نقد و بررسی
نقد قهرمانان نقاب طلایی (Heroes of the Golden Mask) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای رنگارنگ، روایتی ناپایدار «Heroes of the Golden Mask» از همان آغاز چند عنصر بالقوه جذاب را کنار هم میچیند: پسری یتیم و بیخانمان از آمریکای معاصر، پادشاهی باستانی سانشینگدویی، گروهی ابرقهرمان، نقابهایی جادویی و فرمانروایی تهدیدگر. چارلی به جهانی ناآشنا پرتاب میشود و، در حالی که قهرمانان برای دفاع از شهر به او نیاز دارند، در فکر ربودن همان نقابهایی است که سرچشمهٔ قدرت آناناند.
این تضاد میان همراهی ظاهری و منفعتطلبی پنهان میتوانست موتور یک ماجراجویی پرکشش باشد؛ هم برای شوخی و حادثه، هم برای کشمکش اخلاقی. مشکل این است که فیلم بیش از آنکه این مصالح را به داستانی منسجم تبدیل کند، به سرعت از کنارشان میگذرد. ایدهها یکی پس از دیگری معرفی میشوند، اما کمتر فرصت مییابند در شخصیتها یا جهان داستان رسوب کنند.
نتیجه اثری است که در سطح طرح، پرحادثه به نظر میرسد، ولی در تجربهٔ تماشا پراکنده و کمرمق جلوه میکند. چارلی؛ محور داستانی که به اندازهٔ کافی شکل نمیگیرد چارلی قرار است پیوند میان تماشاگر و دنیای سانشینگدویی باشد: غریبهای شوخطبع که هم به جمع قهرمانان راه پیدا میکند و هم انگیزهای شخصی برای نزدیکشدن به نقابها دارد.
« مشکل این است که فیلم بیش از آنکه این مصالح را به داستانی منسجم تبدیل کند، به سرعت از کنارشان میگذرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین دوگانگی ظرفیت خوبی برای ساختن شخصیتی خاکستری فراهم میآورد. او میتواند میان بیاعتمادی و تعلق، خودخواهی و مسئولیت، یا میل به بقا و وفاداری گرفتار شود. با این حال، جابهجاییهای درونی او چنان سریع رخ میدهند که بیشتر شبیه الزامهای طرحاند تا نتیجهٔ تجربههایی که از سر گذرانده است.
وقتی تصمیمی تغییر میکند، فیلم همیشه زمینهٔ عاطفی و فکری آن را فراهم نمیسازد؛ از همین رو تحول شخصیت بهجای آنکه متقاعدکننده باشد، ناگهانی مینماید. این کاستی بهویژه در داستانی اهمیت دارد که بخش مهمی از کشش آن باید از پرسش دربارهٔ نیت واقعی چارلی بیاید. فیلم موقعیت را بنا میکند، اما در پرورش تعارضی که آن موقعیت نوید میدهد، کمحوصله است.
گروه قهرمانان و جهان سانشینگدویی قهرمانان رنگارنگ و نقابهای زرین، هستهٔ دیداری و اسطورهای اثر را تشکیل میدهند. هر نقاب حامل نیرویی ویژه است و میتواند بهانهای برای طراحی شخصیتها، تفاوت تواناییها و شکلگیری پویایی گروه باشد. پیوند این عناصر فانتزی با نام و فضای سانشینگدویی نیز به فیلم هویتی متمایز میدهد؛ جهانی که میتوانست هم رازآمیز باشد و هم از نظر بصری غنی.
« همین دوگانگی ظرفیت خوبی برای ساختن شخصیتی خاکستری فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
اما معرفی جهان داستانی بیشتر بر انباشتن نامها، نیروها و موقعیتها تکیه دارد تا ساختن قواعدی روشن و پیوسته. بعضی ایدهها بیآنکه توضیح کافی پیدا کنند وارد روایت میشوند و سپس کنار میروند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است از جذابیت ظاهری یک موجود یا قدرت لذت ببرد، بیآنکه بداند جایگاه آن در منطق داستان چیست.
فیلم برای مخاطب خردسال شاید با همین شتاب و وفور رویدادها سرگرمکننده باشد؛ ولی برای روایتی که میخواهد جهانی مستقل و باورپذیر بسازد، این کمبود محسوس است. صداپیشگی؛ نیرویی که از مواد خام بهتر استفاده میکند یکی از نقاط قوت اثر، اجرای صداپیشههاست. حضور بازیگرانی چون Patton Oswalt، Ron Perlman و Christopher Plummer به شخصیتها وزن و تمایز صوتی میبخشد و در لحظاتی که متن امکان شوخی یا بیان پرقدرت فراهم میکند، انرژی صحنه را بالا میبرد.
صداها غالباً از شخصیتهای کمپرداخته زندهتر به گوش میرسند؛ گویی بازیگران میکوشند با لحن و حضور خود به نقشهایی جان بدهند که نوشتار همیشه فرصت کافی برای تکمیلشان نداده است. بااینهمه، صداپیشگی خوب بهتنهایی نمیتواند گفتوگوهای نابرابر یا شخصیتپردازی شتابزده را جبران کند. شوخیها گاهی به جای آنکه از موقعیت و رابطهٔ میان شخصیتها بجوشند، تنها برای حفظ حالوهوای سبک فیلم وارد میشوند.
« اما معرفی جهان داستانی بیشتر بر انباشتن نامها، نیروها و موقعیتها تکیه دارد تا ساختن قواعدی روشن و پیوسته. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین کیفیت اجرا بیش از آنکه به انسجام کلی کمک کند، لحظههایی پراکنده از سرزندگی میآفریند. اکشن و طراحی دیداری چند صحنهٔ اکشن فیلم سرگرمکنندهاند؛ برخورد تواناییهای گوناگون و حضور هیولاها میتواند برای تماشاگر جوان جذاب باشد. نقابها نیز بهعنوان نشانههایی تصویری، ایدهای ساده و قابلفهماند: اشیایی که هم ارزش مادی دارند و هم قدرتی فراطبیعی.
طرح بعضی هیولاها و نقابها نیز از تخیل قابلقبولی برخوردار است و برای لحظههایی توجه را از نارساییهای روایت میگیرد. در مقابل، کیفیت کلی انیمیشن پایینتر از آن است که این ایدههای بصری را به تجربهای چشمگیر بدل کند. حرکتها، بافتها و جزئیات تصویری گاه ارزانقیمت و کمپرداخت به نظر میرسند؛ همین امر از شکوه جهانی که داستان وعده میدهد میکاهد.
مسئله فقط واقعنمایی یا جزئیات فنی نیست: در فیلمی ماجراجویانه، تصویر باید سرعت و خطر را به تماشاگر منتقل کند. وقتی اجرا فاقد چابکی و غنای بصری کافی باشد، حتی صحنههای پرتحرک نیز هیجان محدودی پیدا میکنند. ریتم و انسجام دراماتیک ریتم فیلم از شتاب بیحاصل رنج میبرد. روایت گاهی از یک ایده به ایدهٔ بعدی میپرد، بیآنکه پیوند میان آنها به اندازهٔ لازم روشن شود؛ در جاهایی نیز صحنهها بیش از آنکه داستان را پیش ببرند، زمان میگیرند.
« بنابراین کیفیت اجرا بیش از آنکه به انسجام کلی کمک کند، لحظههایی پراکنده از سرزندگی میآفریند. »
قوتها و کاستیها
این نوسان باعث میشود فیلم همزمان عجول و کشدار به نظر برسد: عجول در پرداخت تحولها و توضیح قواعد جهان، و کشدار در لحظاتی که تکرار یا گفتوگو جای پیشرفت واقعی را میگیرد. این بیثباتی در پایان نیز اثر خود را میگذارد. بدون ورود به جزئیات روایی، میتوان گفت جمعبندی آنچنان که باید حاصل طبیعی انتخابها و کشمکشهای پیشین احساس نمیشود.
وقتی مسیر شخصیتها بهاندازهٔ کافی زمینهچینی نشده باشد، فرجام داستان نیز دشوارتر میتواند رضایت عاطفی ایجاد کند. فیلم بهجای آنکه رشتههای اصلی را با دقت به هم ببافد، بخشی از ظرفیت خود را در راه رسیدن سریع به مقصد مصرف میکند. مخاطب هدف و جایگاه فیلم «Heroes of the Golden Mask» بیشتر برای مخاطبی مناسب است که از ماجراجویی فانتزی کودکانه، قهرمانان رنگارنگ و چند صحنهٔ نبرد سبک استقبال میکند و انتظار پیچیدگی روایی یا پرداخت بصری چشمگیر ندارد.
کودکان ممکن است از هیولاها، نیروهای ویژه و فضای قهرمانانه لذت ببرند، هرچند حتی برای آنها نیز شتاب داستان و افتوخیز ریتم میتواند مانع درگیرشدن کامل شود. برای بزرگسالان، فیلم احتمالاً بیش از هر چیز نمونهای از فرصتهای نیمهاستفادهشده است. ایدهٔ پسر غریبهای که میان قهرمانان جای میگیرد و در عین حال نقشهای پنهانی دارد، از ظرفیت کافی برخوردار است؛ اما نگارش قصه، طراحی بصری و نظم روایی به سطحی نمیرسند که آن ظرفیت را به تجربهای ماندگار بدل کنند.
« این بیثباتی در پایان نیز اثر خود را میگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Heroes of the Golden Mask» از ترکیب ماجراجویی، قهرمانان فراطبیعی و الهام از سانشینگدویی جهانی بالقوه جذاب میسازد، اما در پیوند دادن اجزای این جهان موفقیت محدودی دارد. صداپیشگی توانمند، برخی طراحیهای هیولاها و نقابها و چند لحظهٔ اکشن از امتیازهای آناند؛ در سوی دیگر، قصهٔ پراکنده، تغییرهای کمزمینهٔ شخصیتها، ایدههای توضیحنداده و انیمیشن کمجان، از نیروی فیلم میکاهند.
حاصل، اثری است که گاه جرقههایی از سرگرمی نشان میدهد، اما نمیتواند آنها را در روایتی روان و هیجانانگیز حفظ کند. برای تماشای خانوادگی و بیتوقع شاید انتخابی قابلقبول باشد؛ برای بینندهای که به دنبال ماجراجویی منسجم، شخصیتهای پرورده و انیمیشنی چشمنواز است، تجربهای کمفروغ خواهد بود.



ثبت دیدگاه