نقد و بررسی
نقد هنری پنجم (Henry V) | 1944
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان صحنهٔ تئاتر و میدان جنگ «Henry V» ساختهٔ Laurence Olivier، اقتباسی از نمایشنامهٔ ویلیام شکسپیر است که از همان آغاز مسئلهٔ اصلی خود را فقط در روایت جنگ خلاصه نمیکند؛ فیلم میپرسد چگونه میتوان یک نمایش را به سینما بدل کرد، بیآنکه سرچشمهٔ نمایشی آن را انکار کرد. داستان در سال ۱۴۱۵ و در جریان جنگ صدساله میگذرد: هنری پنجم، پادشاه جوان انگلستان، برای پیگیری ادعای خود بر تاجوتخت فرانسه سپاهی فراهم میآورد و به سوی آن کشور حرکت میکند.
اما آنچه فیلم را متمایز میسازد، بیش از خط روایی، شیوهٔ تبدیل این سفر تاریخی به تجربهای دیداری و نمایشی است. فیلم در آغاز تماشاگر را به جهان تئاتر میبرد؛ فضایی که آشکارا صحنهپردازیشده است و بیش از آنکه وانمود کند واقعیتی بیواسطه را میبینیم، سازوکار نمایش را به رخ میکشد. سپس محدودهٔ صحنه بهتدریج گسترش مییابد و روایت، ابعادی سینماییتر پیدا میکند.
این گذار، انتخابی تزئینی نیست: فیلم با تغییر مقیاس و جنس تصویر، دربارهٔ خودِ اقتباس نیز حرف میزند. تماشاگر همزمان شاهد داستان است و شاهد دگرگونی ابزار روایت؛ از صحنهای محدود تا چشماندازی بازتر و پرتحرکتر. آغاز فیلم با بازسازی لندن و تئاتر گلوب نیز این چارچوب را تثبیت میکند.
تصویر، رنگ و معماری قاب یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، طراحی بصری آن است. استفاده از رنگ، لباسها، دکورها و ترکیببندیهای چشمگیر، جهان اثر را به تصویری آرمانی و نزدیک به نگارگریهای تاریخی بدل میکند. فیلم در بسیاری از لحظات به واقعگرایی متعارف علاقهای ندارد؛ پسزمینهها و فضاها گاه عامدانه تصنعی و تخت به نظر میرسند و همین تصنع، بهجای آنکه نقصی پنهانشدنی باشد، به بخشی از زبان اثر تبدیل میشود.
« اما آنچه فیلم را متمایز میسازد، بیش از خط روایی، شیوهٔ تبدیل این سفر تاریخی به تجربهای دیداری و نمایشی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین انتخابی کمک میکند فیلم میان جهان قرونوسطایی، خیال تصویری و سنت صحنهای شکسپیر پیوند برقرار کند. قابها اغلب با دقتی چشمگیر چیده شدهاند. حرکت نگاه در میان شخصیتها، رنگهای متضاد و فاصلهگذاری اجزای صحنه، حسی آیینی و باشکوه ایجاد میکند. این جلوه در صحنههای جمعی اهمیت بیشتری مییابد؛ زیرا فیلم میتواند هم شکوه یک نمایش بزرگ را حفظ کند و هم با امکانات دوربین، از محدودیت صحنه فراتر رود.
در بخشهای بیرونی، مقیاس تصویر گشودهتر میشود و تضاد میان فضای بسته و میدان وسیع، به تجربهٔ تماشایی فیلم نیروی تازهای میبخشد. طراحی دکور و عکاسی رنگی از نقاط قوتی هستند که حتی برای تماشاگر امروز نیز تازگی و جسارت اثر را آشکار میکنند. بازی اولیویه و چهرهٔ پادشاه Laurence Olivier در نقش هنری، مرکز ثقل فیلم است.
او شخصیت را با اقتدار و وضوحی میآفریند که برای یک پادشاهِ سخنور و فرمانده ضروری است، اما اجرای او صرفاً بر شکوه و صلابت تکیه ندارد. در صدای سنجیده، مکثها و نحوهٔ ایستادنش، آگاهی از جایگاه عمومی پادشاه دیده میشود؛ گویی هنری نه فقط سخن میگوید، بلکه هر بار تصویر پادشاهی را در برابر سپاه و دربار بازآفرینی میکند.
این وجه از بازی، با ماهیت نمایشی اثر همخوان است: شخصیت در برابر دیگران حضور دارد و سخنرانیهایش بخشی از کنش سیاسی و نظامی او هستند. اجرای Olivier همچنین به فیلم انسجام میدهد. در اثری که گاه میان نمایش، تاریخپردازی و ماجراجویی سینمایی در رفتوآمد است، حضور او همچون رشتهای پیونددهنده عمل میکند.
« چنین انتخابی کمک میکند فیلم میان جهان قرونوسطایی، خیال تصویری و سنت صحنهای شکسپیر پیوند برقرار کند. »
شخصیتها و اجرا
تواناییاش در جابهجایی میان لحظههای پرشور و لحظههای آرامتر، به روایت دامنه میدهد و مانع میشود هنری فقط به نمادی بیچهره از فرمانروایی بدل شود. صحنهٔ سخنرانی روز سنت کریسپین نمونهٔ درخشانی از این توانایی است: شور خطابه از راه آهنگ کلام، کنترل صدا و واکنش جمعی شکل میگیرد، نه صرفاً از محتوای کلمات.
نیروی این صحنه همچنان محسوس است، هرچند معنای سیاسی و عاطفی آن برای مخاطبان دورههای مختلف یکسان نخواهد بود. شور جنگ و سایهٔ تبلیغات «Henry V» در میانهٔ جنگ جهانی دوم ساخته شد و برای بالا بردن روحیهٔ نیروهای بریتانیایی نیز در نظر گرفته شده بود. این زمینه در تماشای فیلم اهمیت دارد؛ زیرا شور میهنپرستانهٔ آن را نمیتوان فقط ویژگیای درون داستان دانست.
فیلم در فضایی ساخته شد که روایت حرکت سپاهی انگلیسی به سوی فرانسه، با رخدادهای معاصر مخاطبانش همطنین میشد. ازاینرو، حماسهٔ تاریخی بهسادگی از زمانهٔ تولید خود جدا نمیشود و گاه بیش از آنکه جنگ را مسئلهمند کند، بر همبستگی، دلاوری و عزم جمعی تأکید میگذارد. همین سویه، هم به فیلم انرژی میبخشد و هم محدودیت آن را آشکار میکند.
از یک طرف، شور خطابی و تأکید بر جمع، صحنهها را به تجربهای پرحرارت تبدیل میکند؛ از طرف دیگر، ممکن است پیچیدگی اخلاقی جنگ و هزینهٔ انسانی آن به حاشیه برود. فیلم در مقام اثری تاریخی، گاه بیش از آنکه پرسشهای دشوار دربارهٔ قدرت و خشونت را بگشاید، به تصویر قهرمانانه و وحدتبخش میل میکند.
« نیروی این صحنه همچنان محسوس است، هرچند معنای سیاسی و عاطفی آن برای مخاطبان دورههای مختلف یکسان نخواهد بود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گرایش برای فهم مقصود فیلم ضروری است، اما تماشاگر امروز ممکن است در برابرش فاصله بگیرد و از خود بپرسد چه چیزهایی در این حماسه برجسته شده و چه چیزهایی کمرنگ ماندهاند. بنابراین، حالوهوای تبلیغاتی فیلم را بهتر است نه عیبی جدا از شکل اثر، بلکه نیرویی دانست که هم لحن آن را میسازد و هم نگاهش را محدود میکند.
زبان شکسپیر و فاصلهٔ تماشاگر زبان فیلم یکی از سرچشمههای اصلی شکوه و دشواری آن است. گفتارهای شکسپیری به اثر وزن، آهنگ و بلاغتی ویژه میدهند؛ جملهها گاه مانند ضرباهنگی منظم بر فضای صحنه مینشینند و سخنرانیها را به رخدادهایی نمایشی بدل میکنند. بااینحال، همین زبان ممکن است برای مخاطبی که با ساختارهای قدیمیتر انگلیسی یا شیوهٔ بیان نمایشی آشنا نیست، مانعی جدی باشد.
پیچیدگی برخی دیالوگها از تداوم عاطفی صحنه میکاهد و تماشاگر را بهجای همراهی با موقعیت، وامیدارد تا برای دنبال کردن عبارتها تلاش کند. در بخشهایی، مرزبندی میان بازی طبیعی و بیان خطابی نیز آشکار است. این ویژگی برای گروهی از تماشاگران نشانهٔ اصالت و وفاداری به سنت صحنهای خواهد بود، اما برای برخی دیگر فاصلهای سرد میان شخصیتها و مخاطب میسازد.
لهجهها و شیوهٔ ادای گفتار، بهویژه در نقشهای فرانسوی، ممکن است از نظر شنیداری ناهماهنگ یا آزاردهنده جلوه کند. در نتیجه، فیلمی که از نظر تصویر بسیار سخاوتمند است، در سطح کلام همیشه به همان اندازه دسترسپذیر نیست. برای لذت بردن از آن، گاه باید پذیرفت که تماشای فیلم به معنای دریافت بیوقفهٔ همهٔ جزئیات لفظی نیست؛ بخشی از تجربه در ریتم، صدا و ترکیببندی نهفته است.
« زبان شکسپیر و فاصلهٔ تماشاگر زبان فیلم یکی از سرچشمههای اصلی شکوه و دشواری آن است. »
قوتها و کاستیها
ریتم، اجراهای گروهی و پیوند با تماشاگر فیلم از نمایشهای گروهی و گفتوگوهای جمعی بهرهٔ فراوان میبرد. این انتخاب با موضوع اثر سازگار است: جنگ نه فقط تصمیم یک پادشاه، بلکه حرکتی متکی بر سپاه، فرماندهان و مردمانی است که هر یک در ساختار قدرت جایگاهی دارند. بازیگران مکمل به شکلگیری این فضای چندصدایی کمک میکنند و لحظات طنز یا حاشیهای، در کنار شکوه رسمی دربار و سپاه، به بافت اثر تنوع میبخشند.
بااینحال، همهٔ این بخشها به یک اندازه برای مخاطب امروز زنده و گیرا نیستند. بعضی صحنهها با ضرباهنگی کندتر پیش میروند و ممکن است تمرکز تماشاگر را از خط اصلی منحرف کنند. این نابرابری در ریتم از تناقضی بنیادی میآید: فیلم میخواهد هم میراث نمایشنامه را حفظ کند و هم از ظرفیت سینما برای گسترش فضا و حرکت بهره ببرد.
گاهی این دو خواسته به شکلی خلاقانه به هم میرسند؛ گاهی نیز کنار هم قرار میگیرند بیآنکه کاملاً در هم ادغام شوند. تماشاگر ممکن است در یک لحظه مجذوب زیبایی صحنهآرایی شود و در لحظهای دیگر از فاصلهٔ نمایشی یا گفتوگوی دشوار احساس جدایی کند. این ناهمواری، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است و بهتر است آن را در پرتو جسارت تاریخی اثر سنجید، نه صرفاً با معیارهای روایت روان و واقعگرایانهٔ امروز.
جمعبندی «Henry V» اثری بلندپروازانه است که ارزشش را فقط در بازگویی داستانی تاریخی نمیتوان جستوجو کرد. فیلم در همان حال که پادشاهی جوان را در مسیر جنگ دنبال میکند، امکانهای اقتباس شکسپیر را نیز میآزماید: از صحنهٔ آشکار تئاتری آغاز میکند، به فضایی گستردهتر میرسد و مدام میان تصنع نمایشی و شکوه سینمایی رفتوآمد دارد.
« ریتم، اجراهای گروهی و پیوند با تماشاگر فیلم از نمایشهای گروهی و گفتوگوهای جمعی بهرهٔ فراوان میبرد. »
جمعبندی
قاببندیهای حسابشده، رنگهای زنده، طراحی صحنه و اجرای پرقدرت Olivier، آن را به تجربهای دیداری و شنیداری ماندگار بدل میکنند. در برابر این دستاوردها، لحن میهنپرستانه و تبلیغاتی، دشواری زبان و ناهماهنگی برخی لهجهها میتوانند فاصلهای میان فیلم و تماشاگر پدید آورند. فیلم بیش از آنکه اثری بیطرف دربارهٔ جنگ باشد، بازتابی از زمانه و نیازهای عاطفیِ دورهٔ ساختهشدن خود است.
همین امر هم جذابیت تاریخیاش را افزایش میدهد و هم پرسشهایی دربارهٔ تصویر قهرمانی و قدرت برمیانگیزد. برای تماشاگر علاقهمند به سینمای کلاسیک، شکسپیر و رابطهٔ تئاتر با سینما، این فیلم اثری پربار و تماشایی است؛ برای کسی که به روایتی بیواسطه و روان نیاز دارد، ممکن است دشوار و گاه ناهموار جلوه کند.
آمیختگی این قوتها و کاستیهاست که «Henry V» را از یک نمایش باشکوه صرف فراتر میبرد و به اثری قابل تأمل تبدیل میکند.
« فیلم بیش از آنکه اثری بیطرف دربارهٔ جنگ باشد، بازتابی از زمانه و نیازهای عاطفیِ دورهٔ ساختهشدن خود است. »



ثبت دیدگاه