نقد و بررسی
نقد هیمن و اربابان جهان (He-Man and the Masters of the Universe) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی جهان اترنیا نسخهٔ ۲۰۲۱ «He-Man and the Masters of the Universe» میراثی آشنا را با زبانی تازه روایت میکند: آدام شاهزادهای نوجوان است که در کنار گروهی از همراهان نامتعارف، با قدرت گریاسکال روبهرو میشود و بهتدریج درمییابد که این نیرو تنها ابزاری برای پیروزی در نبرد نیست؛ مسئولیتی است که معنای قهرمانبودن را به پرسش میکشد.
در سوی مقابل، اسکلتور همچنان نیروی تهدیدگر داستان است، اما سریال میکوشد از قالب ماجراجوییهای سادهٔ خیر و شر فراتر رود و برای شخصیتهای جوانش مسیری از کشف، انتخاب و همکاری ترسیم کند. این مجموعه، نه بازگویی وفادارانهٔ حالوهوای کلاسیک، بلکه تفسیری معاصر از عناصر اصلی آن است. آشنایی با شمشیر قدرت، گریاسکال و سرنوشت اترنیا در مرکز روایت باقی میماند؛ با این تفاوت که قهرمان این بار از ابتدا در قامت پهلوانی کامل ظاهر نمیشود.
او هنوز نوجوانی است که باید جایگاه خود را در گروه و جهان پیرامونش پیدا کند. همین انتخاب، امکان همذاتپنداری بیشتری برای مخاطبان جوان فراهم میکند، هرچند ممکن است برای دوستداران تصویر باشکوه و پختهتر نسخههای قدیمی فاصلهای محسوس ایجاد کند. سفر آدام از کشف تا مسئولیت یکی از نقاط قوت سریال، پیوستگی مسیر آغازین آدام است.
داستان کشف قدرت و شکلگیری گروه، با شتابی مناسب پیش میرود و هر بخش از ماجراجویی به شناخت بیشتر شخصیتها و مناسبات میان آنها کمک میکند. آدام قهرمانی نیست که از نخستین لحظه پاسخ همهٔ پرسشها را بداند؛ او باید در عمل بفهمد قدرت چه میطلبد و اعتماد به دیگران چگونه میتواند به اندازهٔ نیروی فردی اهمیت داشته باشد.
« این مجموعه، نه بازگویی وفادارانهٔ حالوهوای کلاسیک، بلکه تفسیری معاصر از عناصر اصلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب روایی، رشد شخصیت را به روندی قابلفهم بدل میکند، نه جهشی ناگهانی از نوجوانی به قهرمانی بینقص. بااینحال، سرعت روایت گاهی مجال مکث را میگیرد. سریال پیدرپی شخصیتها را از یک موقعیت خطرناک به موقعیت بعدی میبرد و در نتیجه، برخی دگرگونیهای درونی بیش از آنکه در لحظهای آرام و تأملبرانگیز دیده شوند، در میان کنشها و واکنشهای سریع شکل میگیرند.
مخاطب درمییابد که آدام در حال تغییر است، اما همیشه فرصت ندارد عمق این تغییر را حس کند. این شتاب با قالب سرگرمکننده و پرتحرک مجموعه سازگار است، ولی از ظرفیت دراماتیک داستان نیز اندکی میکاهد. گروه قهرمانان و معنای همکاری روایت به آدام محدود نمیماند و یکی از مقاصد اصلی آن، ساختن گروهی است که تفاوت اعضایش به مانعی برای همکاری بدل نشود.
همراهان قهرمان، شخصیتهایی صرفاً برای پرکردن قاب یا پیوستن به صحنههای نبرد نیستند؛ هر یک بخشی از پویایی جمع را میسازند و حضورشان یادآور این نکته است که دفاع از اترنیا به نیروی یک فرد وابسته نیست. در این نگاه، قهرمانی بیش از آنکه نمایش توانایی جسمانی باشد، تمرینی برای اعتماد، مسئولیتپذیری و پذیرفتن سهم دیگران است.
گفتوگوها به این رابطهها گرما میبخشند. شوخیهای بهموقع و پاسخهای زیرکانه، فضای پرخطر ماجراجویی را سبکتر میکنند، بیآنکه تمام وزن داستان را از میان ببرند. طنز، بهخصوص در کنار تفاوت خلقوخو و دیدگاه شخصیتها، کمک میکند گروه صرفاً مجموعهای از الگوهای قهرمانانه و یکدست نباشد.
« این انتخاب روایی، رشد شخصیت را به روندی قابلفهم بدل میکند، نه جهشی ناگهانی از نوجوانی به قهرمانی بینقص. »
شخصیتها و اجرا
البته بعضی لحظات کمدی ممکن است برای تماشاگرانی که در انتظار حماسهای جدیتر هستند، بیش از اندازه آسان یا کودکانه جلوه کند. اما در کلیت مجموعه، این شوخیها بخشی از هویت روایی آناند و پیوند میان شخصیتها را صمیمانهتر میسازند. اترنیا میان افسانه و فناوری جهان سریال از برخورد دو جنس خیالپردازی شکل میگیرد: یک سوی آن شمشیر، افسانه و نیروی جادویی است و سوی دیگر، فناوری، ابزارهای پیشرفته و جلوههای علمیتخیلی.
این ترکیب به اترنیا چهرهای تازه میدهد و آن را از بازسازی صرفِ فضای قدیمی دور میکند. مکانها، موجودات و ابزارهای متنوع، حس جهانی گسترده را پدید میآورند که در آن هر ماجراجویی میتواند گوشهای تازه از محیط داستان را آشکار کند. طراحی رایانهای نیز امکان حرکتهای پرشتاب و قابهای پرجزئیاتی را فراهم میآورد که به نبردها و سفرها انرژی بصری میبخشند.
اما همین تازگی برای همه نقطهٔ قوت نیست. تماشاگرانی که با نسخههای کلاسیک خو گرفتهاند، ممکن است ترکیب پررنگ فناوری و طراحی مدرن را ناسازگار با حس افسانهای و اسطورهای آن جهان بدانند. تغییر در ظاهر قهرمانان و لحن مجموعه نیز میتواند فاصلهای عاطفی ایجاد کند؛ چراکه خاطرهٔ مخاطب از «هیمن» فقط به نامها و عناصر داستانی محدود نیست، بلکه به بافت بصری و حالوهوای زمانهٔ خود گره خورده است.
سریال در پی تقلید از آن خاطره نیست، اما این انتخاب جسورانه بیهزینه هم نیست: بخشی از تازگی آن برای بینندهای دیگر ممکن است بهصورت گسست تجربه شود. پویانمایی و طراحی صحنههای کنش پویانمایی رایانهای مجموعه، در خلق حرکت و مقیاس اثرگذار است. صحنهها معمولاً انرژی بالایی دارند و تغییر سریع زاویهها، جابهجایی قهرمانان و نمایش نیروهای گوناگون، جهان اترنیا را پویا نگه میدارد.
« اما در کلیت مجموعه، این شوخیها بخشی از هویت روایی آناند و پیوند میان شخصیتها را صمیمانهتر میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی محیطها نیز تنها پسزمینهای برای نبرد نیست؛ رنگها و فرمهای اغراقشده به هر بخش از جهان هویت بصری میدهند و به سریال اجازه میدهند میان فانتزی، ماجراجویی و علمیتخیلی رفتوآمد کند. در مقابل، تمرکز مداوم بر حرکت و نبرد گاهی به یکنواختی میانجامد. وقتی هر بحران سرانجام به رویارویی فیزیکی ختم میشود، امکان استفاده از سکوت، تعلیق یا گفتوگوی طولانیتر کاهش مییابد.
برخی نبردها از نظر بصری چشمگیرند، اما الزاماً به گسترش تازهای در شخصیتپردازی یا مضمون داستان منجر نمیشوند. بنابراین جلوهٔ فنی در بسیاری از لحظات توجهبرانگیز است، ولی همیشه جای خالی پرداخت عاطفی را پر نمیکند. ریتم، کشمکش و محدودیت شخصیتپردازی ساختار سریال برای مخاطب کمسنوسال و تماشای خانوادگی طراحی شده است؛ ازاینرو، ریتم تند و روشنبودن کشمکش اصلی در آن اهمیت دارد.
تقابل میان نیروهای مدافع اترنیا و تهدید اسکلتور بهسرعت قابلدرک است و روایت کمتر در پیچیدگیهای سیاسی یا اخلاقی طولانی درنگ میکند. این سادگی در بسیاری از لحظات امتیاز محسوب میشود: مخاطب بهآسانی درمییابد چه چیزی در خطر است و چرا همراهی قهرمانان اهمیت دارد. بااینحال، داستان گاه به جای کاوش در انگیزهها و تناقضهای شخصیتها، به پیشبرد نبرد بعدی بسنده میکند.
رابطهها فرصت دارند عمیقتر شوند، اما فشار رویدادها آنها را به حاشیه میراند. در نتیجه، بعضی شخصیتها بیش از آنکه مسیری مستقل و کامل داشته باشند، در خدمت حرکت گروه قرار میگیرند. این محدودیت مانع سرگرمکنندگی اثر نیست، ولی باعث میشود لایههای روایی آن کمتر از ظرفیت جهان گستردهاش رشد کنند.
« در مقابل، تمرکز مداوم بر حرکت و نبرد گاهی به یکنواختی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
مجموعه بیش از هر چیز به دنبال ماجراجویی و هیجان است و در همین انتخاب، بخشی از پیچیدگی ممکن را قربانی میکند. نسبت با میراث کلاسیک بازآفرینیهای آثار محبوب همواره میان وفاداری و دگرگونی گرفتارند. این سریال نشانههای بنیادین مجموعه را نگه میدارد: آدام، نیروی گریاسکال، اترنیا، گروه قهرمانان و تهدید اسکلتور.
اما آنها را در قالبی جوانپسندتر و فناورانهتر بازآرایی میکند. چنین رویکردی به تازهواردان اجازه میدهد بدون نیاز به آشنایی پیشین وارد داستان شوند؛ در عین حال، از مخاطب قدیمی میخواهد بپذیرد که این بازگشت قرار نیست نسخهای همسان با خاطرهٔ او باشد. موفقیت این تصمیم به انتظار تماشاگر بستگی دارد.
اگر هدف، یافتن تکرار دقیق حالوهوای کلاسیک باشد، تغییرات طراحی و لحن احتمالاً ناامیدکننده خواهند بود. اما اگر اثر را بازخوانی مستقلی بدانیم که میخواهد همان مفاهیم را برای نسلی تازه روایت کند، انتخابهایش منطقیتر به نظر میرسند. سریال در بهترین لحظات، هستهٔ ساده و ماندگار قهرمانشدن را حفظ میکند: قدرت بدون مسئولیت ارزشی ندارد و پیروزی جمعی از اعتماد متقابل نیرو میگیرد.
جمعبندی «He-Man and the Masters of the Universe» بازآفرینیای پرتحرک و خوشساخت است که با تکیه بر کشف هویت آدام، دوستی گروهی و ماجراجوییهای اترنیا، مخاطب جوان را به جهان خود دعوت میکند. گفتوگوهای شوخطبعانه، پویانمایی چشمنواز و ترکیب فانتزی با فناوری به آن هویتی متمایز میبخشند؛ در مقابل، تأکید بر نبردها و شتاب روایت گاهی مانع پرداخت عمیقتر شخصیتها و مضمونها میشود.
« مجموعه بیش از هر چیز به دنبال ماجراجویی و هیجان است و در همین انتخاب، بخشی از پیچیدگی ممکن را قربانی میکند. »
جمعبندی
اثر نه بازگشتی بیکموکاست به گذشته است و نه روایتی پیچیده و چندلایه؛ ارزش اصلیاش در ارائهٔ برداشتی تازه و سرگرمکننده از قهرمانی و همکاری نهفته است. برای تماشاگرانی که آمادگی پذیرش فاصلهاش با نسخههای کلاسیک را دارند، این ماجراجویی میتواند تجربهای دلپذیر باشد؛ برای دیگران، تفاوتهایش احتمالاً بیش از تازگیاش به چشم خواهد آمد.
ثبت دیدگاه