نقد و بررسی
نقد Happy Halloween, Scooby-Doo! | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به کریستال کوو در شب هالووین «Happy Halloween, Scooby-Doo!» از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد به یک معمای ساده و آشنای اسکوبیدو بسنده کند. هالووین، رژهای پرزرقوبرق، مترسکی مرموز، کدوهای مهاجم، یک دانشمند تلویزیونی و بانوی تاریکی، همگی در یک قاب گرد آمدهاند. گروه دوستان برای حل معمایی بزرگ و نجات کریستال کوو وارد ماجرایی میشوند که بهتدریج از تعقیب یک مظنون فراتر میرود و به آشوبی تمامعیار بدل میشود.
فیلم از این انباشت ایدهها نیروی سرگرمکنندهای میگیرد، اما همانجا خطر اصلیاش نیز شکل میگیرد: هرچه عناصر بیشتری وارد میدان میشوند، حفظ تمرکز روایی دشوارتر میشود. اثر در بنیاد خود همچنان به قراردادهای محبوب مجموعه وفادار است: هیولاها در کمیناند، شگی و اسکوبی با ترس و اشتهای همیشگیشان دستوپنجه نرم میکنند و دیگر اعضای گروه میکوشند از دل نشانههای پراکنده به حقیقت برسند.
تفاوت در این است که این بار قالب معمول بهانهای برای بازی با فضای هالووین و ارجاعهای فرهنگی گستردهتر میشود. نتیجه، ماجرایی پرجنبوجوش است که بیش از آنکه بخواهد تعلیقی پیوسته بسازد، از تغییر مداوم صحنه و افزایش غافلگیریها انرژی میگیرد. هالووین؛ رنگ و ریتم فیلم هالووین در این فیلم فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ منبع اصلی تصویرپردازی، شوخی و حرکت داستان است.
کدوهای غولآسا، خیابانهای آراسته به نشانههای جشن و موجوداتی که میان ترسناکبودن و مضحکبودن در نوساناند، فضایی میسازند که برای تماشای فصلی و سبک مناسب است. طراحی موجودات به اندازهای نامتعارف هست که از کلیشه صرف فاصله بگیرد، اما فیلم هرگز نمیخواهد وحشت واقعی ایجاد کند. ترس در اینجا بیشتر وسیلهای برای به راهانداختن تعقیبوگریز و شوخی است.
« تفاوت در این است که این بار قالب معمول بهانهای برای بازی با فضای هالووین و ارجاعهای فرهنگی گستردهتر میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین رویکرد با سنت اسکوبیدو تناسب دارد. هیولاها از یک سو تهدیدی برای شهرند و از سوی دیگر، بخشی از بازی آشنای «ظاهر هراسانگیز در برابر توضیح عقلانی» را زنده نگه میدارند. فیلم با این انتظار مخاطب بازی میکند، هرچند گاهی آنقدر در شلوغی و اغراق غرق میشود که خود معما در حاشیه قرار میگیرد.
بااینحال، هویت هالووینی اثر آنقدر پررنگ است که حتی در لحظات پراکنده نیز حالوهوای کلی آن را حفظ میکند. گروه همیشگی و مهمانان نامتعارف یکی از تصمیمهای جذاب فیلم، افزودن الویرا و بیل نای به گروهی است که معمولاً برای حل معما به اعضای اصلی خود متکی است. حضور بیل نای، با چهرهای پیوندخورده با علم و فناوری، دستمایهای طبیعی برای شوخی با ابزارهای پیشرفته و راهحلهای فنی میشود.
در سوی دیگر، الویرا با شخصیت نمایشی و پیوندش با فرهنگ وحشت، از ابتدا انگار به جهان هالووینی داستان تعلق دارد. این دو مهمان، صرفاً نامهایی برای جلب توجه نیستند؛ هرکدام فضایی تازه به تعاملها میافزایند. رابطه دافنی و الویرا از دل این ترکیب بهترین لحظاتش را بیرون میکشد. همراهی آنها، بهویژه ماجرای عوضکردن لباسها، شوخیای تصویری و ماندگار میسازد که بیآنکه داستان را متوقف کند، به شخصیتها فرصت درخشیدن میدهد.
جذابیت صحنه در تضاد میان وقار ظاهری دافنی و اعتمادبهنفس اغراقآمیز الویراست؛ دو شخصیت با انرژیهای متفاوت که کنار هم هماهنگی غافلگیرکنندهای پیدا میکنند. این ارتباط میتوانست بیشتر بسط یابد، اما همان حضور محدود نیز از بخشهای بهیادماندنی فیلم است. کمدی، ارجاع و مرزهای شلوغی طنز فیلم از چند سرچشمه میآید: شوخیهای کلاسیک شگی و اسکوبی، طعنههای شخصیتها، موقعیتهای نامعقول و بازی با چهرههای آشنا از جهان فرهنگ عامه.
« همین رویکرد با سنت اسکوبیدو تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
این ترکیب در لحظاتی نتیجهبخش است؛ بهخصوص وقتی ترسهای اغراقشده شگی و اسکوبی در کنار خونسردی دیگران قرار میگیرد. فیلم همچنین با نسخهای امروزیتر از گروه کارآگاهان بازی میکند و فناوری، شبکههای اجتماعی و زبان روز را وارد فضای سنتی مجموعه میسازد. اما تعدد لحنها گاه به بهای انسجام تمام میشود.
فیلم در یک لحظه به معمایی کلاسیک نزدیک است و در لحظهای دیگر به کمدیای پرهیاهو و تقریباً بیمهار بدل میشود. نتیجه میتواند برای مخاطبی که از آشوب کنترلشده لذت میبرد خوشایند باشد، اما تماشاگر دیگری شاید احساس کند شوخیها و ایدهها از یکدیگر سبقت میگیرند. برخی ارجاعها نیز بیش از آنکه در خدمت شخصیت یا پیشبرد داستان باشند، به چشمکهایی گذرا شباهت دارند.
از همین رو، فضای فیلم گاهی بیشتر به کمدی دیوانهوار نزدیک میشود تا یک معمای اسکوبیدویی که تعادل میان طنز و کشف را حفظ کند. معما و ریتم روایت ساختار روایی فیلم با سرعتی بالا پیش میرود. یک تهدید جای خود را به تهدیدی بزرگتر میدهد و شخصیتها فرصت چندانی برای مکث یا تحلیل طولانی ندارند.
این شتاب به اثر نیروی حرکتی میبخشد و تماشای آن را آسان میکند؛ فیلم در پی آن نیست که مخاطب را با جزئیات پیچیده یا تعلیقی سنگین درگیر کند. برای یک انیمیشن مناسب حالوهوای هالووین، این ریتم میتواند امتیازی عملی باشد: ماجرا بهسرعت از معرفی خطر به تعقیب و همکاری گروه میرسد. بااینحال، پرحادثهبودن با پرمایهبودن یکی نیست.
« اما تعدد لحنها گاه به بهای انسجام تمام میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
انباشت شخصیتها، ابزارها، ارجاعات و تغییرهای ناگهانی باعث میشود بعضی ایدهها پیش از آنکه فرصت کافی برای جاافتادن پیدا کنند کنار بروند. فیلم گاهی بهجای آنکه معما را مرحلهبهمرحله بگستراند، از یک هیجان به هیجان بعدی میجهد. بنابراین تماشاگر بیش از آنکه درگیر کنارهمگذاشتن سرنخها شود، به دنبال کردن آشوب بیرونی ماجرا میرود.
این انتخاب الزاماً ناکام نیست، اما نشان میدهد اولویت فیلم سرگرمی سریع است، نه ساختن معمایی دقیق و چندلایه. تصویرپردازی و هویت مجموعه انیمیشن فیلم در خدمت خوانایی کنش و تأکید بر اغراقهای کمیک قرار دارد. حرکتها روشن و پرشتاباند و طراحی بصری میان نشانههای شناختهشده اسکوبیدو و عناصر هالووینی در رفتوآمد است.
فیلم میداند مخاطب از شخصیتها چه انتظاری دارد و بهجای بازسازی بنیادین آنها، با موقعیتهای تازه آزمایششان میکند. فرد همچنان به برنامهریزی و تلهگذاری گرایش دارد، ولما از استدلال و الگوها کمک میگیرد و شگی و اسکوبی با ترس و خوراکی پیوندی ناگسستنی دارند. در میان این آشناییها، ورود شخصیتهای مرتبط با جهان دیسی انتخابی جسورانه اما مسئلهساز است.
این پیوند در حد یک غافلگیری جذاب باقی نمیماند و پرسشهایی درباره جایگاه آنها در جهان داستان پدید میآورد؛ پرسشهایی که فیلم چندان برای پاسخدادن به آنها مکث نمیکند. اشاره به دنیایی بزرگتر میتواند برای مخاطب آشنا با این شخصیتها سرگرمکننده باشد، اما حضور ناگهانیشان انسجام جهان فیلم را اندکی سست میکند.
« فیلم گاهی بهجای آنکه معما را مرحلهبهمرحله بگستراند، از یک هیجان به هیجان بعدی میجهد. »
قوتها و کاستیها
گویی اثر بهجای ساختن پلی روایی میان دو فضا، در را باز میکند و بیدرنگ از آن میگذرد. جمعبندی «Happy Halloween, Scooby-Doo!» انیمیشنی سرزنده و عامدانه نامتعارف است که از برخورد اسکوبیدو با حالوهوای هالووین و چهرههای مهمان انرژی میگیرد. الویرا و بیل نای به جهان آشنا تازگی میبخشند، رابطه دافنی و الویرا چند لحظه کمدی بهیادماندنی میآفریند و شوخیهای کلاسیک شگی و اسکوبی همچنان کارکرد خود را حفظ میکنند.
ریتم تند و ماجرای پرحادثه نیز آن را به گزینهای مناسب برای تماشایی سبک و فصلی بدل میسازد. در مقابل، تراکم ایدهها، نوسان لحن و ورود توضیحدادهنشده شخصیتهای دیسی مانع از شکلگیری روایتی کاملاً منسجم میشود. معما بیشتر بهانهای برای حرکت و آشوب است تا ساختاری محکم که همه اجزا را به هم پیوند دهد.
بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود—سرگرمکردن مخاطبی که از شوخیهای اسکوبیدو و آشفتگی شیرین ماجراهای هالووینی لذت میبرد—موفق است. اثر نه بازآفرینی عمیقی از مجموعه، بلکه مهمانیای شلوغ و رنگارنگ در کریستال کوو است؛ مهمانیای که گاهی نظم خود را از دست میدهد، اما لحظات مفرحش بهسادگی از یاد نمیروند.
« گویی اثر بهجای ساختن پلی روایی میان دو فضا، در را باز میکند و بیدرنگ از آن میگذرد. »
ثبت دیدگاه