نقد و بررسی
نقد اینجا و جایی دیگر (Here and Elsewhere) | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینما بهمثابه پرسش «اینجا و آنجا» نه مستندی متعارف درباره مبارزه فلسطینیان است و نه روایتی خطی که رخدادها را به ترتیب زمانی بازگو کند. فیلم، ساخته ژانلوک گدار و آنماری میویل، بیشتر به مقالهای سینمایی میماند: اثری که تصاویر را پیش چشم تماشاگر میگذارد، اما همزمان از او میپرسد این تصاویر چگونه ساخته شدهاند، چه چیزی را پنهان میکنند و با چه حقی به جای دیگران سخن میگویند.
مواد اولیه فیلم از پروژه ناتمام گروه ژیگا ورتوف درباره مبارزان فلسطینی آمده است؛ گدار و میویل سالها بعد به آن تصاویر بازگشتند و آنها را در زمینهای تازه، همراه با تأمل در رسانه و موقعیت فیلمساز، بازچینی کردند. فاصلهای که تصویر میسازد عنوان فیلم به دو سوی یک فاصله اشاره دارد: «آنجا»، جایی که مردم در تبعید سازمان مییابند و مبارزه میکنند، و «اینجا»، خانهای در فرانسه که خانوادهای در برابر تلویزیون نشسته است.
این دو فضا صرفاً دو مکان متضاد نیستند؛ آنها دو شیوه متفاوت از تجربهکردن واقعیت را نمایندگی میکنند. در یک سو، خطر و تاریخ بهصورت زیسته و جسمانی حضور دارند؛ در سوی دیگر، همان رخدادها به تصویری گذرا در میان برنامههای تلویزیونی بدل میشوند. فیلم از این تقابل برای طرح مسئلهای دشوار بهره میگیرد: چگونه میتوان رنج و مبارزهای دور را به کسانی نشان داد که از پیامدهای مستقیم آن برکنارند؟
« این دو فضا صرفاً دو مکان متضاد نیستند؛ آنها دو شیوه متفاوت از تجربهکردن واقعیت را نمایندگی میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا تصویر میتواند فاصله را از میان بردارد، یا تنها آن را پنهان میکند؟ پرسش فیلم صرفاً متوجه مخاطب تلویزیون نیست؛ خودِ سینما و سازندگانش نیز در معرض داوری قرار میگیرند. تدوین بهجای روایت مهمترین نیروی فرمی اثر در تدوین آن نهفته است. تصاویر مبارزان، خانه فرانسوی و صفحه تلویزیون پیدرپی در کنار هم قرار میگیرند؛ اما این همنشینیها به توضیحی روشن و نهایی ختم نمیشوند.
گدار و میویل از تدوین برای تولید برخورد استفاده میکنند: هر تصویر در مجاورت تصویر دیگر معنایی تازه مییابد، یا دستکم معنای پیشینش زیر سؤال میرود. به این ترتیب، تماشاگر بهجای آنکه صرفاً اطلاعات دریافت کند، ناچار است رابطه میان قابها را فعالانه بسازد. این شیوه میتواند هم روشنگر باشد و هم دشوار.
فیلم عمداً از جریان نرم و آشنای روایت فاصله میگیرد؛ مکث، تکرار و گسست در آن نقش استدلال دارند. ساختار اثر بیشتر به حرکت ذهنی شبیه است که بارها به یک تصویر بازمیگردد تا آن را از زاویهای دیگر بسنجد. بااینحال، همین گسست ممکن است برای تماشاگری که دنبال خط روایی مشخص یا شرح تاریخی منظم است، گیجکننده شود.
« آیا تصویر میتواند فاصله را از میان بردارد، یا تنها آن را پنهان میکند؟ »
شخصیتها و اجرا
بازاندیشی در مسئولیت فیلمساز یکی از وجوه جسورانه فیلم آن است که انتقادش را متوجه دیگران نگه نمیدارد. سازندگان فقط رسانههای جریان اصلی یا تماشاگر منفعل را نقد نمیکنند؛ آنان به مواد خام خود و به تصمیمهای پیشینشان نیز بازمیگردند. تصاویر مبارزان، که در آغاز برای فیلمی درباره آرمان پیروزی گردآوری شده بودند، اینبار در معرض بازنگری قرار میگیرند: آیا نگاه فیلمسازان واقعیت مردمی را که ثبت کردهاند فهمیده بود، یا آرمان سیاسی خود را بر آنان فرافکنی میکرد؟
این خودانتقادی به اثر عمق میدهد، زیرا فیلم نمیکوشد از جایگاهی مصون و بیطرف سخن بگوید. دوربین خود بخشی از رابطه قدرت است؛ انتخاب قاب، حذف زمینه، ترجمه گفتار و ترتیب نماها میتوانند واقعیت را صورتبندی کنند. فیلم از همین رو بهجای ادعای دسترسی بیواسطه به حقیقت، محدودیتهای بازنمایی را به بخشی از موضوع خود تبدیل میکند.
تلویزیون و سیاستِ تماشا در «اینجا و آنجا»، تلویزیون صرفاً وسیلهای برای انتقال خبر نیست؛ بخشی از عادت روزمره و سازوکاری برای تنظیم توجه است. تصویر جنگ در کنار سرگرمیهای خانگی قرار میگیرد و از همین مجاورت، پرسشی تلخ پدید میآید: وقتی فاجعه به محتوایی در میان محتواهای دیگر تبدیل میشود، چه چیزی از فوریت و واقعیت آن باقی میماند؟
« بازاندیشی در مسئولیت فیلمساز یکی از وجوه جسورانه فیلم آن است که انتقادش را متوجه دیگران نگه نمیدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نشان میدهد که تماشاکردن، بهخودیخود، به معنای دانستن یا همدلیکردن نیست. در برابرِ مصرف منفعل تصویر، اثر بر امکان توقف، بازبینی و مقایسه تأکید میکند. تصویر را میتوان از جریان عادی پخش بیرون کشید و دوباره سنجید؛ این عمل، هرچند حقیقت را تضمین نمیکند، دستکم مجال پرسشگری میدهد.
در این نگاه، تدوین نه آرایهای زیباشناختی، بلکه روشی برای مقاومت در برابر عادتِ دیدن است. گفتار، ایده و خطر خطابه گفتار فیلم نقش مهمی در جهتدهی به تجربه تماشاگر دارد. صدای راوی گاه تصویر را شرح میدهد و گاه اعتبار همان شرح را متزلزل میکند؛ لحن اثر بیشتر تحلیلی و نظری است تا عاطفی یا داستانگو.
این انتخاب با پروژه فکری فیلم سازگار است: فیلم نمیخواهد تصاویر را همچون پنجرههایی شفاف عرضه کند، بلکه میکوشد سازوکار تفسیر آنها را آشکار سازد. بااینحال، گفتار متراکم گاهی بر تصویر سایه میاندازد. جایی که قاب میتوانست فضای لازم را برای مشاهده و تأمل فراهم کند، توضیح نظری ممکن است بیش از اندازه مسیر خوانش را تعیین کند.
« فیلم نشان میدهد که تماشاکردن، بهخودیخود، به معنای دانستن یا همدلیکردن نیست. »
قوتها و کاستیها
خطر خطابهایشدن در همینجاست: فیلمی که به اقتدار رسانهای بدگمان است، گاه خود نیز با صدای پرقدرتش میکوشد به تماشاگر بگوید چگونه باید بفهمد. این تنش، ضعف صرف نیست؛ بخشی از تناقض درونی اثر است، هرچند میتواند تجربه آن را سنگینتر کند. مرزهای تقابل «اینجا» و «آنجا» تقابل میان خانه فرانسوی و مبارزه فلسطینی از نظر تصویری و فکری بسیار مؤثر است، اما در عین حال سادهسازیهایی را به همراه دارد.
دو سوی قاب بهآسانی میتوانند به نشانههایی کلی بدل شوند: آسایش در برابر رنج، انفعال در برابر کنش، مرکز در برابر حاشیه. چنین صورتبندیای قدرت بلاغی دارد، اما زندگی واقعی هیچیک از این دو سویه را بهطور کامل در خود نمیگنجاند. تماشاگر ممکن است احساس کند تجربه روزمره در فرانسه بیش از حد یکدست و تجربه فلسطینیان بیش از حد در قالب نماد مبارزه عرضه میشود.
فیلم از راه خودانتقادی بخشی از این خطر را تشخیص میدهد، اما آن را کاملاً از میان نمیبرد. ارزش اثر در این نیست که همه پیچیدگیهای تاریخی و انسانی را به پایان برساند؛ در این است که نشان میدهد حتی همدلی سیاسی نیز میتواند از راه تصاویر به قالبی محدودکننده تبدیل شود. جمعبندی «اینجا و آنجا» اثری فشرده، دشوار و عمیقاً خودآگاه است که بهجای بازگویی صرف رویدادها، شیوه دیدن آنها را موضوع اصلی خود میکند.
« این تنش، ضعف صرف نیست؛ بخشی از تناقض درونی اثر است، هرچند میتواند تجربه آن را سنگینتر کند. »
جمعبندی
تدوین تجربی فیلم پیوندی ناآرام میان مبارزه و زندگی روزمره میسازد؛ گفتارش نگاه مخاطب را به سمت پرسش از رسانه و مسئولیت فیلمساز میبرد؛ و بازگشتش به تصاویر پیشین، سینما را وادار میکند درباره ادعاهای سیاسی و اخلاقی خودش پاسخگو باشد. اثر در برابر تماشای آسان مقاومت میکند و همین مقاومت هم سرچشمه توانایی آن است و هم منشأ دشواریاش.
گاه نظریه بر تصویر غلبه میکند و گاه تقابل مرکزیاش بیش از اندازه صریح به نظر میرسد؛ اما این ناهماهنگیها پرسش بنیادین فیلم را از میان نمیبرند: وقتی جهان را از راه تصویر میبینیم، چه چیزی را واقعاً میشناسیم و چه چیزی را تنها در قالبی از پیش ساختهشده تماشا میکنیم؟
« اثر در برابر تماشای آسان مقاومت میکند و همین مقاومت هم سرچشمه توانایی آن است و هم منشأ دشواریاش. »



ثبت دیدگاه