نقد و بررسی
نقد Hallelujah: Leonard Cohen, a Journey, a Song | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک ترانه بهمثابه راه ورود «هلهلویا: لئونارد کوهن، سفری و ترانهای» مستندی است که از انتخابی روایی و در عین حال محدودکننده آغاز میکند: زندگی و کارنامهٔ لئونارد کوهن را از دریچهٔ ترانهای میکاود که از یک اثر در میان آثارش فراتر رفت و به بخشی از حافظهٔ جمعی شنوندگان بدل شد. این انتخاب به فیلم انسجام میبخشد؛ مسیر هنرمند، تاریخ ساختهشدن ترانه و سرنوشت آن در اجراهای گوناگون، همچون رشتههایی درهمتنیده پیش میروند.
اما همین تمرکز، از همان ابتدا این پرسش را نیز پیش میکشد که آیا یک ترانه، هرقدر مهم و پربسامد، میتواند نمایندهٔ تمام پیچیدگیهای یک هنرمند باشد؟ فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و قوتش نیز تا اندازهای در همین پرهیز است. «هلهلویا» را نه صرفاً دستاوردی ناگهانی و الهامی، بلکه حاصل جستوجویی طولانی معرفی میکند؛ جستوجویی که در آن کلمه، موسیقی، ایمان، میل و تردید بارها در کنار هم قرار میگیرند و از نو بازبینی میشوند.
ترانه، در این روایت، هم موضوعی برای بررسی است و هم وسیلهای برای نزدیکشدن به ذهن و جهان کوهن. زندگینامه در مدار هنر زندگی کوهن در مستند به شکل زندگینامهای جامع و خطی روایت نمیشود. فیلم بیشتر به نقاطی میپردازد که برای فهم شکلگیری «هلهلویا» و دگرگونی جایگاه آن اهمیت دارند: سالهای آغازین، گذر از شعر و ادبیات به موسیقی، رابطهٔ دشوار با صنعت ضبط و جایگاه دیرهنگام ترانه در فرهنگ عمومی.
نتیجه، تصویری از هنرمندی است که راهش به موفقیت از مسیری مستقیم و آسان نگذشت؛ اما این تصویر همیشه به زندگی مستقل از ترانه مجال نمیدهد. این محدودیت از نظر ساختاری قابلفهم است: فیلم میخواهد دربارهٔ یک اثر خاص سخن بگوید، نه آنکه تمام کارنامهٔ کوهن را به شیوهٔ یک زندگینامهٔ فراگیر بازسازی کند.
« فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و قوتش نیز تا اندازهای در همین پرهیز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، گاه احساس میشود بخشهایی از زندگی هنری او بیشتر نقش زمینهچینی دارند تا اینکه به موضوعی مستقل برای کاوش بدل شوند. در نتیجه، بینندهای که انتظار دارد با طیف کاملتری از آثار، دورهها و کشمکشهای فکری کوهن روبهرو شود، ممکن است تصویر نهایی را گزینشی بیابد. تاریخ ساختهشدن و بازنویسی یکی از جذابترین محورهای فیلم، توجه به فرایند آفرینش است.
«هلهلویا» در نگاه مستند چیزی نیست که در لحظهای ناب و بیدردسر کامل شده باشد؛ ترانهای است که شکلگیریاش زمان برده و بارها دستخوش تغییر شده است. این تأکید، اسطورهٔ الهام ناگهانی را کنار میزند و بهجای آن، تصویری ملموستر از کار هنرمند میسازد: نوشتن، تردیدکردن، کنارگذاشتن و بازگشتن به مادهٔ خام اثر.
فیلم از همین مسیر نشان میدهد که معنای ترانه به یک تفسیر ثابت محدود نمیماند. مخاطبان ممکن است در آن نیایش، اندوه، میل یا پذیرش بشنوند؛ و اجراهای متفاوت، هر یک، بخشهایی از ظرفیت پنهان آن را برجسته کنند. این چندمعنایی نه بهعنوان ابهامی مبهم، بلکه بهمثابه یکی از سرچشمههای ماندگاری اثر عرضه میشود.
بااینهمه، مستند گاهی بیشتر به شرح اهمیت این دگرگونیها بسنده میکند تا آنکه جزئیات همهٔ پیچوخمهای نوشتن و تغییر نسخهها را با عمق یک پژوهش موسیقایی دنبال کند. موسیقی؛ نیروی عاطفی روایت موسیقی در این فیلم تزیین تصاویر یا وقفهای میان گفتوگوها نیست؛ نیرویی است که به روایت جان میدهد و آن را از سطح اطلاعات فراتر میبرد.
« تاریخ ساختهشدن و بازنویسی یکی از جذابترین محورهای فیلم، توجه به فرایند آفرینش است. »
شخصیتها و اجرا
اجراهای کوهن و دیگر هنرمندان، هر بار دریچهای تازه به ترانه میگشایند و به تماشاگر فرصت میدهند تفاوت لحن و برداشت را بشنود، نه اینکه تنها دربارهاش توضیحی بشنود. همین جابهجایی میان سخن و اجرا، مستند را به تجربهای شنیداری بدل میکند. اهمیت این اجراها در آن است که فیلم نمیکوشد تنها یک نسخه را معیار نهایی قرار دهد.
ترانه با عبور از صداها و زمینههای متفاوت، در هر بار اجرا شکل تازهای میگیرد و به تجربهٔ شخصی خواننده و شنونده نزدیک میشود. موسیقی همچنین حس عاطفی بخشهایی را تقویت میکند که ممکن است در روایت گفتاری خشک به نظر برسند. با وجود این، فراوانی اجراها و بازگشت مکرر به مضمون مرکزی، در بعضی لحظهها به تکرار میانجامد؛ بهویژه هنگامی که گفتوگوها نکتهای را بازگو میکنند که تصویر و موسیقی پیشتر منتقل کردهاند.
آرشیو و ریتم تدوین تصاویر آرشیوی، عکسها و گفتوگوها مصالح اصلی جهان بصری فیلماند و تدوین میکوشد آنها را در یک مسیر عاطفی و زمانی کنار هم بنشاند. این شیوه، بهخصوص در بخشهایی که گذشتهٔ کوهن را با روایتهای نزدیکان و همکارانش پیوند میدهد، حس دسترسی به دورههای مختلف زندگی او را پدید میآورد.
فیلم با شتابزدگی دائمی پیش نمیرود؛ معمولاً به موسیقی و خاطره فرصت میدهد در ذهن مخاطب تهنشین شوند. با این حال، حرکت میان دورههای مختلف همیشه به یک اندازه روشن نیست. برخی گذرها چنان سریعاند که رابطهٔ میان واقعه، مرحلهٔ هنری و اهمیت آن برای مسیر ترانه بهخوبی جا نمیافتد. مستند در چنین لحظههایی به دانستههای قبلی تماشاگر تکیه میکند و ممکن است برای بینندهای که با زندگی کوهن آشنایی کمتری دارد، پیوندهای روایی کمرنگ بمانند.
« همین جابهجایی میان سخن و اجرا، مستند را به تجربهای شنیداری بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
افزون بر آن، برگشتهای مکرر به مضمونهای مشابه گاه از کشش روایت میکاهند و ریتمی را که موسیقی ساخته، اندکی پراکنده میکنند. هنرمند و معنای شخصی یک اثر یکی از نکات انسانی فیلم، توجه به فاصلهٔ میان قصد خالق و دریافت مخاطب است. «هلهلویا» در طول زمان به اثری بدل میشود که شنوندگان معنای خود را در آن مییابند؛ معنایی که لزوماً به زندگی یا نیت نویسنده محدود نیست.
مستند از این شکاف برای تأمل دربارهٔ سرنوشت هنر بهره میگیرد: اثری که از تجربهٔ فردی آغاز میشود، پس از انتشار از مالکیت معنوی و عاطفی خالقش فاصله میگیرد و در زندگی دیگران جای میگیرد. این نگاه در برابر اسطورهسازی شتابزده مقاومت میکند. کوهن در فیلم تنها چهرهای ستایشبرانگیز و دور از دسترس نیست؛ هنرمندی است که کارش با زحمت، تردید و پیچیدگی همراه بوده است.
بااینحال، حضور ترانهٔ مرکزی چنان مسلط است که گاهی خود کوهن زیر سایهٔ شهرت آن قرار میگیرد. فیلم میخواهد از طریق «هلهلویا» به او نزدیک شود، اما در لحظاتی چنین مینماید که شخصیت هنرمند بیشتر به راهنمایی برای فهم یک اثر تبدیل شده تا موضوعی کامل و مستقل. دستاوردها و محدودیتها دستاورد اصلی مستند در تواناییاش برای پیوندزدن تاریخ شخصی، فرایند خلاقه و دگرگونی فرهنگی یک ترانه است.
روایت صبورانه، موسیقی نیرومند و مواد آرشیوی، کنار هم تصویری میسازند که هم برای دوستداران کوهن جزئیات شنیدنی دارد و هم برای مخاطبی که تنها با ترانه آشناست، راهی برای فهم پیشینه و ماندگاری آن فراهم میکند. فیلم بهخوبی یادآوری میکند که شهرت یک اثر الزاماً از لحظهٔ ساختهشدنش آغاز نمیشود؛ گاه سرنوشت عمومی آن دیرتر و از مسیر اجراها و تفسیرهای دیگران شکل میگیرد.
« هنرمند و معنای شخصی یک اثر یکی از نکات انسانی فیلم، توجه به فاصلهٔ میان قصد خالق و دریافت مخاطب است. »
قوتها و کاستیها
در سوی دیگر، همین تمرکز بیش از اندازه بر «هلهلویا» دامنهٔ فیلم را محدود میکند. آثار دیگر کوهن و وجوه متفاوت زندگی هنری او مجال کمتری مییابند؛ برخی گذرهای زمانی شتابزدهاند و تکرار مضمونها گاهی از نیروی روایی میکاهد. این کاستیها لزوماً انتخاب مرکزی فیلم را بیاعتبار نمیکنند، اما مرزهای آن را آشکار میسازند: با زندگینامهای فراگیر روبهرو نیستیم، بلکه با پرترهای موضوعمحور از هنرمندی هستیم که از خلال یک ترانه بازشناخته میشود.
جمعبندی «هلهلویا: لئونارد کوهن، سفری و ترانهای» مستندی موسیقایی و تأملبرانگیز است که میکوشد نشان دهد چگونه یک اثر، از تجربهای شخصی و فرایندی طولانی زاده میشود و سرانجام در ذهن و زندگی شنوندگان معنایی تازه مییابد. اجراها و تصاویر آرشیوی به آن گرما و نیروی عاطفی میبخشند و نگاهش به آفرینش هنری، بر پشتکار و بازنگری تأکید دارد، نه بر افسانهٔ الهام ناگهانی.
محدودیتش نیز از همان انتخاب روایی سرچشمه میگیرد: چنان به ترانهٔ محوری وفادار میماند که گاه افق گستردهتر آثار و زندگی کوهن را کمرنگ میکند. بااینهمه، برای تماشاگرانی که به موسیقی، فرایند خلق و دگرگونی معنای هنر علاقه دارند، فیلم تجربهای گیرا و انسانی فراهم میآورد؛ تجربهای که پس از پایان، بیش از پاسخدادن به پرسشها، شنونده را به بازشنیدن ترانه فرامیخواند.
« در سوی دیگر، همین تمرکز بیش از اندازه بر «هلهلویا» دامنهٔ فیلم را محدود میکند. »



ثبت دیدگاه