نقد و بررسی
نقد Hercules | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اسطورهای که به ماجراجویی بدل میشود فیلم «هرکول» محصول ۲۰۱۴، ساختهٔ برت رتنر، با بازی دواین جانسون در نقش قهرمان نامدار یونانی، روایتی از پهلوانی باستانی عرضه میکند که بیش از آنکه بازسازی وفادارانهٔ اسطوره باشد، ماجراجوییِ پرشتابی در جامهٔ سینمای حماسی است. داستان، هرکول و همراهانش را در برابر خطری تازه قرار میدهد؛ خطری که جان مردمان بیگناه را تهدید میکند و از قهرمان میخواهد نیروی خود و گروهش را به خدمت نبردی دشوار درآورد.
فیلم از همان آغاز، تماشاگر را به جهان شمشیرها، سپاهیان و افسانهها میبرد، اما در پس این ظاهر اسطورهای، به قواعد آشنای فیلمهای عامهپسند اکشن وفادار میماند. مهمترین انتخاب روایی اثر، فاصلهگرفتن از بازگویی مستقیم افسانههای شناختهشدهٔ هرکول است. فیلم به جای آنکه دوازده خوان را همچون رشتهای از آزمونهای افسانهای به تصویر بکشد، با شهرت و روایتهای پیرامون قهرمان بازی میکند و ماجرایی تازه برای او میسازد.
این رویکرد بالقوه میتوانست امکان تأملی جذاب دربارهٔ نسبت حقیقت، افسانه و باور جمعی فراهم کند؛ بااینحال، فیلم بیشتر به سود پیشبرد ماجرا از این ایده بهره میگیرد تا کاوشی جدی در پیامدهای آن. نتیجه، اثری است که در لحظاتی رنگی از تازگی دارد، اما خیلی زود به مسیر آشنای نبرد، تهدید و رویارویی با دشمن بازمیگردد.
قهرمان و سایهٔ افسانه هرکول در این فیلم، هم پیکری بزرگ و نیرومند است و هم چهرهای که دیگران دربارهاش داستان میسازند. این دوگانگی، جذابترین امکان شخصیتپردازی اوست: آیا قهرمان همان موجود فراتر از حد انسان است که افسانه تصویر میکند، یا پهلوانی است که نیروی واقعیاش با نمایش و روایت بزرگتر شده؟
« مهمترین انتخاب روایی اثر، فاصلهگرفتن از بازگویی مستقیم افسانههای شناختهشدهٔ هرکول است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با این پرسش بازی میکند، بیآنکه آن را تا ژرفای دراماتیک لازم دنبال کند. از همین رو، شکاف میان مرد و اسطوره بیشتر به تمهیدی برای افزودن چاشنی به ماجراجویی بدل میشود تا محور اندیشهٔ اثر. دواین جانسون از لحاظ فیزیکی انتخابی طبیعی برای نقش است. قامت، حضور صحنهای و توانایی او در انتقال اعتمادبهنفس، هرکول را به شخصیتی باورپذیر در دل صحنههای پرتحرک بدل میکند.
او در نقش قهرمانی که دیگران به نیروی بازوانش چشم دوختهاند، حضوری مسلط دارد؛ بااینحال، فیلم مجال اندکی برای نمایش لایههای عاطفی و تناقضهای درونی او فراهم میکند. جانسون میتواند سنگینی گذشته و مسئولیت رهبری را به چهرهاش بیاورد، اما فیلمنامه اغلب به تصویر قهرمان شکستناپذیر بازمیگردد و از مکثهای لازم برای عمیقترکردن شخصیت میگذرد.
گروهی رنگارنگ، با سهمی نابرابر یکی از نقاط قوت فیلم، گروه همراهان هرکول است. آنان صرفاً سیاهیلشکر قهرمان نیستند؛ هر یک مهارتی ویژه و حضوری متمایز دارد و در میدان نبرد بخشی از توان جمعی گروه را شکل میدهد. یاران او از پیشگو و کماندار تا جنگجوی خاموش و راهزن، ترکیبی متنوع میسازند که میتوانست زمینهٔ رابطههایی پیچیده و پرکشمکش باشد.
گفتوگوها و واکنشهای آنان گاه به فیلم سبکی و شوخطبعی میبخشد و از یکنواختی فضای جنگی میکاهد. با این همه، تمایز ظاهری شخصیتها الزاماً به عمق دراماتیک نمیانجامد. بیشتر اعضای گروه با چند ویژگی سریع معرفی میشوند و فیلم کمتر به گذشته، انگیزه یا دگرگونی درونیشان میپردازد. حضور بازیگرانی چون ایان مکشین و روفوس سوئل به صحنهها جان میدهد و به گروه نوعی گرما و هویت میبخشد، اما توانایی بازیگران همیشه با فرصت کافی برای گسترش نقش همراه نیست.
« فیلم با این پرسش بازی میکند، بیآنکه آن را تا ژرفای دراماتیک لازم دنبال کند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر درمییابد که این افراد در کنار یکدیگر کارآمدند، ولی کمتر درمییابد چه چیزی آنان را از همپیمانی صرف به جمعی با پیوندی عاطفی بدل میکند. ریتم ماجراجویی و پیشبینیپذیری روایت «هرکول» بهروشنی برای سرگرمکردن طراحی شده است. روایت با سرعت پیش میرود، خطرها یکی پس از دیگری پدیدار میشوند و فیلم کمتر اجازه میدهد انرژی ماجرا فروبنشیند.
این ریتم برای مخاطبی که به دنبال نبردهای پیاپی و قهرمانی پرقدرت است، مزیتی مهم به شمار میآید. فیلم از تعلیقهای بزرگ و مکثهای طولانی پرهیز میکند و بهجای آن، تماشاگر را در جریان پیوستهای از مأموریت، رویارویی و تصمیمگیری نگه میدارد. اما همین شتاب، کاستیهای فیلمنامه را نیز آشکار میکند.
مسیر کلی داستان آشناست و بسیاری از گرهها و تقابلها را میتوان پیش از وقوع حدس زد. فیلم در معرفی تهدید و برپایی نبرد، کارآمد است، ولی در ساختن غافلگیری یا پیچیدگی اخلاقی چندان توفیقی ندارد. شخصیتها اغلب در خدمت حرکت قصهاند و نه قصه در خدمت آشکارکردن شخصیتها. در نتیجه، ماجرا سرگرمکننده میماند، اما اثرگذاری آن کمتر از آن چیزی است که فضای اسطورهای و مقیاس حماسی فیلم وعده میدهند.
نبردها و جهان دیداری صحنههای نبرد، کانون اصلی جاذبهٔ بصری فیلماند. رویارویی گروه هرکول با نیروهای پرشمار، حس دشواری و خطر را منتقل میکند و هماهنگی جنگجویان در برابر دشمن، به برخی صحنهها انرژی جمعی میبخشد. فیلم میکوشد قدرت بدنی قهرمان را نه فقط از راه گفتار، بلکه با حرکت و برخورد نشان دهد؛ ضربهها وزن دارند و هرکول در میدان نبرد همچون نیرویی مهارناپذیر جلوه میکند.
« ریتم ماجراجویی و پیشبینیپذیری روایت «هرکول» بهروشنی برای سرگرمکردن طراحی شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تأکید بر کنش فیزیکی، با تصویر عمومی دواین جانسون نیز تناسب دارد. فضاسازی فیلم از نشانههای آشنای حماسهٔ باستانی بهره میگیرد: زرهها، سلاحها، دژها و چشماندازهای جنگزده. طراحی لباس و محیط، حس زمختی و خاکآلودگی جهان را در بسیاری از لحظات حفظ میکند. بااینحال، جلوههای ویژه همیشه با این بافت مادی هماهنگ نیستند.
برخی تصاویر دیجیتالی مصنوعی به نظر میرسند و بهجای آنکه تماشاگر را در جهان فیلم غرق کنند، یادآور ساختهشدن صحنه در فضای رایانهای میشوند. این ناهماهنگی، بهویژه در لحظاتی که فیلم میخواهد از مقیاسی افسانهای بهره بگیرد، از شکوه تصویر میکاهد. لحن و نسبت با اسطوره فیلم میان شوخی، خشونت و حماسه در رفتوآمد است.
شوخطبعی گروه گاه فضای سنگین نبرد را تعدیل میکند و به شخصیتها وجهی انسانیتر میدهد، اما تغییر لحن همیشه یکدست نیست. در بخشهایی، اثر به ماجراجویی سبک و سرگرمکننده نزدیک میشود؛ در بخشهایی دیگر، میکوشد خشونت و رنج جنگ را جدی بگیرد. این جابهجایی میتواند به فیلم تنوع ببخشد، ولی گاهی مانع شکلگیری هویتی منسجم میشود.
رابطهٔ فیلم با اسطوره نیز رابطهای آزاد و عملگرایانه است. «هرکول» بیش از آنکه بخواهد جهانبینی یونانی یا معنای دینی افسانهها را بازسازی کند، از نامها و تصاویر اسطورهای برای ساختن یک ماجراجویی سینمایی بهره میبرد. این رویکرد به خودی خود ایراد نیست؛ اقتباس میتواند اسطوره را دگرگون کند و با آن گفتوگویی تازه بسازد.
« این تأکید بر کنش فیزیکی، با تصویر عمومی دواین جانسون نیز تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
مسئله آن است که فیلم ایدههای بالقوهٔ خود را نیمهکاره رها میکند: افسانه و حقیقت را کنار هم میگذارد، اما کمتر میپرسد چرا مردم به اسطوره نیاز دارند، یا شهرت چه هزینهای برای خود قهرمان دارد. جمعبندی «هرکول» اثری پرتحرک و خوشتماشاست که بیش از هر چیز بر نیروی حضور دواین جانسون، گروه متنوع همراهان و صحنههای نبرد تکیه میکند.
فیلم در مقام سرگرمیِ ماجراجویانه، لحظاتی پرانرژی و تماشایی دارد و با رویکردی آزاد به افسانه، از بازگویی کاملاً متعارف داستان فاصله میگیرد. در عین حال، روایت کلیشهای، شخصیتپردازی کمعمق و جلوههای ویژهٔ گاه مصنوعی، مانع آن میشوند که فیلم از سطح یک حماسهٔ اکشن آشنا فراتر رود. تماشاگرانی که انتظار بازآفرینی موشکافانهٔ اسطوره یا درامی عمیق دربارهٔ قهرمانی زخمی را دارند، احتمالاً با محدودیتهای اثر روبهرو خواهند شد.
اما برای مخاطبی که خواهان ماجرایی سریع، نبردهای پرشمار و قهرمانی با حضوری نیرومند است، فیلم تجربهای سرگرمکننده فراهم میکند. دستاورد اصلی آن نه در بازتعریف هرکول، بلکه در ساختن روایتی پرجنبوجوش از پهلوانی است که افسانهاش از خود او بزرگتر شده است.
ثبت دیدگاه