نقد و بررسی
نقد Haywire | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامهٔ سودربرگ «Haywire» ساختهٔ Steven Soderbergh، تریلری جاسوسی و اکشن است که بیش از آنکه بخواهد قواعد ژانر را با شکوهی آشنا بازتولید کند، آنها را به آزمایشگاهی برای فرم و حرکت بدل میسازد. فیلم بر محور مالوری کین، مأمور عملیات مخفی، شکل میگیرد؛ زنی که پس از خیانت همکارانش، ناچار میشود هم از تعقیبکنندگان بگریزد و هم سازوکار توطئهای را که پیرامونش شکل گرفته است دریابد.
روایت، از همان آغاز، به جای آنکه آرام و خطی اطلاعات را در اختیار تماشاگر بگذارد، او را در میانهٔ بحران رها میکند و سپس با رفتوبرگشتهای زمانی، قطعهقطعه زمینهٔ ماجرا را روشن میسازد. این انتخاب با روحیهٔ تجربهگرایانهٔ Soderbergh تناسب دارد. او به تعلیق کلاسیک و توضیحهای مفصل وفادار نمیماند و در عوض، خشکی محیطهای عملیاتی و سردی روابط حرفهای را برجسته میکند.
نتیجه، فیلمی است که گاه بیش از آنکه به داستانی پیوسته شباهت داشته باشد، به مجموعهای از موقعیتهای سنجیده و برخوردهای کوتاه میماند؛ گویی کارگردان میخواهد تماشاگر را نه در دل یک ماجرای پرهیاهو، بلکه در فضای بیاعتماد و کمحرف آن نگه دارد. «Haywire» از این منظر اثری شخصی و کنترلشده است، اما همین کنترل در بخشهایی به فاصلهٔ عاطفی و سردی میانجامد.
روایت توطئه و مسئلهٔ انسجام ساختار غیرخطی فیلم در ابتدا حس کنجکاوی ایجاد میکند. آغاز ناگهانی، تماشاگر را وامیدارد تا همراه مالوری از دل اطلاعات پراکنده، تصویری از گذشته بسازد. این شیوه میتوانست به تعلیقی مؤثر و روایتی چندلایه منجر شود؛ اما فیلم در پیوند دادن قطعات داستانی همیشه موفق نیست.
« این انتخاب با روحیهٔ تجربهگرایانهٔ Soderbergh تناسب دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها و مناسباتشان معرفی میشوند، سپس گاهی بدون مکث کافی از صحنهای به صحنهٔ دیگر میرویم. در نتیجه، به جای آنکه هر گامِ روایت ضرورت مرحلهٔ بعد را بسازد، بعضی بخشها حالوهوای گزارشی فشرده پیدا میکنند. این آشفتگی صرفاً محصول پنهانکاری داستان نیست. ابهام زمانی جذاب میشود که در پس آن نظمی پنهان وجود داشته باشد؛ نظمی که تماشاگر بتواند بهتدریج کشفش کند.
«Haywire» در مقاطعی این لذت را فراهم میآورد، اما در مقاطعی دیگر اطلاعات را چنان گذرا عرضه میکند که انگیزهها و پیوندهای عاطفی فرصت کافی برای جاافتادن نمییابند. فیلم بهجای آنکه همهٔ پرسشها را به شکلی رضایتبخش پاسخ دهد، بخشی از آنها را در حاشیه باقی میگذارد. بنابراین، اگر قصه را ستون اصلی تماشای خود بدانیم، احتمال دارد پایان تجربه بیش از آنکه احساس تکمیل ایجاد کند، حس نیمهتمامی بر جای بگذارد.
مالوری کین و حضور جینا کارانو انتخاب Gina Carano برای نقش مالوری، تصمیمی است که هم امتیاز فیلم به شمار میآید و هم محدودیت آن را آشکار میکند. حضور فیزیکی او به شخصیت اعتباری میبخشد که با انتخاب بازیگری فاقد پیشینهٔ رزمی دشوارتر به دست میآمد. مالوری از آن قهرمانانی نیست که تواناییاش تنها در دیالوگها ادعا شود؛ بدن، تعادل، سرعت و شیوهٔ نزدیکشدنش به خطر، بخشی از شخصیتپردازی اوست.
از همین رو، کارانو در صحنههای مبارزه حضوری باورپذیر و مقتدر دارد و شخصیتش را با حرکت و واکنش معرفی میکند. اما وقتی فیلم از کنش بدنی فاصله میگیرد و به گفتوگوهای طولانیتر یا ظرافتهای عاطفی نیاز پیدا میکند، محدودیتهای اجرایی کارانو بیشتر به چشم میآید. بیان دیالوگها در برخی لحظات اندکی خشک یا تصنعی است و واکنشهای چهرهای او همیشه عمق لازم را منتقل نمیکند.
« شخصیتها و مناسباتشان معرفی میشوند، سپس گاهی بدون مکث کافی از صحنهای به صحنهٔ دیگر میرویم. »
شخصیتها و اجرا
این ضعف، فیلم را از اساس فرو نمیریزد، زیرا Soderbergh آشکارا ساختار اثر را با تواناییهای جسمانی بازیگر اصلی هماهنگ کرده است؛ با این حال، فاصلهای میان قدرت بدنی مالوری و پیچیدگی درونیای که روایت از او انتظار دارد باقی میماند. تماشاگر میتواند قهرمان را در میدان عمل باور کند، اما همیشه به همان اندازه به جهان عاطفی او راه نمییابد.
طراحی مبارزه و زبان بدن مهمترین دستاورد فیلم در صحنههای مبارزه آشکار میشود؛ بهویژه در رویارویی هتل که نمونهای فشرده از نگاه اثر به اکشن است. این صحنهها بر نمایش بدنهای درگیر، وزن ضربهها و دشواری واقعیِ از پا درآوردن حریف تکیه دارند. مبارزه نه به رقصی آراسته و بیخطر تبدیل میشود و نه در تدوینی گمراهکننده از نماهای بسیار کوتاه و لرزان حل میگردد.
دوربین معمولاً فاصلهای کافی را حفظ میکند تا مخاطب بتواند حرکت، موقعیت و پیامد ضربهها را دنبال کند. این وضوح بصری، به صحنهها نوعی صداقت میبخشد. ضربهها سنگیناند، بدنها خسته میشوند و پیروزی درگیری حاصل مهارتی صرفاً نمایشی نیست؛ نتیجهٔ تصمیمگیری سریع و تحمل فشار است. فیلم از اغراقهای معمول بسیاری از آثار اکشن دوری میکند و به جای نمایش قهرمان شکستناپذیر، تنِ آسیبپذیر او را به یادمان میآورد.
چنین رویکردی در لحظههای تعقیب و گریز نیز به کار میآید: هیجان از فهمیدن جغرافیای صحنه و دنبالکردن مسیر کنش پدید میآید، نه از آشفتگی دوربین. با این همه، همین واقعگرایی گاهی باعث میشود صحنهها بیش از آنکه از نظر دراماتیک رشد کنند، به نمایش مهارت بدنی محدود بمانند. طراحی خوب، به تنهایی، جای پیشرفت شخصیت یا افزایش معنادار خطر را نمیگیرد.
« تماشاگر میتواند قهرمان را در میدان عمل باور کند، اما همیشه به همان اندازه به جهان عاطفی او راه نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بهترین لحظات اکشن زمانی شکل میگیرند که خشونت با موقعیت روایی گره بخورد؛ هرگاه این پیوند ضعیف میشود، مبارزه هرچند تماشایی است، اثر عاطفی ماندگاری بر جای نمیگذارد. گروه بازیگران و مناسبات سرد فیلم در کنار Carano از چهرههای شناختهشدهای چون Ewan McGregor، Michael Fassbender، Channing Tatum، Antonio Banderas و Michael Douglas بهره میگیرد.
این گروه بازیگری به جهان فیلم وزنی فوری میدهد و حس شبکهای از مأموران، واسطهها و افراد بانفوذ را تقویت میکند. با این حال، حضور ستارگان لزوماً به معنای شخصیتپردازی مفصل نیست. بسیاری از نقشها در حد گرههایی در شبکهٔ توطئه باقی میمانند و بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، برای پیشبرد بازیِ سوءظن و وفاداری به کار گرفته میشوند.
این کمگویی بخشی از فضای فیلم است. آدمهای «Haywire» به ندرت احساسات خود را آشکار میکنند؛ مکالمههایشان حسابشده و برخوردهایشان محتاطانه است. چنین فضایی با دنیای عملیات مخفی تناسب دارد، اما گاهی چنان همهچیز را از حرارت تهی میکند که حتی روابط مهم نیز به اندازهٔ کافی جان نمیگیرند.
شخصیتهای فرعی میتوانند توجه برانگیزند، ولی فیلم اغلب پیش از آنکه فرصت کند آنان را از نقش کارکردیشان فراتر ببرد، به مسیر بعدی روایت میپرد. تصویر، تدوین و موسیقی از نظر بصری، فیلم به دنبال شکوه پرزرقوبرق نیست. قابها اغلب خویشتندارند و فضاهای داخلی، خیابانها و مکانهای عبوری با حسی سرد و بیتکلف ثبت میشوند.
« با این حال، حضور ستارگان لزوماً به معنای شخصیتپردازی مفصل نیست. »
قوتها و کاستیها
رنگها و نورپردازی به جای آنکه هیجان را با اغراق القا کنند، نوعی فاصله و بیقراری میسازند. این ظاهر خلوت با شخصیت مالوری همخوان است: زنی که در جهانهای موقت و ناامن حرکت میکند و کمتر جایی را میتواند خانه بنامد. تدوین نیز به رویکرد کلی فیلم کمک میکند. جابهجایی میان زمانها، اگرچه در انسجام قصه همیشه مؤثر نیست، ریتمی خاص به اثر میدهد و مانع از آن میشود که روایت به تریلری کاملاً قراردادی بدل شود.
موسیقی David Holmes نیز در کنار صداهای محیطی و ضربههای مبارزه، حالوهوایی سرد و حسابشده میآفریند. در صحنههای اکشن، فیلم گاه اجازه میدهد صدای برخوردها و نفسزدنها جای موسیقی پرهیجان را بگیرند؛ انتخابی که خشونت را ملموستر میکند. با این حال، زیبایی قابها و دقت صوتی نمیتوانند به تنهایی جای پیوندهای رواییِ سست را پر کنند.
ریتم و تجربهٔ تماشاگر «Haywire» فیلمی کمحرف و نسبتاً جمعوجور است، اما جمعوجوری الزاماً به معنای ریتمی بینقص نیست. بخشهایی از آن با حرکت سریع میان مأموریتها و برخوردها پیش میروند و بخشی دیگر در فضایی آرامتر مکث میکنند. این تغییر آهنگ میتواند برای تماشاگر علاقهمند به اکشن مینیمال جذاب باشد؛ زیرا فیلم پیوسته تلاش نمیکند با انفجار، شوخی یا توضیح اضافی توجه مخاطب را حفظ کند.
در عوض، از سکوت و فاصله برای ساختن حس بیاعتمادی بهره میگیرد. ولی همین خویشتنداری ممکن است برای گروهی از مخاطبان به کندی یا بیروحی تعبیر شود. زمانی که قصه هنوز به اندازهٔ کافی درگیرکننده نشده، مکثها وزن بیشتری پیدا میکنند و حرکت فیلم کشدار به نظر میرسد. از سوی دیگر، اوجهای اکشن گاه چنان از نظر جسمانی مؤثرند که انتظار تماشاگر را بالا میبرند، اما فیلم در بخشهای روایی بعدی همیشه توان پاسخگویی به آن انتظار را ندارد.
« رنگها و نورپردازی به جای آنکه هیجان را با اغراق القا کنند، نوعی فاصله و بیقراری میسازند. »
جمعبندی
این نابرابری میان نیروی صحنههای بدنی و کمجانی بعضی پیوندهای داستانی، یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ تجربهٔ تماشای فیلم است. جمعبندی «Haywire» اثری استوار بر تضاد میان دقت جسمانی و ناتمامی روایی. در صحنههای مبارزه، بهخصوص رویارویی هتل، فیلم از وضوح، وزن و واقعگرایی بهره میبرد و به جای آشوب بصری، کنشی قابلفهم و خشن پیش چشم میگذارد.
حضور بدنی Gina Carano نیز به نقش مالوری هویتی ویژه میدهد، هرچند بازی او در گفتوگوها به همان اندازه قانعکننده نیست. گروه بازیگران پرآوازه، قاببندی سنجیده و موسیقی مؤثر، به فیلم ظاهر و حالوهوایی متمایز میبخشند. در مقابل، داستانِ توطئهمحور گاهی شلخته و کمپرورده به نظر میرسد؛ شخصیتها فرصت کافی برای جانگرفتن نمییابند و پایان نیز آنچنان که باید در ذهن نمیماند.
با این حال، ارزش فیلم را نباید فقط با میزان انسجام قصه سنجید. «Haywire» برای مخاطبی که اکشن کمادا،
« جمعبندی «Haywire» اثری استوار بر تضاد میان دقت جسمانی و ناتمامی روایی. »



ثبت دیدگاه