نقد و بررسی
نقد احساسات تلخ (Hard Feelings) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه، میان بلوغ و اغراق «Hard Feelings» از همان آغاز بر ایدهای بنا میشود که هم ظرفیت کمدی دارد و هم خطر فروافتادن در ابتذال: چارلی و پائولا، دو دوست نوجوان، با میلها و احساساتی روبهرو میشوند که پیشتر ترجیح میدادند در حاشیهٔ دوستیشان باقی بماند؛ سپس اندامهای خصوصیشان به صدا درمیآیند و بهگونهای اغراقآمیز در تصمیمهایشان دخالت میکنند.
این تمهید، بیش از آنکه صرفاً شوخیای عجیب باشد، راهی برای بیرونیکردن اضطرابهای بلوغ است؛ کشمکشی که در زندگی واقعی عمدتاً در ذهن و بدن آدمها رخ میدهد، اینجا به کنش و گفتوگو بدل میشود. فیلم آلمانیِ گرانز هِنمان، با بازی توبیاس شفر و کوزیما هِنمان در نقشهای اصلی، از این موقعیت نامتعارف برای ورود به قلمرو کمدی نوجوانانه استفاده میکند.
بدن بهمثابه صدای اضطراب بهترین امکان ایدهٔ فیلم در همین استعاره نهفته است: بدن چیزی جدا از شخصیت و ارادهٔ او نیست، اما نوجوانان اغلب آن را نیرویی سرکش و پیشبینیناپذیر تجربه میکنند. صدای اندامها میتواند نمایندهٔ میل، کنجکاوی، شرم و فشار هنجارهایی باشد که نوجوان هنوز ابزار کافی برای فهمیدنشان ندارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین روایتی، مسئله فقط «آغاز رابطه» نیست؛ مسئله این است که چگونه میتوان خواست خود را از توقع دیگران، ترس از قضاوت و هیاهوی همسالان تشخیص داد. بااینحال، فیلم همیشه میان استعاره و شوخی تمایز روشنی برقرار نمیکند. گاهی بدنِ سخنگو قرار است دریچهای به روان شخصیتها باشد و گاهی صرفاً بهانهای برای شوخیهای صریح و غافلگیرکننده میشود.
همین رفتوآمد، انسجام لحن را دشوار میکند. هرگاه فیلم از موقعیت عجیب خود برای آشکارکردن آسیبپذیری یا سردرگمی شخصیتها بهره میگیرد، ایده جان میگیرد؛ اما هرگاه به خودِ عجیببودن موقعیت بسنده میکند، تازگی آن بهسرعت جای خود را به تکرار میدهد. دوستی، میل و خطر ازدستدادن صمیمیت هستهٔ عاطفی داستان، پرسشی آشنا و قابلدرک است: آیا تغییر شکل رابطهٔ دو دوست صمیمی میتواند چیزی را که میانشان ساخته شده از بین ببرد؟
ارزش بالقوهٔ این پرسش در آن است که صمیمیت نوجوانانه را به یک ماجرای عاشقانهٔ ساده تقلیل نمیدهد. چارلی و پائولا ناچارند نهفقط دربارهٔ میل، بلکه دربارهٔ وفاداری، مرزبندی و ترس از ناشناخته تصمیم بگیرند. از همین رو، آنچه در نگاه نخست ممکن است کمدیای صرفاً جسمانی به نظر برسد، راهی برای گفتوگو دربارهٔ احساسات پیچیدهتر پیدا میکند.
« بااینحال، فیلم همیشه میان استعاره و شوخی تمایز روشنی برقرار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
روایت در لحظات موفقش به این نکته نزدیک میشود که شناختن خواستههای خود، الزاماً به معنای تسلیمشدن در برابر آنها نیست. نوجوانان باید امکان انتخاب داشته باشند، نه اینکه بدن، جمع همسالان یا نسخهای از «طبیعیبودن» بهجای آنان تصمیم بگیرد. با اینهمه، فشار کمدی گاه اجازه نمیدهد این لایهٔ عاطفی به اندازهٔ کافی رشد کند.
فیلم موضوعی را پیش میکشد که به تأمل نیاز دارد، اما بعضیوقتها پیش از آنکه پیامدهای احساسیاش را بکاود، برای رسیدن به شوخی بعدی شتاب میکند. مدرسه و نمایش شرمساری دبیرستان در این فیلم فقط پسزمینهای برای ماجرا نیست؛ فضایی است که نگاه دیگران را دائماً حاضر نگه میدارد. شرمساری، مقایسه و ترس از تبدیلشدن به موضوع خندهٔ جمع، بخشی از تجربهٔ بلوغاند.
فیلم میکوشد نشان دهد نوجوانان چگونه در برابر فشارهای اجتماعی، همزمان میخواهند دیده شوند و از دیدهشدن میترسند. این دوگانگی با موقعیتهای خجالتآور فیلم تناسب دارد، اما همواره به عمق دراماتیک نمیرسد. از سوی دیگر، شوخی دربارهٔ بدن و جنسیت ذاتاً مسئلهساز نیست؛ اهمیت دارد که شوخی چه کسی را هدف میگیرد و پس از خنده چه تصویری باقی میگذارد.
« با اینهمه، فشار کمدی گاه اجازه نمیدهد این لایهٔ عاطفی به اندازهٔ کافی رشد کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Hard Feelings» گاه از نگاه محدود و کلیشهایِ برخی کمدیهای نوجوانانه فاصله میگیرد و به خواستهها و تجربهٔ دختران نیز میدان میدهد. اما این رویکرد در همهٔ لحظات یکدست نیست: بعضی شوخیها به جای آنکه شرم را نقد کنند، صرفاً آن را بازتولید میکنند و مخاطب را در موقعیتی معذب قرار میدهند.
این تفاوت ظریف، مرز میان طنز رهاییبخش و شوخیای است که فقط از تابوشکنی خود نیرو میگیرد. ریتم و دشواریِ حفظ تعادل یکی از ضعفهای محسوس فیلم، ریتمی است که در بخشهایی کند و فرساینده میشود. چنین ایدهای برای زندهماندن به تغییر مداوم نیاز دارد: هر موقعیت باید یا رابطهٔ دو شخصیت را جلو ببرد، یا لایهای تازه از اضطرابشان را نشان دهد، یا دستکم شوخیای واقعاً مؤثر بسازد.
وقتی صحنهها در یک سطح از معذبکردن و اغراق باقی میمانند، تازگی premise دیگر کفایت نمیکند و تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم دور خود میچرخد. بخش مهمی از مسئله به اجرای کمدی برمیگردد. شوخیهای صریح تنها زمانی کار میکنند که زمانبندی، واکنش بازیگران و تغییر لحن دقیق باشد؛ در غیر این صورت، صراحت بهتنهایی خنده نمیآفریند.
« این تفاوت ظریف، مرز میان طنز رهاییبخش و شوخیای است که فقط از تابوشکنی خود نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، برخی موقعیتها بیش از آنکه به شوخیِ کامل و خوشفرودی برسند، به مکثی طولانی و ناراحتکننده تبدیل میشوند. این انتخاب ممکن است در نظر سازندگان بخشی از کمدیِ شرم باشد، اما وقتی پشت آن مشاهدهٔ روانشناختی یا تحول شخصیتی شکل نگیرد، نتیجه بیشتر خستگی است تا خنده. موسیقی و هویت شنیداری موسیقی از عناصر خوشایندتر فیلم است و به فضای پرتحرک و جوانانهٔ آن رنگ میدهد.
در اثری که میان کمدی جسمانی و لحظههای عاطفی رفتوآمد میکند، موسیقی میتواند پیوندی نرم میان صحنهها ایجاد کند و از خشکی موقعیتها بکاهد. حضور قطعهٔ «Son Sonero» در فهرست موسیقی فیلم نیز نشان میدهد که صداگذاری و انتخاب موسیقی بخشی از هویت شنیداری اثر است. بااینحال، موسیقی نمیتواند بهتنهایی کمبودهای روایی را جبران کند.
اگر صحنهای از نظر درام یا کمدی به نتیجه نرسیده باشد، حالوهوای خوشآهنگ ممکن است آن را دلپذیرتر کند، اما به آن عمق نمیبخشد. در اینجا موسیقی بیشتر یکی از دلایل قابلتوجهبودن فیلم است تا نیرویی که کلیت آن را نجات دهد. جمعبندی «Hard Feelings» فیلمی است که جسارت ایدهاش از کیفیت اجرای آن جلو میزند.
« موسیقی و هویت شنیداری موسیقی از عناصر خوشایندتر فیلم است و به فضای پرتحرک و جوانانهٔ آن رنگ میدهد. »
جمعبندی
تمثیل بدنهای سخنگو میتوانست به شکلی خلاقانه دربارهٔ بلوغ، میل، رضایت و ترس از تغییر رابطه حرف بزند؛ و رابطهٔ چارلی و پائولا نیز ظرفیت عاطفی لازم برای فراتررفتن از یک کمدی نوجوانانهٔ معمولی را دارد. فیلم در بعضی لحظات از این ظرفیت بهره میگیرد و در پرداختن به تجربههای کمتر رایج در کمدیهای نوجوانانه امتیازی مفهومی به دست میآورد.
اما ریتم کند، شوخیهایی که بارها به مقصد نمیرسند و تکیهٔ بیش از اندازه بر نامتعارفبودن premise، مانع از آن میشوند که ایده به روایتی یکپارچه تبدیل شود. حاصل، فیلمی ناهموار است: گاه کنجکاویبرانگیز و شنیدنی، گاه فرساینده و معذبکننده. تماشاگرانی که از کمدیهای بیپروا و موضوعات نامتعارف استقبال میکنند، ممکن است در آن لحظاتی جذاب بیابند؛ اما کسانی که انتظار طنزی دقیق و پرداختی عمیق از رابطهٔ دو شخصیت اصلی دارند، احتمالاً میان وعدهٔ ایده و کیفیت تحقق آن فاصلهای محسوس خواهند دید.
« حاصل، فیلمی ناهموار است: گاه کنجکاویبرانگیز و شنیدنی، گاه فرساینده و معذبکننده. »



ثبت دیدگاه