نقد و بررسی
نقد دروازه بهشت (Heaven's Gate) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای در برابر افسانهٔ غرب «Heaven’s Gate» ساختهٔ مایکل چیمینو، وسترنی است که بهجای آنکه غرب را سرزمین قهرمانانِ تنها و پیروزیهای پاکیزه نشان دهد، به سراغ چهرهٔ خشنتر تاریخ آمریکا میرود: نبردی بر سر زمین، قدرت و حقِ بقا. فیلم در وایومینگِ دههٔ ۱۸۹۰ میگذرد و درگیری میان مهاجران کمدرآمد و دامداران ثروتمند را دنبال میکند؛ زمینهای تاریخی که به جنگ شهرستان جانسن شباهت دارد.
جیمز آوریل، کلانتری برخوردار از تحصیلات و موقعیت اجتماعی، در میانهٔ این بحران قرار دارد. همزمان، ناتان چمپیون، مزدوری که دامداران به خدمت گرفتهاند، با الا واتسن، صاحب روسپیخانهٔ محلی، پیوندی عاطفی پیدا میکند. فیلم از همین موقعیتها برای ساختن روایتی دربارهٔ وفاداری، منفعت و دشواری انتخاب استفاده میکند، بیآنکه شخصیتها را به مهرههایی ساده در یک جدال اخلاقی تقلیل دهد.
ثروت، قانون و امکان عدالت قدرت در «دروازهٔ بهشت» فقط در دست کسی نیست که اسلحه دارد. پول، نفوذ سیاسی و دسترسی به قانون نیز ابزارهاییاند که میتوانند خشونت را مشروع جلوه دهند و صدای فرودستان را به حاشیه برانند. از این منظر، فیلم امروز هم نیرویی قابلفهم دارد: نابرابری اقتصادی در آن یک پسزمینهٔ تزئینی نیست، بلکه نیرویی است که رابطهها و تصمیمها را شکل میدهد.
« جیمز آوریل، کلانتری برخوردار از تحصیلات و موقعیت اجتماعی، در میانهٔ این بحران قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دامداران ثروتمند میتوانند ارادهٔ خود را به نام نظم و مالکیت پیش ببرند؛ مهاجران، در مقابل، برای دفاع از خانه و معیشتشان در موقعیتی شکننده قرار گرفتهاند. چیمینو این تقابل را با دوگانهٔ آشنای «خوبها در برابر بدها» پیش نمیبرد. آوریل و چمپیون هر دو با جایگاه و انتخابهای خود درگیرند و تردیدشان، بخشی از مضمون فیلم است.
همین ابهام اخلاقی به اثر عمق میدهد، اما گاهی نیز تمرکز روایت را کم میکند: فیلم چندین نیرو و شخصیت را وارد میدان میسازد، بیآنکه همواره نسبت میان آنها را بهسرعت و روشنی توضیح دهد. چهرههایی میان تردید و میل بازیها از نقاط قوت اصلی فیلماند. کریس کریستوفرسن در نقش آوریل، مردی را تصویر میکند که اقتدار رسمیاش با ناتوانی در مهار بحران همخوان نیست.
بازی او بهجای قهرمانسازی، بر فاصلهٔ میان جایگاه اجتماعی و توان واقعی شخصیت تکیه دارد. کریستوفر واکن نیز چمپیون را نه صرفاً مزدوری سنگدل، بلکه انسانی گرفتار در کشمکش میان خشونت حرفهای و تعلق شخصی میسازد. بازی او از راه مکثها و نگاهها جان میگیرد و به شخصیت کیفیتی ناآرام میدهد.
« چیمینو این تقابل را با دوگانهٔ آشنای «خوبها در برابر بدها» پیش نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
ایزابل هوپر در نقش الا، به مرکز عاطفی دیگری برای فیلم بدل میشود؛ شخصیتی که در فضایی مردسالارانه، با مناسبات قدرت و نگاه دیگران محاصره شده است. رابطهٔ میان این سه شخصیت از جنس مثلث عاشقانهٔ پرزرقوبرق نیست؛ در آن، میل و دلبستگی با ناامنی و مصلحت درهم میآمیزند. البته شمار زیاد چهرههای حاضر و معرفی نهچندان روشن بعضی از آنها میتواند تماشاگر را سردرگم کند.
گاهی لازم است برای تشخیص اینکه هر فرد در کدام سوی منازعه ایستاده یا چه نسبتی با دیگران دارد، بیش از آنچه فیلم فراهم میآورد دقت کرد. تصویرهایی که به یاد میمانند تصویربرداری ویلموش زیگموند و طراحی دیداری فیلم، جهانی میسازند که هم باشکوه است و هم فرسوده. دشتها، کوهستانهای دوردست، برف، شهرکهای پرجنبوجوش و فضای داخلی بناها، تنها پسزمینهٔ رویدادها نیستند؛ آنها مقیاس درگیری را به چشم میآورند.
قابها اغلب به تماشاگر فرصت میدهند در محیط بماند و جزئیات زندگی روزمره را ببیند. این انتخاب، گاهی حس واقعیت و تراکم تاریخی را تقویت میکند و گاهی همان چیزی است که ریتم فیلم را سنگینتر میسازد. لباسها و دکورها نیز به جهان فیلم هویت میدهند. تفاوت میان دارایی و فقر تنها در گفتوگوها بیان نمیشود؛ در بافت مکانها، پوششها و شیوهٔ حضور آدمها در فضا نیز دیده میشود.
« البته شمار زیاد چهرههای حاضر و معرفی نهچندان روشن بعضی از آنها میتواند تماشاگر را سردرگم کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نماهای بزرگ، بهویژه هنگامی که جمعیت و زمین را در یک قاب کنار هم میگذارند، احساس میدهند که سرنوشت شخصیتها در مقیاسی بسیار وسیعتر از زندگی فردی آنها رقم میخورد. در برابر این چشمانداز باشکوه، انسانها کوچک و آسیبپذیر جلوه میکنند. ریتمی که هم فرصت میدهد و هم فرسوده میکند طول و آهنگ فیلم مهمترین مانع آن برای بسیاری از تماشاگران است.
«دروازهٔ بهشت» به شتابِ روایتهای پرحادثه علاقهای ندارد؛ مکث میکند، از فضاهای جمعی عبور میکند و در لحظههای آرام باقی میماند. این کندی در بهترین حالت، به جهان فیلم فرصت میدهد جا بیفتد و تلخی آن بهتدریج رسوب کند. صحنههای آرام میتوانند حس زندگی جاری در شهرک و پیوندهای انسانیِ در حال شکلگیری را منتقل کنند؛ کیفیتی که اگر روایت پیوسته به سوی حادثه میدوید، از دست میرفت.
اما ماندن در یک لحظه همیشه به معنای عمیقتر شدن آن نیست. برخی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند و فیلم را از مسیر عاطفی و رواییاش دور میکنند. حتی مخاطبی که با ریتم آهسته کنار میآید ممکن است در بخشهایی احساس کند تکرار و طول، جای پرداخت دقیقتر را گرفتهاند. نسخهها و تدوینهای متفاوت فیلم نیز تجربهٔ تماشای آن را یکسان نمیکنند؛ بنابراین مدت و شکل نسخهای که دیده میشود میتواند بر دریافت ریتم اثر بگذارد.
« در برابر این چشمانداز باشکوه، انسانها کوچک و آسیبپذیر جلوه میکنند. »
قوتها و کاستیها
روایتی گسترده با تمرکزی ناپایدار جاهطلبی فیلم هم منبع جذابیت آن است و هم سرچشمهٔ آشفتگیاش. «دروازهٔ بهشت» میخواهد هم درامی سیاسی دربارهٔ خشونت طبقاتی باشد، هم روایتی عاشقانه، هم تصویری حماسی از یک جامعهٔ در حال فروپاشی. این گستردگی گاه به فیلم غنا میبخشد: حوادث فقط برای پیشبرد قصه رخ نمیدهند، بلکه به تصویری بزرگتر از کشاکش میان مالکیت و بیپناهی تعلق دارند.
بااینحال، پیوند میان خطهای داستانی همیشه به اندازهٔ کافی محکم نیست. برخی شخصیتها فرصت چندانی برای معرفی پیدا نمیکنند و تغییر مسیر روایت میتواند ناگهانی به نظر برسد. به همین دلیل، تماشای فیلم نیازمند توجه و صبر است. اگر انتظار روایتی منظم با قهرمان مرکزیِ روشن و هدفی که در هر صحنه بیابهام دنبال شود داشته باشیم، احتمالاً با اثری پراکنده روبهرو خواهیم شد.
اما اگر فیلم را حماسهای دربارهٔ یک جامعه و روابط قدرت درون آن ببینیم، حتی بخشهای کمتمرکزتر نیز در ساختن حس آشوب و ناامنی سهم پیدا میکنند. این توجیهی برای هر لغزش روایی نیست، اما نشان میدهد چرا بینظمی فیلم گاهی با موضوع آن همطنین میشود. جمعبندی «Heaven’s Gate» فیلمی بینقص و آسانتماشا نیست.
« روایتی گسترده با تمرکزی ناپایدار جاهطلبی فیلم هم منبع جذابیت آن است و هم سرچشمهٔ آشفتگیاش. »
جمعبندی
ریتم طولانی، پراکندگی روایت و معرفی مبهم برخی شخصیتها میتوانند تجربهٔ تماشاگر را فرسوده کنند؛ در مقابل، بازیهای گیرا، قاببندیهای چشمنواز، طراحی دقیق فضا و نگاه تلخ به پیوند ثروت و خشونت، به آن نیروی ماندگار میبخشند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پیوستگی بیخلل داستان باشد، در مقیاس دیداری و مضمون اجتماعیاش نهفته است: در جهانی که قانون نیز میتواند در خدمت صاحبان قدرت قرار گیرد، فرودستان برای حفظ حق زندگی خود با نیرویی بسیار بزرگتر روبهرو میشوند.
این اثر برای تماشاگرانی که به وسترنهای پرشتاب و قصهگویی سرراست علاقه دارند، احتمالاً تجربهای دشوار خواهد بود. اما برای کسانی که با ریتم آهسته کنار میآیند و از فیلم انتظار دارند فضا، تاریخ و مناسبات اجتماعی را در کنار داستان بنشاند، «دروازهٔ بهشت» اثری پربحث و از نظر بصری چشمگیر است؛ فیلمی که ضعفهایش آشکارند، اما پرسشی که دربارهٔ صاحبان قدرت و بهای مقاومت پیش میکشد، همچنان طنین دارد.
ثبت دیدگاه