نقد و بررسی
نقد او دارد تماشا میکند (He's Watching) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که به تماشا بدل میشود «He's Watching» از موقعیتی آشنا در وحشت خانگی آغاز میکند: دو خواهر و برادر در غیاب والدین تنها ماندهاند و بازیها و شوخیهایشان، خانه را به قلمرو کوچک و خودساختهشان بدل کرده است. اما این فضای سرخوشانه بهتدریج ترک برمیدارد؛ پیامها و تصویرهای ناآرامکنندهای که به تلفنهایشان میرسد، این احتمال را پیش میکشد که نیرویی ناشناس در خانه حضور دارد و رفتارشان را زیر نظر گرفته است.
جیکوب آرون استس، نویسنده و کارگردان فیلم، از همین شکاف میان بازی کودکانه و تهدید واقعی، موتور اصلی تعلیق را میسازد. روایت نیز از شگردهای فیلمِ یافتشده و تصویرهای دوربینوار بهره میگیرد تا حس نزدیکی و بیواسطگی ایجاد کند. تنهایی بهمثابه منبع اضطراب تنهایی در این فیلم صرفاً به معنای نبود بزرگسالان نیست؛ نوعی خلأ روایی و عاطفی است که هر صدای نامعمول و هر گوشهٔ تاریک خانه را به نشانهای بالقوه تبدیل میکند.
والدین دور از خانهاند و کودکان ناچارند هم با فضای آشنا و هم با رخدادهایی کنار بیایند که منطقشان را درک نمیکنند. همین وابستگی به خانه، تعلیق را مؤثر میسازد: محیطی که باید پناهگاه باشد، به سطحی برای ظهور تهدید بدل میشود. فیلم بهویژه در لحظاتی که اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند، از این ایده بهرهٔ خوبی میبرد.
مخاطب همپای بچهها میکوشد میان شوخی، تصادف و نشانهٔ خطر فرق بگذارد. عنوان فیلم نیز بر همین وضعیت تکیه دارد: مسئله فقط آن نیست که چیزی در خانه حضور دارد، بلکه این است که شخصیتها احساس میکنند دیده میشوند. این حسِ زیر نظر بودن، حتی پیش از آنکه تهدید کاملاً روشن شود، فضای ناامنی میآفریند.
« روایت نیز از شگردهای فیلمِ یافتشده و تصویرهای دوربینوار بهره میگیرد تا حس نزدیکی و بیواسطگی ایجاد کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوند خواهر و برادر؛ نیروی انسانی قصه رابطهٔ خواهر و برادرها از گرمترین و کارآمدترین اجزای فیلم است. شوخیهایشان به قصه انرژی میدهد و شخصیتها را از قربانیانی صرف در یک داستان ترسناک فراتر میبرد. آنها با هم رقابت میکنند، یکدیگر را میآزمایند و در عین حال، در لحظههای خطر به هم تکیه دارند.
این رفتوآمد میان آزار دوستانه و همبستگی، تصویری باورپذیر از نزدیکی خواهرانه و برادرانه میسازد. شوخیها فقط برای سبککردن فضا نیستند؛ از نظر ساختاری نیز زمینهٔ چرخش به وحشت را فراهم میکنند. وقتی بازی و شیطنت از کنترل خارج میشود، مخاطب میتواند بفهمد چرا بچهها در آغاز تهدید را جدی نمیگیرند یا چرا مرز میان فریب و واقعیت برایشان محو میشود.
این تضاد، ظرفیت خوبی برای تعلیق دارد. بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه به واکنشهای عجیب یا تصمیمهایی متکی است که بیشتر برای پیشبردن موقعیت طراحی شدهاند تا آنکه از شخصیتها برخیزند؛ در چنین لحظههایی، پیوند عاطفی قصه نمیتواند کاملاً خلأ باورپذیری را پر کند. تصویر، قاب و زبان فیلمِ یافتشده فرم تصویری «He's Watching» به ایدهٔ مرکزیاش نزدیک است.
قابهای بسته، حرکتهای ناآرام و اتکا به دستگاههای شخصی، خانه را به فضایی تبدیل میکنند که گویی از درون همان نگاههای پراکنده و ناقص روایت میشود. چنین شیوهای با موضوع تماشا و دیدهشدن همخوانی دارد: تصویر نه پنجرهای مطمئن به واقعیت، بلکه سندی محدود و گاه مشکوک است. تماشاگر نمیداند آیا آنچه میبیند تمام ماجراست یا فقط تکهای از آن.
« پیوند خواهر و برادر؛ نیروی انسانی قصه رابطهٔ خواهر و برادرها از گرمترین و کارآمدترین اجزای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب زمانی بهترین نتیجه را میدهد که فیلم از کمگویی بصری استفاده میکند. پنهانماندن بخشی از فضا، اجازه میدهد ذهن مخاطب جای خالی را با احتمالهای هراسآور پر کند. اما شیوهٔ فیلمبرداری همیشه یکدست نیست و گاه روشن نمیماند که دوربین در خدمت روایت مستندگونه است یا صرفاً ابزاری برای ایجاد حالوهوای وهمآلود.
همین نوسان، در بعضی بخشها از غوطهوری میکاهد و بهجای تشدید اضطراب، توجه را به ساختار فیلم جلب میکند. تعلیق و ضرباهنگ فیلم در چند صحنه میتواند با تکیه بر انتظار و ابهام، تعلیقی خوشساخت بسازد. ترس آنجا شکل میگیرد که اتفاقی کوچک، در فضای خلوت خانه معنایی بزرگ پیدا میکند؛ یا هنگامی که مخاطب زودتر از شخصیتها احتمال میدهد چیزی در پسِ رفتارهای روزمره پنهان باشد.
این لحظهها، تقابل بازیگوشی کودکانه و خطر جدی را بهروشنی برجسته میکنند و نشان میدهند که فیلم در ساختن اضطرابِ محیطی توانایی دارد. بااینهمه، ضرباهنگ در بخش میانی افت میکند. تکرار نشانههای تهدید و مکثهایی که قرار است انتظار بسازند، گاهی به کشآمدن روایت میانجامند. تعلیق زمانی اثرگذار است که اطلاعات تازه یا تغییر محسوسی در موقعیت به آن بیفزاید؛ اما هرگاه فیلم به همان الگوی قبلی بازمیگردد، دلهرهاش بهجای انباشتهشدن کاهش مییابد.
نتیجه، تجربهای نابرابر است: صحنههایی با کشش چشمگیر در کنار بخشهایی که برای حفظ توجه مخاطب، نیروی کافی ندارند. نوسان لحن و آشفتگی روایی یکی از دشواریهای اساسی فیلم، سازگارکردن لحن سرزندهٔ آغازین با فضای کابوسوار ادامهٔ داستان است. تغییر تدریجی از شوخی به ترس، بالقوه میتواند تأثیرگذار باشد؛ اما گذار همیشه نرم و قانعکننده نیست.
« این انتخاب زمانی بهترین نتیجه را میدهد که فیلم از کمگویی بصری استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
میانپردههای سوررئال و جهشهای ناگهانی در حالوهوا، گاهی بیش از آنکه جهان فیلم را گسترش دهند، پیوند میان صحنهها را سست میکنند. مخاطب ممکن است از خود بپرسد آیا این تغییر بخشی از منطق تهدید است یا صرفاً تلاشی برای افزودن جلوهای نامتعارف. این بیثباتی لحن، بر شخصیتپردازی نیز اثر میگذارد.
رابطهٔ دو خواهر و برادر برای فیلم زمینهٔ عاطفی مناسبی فراهم کرده، اما شخصیتها همیشه فرصت نمییابند فراتر از واکنش به خطر رشد کنند. در نتیجه، برخی انتخابهایشان بیشتر کارکرد روایی دارند تا روانشناختی. فیلم در بهترین لحظههایش به هوش و انعطاف کودکان اعتماد میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، آنها را به موقعیتهایی میراند که برای پیشبردن دلهره لازماند، اما از منطق رفتاریشان بهسادگی برنمیآیند.
رازآلودگی و میزان توضیح قدرت اولیهٔ تهدید در ناشناختگی آن نهفته است. فیلم با ساختن حس حضوری مبهم، این پرسش را زنده نگه میدارد که خطر دقیقاً چیست و چه رابطهای با بازیها و زندگی روزمرهٔ بچهها دارد. ابهام، میدان تخیل را باز میگذارد و باعث میشود حتی رخدادهای کوچک نیز نگرانکننده به نظر برسند.
اما هرچه روایت به سوی توضیحدادن پیش میرود، بخشی از نیروی رازآلودگی تحلیل میرود. شرحدادن بیش از اندازهٔ منشأ یا ماهیت تهدید میتواند وحشتی را که از ناشناختگی نیرو میگیرد، به مسئلهای مشخصتر و محدودتر تبدیل کند. فیلم در اینجا میان دو خواسته گرفتار میشود: از یک سو میخواهد برای رخدادها معنایی فراهم کند و از سوی دیگر به ابهامی نیاز دارد که تعلیقش را زنده نگه میدارد.
« مخاطب ممکن است از خود بپرسد آیا این تغییر بخشی از منطق تهدید است یا صرفاً تلاشی برای افزودن جلوهای نامتعارف. »
قوتها و کاستیها
این کشمکش بهویژه در بخشهای پایانی محسوس است، بیآنکه لازم باشد برای اشاره به آن جزئیاتی از گرهگشایی روایت آشکار شود. جمعبندی «He's Watching» فیلمی با هستهای مؤثر است: خانهای خلوت، دو کودک تنها، و حسی پیوسته از آنکه نگاهِ دیگری بر زندگی خصوصیشان سایه انداخته است. رابطهٔ خواهر و برادرها به قصه گرما و سرگرمی میبخشد و چند صحنهٔ تعلیق، بهخوبی از تقابل شوخی و خطر بهره میگیرند.
قالب تصویرمحور و دوربینوار نیز با مضمون دیدهشدن تناسب دارد. در مقابل، نوسان لحن، کشآمدن بخش میانی و توضیحهای بیش از اندازه، مانع میشوند ایدهٔ مرکزی تا پایان نیروی یکسانی داشته باشد. فیلم در ساختن فضای ناامن موفقتر از آن است که بتواند همهٔ عناصر رواییاش را در نظمی یکپارچه نگه دارد.
حاصل، تجربهای نابرابر اما گاه بهراستی اضطرابآور است؛ اثری که بیش از پاسخهایش، در لحظههایی بهیادماندنی میشود که خانه را از مکانی آشنا به چیزی بدل میکند که دیگر نمیتوان با خیال آسوده در آن تنها ماند.
« قالب تصویرمحور و دوربینوار نیز با مضمون دیدهشدن تناسب دارد. »



ثبت دیدگاه