figures» پیش از آنکه فیلمی دربارهٔ مسابقهٔ فضایی باشد، دربارهٔ کسانی است که سهمشان در تاریخ دیده نشد. روایت به زندگی کاترین جانسون، دوروتی وان و مری جکسون میپردازد؛ سه زن آفریقاییآمریکایی که دانش ریاضی و توانایی حرفهایشان در سازمانی مهم به کار گرفته میشود، اما شأن و فرصتهایشان بهسبب تبعیض نژادی و جنسیتی پیوسته محدود میماند.
فیلم آنها را نه حاشیهای در داستان پیشرفت فناوری، بلکه نیرویی در مرکز آن قرار میدهد؛ انتخابی که هم معنای عنوان اثر را روشن میسازد و هم نگاه معمول به قهرمانان تاریخ را به پرسش میکشد. در اینجا «شکلهای پنهان» تنها اشارهای به محاسبهها و نمودارهای ریاضی نیست؛ خود زنان نیز در ساختارهایی که کارشان را میخواهند اما اعتبارش را به آنان نمیدهند، پنهان نگه داشته شدهاند.
فیلم از دل همین تناقض، نیروی دراماتیکش را میسازد: چگونه میتوان در جایی که از حضور تو استقبال نمیشود، توانایی خود را به امری انکارناپذیر بدل کرد؟ «Hidden Figures» این پرسش را با لحنی روشن و عاطفی طرح میکند، بیآنکه دشواری مسیر را یکسره به پیروزیهای آسان فروبکاهد. سه قهرمان، سه مسیر متفاوت یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که سه شخصیت اصلی را در یک قهرمان واحد ادغام نمیکند.
کاترین، دوروتی و مری با استعدادهایی نزدیک به هم، اما با خلقوخو و مسئلههایی متمایز تصویر میشوند. کاترین با دقت و تمرکز ریاضی، در محیطی مردانه میکوشد اعتبار کارش را به دست آورد. دوروتی به توانایی سازماندهی و آیندهنگری تکیه میکند و به مسئلهٔ پیشرفت خود محدود نمیماند؛ میفهمد که دستیابی به جایگاه حرفهای میتواند برای زنان دیگری نیز راه باز کند.
« کاترین، دوروتی و مری با استعدادهایی نزدیک به هم، اما با خلقوخو و مسئلههایی متمایز تصویر میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مری نیز با سماجت و جسارت، مرزهای شغلی و آموزشی را به چالش میکشد. این تفاوتها به فیلم عمق میبخشد، زیرا موانع را یکسان و بیچهره نشان نمیدهد. هر زن با نوعی دیگر از محرومیت روبهرو است و برای حرکت به راهبردی متفاوت نیاز دارد. در عین حال، پیوند میان آنها از برجستهترین عناصر روایت است: دوستی و همبستگیشان صرفاً حاشیهای دلنشین نیست، بلکه بخشی از سازوکار پیشروی داستان به شمار میرود.
موفقیت در این فیلم تنها محصول نبوغ فردی نیست؛ به حمایت، انتقال دانش و همراهی همکاران نیز وابسته است. بازیگری و ساختن شخصیتهای باورپذیر بازیهای تاراجی پی. هنسون، اکتاویا اسپنسر و جانل مونه به فیلم جان میبخشند. هر سه بازیگر برای شخصیتهایشان کیفیتی جداگانه میسازند و اجازه نمیدهند نقشها به نمادهایی بیروح از «استقامت» یا «الهامبخشی» تقلیل یابند.
هنسون در نقش کاترین، هم توان ذهنی و تمرکز حرفهای را منتقل میکند و هم فشار عاطفیِ قرارگرفتن در موقعیتی نابرابر را. اسپنسر در نقش دوروتی وقار و هوشمندی عملی دارد؛ حضوری که بدون اغراق، قدرت رهبری شخصیت را نمایان میسازد. مونه نیز به مری انرژی و سرسختی میبخشد، بیآنکه آسیبپذیری او را از چشم دور کند.
نکتهٔ مهم این است که بازیها در خدمت نمایش تواناییاند، نه فقط رنج. شخصیتها لحظاتی از شوخطبعی، دلگرمی و آرامش دارند و زندگیشان به محیط کار و تبعیض فروکاسته نمیشود. این تعادل کمک میکند تماشاگر آنها را آدمهایی با خواستها و روابط مستقل ببیند، نه صرفاً نمونههایی برای اثبات یک پیام.
« مری نیز با سماجت و جسارت، مرزهای شغلی و آموزشی را به چالش میکشد. »
شخصیتها و اجرا
چهرههای مکمل نیز در شکلدادن به جهان فیلم نقش دارند، هرچند گاه بیشتر بهعنوان نمایندهٔ یک مانع یا نگرش ظاهر میشوند تا شخصیتی با پیچیدگی کامل. روایت روان؛ امتیاز و محدودیت فیلم به روایتی سرراست و خوشریتم تکیه میکند. صحنهها عموماً روشناند، اهداف شخصیتها قابلفهم باقی میمانند و تماشاگر برای دنبالکردن مسیر داستان به توضیحهای سنگین نیاز ندارد.
این سادگی، بهویژه در کنار موضوعی که هم تاریخ علم را در بر میگیرد و هم تبعیض نهادی را، یک امتیاز است: فیلم میتواند مخاطبان گستردهای را وارد جهان شخصیتها کند و توجه را بر تجربهٔ انسانی آنها متمرکز نگه دارد. اما همین روانی گاهی به پیشبینیپذیری میانجامد. بسیاری از گرهها بر اساس الگوی آشنای درام زندگینامهای چیده شدهاند: نادیدهگرفتهشدن، رویارویی با مانع، اثبات توانایی و گشودهشدن راهی تازه.
این الگو میتواند اثرگذار باشد، ولی در بعضی لحظات پیچیدگی موقعیت را کاهش میدهد. فیلم بیشتر به روشنکردن معنای رویدادها علاقه دارد تا مکث بر ابهامها یا تناقضهای آنها؛ ازاینرو، بخشی از کشمکشها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند چندوجهی شوند، به سوی نتیجهای عاطفی و روشن هدایت میشوند.
تبعیض در زندگی روزمره و لحن فیلم «Hidden Figures» تبعیض را تنها در توهینهای آشکار خلاصه نمیکند. فاصلهگذاریها، قواعد محیط کار، نبود دسترسی برابر و دشواری حضور در فضایی که بر اساس تجربهٔ مردان سفیدپوست سازمان یافته است، همگی تصویری از مانعهای روزمره میسازند. همین توجه به امور ظاهراً کوچک، اهمیت اجتماعی فیلم را افزایش میدهد: نابرابری فقط در تصمیمهای بزرگ یا برخوردهای آشکار نیست، بلکه در ترتیب فضاها، فرصتها و انتظارهای عادی نیز رسوخ میکند.
« روایت روان؛ امتیاز و محدودیت فیلم به روایتی سرراست و خوشریتم تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم گاه برای صریحکردن پیام، به گفتوگوهایی تکیه میکند که مفهوم را بیش از اندازه توضیح میدهند. برخی جملهها بهجای آنکه از سکوت، رفتار یا زیرمتن نیرو بگیرند، به صورت گزارههایی روشن و شعارگونه بیان میشوند. این شیوه به فهم موضوع کمک میکند، اما از ظرافت دراماتیک میکاهد.
در لحظههایی، تماشاگر احساس میکند فیلم به پیام خود اطمینان دارد و ترجیح میدهد آن را آشکارا بیان کند، نه اینکه بگذارد معنا از برخورد شخصیتها و جزئیات صحنه پدیدار شود. تاریخ، درام و مسئولیت بازنمایی فیلم بر پایهٔ زندگی واقعی و کتاب مارگوت لی شیترلی ساخته شده است، اما همچون بسیاری از درامهای زندگینامهای، تاریخ را برای روایت سینمایی فشرده و بازآرایی میکند.
در نتیجه، برخی رخدادها نمایشیتر شدهاند و بعضی بخشهای پیچیدهٔ تاریخ در قالب موقعیتهایی روشن و قابلدنبالکردن درآمدهاند. از جمله، دربارهٔ تصویر فیلم از جداسازی امکانات و برخی تجربههای کاری زنان، انتقادهایی مطرح شده است؛ همچنین رویدادهایی درهمفشرده یا بهشکلی دراماتیک بازنمایی شدهاند.
این دست تغییرها را باید هم در نسبت با نیازهای روایت سنجید و هم با این پرسش که چه چیزی از واقعیت تاریخی حذف یا ساده میشود. این ملاحظه از ارزش فیلم نمیکاهد، اما نوع تماشای آن را دقیقتر میکند. اثر را میتوان دریچهای برای آشنایی با زنانی دانست که کارشان در روایتهای رایج کمتر دیده شده، نه جایگزینی کامل برای تاریخنگاری زندگی و دستاوردهای آنان.
« بااینحال، فیلم گاه برای صریحکردن پیام، به گفتوگوهایی تکیه میکند که مفهوم را بیش از اندازه توضیح میدهند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بازگرداندن توجه عمومی به کاترین جانسون، دوروتی وان و مری جکسون سهم مهمی دارد؛ در عین حال، تأکید بر اینکه سینما واقعیت را انتخاب و شکلدهی میکند، مانع از آن میشود که صحنههای دراماتیک را بیواسطه سند تاریخی بپنداریم. جمعبندی «Hidden Figures» فیلمی گرم، انگیزاننده و خوشتماشا است که با محور قراردادن سه زن دانشمند، تصویری فراگیرتر از تاریخ علم و مسابقهٔ فضایی ارائه میدهد.
نقطهٔ قوت اصلی آن، همراهکردن پیام اجتماعی با شخصیتهایی زنده و بازیهایی قانعکننده است؛ زنانی که ارزششان فقط در آنچه برای یک پروژه انجام میدهند خلاصه نمیشود، بلکه در اراده، همبستگی و حقشان برای دیدهشدن نیز معنا پیدا میکند. در مقابل، روایت گاه به الگوهای آشنای موفقیت تکیه میکند، بعضی گفتوگوها را بیش از اندازه صریح میسازد و برای نیروی عاطفی، پیچیدگی تاریخ را سادهتر میکند.
با وجود این محدودیتها، فیلم بهدرستی یادآور میشود که پیشرفتهای بزرگ تنها محصول چهرههای مشهور و نامهای ثبتشده نیستند؛ پشت آنها ممکن است کسانی ایستاده باشند که سالها کار کردهاند، اما از جایگاهی برابر در روایت رسمی برخوردار نبودهاند. توانایی «Hidden Figures» در برانگیختن همین توجه است: تماشاگر را وامیدارد نه فقط به آنچه رخ داده، بلکه به این فکر کند که چه کسانی در روایت آن غایب ماندهاند.



ثبت دیدگاه