نقد و بررسی
نقد قهرمان 2022 با زیرنویس فارسی (Hero) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سه روایت در سایهٔ یک بحران «قهرمان» ــ که عنوان اصلیاش معنای «این جهان او را دارد» را تداعی میکند ــ در روزهای آغازین همهگیری سال ۲۰۲۰ میگذرد؛ زمانی که زندگی روزمره ناگهان از نظم پیشین خود بیرون افتاده و فاصله، بیماری و بیاطمینانی به واقعیتی مشترک بدل شدهاند. فیلم با سه خط داستانی، زندگی زنانی را دنبال میکند که درگیر بحرانهایی متفاوت اما همزماناند: تنشهای خانوادگی، رابطهای عاشقانه زیر فشار جدایی و بیماری، و فرسودگی زناشویی در کنار مسئولیتهای شغلی و خانوادگی.
سه فیلمساز، Sylvia Chang، Joan Chen و Li Shaohong، هر یک از زاویهای به این جهان نگاه میکنند و میکوشند امر تاریخی را در تجربههای خصوصی آدمها بازتاب دهند. این انتخاب، از همان ابتدا، فیلم را از روایت قهرمانمحور و حادثهپردازانه دور میکند. بحران قرار نیست با یک کنش بزرگ یا یک شخصیت استثنایی تعریف شود؛ اثر آن را در تماسهای تصویری، گفتوگوهای نیمهتمام، نگرانی برای نزدیکان و فشار روزمرهٔ تصمیمگیری میجوید.
«قهرمان» بیش از آنکه قصهٔ پیروزی باشد، تصویری از دوام آوردن است؛ تلاشی آرام و گاه بیادعا برای عبور از روزی که هیچکس نمیداند به کجا خواهد رسید. بحران در مقیاس زندگی روزمره یکی از دستاوردهای فیلم، تبدیل یک بحران عمومی به تجربهای ملموس و خانگی است. همهگیری در اینجا صرفاً پسزمینهای خبری نیست؛ نیرویی است که فاصلههای پیشین را آشکار میکند و مناسبات خانوادگی و عاطفی را زیر فشار میگذارد.
« این انتخاب، از همان ابتدا، فیلم را از روایت قهرمانمحور و حادثهپردازانه دور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آدمها نه فقط از بیماری میترسند، بلکه با محدودیت اختیار، از دست رفتن امنیت اقتصادی و ناتوانی در رسیدن به کسانی که دوستشان دارند نیز روبهرو هستند. همین پیوند میان امر بزرگ و امر شخصی به فیلم نیروی عاطفی میبخشد. در روایت زوج جوانی که از یکدیگر جدا افتادهاند، فناوری هم مجرای ارتباط است و هم نشانهٔ فاصله.
تماس تصویری امکان دیدن را فراهم میکند، اما جای حضور فیزیکی را نمیگیرد؛ چهرهٔ عزیز در قاب ظاهر میشود، بیآنکه بتوان به او نزدیک شد. در خط خانوادگی دیگر نیز همخانهشدن ناخواسته، تنشهایی را که پیشتر شاید قابل چشمپوشی بودند به سطح میآورد. فیلم در این موقعیتها بهخوبی نشان میدهد که بحرانها اغلب چیزی را از هیچ نمیآفرینند؛ بلکه ترکهای موجود را نمایانتر میکنند.
زنان در مرکز انتخاب نگاه زنانهٔ فیلم به معنای سادهسازی تفاوتها یا تقسیم شخصیتها به قربانی و نجاتدهنده نیست. زنان این روایت با محدودیتهای واقعی روبهرو هستند، اما در برابر آنها صرفاً منفعل نمیمانند. گاهی انتخابشان سکوت است، گاهی مقاومت، گاهی بازنگری در رابطهای که مدتها بر عادت استوار بوده.
« همین پیوند میان امر بزرگ و امر شخصی به فیلم نیروی عاطفی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
ارزش اثر در این است که برای تصمیمهای دشوار، پاسخهای یکسان و آماده صادر نمیکند. شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که هر راهی هزینهای دارد و همین بیقطعیتی، تعارضهایشان را باورپذیر میکند. فیلم همچنین نقش مردان را بهصورت یکدست و حکموار ترسیم نمیکند. مردان میتوانند تکیهگاه باشند، منشأ رنجش شوند یا خود در دام انتظارات و ناتوانیهایشان گرفتار بمانند.
بااینحال، کانون عاطفی روایت بر تجربهٔ زنانی قرار دارد که باید در میان مراقبت از دیگران، خواستههای شخصی و شرایط بیرونی، راهی برای تعریف دوبارهٔ خود پیدا کنند. این تمرکز، به اثر عمق میدهد؛ هرچند در بعضی لحظات، شخصیتپردازی برای رساندن مضمون شتاب میگیرد و فرصت چندانی برای شناخت گذشته و پیچیدگیهای فردی آدمها باقی نمیماند.
روایت چندصدایی و مسئلهٔ انسجام ساختار سهگانهٔ «قهرمان» هم ظرفیت اصلی آن است و هم منبع بخشی از ناپیوستگیهایش. چند روایت موازی اجازه میدهد بحران از چند طبقهٔ عاطفی دیده شود: پیوند مادر و فرزند، عشقِ دورافتاده و ازدواجی که زیر بار مسئولیتها فرسوده شده است. در نتیجه، فیلم به یک تجربهٔ واحد محدود نمیماند و گسترهای از واکنشهای انسانی را کنار هم میگذارد.
« ارزش اثر در این است که برای تصمیمهای دشوار، پاسخهای یکسان و آماده صادر نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این چندصدایی همچنین از تصور سادهانگارانهٔ یک پاسخ مشترک برای همه فاصله میگیرد. اما تنوع نگاهها همیشه به وحدت دراماتیک نمیانجامد. گذار میان داستانهای خانوادگی و عاشقانه گاه بیشتر بر مجاورت موضوعی تکیه دارد تا بر پیوندی عمیق در ریتم یا تحول شخصیتها. برخی بخشها با ظرافت و سکون پیش میروند، درحالیکه بخشهای دیگر عاطفه را مستقیمتر بیان میکنند؛ حاصل، فیلمی است که لحظات اثرگذار دارد، اما همهٔ اجزایش به یک اندازه در هم تنیده نمیشوند.
تعدد شخصیتها نیز گاهی توجه تماشاگر را میان چند مسیر تقسیم میکند و تمرکز عاطفی را کاهش میدهد. بازیها و کیفیت رابطهها بازیها بیش از آنکه بر نمایش بیرونی اندوه یا هراس متکی باشند، بر مکث، نگاه و فرسودگی پنهان تکیه میکنند. در چنین فیلمی، باورپذیری رابطهها اهمیت ویژه دارد: یک گفتوگوی کوتاه یا تماس روزانه باید وزن دوری و نگرانی را منتقل کند، بیآنکه به توضیحی طولانی بدل شود.
بازیگران در بسیاری از صحنهها این ظرافت را حفظ میکنند و به لحظههای عادی اجازه میدهند بار عاطفی خود را بهتدریج آشکار کنند. بااینحال، همهٔ روابط مجال کافی برای تحول پیدا نمیکنند. در برخی موقعیتها، شخصیتها بیش از آنکه از گذشتهای مشخص و جزئیات فردی برخاسته باشند، نمایندهٔ یک وضعیتاند: مادر، همسر، عاشق یا مراقب.
« این چندصدایی همچنین از تصور سادهانگارانهٔ یک پاسخ مشترک برای همه فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
چنین فشردهسازیای در روایت چندبخشی قابل فهم است، اما گاه مانع میشود که تماشاگر پیوندی عمیق و پایدار با هر شخصیت برقرار کند. از همین رو، صحنههای مؤثر فیلم معمولاً آنهایی هستند که بهجای اعلام مضمون، اجازه میدهند تناقضهای آدمها در رفتارشان دیده شود. فضا، ریتم و زبان بصری فضای اثر با جهان ناپایدارش هماهنگ است.
حس انتظار و ناامنی نه فقط از رخدادها، بلکه از موقعیتهای محدود، فاصلههای تحمیلشده و ارتباطهای ناقص سرچشمه میگیرد. بحران در فیلم حضوری محسوس دارد، اما همواره به شکل حادثهای نمایشی ظاهر نمیشود؛ گاهی در خالیماندن جای یک نفر، در نگرانی برای فردی دور یا در سکوت پس از اختلاف زناشویی احساس میشود.
این رویکرد به اثر حالوهوایی اندوهگین و متین میدهد. در مقابل، ریتم نیمهٔ میانی و بازگشت به برخی تعارضها میتواند از شدت تأثیر بکاهد. چون فیلم چند مسیر را پیش میبرد، گاهی صحنهای که باید به کشف تازهای دربارهٔ شخصیت بینجامد، صرفاً بر وضعیت دشوار او تأکید دوباره میکند. در این لحظات، ضرباهنگ کند میشود و پیوند میان بخشها بیش از آنکه از حرکت درونی روایت ساخته شود، به مضمون مشترک بحران وابسته میماند.
« فضا، ریتم و زبان بصری فضای اثر با جهان ناپایدارش هماهنگ است. »
جمعبندی
بااینهمه، همین مکثها در بهترین لحظهها به فیلم فرصت میدهند تا اضطراب را بهجای توضیح، در فضای صحنه جاری کند. جمعبندی «قهرمان» اثری چندصدایی دربارهٔ زنانی است که در روزگار بیثباتی، با مسئلههایی بهظاهر خصوصی دستوپنجه نرم میکنند؛ مسئلههایی که بحران عمومی آنها را شدیدتر و عریانتر کرده است.
فیلم در توجه به زندگی روزمره، همدلی با انتخابهای دشوار زنان و انتقال حس ناامنی موفق است و بهجای قهرمانسازی پرزرقوبرق، بر پایداری آدمهایی تمرکز میکند که ناچارند با امکانات محدود از پس روزهای دشوار برآیند. در عین حال، تفاوت لحن بخشها، تراکم شخصیتها و پرداخت گاه شتابزده اجازه نمیدهد همهٔ روایتها از انسجامی یکسان برخوردار شوند.
بعضی شخصیتها بیش از اندازه در خدمت ایده باقی میمانند و برخی گذارهای عاطفی نرم و قانعکننده نیستند. با وجود این کاستیها، فیلم تصویری صادقانه از شکنندگی و مقاومت میسازد؛ تصویری که قدرتش نه در حلوفصل همهچیز، بلکه در جدی گرفتن رنجهای کوچک و انتخابهای دشوار نهفته است.
« بعضی شخصیتها بیش از اندازه در خدمت ایده باقی میمانند و برخی گذارهای عاطفی نرم و قانعکننده نیستند. »



ثبت دیدگاه