نقد و بررسی
نقد جشن جهنمی 2018 (Hell Fest) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهربازیای که وعدهٔ کابوس میدهد «Hell Fest» به کارگردانی Gregory Plotkin، از ایدهای برخوردار است که تقریباً خودش را به تماشاگر میفروشد: گروهی از دوستان در شب هالووین وارد شهربازیای میشوند که تمام اجزایش برای ترساندن طراحی شده، اما خیلی زود مرز میان نمایش و خطر واقعی از میان میرود.
قاتلی نقابدار در میان بازیگران، راهروهای تودرتو و دکورهای خونآلود پنهان میشود؛ و از آنجا که بازدیدکنندگان عادت دارند هر تهدیدی را بخشی از برنامه بدانند، خشونت واقعی نیز میتواند در برابر چشمانشان رخ دهد، بیآنکه فوراً شناخته شود. این موقعیت، ظرفیت تعلیق و بازی با انتظار را در خود دارد.
فیلم میتواند از همان پرسش ساده اما مؤثر بهره ببرد: اگر همهچیز شبیه صحنهآرایی باشد، چه زمانی باید باور کرد که خطر جدی است؟ «Hell Fest» در بهترین لحظههایش همین تردید را زنده میکند؛ اما در مجموع، بیش از آنکه ایدهاش را گسترش دهد، به کارکردهای آشنای یک اسلشر متکی میماند. فضای بصری؛ جاذبهٔ اصلی فیلم نیرومندترین عنصر فیلم، شهربازی وحشت است؛ فضایی پر از نورهای رنگی، سایههای تند، نقابها، راهروهای باریک و گوشههایی که میتوانند هر لحظه چیزی را از دید پنهان کنند.
برخلاف بسیاری از فیلمهای ترسناک که تاریکی را به پوششی برای کمبود جزئیات تبدیل میکنند، اینجا محیط شبانه همچنان زنده و پررنگ به نظر میرسد. هر بخش از پارک حالوهوای نمایشی خودش را دارد و تماشاگر، همراه با شخصیتها، در میان جاذبههایی حرکت میکند که هم سرگرمکنندهاند و هم تهدیدآمیز.
« این موقعیت، ظرفیت تعلیق و بازی با انتظار را در خود دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کیفیت به فیلم هویتی دیداری میدهد که از داستانش ماندگارتر است. دکورها و طراحی محیط، فقط پسزمینهٔ وقوع قتلها نیستند؛ خودشان در ساختن حس ناامنی نقش دارند. راهروهای هزارتو، پردهها و سازههای ترسناک، امکان پنهانشدن و گمکردن مسیر را فراهم میکنند. حاصل، فضایی است که تماشاگر را به تماشای جزئیات وادار میکند و این تصور را برمیانگیزد که قدمزدن در چنین پارکی، حتی بدون حضور قاتلی واقعی، تجربهای وسوسهانگیز و ناآرامکننده خواهد بود.
بازی با مرز نمایش و واقعیت هستهٔ تعلیق «Hell Fest» بر سوءبرداشت بنا شده است. در محیطی که هدفش ترساندن مردم است، جیغزدن، تعقیبشدن و دیدن چهرههای نقابدار رفتارهایی معمولاند؛ بنابراین تشخیص لحظهای که نمایش جای خود را به خطر واقعی میدهد، دشوار میشود. فیلم از این زمینه برای خلق چند صحنهٔ تنشآلود بهره میبرد و گاهی تماشاگر را نیز در همان ابهام نگه میدارد: آیا آنچه میبینیم بخشی از سرگرمی است یا نشانهای از وقوع فاجعه؟
این ایده بهخصوص در جامپاسکرها کارکرد دارد. فیلم گاهی با ترسهای ساختگی و بازی با انتظار مخاطب، او را برای لحظهای از جای خود میپراند؛ سپس میکوشد همان سازوکار را علیه شخصیتها به کار بگیرد. بعضی از این لحظهها واقعاً استرسزا از کار درمیآیند، هرچند تکرار الگو بهتدریج اثرش را کم میکند.
هنگامی که مخاطب روش فیلم را بشناسد، بخشی از غافلگیری جای خود را به پیشبینی میدهد. تعلیق و ضرباهنگ «Hell Fest» در ساختن موقعیت خطر، چند لحظهٔ مؤثر دارد؛ اما پایداری این تنش همواره یکسان نیست. فیلم برای معرفی گروه دوستان و رساندن آنها به شهربازی فرصت صرف میکند، ولی رابطهها و گفتوگوهای ابتدایی به اندازهای پرداخت نمیشوند که این زمان به شناخت عمیقتر شخصیتها بینجامد.
« این کیفیت به فیلم هویتی دیداری میدهد که از داستانش ماندگارتر است. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، برخی بخشهای آغازین بیشتر نقش مقدمهای برای حرکت بهسوی قتلها دارند تا ساختن پیوندی عاطفی با کسانی که قرار است در خطر قرار بگیرند. پس از ورود به پارک نیز ریتم گاهی افت میکند. حرکت از یک جاذبه به جاذبهٔ دیگر، اگر با تحول تازهای در تعلیق یا شخصیت همراه نباشد، میتواند کشدار به نظر برسد.
فیلم میان لحظههای پرتنش و مکثهای کماثر نوسان دارد و همیشه نمیتواند هیجان صحنهها را در یک مسیر رو به افزایش نگه دارد. با این همه، فضای فشردهٔ هزارتوها و امکان حضور قاتل در میان کارکنان و بازیگران، به اثر کمک میکند تا هر از گاه دوباره حس ناامنی را احیا کند. شخصیتها و بازیها شخصیتهای فیلم بیش از آنکه پیچیدگی روانی داشته باشند، در چارچوب آشنای اسلشر شکل میگیرند.
گروه دوستان با نگرانیها و اختلافهای محدود معرفی میشود، اما بخش زیادی از این ویژگیها بهسرعت زیر سایهٔ فرار و خطر قرار میگیرد. برخی تنشهای میان آنان میتوانستند به رابطهها عمق بدهند یا تصمیمهایشان را معنادارتر کنند؛ بااینحال، فیلم معمولاً از کنار این امکان میگذرد و شخصیتها را بیشتر در جایگاههای روایی شناختهشده نگه میدارد.
بازیها نیز همین محدودیت را بازتاب میدهند. اجراها برای پیشبرد یک فیلم ترسناک سبک و پرحادثه کفایت میکنند، اما بهندرت فراتر از نیاز صحنهها میروند. دیالوگها گاهی تصنعی یا کمجاناند و در معرفی شخصیتها به جملههایی تکیه میکنند که بیشتر کارکرد توضیحی دارند تا آنکه صدای متمایز هر فرد را بسازند.
« پس از ورود به پارک نیز ریتم گاهی افت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، وقتی فیلم به سراغ تهدیدهای پیاپی میرود، تماشاگر ممکن است بیش از سرنوشت آدمها، به خود محیط و چگونگی طراحی صحنهٔ بعدی توجه کند. قاتل و زبان اسلشر قاتل نقابدار، با حضور خاموش و چهرهای که در میان ماسکهای پارک گم میشود، بهخوبی با فضای فیلم هماهنگ است. تهدید او فقط از خشونت مستقیم نمیآید؛ ناشناسبودنش و امکان حضورش در هر گوشه، حس مراقبتشدن را تقویت میکند.
تماشاگر میداند که او میتواند در دل جمعیت پنهان شود، اما فیلم از این ظرفیت همیشه با خلاقیت یکسان استفاده نمیکند. گاه تهدید بیشتر نتیجهٔ قواعد آشنای ژانر است تا رفتاری که شخصیت را واقعاً یگانه کند. از نظر خشونت نیز اثر میان انتظار و اجرا فاصله دارد. فضای فیلم وعدهٔ اسلشری خونین و بیپروا را میدهد، اما میزان و شدت خشونت ممکن است برای مخاطبی که منتظر صحنههایی خشنتر است، کمتر از انتظار باشد.
این محدودیت لزوماً تجربه را خراب نمیکند؛ بعضی مرگها طراحی قابلتوجهی دارند و در بستر دکورها اثرگذار میشوند. بااینحال، فیلم گاهی امکانهای محیط خود را برای خلق صحنههایی واقعاً بهیادماندنی به کار نمیگیرد و به الگوهای آشنای قتل در سینمای اسلشر بسنده میکند. جایگاه فیلم در ژانر «Hell Fest» ادعای بازتعریف اسلشر را ندارد و دستاوردش را نیز نباید در نوآوری روایی جستوجو کرد.
داستان کلی، شخصیتهای نسبتاً کمعمق و مسیر قابلحدس، آن را در محدودهٔ آشنای فیلمهای تعقیب و گریز هالووینی نگه میدارند. جذابیت اصلیاش ترکیب یک سرگرمی جمعی با تهدیدی واقعی است؛ محیطی که در آن تماشاگران پول دادهاند تا بترسند، اما نمیدانند چه زمانی ترس از کنترل خارج شده است. این ویژگی باعث میشود فیلم برای تماشای مناسبتی، بهویژه در فصل هالووین، کارآمدتر باشد تا برای کسانی که از اسلشر انتظار نوآوری روایی یا شخصیتپردازی جدی دارند.
« تهدید او فقط از خشونت مستقیم نمیآید؛ ناشناسبودنش و امکان حضورش در هر گوشه، حس مراقبتشدن را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
«Hell Fest» از جنس آثاری است که تماشای آن میتواند سرگرمکننده باشد، بیآنکه الزاماً پس از پایان در ذهن بماند. جذابیت پارک، چند لحظهٔ پرتنش و حالوهوای هالووینیاش به تجربه رنگ میدهند؛ اما ضعف گفتوگوها، افتوخیز ریتم و محدودیت داستان، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری متمایز بدل شود.
جمعبندی «Hell Fest» بیش از هر چیز با فضای شهربازی وحشتش به یاد میماند: محیطی پرتحرک، رنگارنگ و دلهرهآور که امکان بازی با مرز میان اجرا و واقعیت را فراهم میکند. فیلم در چند جامپاسکر و لحظهٔ تعقیبوگریز، تنش مؤثری میسازد و برای یک اسلشر ساده، سرگرمی قابلقبولی فراهم میآورد. در مقابل، قصهاش کمرمق و آشناست، بعضی بخشها کش میآیند، دیالوگها جان چندانی ندارند و خشونت نیز همیشه به اندازهٔ فضای پرادعای اثر نیست.
حاصل، فیلمی نه چندان ماندگار اما خوشفضا و مناسب تماشای هالووینی است؛ اثری که شهربازیاش از بسیاری از شخصیتها جذابتر است و وعدهٔ یک کابوس پرزرقوبرق را بهتر از آنچه داستانش محقق میکند، به تصویر میکشد.
« Hell Fest» از جنس آثاری است که تماشای آن میتواند سرگرمکننده باشد، بیآنکه الزاماً پس از پایان در ذهن بماند. »



ثبت دیدگاه