نقد و بررسی
نقد Hello World | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان عشق و واقعیت «Hello World» از فرضی علمیتخیلی جذاب آغاز میکند: نوجوانی کمحرف و مردد در کیوتو با مردی روبهرو میشود که میگوید نسخهٔ بزرگسالِ خود اوست. این غریبه از آینده آمده تا گذشته را تغییر دهد و عشق نخستشان را از سرنوشتی تلخ برهاند. فیلم همین موقعیت آشنا را به مسیری میکشاند که بهتدریج از سفر در زمان فراتر میرود و پرسشهایی دربارهٔ واقعیت، حافظه و اختیار پیش میکشد.
جذابیت آغازین اثر در سادگی عاطفی هدف آن است: فردی میخواهد به نسخهٔ جوانتر خود کمک کند تا از فقدانی جلوگیری کند که زندگیاش را دگرگون ساخته است. اما زیر این انگیزهٔ عاشقانه، لایهای پیچیدهتر شکل میگیرد؛ لایهای که مدام از تماشاگر میخواهد برداشت خود را از آنچه واقعی و ممکن است بازنگری کند.
«Hello World» از همان ابتدا وعدهٔ داستانی سرراست نمیدهد، اما گاهی چنان با شتاب بر پیچیدگیهایش میافزاید که فاصلهٔ میان شگفتی و سردرگمی باریک میشود. کیوتو؛ حافظهای زنده در قاب آینده انتخاب کیوتو صرفاً انتخاب یک پسزمینهٔ زیبا نیست. شهر با معماری تاریخی، کتابخانهها و نشانههای فرهنگیاش، در برابر فناوری پیشرفتهٔ فیلم قرار میگیرد و به فضایی بدل میشود که گذشته و آینده را همزمان در خود نگه میدارد.
این تضاد به جهان اثر هویتی دلنشین میدهد: داستانی دربارهٔ بازنویسی گذشته در شهری میگذرد که خود انگار لایههای تاریخ را در خیابانهایش حمل میکند. تصویرسازی فیلم از برجستهترین دستاوردهای آن است. قابها اغلب با دقت و رنگآمیزی چشمنواز ساخته شدهاند و مناظر شهری، نورها و فضاهای روزمره بهتدریج حالوهوایی خیالانگیز مییابند.
« این غریبه از آینده آمده تا گذشته را تغییر دهد و عشق نخستشان را از سرنوشتی تلخ برهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طراحی بصری در بخشهای علمیتخیلی نیز تنها به نمایش جلوههای پرزرقوبرق بسنده نمیکند؛ شکلها و حرکتها به تماشاگر یادآوری میکنند که جهان فیلم تابع قواعدی غیرعادی است. بااینحال، همین جلوههای پرتحرک گاه توجه را از رابطهها و معناهای انسانی منحرف میکنند؛ گویی تصویر در لحظاتی بیش از آنچه قصه میتواند توضیح دهد، وعده میدهد.
شخصیتها و عاطفهٔ عاشقانه در مرکز داستان، نوجوانی قرار دارد که اعتمادبهنفس چندانی ندارد و در برقراری ارتباط با دیگران دستوپا بسته است. این ویژگی، او را به شخصیتی قابلهمدلی بدل میکند؛ زیرا مسیر او تنها حل معمایی علمیتخیلی نیست، بلکه حرکت تدریجی از تردید به کنشگری است. برخوردش با نسخهٔ بزرگسال خود نیز ظرفیت نمایشی خوبی دارد: مواجهه با آیندهای که هم آشناست و هم غریب، فرصتی فراهم میکند تا تفاوت میان آرزوهای جوانی و تجربهٔ سالهای بعد دیده شود.
رابطهٔ عاشقانهٔ نوجوان با همکلاسیاش از لطافت و خجالتی دلپذیری برخوردار است. کشش میان آن دو بر پایهٔ آشنایی تدریجی و جزئیات کوچک شکل میگیرد، نه صرفاً بر اثر اعلام ناگهانی احساسات. همین سادگی به فیلم گرما میبخشد و برای لحظاتی، پیچیدگیهای جهان داستان را به حاشیه میراند. بااینهمه، گسترش رابطه گاهی زیر سایهٔ وظیفهٔ داستانی شخصیتها قرار میگیرد؛ فیلم بیش از آنکه همیشه فرصت دهد پیوندشان در سکوت و زندگی روزمره جان بگیرد، آن را در خدمت مقصدی بزرگتر پیش میبرد.
روایت پرپیچوخم و قواعد ناپایدار بزرگترین چالش «Hello World» شیوهٔ روایت آن است. داستان در ابتدا اطلاعات را با احتیاط عرضه میکند، اما هرچه پیش میرود، لایههای تازهای از واقعیت و امکان روی هم مینشینند. این ساختار میتواند برای تماشاگرانی که از روایتهای معمایی و چندلایه لذت میبرند هیجانانگیز باشد؛ هر پاسخ، پرسشی تازه میسازد و توجه را تا پایان حفظ میکند.
« رابطهٔ عاشقانهٔ نوجوان با همکلاسیاش از لطافت و خجالتی دلپذیری برخوردار است. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، فیلم همیشه نشانههای کافی برای پیوند دادن این پاسخها فراهم نمیآورد. مسئله فقط پیچیدگی نیست؛ گاه خود قواعد جهان نیز ثابت و روشن به نظر نمیرسند. هنگامی که تواناییهای شخصیتها یا محدودیتهای محیط داستان با توضیحی دقیق و پیوسته همراه نباشد، تماشاگر دشوار میتواند تشخیص دهد چه چیزی از منطق جهان برمیآید و چه چیزی صرفاً برای پیشبرد صحنه لازم شده است.
نتیجه آن است که برخی لحظات بهجای آنکه از کشف و فهم لذتبخش نیرو بگیرند، حس آشفتگی ایجاد میکنند. فیلم میخواهد رازآلود بماند، اما در بخشهایی میان رازآلودگیِ هدفمند و ابهامِ ناخواسته تعادل برقرار نمیکند. ریتم؛ میان مکث و شتاب ریتم اثر یکنواخت نیست. بخشهایی از فیلم به معرفی شخصیتها، شکلگیری رابطه و آمادهسازی رویدادهای بعدی اختصاص دارند.
این مکثها برای بنا کردن وجه عاطفی قصه لازماند، اما گاهی طولانیتر از حد نیاز احساس میشوند؛ بهویژه هنگامی که اطلاعات تازهای به داستان نمیافزایند یا رابطهها را به شکل محسوسی پیش نمیبرند. در چنین لحظاتی، فیلم از کشش اولیهاش فاصله میگیرد و تماشاگر ممکن است احساس کند قصه درجا میزند.
در سوی دیگر، هنگامی که زنجیرهٔ رویدادها سرعت میگیرد، فیلم چنان با شتاب از یک دگرگونی به دگرگونی بعدی میرسد که فرصت هضم آنها کم میشود. این نوسان میان کندی و تراکم، تأثیر عاطفی بعضی صحنهها را کاهش میدهد. اگر روایت زمان بیشتری برای توضیح پیوندهای علتومعلولی و مکث بر واکنش شخصیتها اختصاص میداد، بخشهای پرتنش میتوانستند هم روشنتر باشند و هم از نظر احساسی رساتر.
« در مقابل، فیلم همیشه نشانههای کافی برای پیوند دادن این پاسخها فراهم نمیآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تلفیق علمیتخیلی و عاشقانه «Hello World» در پی آن است که دو نوع کشش را همزمان حفظ کند: کشش معماییِ جهان علمیتخیلی و کشش عاطفیِ داستان عاشقانه. این دو وجه در بهترین لحظات یکدیگر را تقویت میکنند. تلاش برای نجات محبوب، پرسشی دربارهٔ امکان تغییر گذشته پدید میآورد؛ و پرسش از واقعیت، به انتخاب عاشقانهٔ شخصیتها بُعدی فراتر از دلدادگی نوجوانانه میدهد.
عشق در اینجا فقط احساسی شیرین نیست، بلکه نیرویی است که شخصیتها را به تصمیمگیری و خطرپذیری وامیدارد. اما این تلفیق همیشه هموار پیش نمیرود. هرچه دستگاه علمیتخیلی پیچیدهتر میشود، گاهی فضای لازم برای رشد عاطفی محدودتر میشود. از سوی دیگر، اگر تماشاگر با منطق رخدادها همراه نشود، ممکن است وزن احساسی تصمیمها را نیز کمتر حس کند.
فیلم در پیوند دادن ایده و احساس موفقیتهایی دارد، ولی انسجام رواییاش به اندازهٔ بلندپروازی مفهومی آن استوار نیست. تجربهای برای تماشاگر کنجکاو این اثر برای کسانی که از انیمههای علمیتخیلیِ معمایی و روایتهای چندلایه استقبال میکنند، تجربهای دیدنی است. زیبایی بصری، ایدهٔ مرکزی خلاقانه و لحظات لطیف عاشقانه، دلایلی جدی برای همراهی با آن فراهم میکنند.
همچنین فیلم با تکیه بر رازهای پیاپی، میل به ادامهدادن را حفظ میکند؛ حتی اگر همهٔ جزئیات در نگاه نخست روشن نشوند. در برابر، تماشاگرانی که انتظار دارند قواعد جهان از ابتدا تا انتها شفاف و بیتناقض باشند، احتمالاً با دشواری بیشتری روبهرو میشوند. روایت گاه از مخاطب میخواهد شکافهایی را خودش پر کند، اما همیشه ابزار کافی برای این کار در اختیارش نمیگذارد.
« این دو وجه در بهترین لحظات یکدیگر را تقویت میکنند. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، ممکن است پایانبندیِ عاطفی برای برخی رضایتبخش باشد و برای برخی دیگر پرسشهای بیشتری از پاسخها به جا بگذارد. این تفاوت واکنشها بخشی از تجربهٔ فیلم است، هرچند هر ابهامی را نمیتوان بهحساب پیچیدگیِ هنرمندانه گذاشت. جمعبندی «Hello World» فیلمی بلندپرواز و چشمنواز است که از ترکیب عشق نخست، فناوری و بازنگری در مفهوم واقعیت، جهانی خیالانگیز میسازد.
طراحی بصری جذاب، فضای کیوتو و لطافت رابطهٔ مرکزی، آن را از نظر احساسی و دیداری به اثری گیرا تبدیل میکنند. بااینحال، روایت در پیچوخمهای خود گاه انسجامش را از دست میدهد؛ قواعد جهان همیشه روشن نیستند و ریتم میان مکثهای کشدار و رویدادهای شتابزده نوسان میکند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخگویی بینقص به همهٔ پرسشهایش باشد، در ایدهٔ جسورانه و فضای بهیادماندنی آن نهفته است.
«Hello World» ممکن است در نگاه نخست گیجکننده باشد، اما تصویرها و عاطفهٔ عاشقانهاش نیرویی دارند که تماشاگر را تا واپسین لحظه همراه نگه میدارند؛ اثری نابرابر، اما سرشار از تخیل و مستعد بازنگری دوباره.
« این تفاوت واکنشها بخشی از تجربهٔ فیلم است، هرچند هر ابهامی را نمیتوان بهحساب پیچیدگیِ هنرمندانه گذاشت. »
ثبت دیدگاه