نقد و بررسی
نقد هنری پنجم (Henry V) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پادشاهی بر لبهٔ میدان نبرد «Henry V» ساختهٔ کنت برانا در سال ۱۹۸۹، اقتباسی از نمایشنامهٔ ویلیام شکسپیر است؛ اما فیلم صرفاً کوششی برای انتقال متن از صحنه به پرده نیست. برانا، در نخستین تجربهٔ بلند سینمایی خود در مقام کارگردان، اثر را به میدان برخورد میان شعر و خشونت، شکوه سلطنت و هزینهٔ انسانی جنگ بدل میکند.
حاصل، فیلمی است که هم به نیروی نمایشی شکسپیر تکیه دارد و هم میکوشد افسانهٔ پیروزی را از پشت غبار حماسه ببیند. روایت، لشکرکشی هنری پنجم به فرانسه در جریان جنگ صدساله را دنبال میکند. در مسیر، پادشاه جوان باید با دسیسه، فرسودگی سپاه و تردیدهایی روبهرو شود که اقتدار ظاهری سلطنت را به پرسش میکشند.
محور این نقد، نه گشودن رازهای داستان، بلکه بررسی این است که فیلم چگونه شکوه و تردید را در کنار هم قرار میدهد و چه تصویری از رهبری در زمان جنگ میسازد. اقتباس شکسپیر و نفس سینما فیلم به متن شکسپیر وفادار میماند، اما این وفاداری به معنای ضبط یک اجرای تئاتری نیست. برانا از ابزارهای سینما بهره میگیرد تا گفتار نمایشی را با حرکت دوربین، تغییر فضا و تصویرهای فراختر پیوند دهد.
حضور گروه همسرایان، که در نمایشنامه نقش مهمی در هدایت تخیل تماشاگر دارد، در فیلم به چارچوبی برای ورود به جهان داستان تبدیل میشود. این تمهید یادآوری میکند که صحنههای عظیم جنگ و دربار نیز، در نهایت، صورتی از بازآفرینی و روایتاند. بااینحال، همین وفاداری گاه به سنگینی میانجامد.
« حاصل، فیلمی است که هم به نیروی نمایشی شکسپیر تکیه دارد و هم میکوشد افسانهٔ پیروزی را از پشت غبار حماسه ببیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زبان شاعرانه و طولانی شکسپیر در بخشهایی از فیلم نه بر تصویر میافزاید، بلکه مضمون آن را دوباره توضیح میدهد. هنگامی که کنش تصویری از پیش معنا را منتقل کرده است، دیالوگ ممکن است بهجای تعمیق لحظه، مکثی اضافی ایجاد کند. این دشواری برای بینندهای که به زبان کهن و وزن خطابه عادت ندارد، محسوستر است؛ هرچند اجرای پرتحرک بازیگران معمولاً مانع از آن میشود که فیلم به قرائتی خشک بدل شود.
هنری؛ پادشاه، بازیگر و فرمانده برانا نقش هنری را با نیرویی آشکار بازی میکند. در اجرای او، پادشاه نه چهرهای یکدست و دور از دسترس، بلکه انسانی است که باید در برابر دیگران و در برابر خویش، اقتدارش را پیوسته از نو بسازد. توانایی او در سخنوری و برانگیختن سپاه، بخشی از شخصیت است؛ اما فیلم اجازه نمیدهد خطابهها بیهزینه و بیپرسش باقی بمانند.
شکوه کلمات با تصویری از بدنهای خسته و فضای تهدیدآمیز جنگ همنشین میشود. این بازی پرشور گاه به مرز اغراق نزدیک میشود. برانا در لحظاتی چنان بر شدت عاطفه و آهنگ گفتار میافزاید که شخصیت بیش از آنکه طبیعی به نظر برسد، به تصویری نمایشی از پادشاهی تبدیل میشود. برای بعضی تماشاگران، این انتخاب بخشی از انرژی فیلم است؛ برای برخی دیگر، فاصلهای میان شخصیت و واقعیت عاطفی صحنه پدید میآورد.
بااینهمه، حضور قاطع او به فیلم ستون مرکزی میدهد و کمک میکند بخشهای گفتوگومحور از حرکت نیفتند. بازیگران مکمل نیز به جهان اثر بافت میبخشند. چهرههایی مانند درک جاکوبی در مقام همسرا و ایان هولم در نقش فلوئلن، هر یک رنگی متفاوت به فضای داستان میافزایند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تفاوت صداها و منشها نیرو میگیرد: قدرت سلطنت در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه در میان اطرافیان، سربازان و کسانی معنا مییابد که باید پیامد تصمیمهای فرمانروا را تحمل کنند.
« زبان شاعرانه و طولانی شکسپیر در بخشهایی از فیلم نه بر تصویر میافزاید، بلکه مضمون آن را دوباره توضیح میدهد. »
شخصیتها و اجرا
نبرد؛ شکوهی آمیخته با فرسودگی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، طراحی فضای جنگ است. نبرد آزینکورت صرفاً صحنهای برای نمایش پیروزی یا مهارت نظامی نیست؛ تماشاگر را به آشوب، گلولای و بینظمی میدان نزدیک میکند. قابهای گسترده، حرکت جمعی سپاه و تضاد میان نظم گفتار و آشفتگی نبرد، به صحنهها مقیاسی حماسی میدهد، بیآنکه خشونت را به تصویری کاملاً پاکیزه و تزئینی تبدیل کند.
در اینجا فیلم از خوانش سادهانگارانهٔ پیروزی فاصله میگیرد. شکوه میدان با هزینهٔ انسانی آن همراه است و جنگ همچون تجربهای سنگین و جسمانی دیده میشود، نه صرفاً زمینهای برای قهرمانی. همین رویکرد، نیروی عاطفی صحنهها را افزایش میدهد: تماشاگر میتواند عظمت رویداد را حس کند، اما همزمان از دیدن آن بهعنوان سرگرمی بیدغدغه بازداشته میشود.
بااینهمه، لحن برخی گفتوگوهای نمایشی در دل نبرد کمی نامأنوس جلوه میکند. زبان شاعرانهٔ شکسپیر، که در فضای دربار یا خطابهٔ عمومی میتواند شورانگیز باشد، گاه در میانهٔ آشوب میدان با واقعنمایی بصری اصطکاک پیدا میکند. این ناهمخوانی الزاماً نقصی حلناشدنی نیست؛ میتوان آن را تنشی میان دو شیوهٔ بازنمایی دانست.
اما در بعضی لحظهها، تماشاگر بیش از آنکه درون صحنه قرار گیرد، متوجه سازوکار اقتباس و حضور متن میشود. تصویر و صدا؛ ساختن یک حماسهٔ زمینی فیلم از ترکیب فضای تاریخی و قاببندیهای نمایشی برای ساختن حماسه بهره میبرد. معماری، لباسها و محیطهای سرد و تیره، جهان پادشاهی را از جلوهای براق و افسانهای دور میکنند.
« نبرد؛ شکوهی آمیخته با فرسودگی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، طراحی فضای جنگ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عوض، برانا به واقعیتی خاکآلود و زمینی گرایش دارد؛ واقعیتی که در آن مقام سلطنت، زخم، خستگی و هراس را محو نمیکند. همین انتخاب بصری، نگاه فیلم به جنگ را تقویت میکند: شکوه قدرت سیاسی همواره در کنار آسیبپذیری انسان قرار دارد. موسیقی پاتریک دویل نیز در شکلدهی به لحظات حماسی نقش دارد و به کلام و تصویر پیوند میخورد.
موسیقی، بهویژه هنگامی که فیلم از گفتوگوی محدود به مقیاس جمعی حرکت میکند، به صحنهها وسعت و آهنگ میدهد. بااینحال، گاهی انباشت عناصر پرشور ــ موسیقی، بازی پرقدرت و گفتار خطابی ــ شدت عاطفی را چنان بالا میبرد که ظرافتهای شخصیتها به حاشیه میروند. فیلم در لحظههای آرامتر، که بهجای تأکید مداوم بر شکوه فرصت مکث میدهد، پیچیدگی بیشتری پیدا میکند.
سیاستِ روایت و پرسش از قهرمانی «Henry V» پیروزی نظامی را بیچونوچرا ستایش نمیکند. فیلم در کنار جذابیت رهبری و توانایی هنری در حفظ روحیهٔ سپاه، امکان نگاهی انتقادیتر به لشکرکشی و اقتدار را نیز زنده نگه میدارد. این دوگانگی از آنجا مهم است که متن شکسپیر خود ظرفیت برداشتهای متفاوت دارد: میتوان در آن سرودی ملیگرایانه شنید یا پرسشی دربارهٔ جنگ، مشروعیت و بهای سیاسی و انسانی پیروزی یافت.
خوانش برانا به سمت دوم نیز گوش میسپارد و اجازه میدهد پیروزی، همزمان باشکوه و نگرانکننده باشد. این ابهام، هنری را از قهرمانی بینقص دور میکند. او میتواند الهامبخش باشد، اما الهامبخشی بهتنهایی پاسخگوی پرسش اخلاقی دربارهٔ جنگ نیست. فیلم گاهی در طرح این پرسشها مستقیم و خطابی میشود، و شاید به همین سبب بعضی لحظهها بیش از آنکه نتیجهگیری را به تماشاگر واگذار کنند، معنای موردنظرشان را توضیح میدهند.
« همین انتخاب بصری، نگاه فیلم به جنگ را تقویت میکند: شکوه قدرت سیاسی همواره در کنار آسیبپذیری انسان قرار دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین کشمکش میان ستایش و تردید، اثر را از یک بازسازی تاریخی متعارف فراتر میبرد. جمعبندی «Henry V» اثری پرشور و بلندپروازانه است که تواناییهای سینمایی کنت برانا را از همان تجربهٔ نخستین کارگردانیاش آشکار میکند. بازی پرقدرت او، وسعت صحنههای نبرد، طراحی بصری و وفاداری خلاقانه به شکسپیر، فیلم را به اقتباسی زنده و بهیادماندنی بدل میسازند.
در برابر این امتیازها، گفتارهای طولانی گاه تصویر را تکرار میکنند، لحن نمایشی بعضی لحظههای جنگ با واقعگرایی صحنه اصطکاک مییابد و شدت بازی برانا گاه از حد تعادل میگذرد. بااینهمه، فیلم بهسبب ناتوانیاش در آسودن از تناقضهای موضوع خود ماندگار میشود: حماسهای که هم از قدرت سخن میگوید و هم از فرسودگی، هم مجذوب رهبری است و هم نسبت به پیامدهای آن بدگمان.
تماشاگرانی که با زبان شکسپیر و بیان خطابی او همراه شوند، از انرژی اجرایی فیلم بهرهٔ بیشتری خواهند برد؛ اما حتی برای کسانی که با این زبان فاصله دارند، تصویر جنگ و کشمکش میان افتخار و هزینه، هستهای نیرومند برای تأمل فراهم میکند.
« بااینحال، همین کشمکش میان ستایش و تردید، اثر را از یک بازسازی تاریخی متعارف فراتر میبرد. »



ثبت دیدگاه