نقد و بررسی
نقد Heaven Will Wait | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان نوجوانی و افراطگرایی «Heaven Will Wait» ساختهٔ Marie-Castille Mention-Schaar درامی فرانسوی دربارهٔ رادیکالشدن نوجوانان است؛ اما نقطهٔ عزیمتش نه میدان جنگ و نه تصویرهای پرهیاهوی خشونت، بلکه زندگی روزمرهٔ دو دختر نوجوان است. ملانی شانزدهساله به مدرسه میرود، ویولنسل مینوازد، با مادرش زندگی میکند و در جستوجوی معنایی برای جهان است.
سونیا، هفدهساله، در مسیری دیگر تا آستانهٔ اقدامی بازگشتناپذیر پیش رفته است. فیلم با پیوند دادن این دو سرگذشت میکوشد نشان دهد که افراطگرایی چگونه میتواند از دل نیازهای عاطفی، آرمانخواهی و آسیبپذیریهای معمول نوجوانی راهی به زندگی افراد باز کند. این اثر نه داستان قهرمانانی دور از دسترس، بلکه روایتی دربارهٔ دخترانی است که ممکن است در ظاهر تفاوت چندانی با همسالانشان نداشته باشند.
سازوکار تدریجی جذب یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، تأکید بر تدریجیبودن فرایند جذب است. ملانی ناگهان و بیمقدمه از زندگی پیشینش جدا نمیشود؛ تغییر، آرام و مرحلهبهمرحله پیش میرود. رابطهٔ اینترنتی و دلبستگی عاطفی، در آغاز میتوانند مانند تجربههایی آشنا و حتی بیخطر به نظر برسند، اما در ادامه به دریچهای برای تأثیرگذاری و دورشدن از جهان قبلی بدل میشوند.
« ملانی شانزدهساله به مدرسه میرود، ویولنسل مینوازد، با مادرش زندگی میکند و در جستوجوی معنایی برای جهان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم توجه را از تصور سادهانگارانهٔ «تغییر ناگهانی» به فرایند پیچیدهتری معطوف میکند: انزوا، تغییر مرجعهای فکری و بازتعریف حقیقت، گامهایی هستند که ممکن است یکی پس از دیگری برداشته شوند. این نگاه، روایت را برای خانوادهها نیز معنادار میکند. خطر در فیلم فقط چیزی بیرونی نیست که از دور به خانه هجوم بیاورد؛ گاهی در فضای خصوصی و ارتباطهایی شکل میگیرد که والدین از جزئیاتشان آگاه نیستند.
با این حال، فیلم در توضیح همهٔ حلقههای این زنجیره به یک اندازه موفق نیست. بعضی لحظهها روشن و ملموساند، اما بعضی زمینههای اجتماعی و روانی که میتوانستند پیچیدگی بیشتری به انتخابهای شخصیتها بدهند، گذرا باقی میمانند. به همین سبب، مضمون فیلم مهم و هشداردهنده است، ولی همهٔ جنبههایش به عمق یکسان نمیرسند.
بازیها و نیروی عاطفی بازیها از استوارترین پایههای فیلماند. Naomi Amarger در نقش ملانی، نوجوانی را تصویر میکند که آرمانخواهی و نیاز به تعلق در او بهسادگی از هم جدا نمیشوند. او شخصیت را نه صرفاً سادهلوح نشان میدهد و نه به نمادی بیچهره از یک بحران اجتماعی تقلیل میدهد؛ آنچه دیده میشود، لغزشی آرام در نگاه و رفتار است که بهتدریج فاصلهٔ میان دختر آشنا و انسانی را که خانواده میشناسد، بیشتر میکند.
« این نگاه، روایت را برای خانوادهها نیز معنادار میکند. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، Noémie Merlant در نقش سونیا حضوری بسیار برجسته دارد. بازی او بهویژه در نمایش فشار روانی و حالت تدافعی شخصیت اثرگذار است: نگاهها و مکثهایش گاه بیش از توضیحهای صریح، احساس ترس و بیثباتی را منتقل میکنند. او نقش را به ملودرامی سطحی بدل نمیکند و همین خویشتنداری، اضطراب شخصیت را باورپذیرتر میسازد.
Sandrine Bonnaire نیز در نقش مادری که میکوشد با تغییرات دخترش روبهرو شود، به وجه خانوادگی قصه وزن میدهد. واکنش مادران در فیلم فقط حاشیهٔ بحران نیست؛ خود بخشی از تجربهٔ آن است، با درماندگی، خشم و امیدی که پیوسته در کشاکشاند. خانواده در محاصرهٔ بیپاسخی فیلم بهدرستی نشان میدهد که بحران فقط به نوجوانان محدود نمیماند.
خانوادهها با پرسشهایی روبهرو میشوند که پاسخ آسانی ندارند: چه زمانی باید مداخله کرد؟ چگونه میتوان میان مراقبت و کنترل فرق گذاشت؟ آیا گفتوگو هنوز ممکن است، وقتی نوجوان به هر سخن مخالفی بدگمان شده است؟ این پرسشها از نیروی انسانی اثر میآیند، چون والدین نه همهچیزداناند و نه الزاماً بیتفاوت؛ اغلب آنان در موقعیتی قرار میگیرند که باید میان ترس از ازدستدادن فرزند و تلاش برای فهمیدن او تعادل برقرار کنند.
« در سوی دیگر، Noémie Merlant در نقش سونیا حضوری بسیار برجسته دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور یک کارشناس در خط روایی مربوط به سونیا، این بُعد را گسترش میدهد و کوشش برای بازگشت را از سطح یک تصمیم فردی فراتر میبرد. فیلم میکوشد نشان دهد که بازسازی اعتماد، صرفاً با منع و تنبیه به دست نمیآید و به شناخت، زمان و همراهی نیاز دارد. با وجود این، برخی بخشها حالوهوایی آموزشی پیدا میکنند و گاهی گفتوگوها بیش از آنکه از دل موقعیت زاده شوند، برای رساندن پیام فیلم به کار میروند.
این گرایش از قدرت طبیعی بعضی صحنهها میکاهد، هرچند اهمیت مسئله و دشواری مواجهه با آن را پنهان نمیکند. ساختار روایی و مسئلهٔ رفتوبرگشتهای زمانی روایت دوگانهٔ ملانی و سونیا امکان میدهد فیلم دو مرحلهٔ متفاوت از یک مسیر را در کنار هم قرار دهد: از یکسو، جذبشدن تدریجی و از سوی دیگر، پیامدها و کوشش برای بازگشت.
این انتخاب از نظر موضوعی هوشمندانه است، زیرا تماشاگر میتواند میان آنچه هنوز در حال شکلگیری است و آنچه پیشتر به بحران رسیده، ارتباط برقرار کند. در بهترین لحظهها، این همنشینی به فیلم بُعدی تأملی میبخشد و نشان میدهد که هیچ تجربهای را نمیتوان فقط با یک تصویر یا یک حکم قطعی توضیح داد.
« این گرایش از قدرت طبیعی بعضی صحنهها میکاهد، هرچند اهمیت مسئله و دشواری مواجهه با آن را پنهان نمیکند. »
قوتها و کاستیها
اما جابهجایی میان خطهای زمانی همیشه به روانی پیش نمیرود. برخی انتقالها کمی ساختگی یا نمایشی به نظر میرسند و پیوند میان دو روایت گاه بیش از اندازه آشکار است؛ گویی فیلم میخواهد خوانش مشخصی را به تماشاگر تحمیل کند. همین مسئله بر یکدستی اثر نیز اثر میگذارد: بخشهایی بهخوبی درگیرکنندهاند، بخشی دیگر بیش از حد توضیحی میشوند و بعضی لحظهها میان واقعگرایی و تأکید دراماتیک نوسان میکنند.
این ناهماهنگی سبب میشود فیلم همیشه به اندازهٔ موضوعش پیچیده و چندلایه نباشد. پایانبندی و اثر پس از تماشا بیآنکه به رویدادهای پایانی اشاره شود، میتوان گفت فیلم در واپسین بخش خود بر نیروی عاطفی تکیه میکند و میکوشد تماشاگر را با پیامدهای انسانی این بحران تنها بگذارد. تأثیر آن از نمایش مستقیم خشونت نمیآید؛ بیشتر از دیدن فاصلهای میآید که میان دختران و خانوادههایشان پدیدار شده و از این پرسش که پس از چنین گسستی، چه چیزی هنوز قابل ترمیم است.
همین وجه عاطفی میتواند پایان را تکاندهنده و ماندگار کند، بهویژه برای تماشاگرانی که با رنج خانوادهها در طول فیلم همراه شدهاند. با این همه، تأثیر عاطفی پایان بهتنهایی همهٔ کاستیهای روایت را جبران نمیکند. فیلم گاهی در شخصیتپردازی و پرداخت تمهای گستردهاش شتابزده است و برخی ایدهها پس از طرحشدن فرصت کافی برای بسط نمییابند.
« اما جابهجایی میان خطهای زمانی همیشه به روانی پیش نمیرود. »
جمعبندی
ازاینرو، ممکن است تماشاگر پس از پایان بیش از آنکه جزئیات روایی را به خاطر بسپارد، با چند تصویر و احساس مشخص باقی بماند: نگاه نگران، گفتوگویی دشوار و سنگینیِ تصمیمهایی که بهآسانی قابل بازگشت نیستند. جمعبندی «Heaven Will Wait» فیلمی نابرابر، اما جدی و انسانی است؛ اثری که موضوع حساس خود را با تمرکز بر دختران نوجوان و خانوادههایشان از سطح گزارش خبری فراتر میبرد.
قوت اصلی آن در بازیهای تأثیرگذار، نمایش تدریجی فرایند جذب و توجه به فشاری است که بر نزدیکان افراد وارد میشود. ضعفش در این است که همهٔ مضمونهای مهم را بهقدر کافی نمیپرورد و رفتوبرگشتهای زمانی و برخی صحنههای توضیحی گاه تصنعی به نظر میرسند. با وجود این لغزشها، فیلم پرسشی اساسی را زنده نگه میدارد: وقتی یک نوجوان از جهان آشنای خود فاصله میگیرد، آیا هنوز میتوان راه گفتوگو و بازگشت را پیدا کرد؟
پاسخ اثر نه ساده است و نه آسودهبخش. ارزش فیلم نیز تا اندازهای در همین امتناع از آسودگی نهفته است؛ در یادآوری اینکه پشت واژههای بزرگ و شعارهای ایدئولوژیک، زندگی دخترانی واقعی و خانوادههایی درمانده قرار دارند.



ثبت دیدگاه