نقد و بررسی
نقد Herbie Goes Bananas | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییِ هربی در قلمرویی تازه «Herbie Goes Bananas» ساختهٔ وینسنت مکاویتی، هربی را از جهان مسابقه و رقابتهای جادهای دور میکند و به ماجرایی خانوادگی در مکزیک و آمریکای مرکزی میبرد. پیت و دوستش دیجی برای تحویل گرفتن فولکسواگنی که به پیت رسیده، راهی پورتو وایارتا میشوند؛ اما هربی خیلی زود از یک خودروی معمولی فراتر میرود و درگیر ماجرای پاکو، پسربچهای یتیم و بازیگوش، و گروهی تبهکار میشود که در پی گنجینههای اینکا هستند.
فیلم آشکارا به الگوی آشنای مجموعه تکیه دارد: خودرویی با اراده و شخصیت، آدمهایی گرفتار دردسر، و زنجیرهای از موقعیتهای کمیک و تعقیبوگریزها. تغییر جغرافیا به فیلم فرصت میدهد حالوهوایی متفاوت از قسمتهای پیشین پیدا کند. بااینحال، جابهجایی مکان بهتنهایی برای ساختن ماجرایی تازه کافی نیست.
فیلم بیشتر بر انرژی موقعیتها و شیرینی قهرمان خودروییاش تکیه میکند تا بر روایتی پیچیده یا پرغافلگیری. حاصل، اثری است که سرگرمی را در اولویت میگذارد و از تماشاگر نمیخواهد بیش از اندازه در منطق داستان مکث کند. هربی؛ قهرمانی که به زبان بدن سخن میگوید جذابترین دارایی فیلم همچنان خود هربی است.
« تغییر جغرافیا به فیلم فرصت میدهد حالوهوایی متفاوت از قسمتهای پیشین پیدا کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او نه از راه گفتوگو، بلکه با لرزش، حرکت، بوق و واکنشهای اغراقشده صاحب شخصیت میشود؛ گویی خودرو میتواند رنجیدهخاطر شود، شیطنت کند یا به یاری کسی بشتابد. این زبان بیکلام، بخشی از جادوی مجموعه است: تماشاگر برای فهمیدن انگیزههای هربی نیاز به توضیح ندارد، زیرا رفتار او بهروشنی احساساتش را منتقل میکند.
هربی در این قسمت نیز بارها توجه را از بازیگران انسانی میرباید. شوخیهای دیداری و واکنشهایش به موقعیتهای خطرناک، ریتم صحنهها را زنده نگه میدارد و به فیلم لحنی بازیگوش میدهد. البته این جذابیت گاهی جای خالی پیشرفت داستان را میپوشاند؛ بعضی صحنهها بیشتر برای نمایش شیطنت خودرو طراحی شدهاند تا برای پیشبرد قصه.
بااینهمه، فیلم میداند که تماشاگر برای چه به سراغ هربی آمده است و از همین سرمایهٔ عاطفی بهخوبی بهره میگیرد. پاکو و پیوند عاطفی ماجرا پاکو فقط همراهی کمیک برای هربی نیست؛ او کانون عاطفی فیلم نیز به شمار میرود. حضور پسربچهای که ناچار است برای دوام آوردن به زیرکی و تردستیاش متکی باشد، به ماجراجویی سبکی فیلم اندکی گرما و آسیبپذیری میبخشد.
« هربی در این قسمت نیز بارها توجه را از بازیگران انسانی میرباید. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ او با هربی بهتدریج از همکاریای ناخواسته به نوعی رفاقت بدل میشود و همین پیوند، شوخیها و دردسرهای خودرو را معنادارتر میکند. این رابطه از آن رو اثرگذار است که بدون نیاز به پیچیدگی روانشناختی، بر اعتماد و همراهی استوار میشود. پاکو در کنار هربی احساس تنهایی کمتری دارد و هربی نیز در حضور او از یک وسیلهٔ نقلیهٔ عجیب به همراهی وفادار بدل میشود.
بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرداختن به تجربه و جهان درونی پاکو فراهم نمیکند. عاطفهٔ میان او و هربی روشن و دلنشین است، اما گاه بهجای آنکه بسط یابد، به نشانهای ساده و فوری از دوستی بسنده میکند. طنز، تعقیبوگریز و ریتم طنز فیلم بیش از آنکه بر گفتوگوهای ظریف تکیه کند، از حرکت و آشوب موقعیتها نیرو میگیرد.
هربی با واکنشهای نامنتظر، تبهکارانی که دستوپاگیر و گاه مضحکاند، و سوءتفاهمهایی که پیدرپی شکل میگیرند، فضای کمدی کودکانهای میسازند. تعقیبوگریزها نیز به فیلم تحرک میبخشند و مانع میشوند قصه در گفتوگوهای طولانی گرفتار شود. اما ریتم همیشه یکدست نیست. برخی بخشها با سرعت از یک دردسر به دردسر دیگر میجهند، بیآنکه پیامدهای هر موقعیت بهخوبی جا بیفتد.
« این رابطه از آن رو اثرگذار است که بدون نیاز به پیچیدگی روانشناختی، بر اعتماد و همراهی استوار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، ماجرا گاهی پراکنده به نظر میرسد؛ شخصیتها از یک گرفتاری بیرون میآیند و به گرفتاری دیگری میافتند، ولی رشتهٔ علّی میان این اتفاقها چندان محکم نیست. شوخیهای ساده برای مخاطب کمسنوسال احتمالاً کفایت میکنند، اما تماشاگر بزرگسال ممکن است تکرار الگوها و آسانگشایی بعضی موقعیتها را زود تشخیص دهد.
رنگوبوی مکزیک و نگاه فیلم به مکان فضای مکزیک و مسیرهای آمریکای مرکزی به فیلم رنگ و تنوع بصری میدهد. حرکت میان فضاهای شهری، سفرهای جادهای و موقعیتهای پرماجرا، حس جهانگردی و گریز از روزمرگی را تقویت میکند. برای فیلمی خانوادگی که بخش مهمی از جذابیتش به حرکت وابسته است، این تغییر فضا انتخابی کارآمد به نظر میرسد: هربی میتواند از محیطی به محیط دیگر برود و هر بار با مانعی تازه روبهرو شود.
بااینحال، مکان در فیلم بیشتر پسزمینهای پرزرقوبرق برای ماجراست تا جهانی با بافت اجتماعی و فرهنگی مستقل. شخصیتهای محلی گاه به نشانههایی کلیشهای و کمعمق فروکاسته میشوند و فیلم کمتر میکوشد زندگی پیرامون قهرمانانش را با دقت یا پیچیدگی نشان دهد. این محدودیت از جذابیت بصری اثر نمیکاهد، اما فاصلهای میان رنگارنگی منظره و عمق واقعی جهان داستانی پدید میآورد.
« رنگوبوی مکزیک و نگاه فیلم به مکان فضای مکزیک و مسیرهای آمریکای مرکزی به فیلم رنگ و تنوع بصری میدهد. »
قوتها و کاستیها
شخصیتهای بزرگسال و منطق داستان در برابر هربی و پاکو، شخصیتهای بزرگسال چندان مجال رشد پیدا نمیکنند. پیت و دیجی بیشتر نقش همراهان ماجرا را دارند تا قهرمانانی با کشمکشهای درونی روشن. دیگر بزرگسالان نیز عمدتاً برای ایجاد مانع، سوءتفاهم یا لحظهای کمیک وارد صحنه میشوند. حضور بازیگران باتجربه میتواند به بعضی موقعیتها جان ببخشد، اما فیلمنامه بهندرت به آنها شخصیتهایی با انگیزههای چندلایه میدهد.
سادگی داستان برای یک ماجراجویی خانوادگی لزوماً عیب نیست؛ قصه قرار نیست به تریلری پیچیده تبدیل شود. مشکل زمانی پدیدار میشود که سادگی با پیشبینیپذیری و تصادفهای مکرر همراه میشود. تبهکاران و نقشهٔ سرقت گنجینه ظرفیت ساختن تعلیقی پرکشش را دارند، اما روایت بهجای پرورش این ظرفیت، اغلب به برخوردهای اتفاقی و نجاتهای آسان متوسل میشود.
در نتیجه، خطرها بیشتر کارکردی نمایشی دارند و کمتر حس تهدیدی پایدار ایجاد میکنند. جمعبندی «Herbie Goes Bananas» فیلمی است که قوت و ضعفش از یک سرچشمه میآیند: وفاداری به سرگرمی ساده و بیتکلف. هربی همچنان حضوری دوستداشتنی و پرجنبوجوش دارد، رابطهاش با پاکو به ماجرا قلبی عاطفی میبخشد و فضای رنگارنگ سفر، همراه با شوخیها و تعقیبوگریزها، برای تماشای خانوادگی جذابیت میآفریند.
« شخصیتهای بزرگسال و منطق داستان در برابر هربی و پاکو، شخصیتهای بزرگسال چندان مجال رشد پیدا نمیکنند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، داستان قابلپیشبینی است، شخصیتپردازی بزرگسالان عمق چندانی ندارد و پیوند اتفاقها گاه سست به نظر میرسد؛ بعضی گرهها نیز چنان زودگشوده میشوند که فرصت تعلیق از میان میرود. فیلم برای تماشاگرانی که از هربی انتظار پیچیدگی روایی یا ظرافت سینمایی دارند، احتمالاً ناهموار و کممایه جلوه میکند.
اما برای مخاطبی که به دنبال ماجراجویی سبک، شوخیهای دیداری و قهرمانی خودرویی با شخصیتی گرم است، هنوز لحظات دلنشینی دارد. ارزش اصلی اثر نه در تازگی طرح، بلکه در توانایی هربی برای زندهکردن صحنهها و در رفاقتی نهچندان پرحرف اما شیرین با پاکو نهفته است.



ثبت دیدگاه