نقد و بررسی
نقد قطع تماس (Hanging Up) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
در آستانهٔ زنگی که قطع نمیشود «Hanging Up» در ظاهر دربارهٔ سه خواهری است که با تلفن زندگی میکنند؛ اما زیر لایهٔ مکالمههای پرشتاب، مسئلهای قدیمیتر و سنگینتر جریان دارد: چگونه میتوان با پدری رابطه داشت که حضورش در زندگی فرزندانش همیشگی بوده، اما صمیمیتش نه؟ بستریشدن لو در بیمارستان، خواهران را ناگزیر میکند به رابطهای نگاه کنند که سالها با شوخی، دلخوری، عادت و تماسهای پیدرپی سر پا مانده است.
فیلم از این موقعیت برای آمیختن کمدی خانوادگی با اندوهِ نزدیکشدن به فقدان بهره میگیرد؛ تلاشی که گاه دلنشین و گاه ناهماهنگ از کار درمیآید. فیلم را Diane Keaton کارگردانی کرده و Delia Ephron و Nora Ephron فیلمنامهٔ آن را نوشتهاند. Meg Ryan، Diane Keaton، Lisa Kudrow و Walter Matthau در نقشهای اصلی ظاهر میشوند.
ترکیب بازیگران، از همان آغاز، وعدهٔ برخورد چند لحن و چند منش را میدهد: سه خواهر با شیوههای متفاوت زیستن، و پدری که حتی در بستر بیماری نیز نمیخواهد از کانون توجه بیرون برود. خانوادهای که با صدا به هم وصل است تلفن در «Hanging Up» فقط ابزار روایت نیست؛ بخشی از ساختار عاطفی خانواده است.
خواهران مدام با یکدیگر تماس میگیرند، خبرها را منتقل میکنند و با گفتوگوهای کوتاه و پراکنده حضور هم را در زندگی روزمره حفظ میکنند. این رفتوآمد کلامی، گاه به شوخی و سرگرمی میانجامد و گاه به نوعی وابستگی: تماسها پیوند را نگه میدارند، اما لزوماً به گفتوگویی صادقانه و عمیق تبدیل نمیشوند.
« فیلم را Diane Keaton کارگردانی کرده و Delia Ephron و Nora Ephron فیلمنامهٔ آن را نوشتهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در همین فاصله میان ارتباط و صمیمیت است که فیلم ظرفیت دراماتیک خود را پیدا میکند. خواهران به هم نزدیکاند، اما این نزدیکی همیشه به معنای فهم متقابل نیست. هر یک از پشت تلفن میتواند نقش آشنای خود را بازی کند: یکی مسئول و ملاحظهکار، دیگری مقتدر و مسلط، و سومی سبکسر و گریزپا. هنگامی که بحران پدر شدت میگیرد، همین نقشها دیگر بهآسانی پاسخگوی نیاز عاطفی آنان نیستند.
ایدهٔ مرکزی فیلم، یعنی پیوندی که هم مایهٔ تسلی است و هم امکان طفرهرفتن از مواجهه، ساده و قابلدرک است؛ هرچند تکرار بیش از اندازهٔ تماسها گاه آن را به سازوکاری یکنواخت بدل میکند. سه خواهر و نقشهایی که از کودکی ماندهاند یکی از جنبههای قابلتوجه فیلم، پرداخت تفاوتهای سه خواهر است.
جورجیا در جایگاه خواهر بزرگتر به استقلال و اقتدار خو گرفته و زندگی حرفهایاش را با تصویری منظم و موفق پیش میبرد. ایو، خواهر میانی، میان کار، خانواده و مسئولیت مراقبت از پدر تقسیم شده است؛ او اغلب کسی است که امور را جمعوجور میکند، حتی وقتی توانش به پایان رسیده. مدی، کوچکترین خواهر، بیش از آن دو با بیثباتی و جستوجوی هویت تعریف میشود.
این تفاوتها زمینهٔ طنزهای خانوادگی را میسازند، اما همزمان نشان میدهند که هر یک چگونه درون خانواده جایگاهی دیرپا یافته است. فیلم در بهترین لحظههایش از این جایگاهها برای ساختن جزئیاتی آشنا بهره میبرد: خواهران میدانند کدام جمله دیگری را میرنجاند، چه کسی باید نخست تماس بگیرد و چه کسی قرار است دوباره بار مسئولیت را بر دوش بکشد.
« در همین فاصله میان ارتباط و صمیمیت است که فیلم ظرفیت دراماتیک خود را پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
این آشنایی میتواند هم خندهدار باشد و هم اندوهناک، زیرا صمیمیت خانوادگی گاهی به معنای شناخت دقیق زخمهای یکدیگر است. با این حال، شخصیتپردازی همیشه از حد تیپهای تثبیتشده فراتر نمیرود. بعضی تعارضها بیش از آنکه از دگرگونی درونی شخصیتها برخیزند، به رفتوبرگشتهای آشنای مشاجره و آشتی وابستهاند.
لو؛ پدری دوستداشتنی، دشوار و دور لو با بازی والتر ماتائو از آن شخصیتهایی است که جذابیتشان در تناقضهایشان نهفته است. او بدخلق، خودمحور و نیازمند توجه است، اما گاهی شوخطبعی و گرمایی از خود نشان میدهد که بهسادگی نمیتوان نادیدهاش گرفت. بازی ماتائو به این نقش لحظههایی زنده میبخشد: شوخیهایش میتواند فضای سنگین را سبک کند، ولی همان شوخیها گاهی سپری میشوند در برابر گفتوگویی صادقانهتر دربارهٔ گذشته و فاصلهای که میان پدر و دخترانش شکل گرفته است.
فیلم رابطهٔ خواهران با پدرشان را از منظر مراقبت و فرسودگی میبیند، نه از راه تصویر آرمانیِ خانوادهای که بیماری ناگهان متحدش میکند. این انتخاب بالقوه ارزشمند است؛ زیرا عاطفه را از دل دلخوریهای واقعی و مسئولیتهای نابرابر بیرون میکشد. بااینحال، خودِ بیماری لو گاه بیش از آنکه تجربهای جسمانی و عاطفی با پیامدهای عمیق باشد، به محرکی برای گردآمدن شخصیتها تبدیل میشود.
در نتیجه، تأمل فیلم دربارهٔ مرگ و پیوند پدر و فرزندانش به اندازهٔ موضوعش ژرف نمیشود. کمدی، درام و دشواریِ حفظ تعادل «Hanging Up» میخواهد هم کمدیِ رفتارهای خانوادگی باشد و هم درامی دربارهٔ بیماری و فقدان. این دو وجه روی کاغذ میتوانند یکدیگر را غنی کنند: شوخیهای روزمره گاهی راهی برای تحمل اضطراباند و خنده میتواند در کنار اندوه، واقعگرایی عاطفی ایجاد کند.
« با این حال، شخصیتپردازی همیشه از حد تیپهای تثبیتشده فراتر نمیرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در فیلم نیز لحظههایی وجود دارد که طنز از دل شخصیتها و عادتهایشان برمیآید و بهجای خنثیکردن احساس، آن را انسانیتر میکند. اما گذار میان این دو لحن همیشه طبیعی نیست. بعضی صحنهها درست زمانی که باید سکوت یا مکث مجال اثرگذاری بیابد، به شوخی یا واکنشی پرتحرک پناه میبرند؛ در مقابل، بخشهایی دیگر ناگهان بر احساسات تأکید میکنند، بیآنکه پیشتر زمینهٔ کافی برای آن فراهم شده باشد.
حاصل، نوسانی است که ضرباهنگ عاطفی فیلم را ناپایدار میکند. فیلم میخواهد از سانتیمانتالیسم فاصله بگیرد و در عین حال تماشاگر را به تأثر برساند، اما همیشه میان این دو هدف راهی متقاعدکننده پیدا نمیکند. بازیها و حضور دوربین بازیگران اصلی به فیلم انرژی و چهرهای متمایز میدهند. مگ رایان ایو را با حالوهوای کسی بازی میکند که بیش از اندازه از دیگران مراقبت کرده و اکنون باید میان خستگی و حس وظیفهاش راهی بیابد.
دیانه کیتن به جورجیا حالتی نمایشی و پرانرژی میدهد؛ کیفیتی که با اعتمادبهنفس شخصیت سازگار است، اما گاه به اغراق نزدیک میشود. لیزا کودرو نیز در نقش مدی از زمانبندی طنزآمیز خود بهره میگیرد، هرچند فیلمنامه همیشه امکان نشاندادن لایههای پنهانتر شخصیت را فراهم نمیکند. ماتائو، با کمترین تلاش ظاهری، حضوری مؤثر دارد.
گرمای بازیاش مانع میشود لو صرفاً به پدری آزاردهنده یا نمادی برای بیماری فروکاسته شود. در سوی دیگر دوربین، کارگردانی کیتن بیش از آنکه بر سکون و مشاهده تکیه کند، به گفتوگوهای سریع و جابهجاییهای پیدرپی میان موقعیتها متکی است. این انتخاب با دنیای پرهیاهوی خواهران تناسب دارد، ولی گاهی زمان لازم برای ماندن کنار واکنشها و سکوتهایشان را از فیلم میگیرد.
« اما گذار میان این دو لحن همیشه طبیعی نیست. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای روایت وابستگی روایت به تماسهای تلفنی هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتش. این تماسها به فیلم امکان میدهند فاصلهٔ مکانی را به نزدیکی نمایشی بدل کند و از دل مکالمههای کوتاه، شخصیتها و عادتهایشان را آشکار سازد. بااینهمه، وقتی گفتوگوها وظیفهٔ تکراریِ انتقال خبر یا بازگویی کشمکشهای پیشین را بر عهده میگیرند، روایت از حرکت میایستد.
برخی صحنهها حس میکنند بیش از آنکه چیزی تازه دربارهٔ شخصیتها بگویند، همان اختلافها را با صورتبندی دیگری تکرار میکنند. این کندی در بخشهایی که فیلم باید میان زندگی روزمرهٔ خواهران و بحران بیمارستان تعادل برقرار کند، محسوستر است. روایت فرصت دارد از طریق جزئیات کوچک، پیچیدگی پیوند خانوادگی را نشان دهد، اما گاه به توضیح کلامی متوسل میشود؛ گویی شخصیتها باید احساسات و تنشهایی را که تصویر بهتنهایی میتوانست منتقل کند، با صدای بلند بازگو کنند.
از این رو، فیلم در لحظههای مشاهدهگرانه و ظریف خود زندهتر است تا در بخشهایی که میکوشد پیام عاطفیاش را صریح اعلام کند. جمعبندی «Hanging Up» فیلمی دربارهٔ خانوادهای است که پیوندش را با تماسهای بیوقفه حفظ میکند، اما در گفتنِ مهمترین حرفها دشواری دارد. بهترین داراییهایش بازی گرم والتر ماتائو، تفاوتهای آشنای سه خواهر و شوخیهایی است که از آشفتگی زندگی خانوادگی سرچشمه میگیرد.
در برابر، اتکای زیاد به گفتوگوهای تکراری، ریتم نابرابر و نوسان میان کمدی و درام از نیروی عاطفی آن میکاهد. فیلم بیش از آنکه اثری ژرف دربارهٔ مرگ باشد، تصویری از خواهرانی است که میکوشند در لحظهٔ بحران دوباره معنای نزدیکی را پیدا کنند. جذابیتش در شناختن رفتارهای کوچک خانواده نهفته است: رنجشهایی کهنه، شوخیهایی برای فرار از اضطراب و تماسهایی که همدیگر را به هم وصل میکنند، بیآنکه همهچیز را حل کنند.
« ریتم و محدودیتهای روایت وابستگی روایت به تماسهای تلفنی هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودیتش. »
جمعبندی
همین نگاه گاه صمیمانه و گاه سطحی، تجربهٔ تماشای آن را دوگانه میکند؛ اثری دلنشین در لحظههایی که به زندگی روزمره اعتماد دارد، و کماثرتر هنگامی که میخواهد اندوه را به نتیجهای آماده و قطعی برساند.
ثبت دیدگاه