نقد و بررسی
نقد هلاهل (Halahal) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که از سوگ آغاز میشود «Halahal» ساختهٔ Randeep Jha، تریلری جنایی به زبان هندی است که معمای مرگ یک دانشجوی پزشکی را به دریچهای برای نگریستن به فساد نهادی بدل میکند. دختر دکتر شیوشانکار شارما، آرچانا، مرده است و مقامها مرگ او را خودکشی میخوانند؛ اما پدرش این روایت را نمیپذیرد و در پی یافتن حقیقت برمیآید.
همراهی او با یوسف، پلیسی فاسد اما کاربلد، تحقیق را به مسیری پرخطر میکشاند؛ مسیری که از یک پروندهٔ خانوادگی فراتر میرود و به شبکهای مرتبط با فساد در آموزش پزشکی میرسد. فیلم در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و داستانش از رسوایی ویَپام الهام گرفته است؛ با این حال، آن را باید اثری داستانی دانست، نه بازسازی مستندِ پرونده.
هستهٔ عاطفی فیلم، سوگ پدری است که نمیتواند با توضیحی رسمی و شتابزده برای مرگ فرزندش کنار بیاید. این نقطهٔ عزیمت، بهجای آنکه صرفاً ابزاری برای راهاندازی یک معمای جنایی باشد، انگیزهٔ اصلی حرکت روایت میشود. شی در آغاز نه کارآگاهی حرفهای، بلکه پدری درمانده است که در برابر بیاعتنایی نهادها ناچار میشود خودش پرسوجو کند.
از همین رو، تماشاگر در کنار او نه فقط به دنبال پاسخ، بلکه شاهد دگرگونی نگاهش به محیطی میشود که گمان میکرد میتوان به آن اعتماد کرد. از پروندهای شخصی تا فسادی ساختاری نقطهٔ قوت طرح، گسترش تدریجی دامنهٔ بحران است. آنچه نخست بهصورت پرسشی دربارهٔ یک مرگ مطرح میشود، آرامآرام شکل مسئلهای اجتماعی به خود میگیرد: چه کسانی از پنهانماندن حقیقت سود میبرند و چگونه رابطهٔ قدرت، پول و نفوذ میتواند مسیر رسیدگی را منحرف کند؟
« هستهٔ عاطفی فیلم، سوگ پدری است که نمیتواند با توضیحی رسمی و شتابزده برای مرگ فرزندش کنار بیاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای آنکه فساد را در چهرهٔ یک شرور منفرد خلاصه کند، آن را همچون شبکهای نشان میدهد که افراد گوناگون، با انگیزهها و میزان مسئولیت متفاوت، در دوامش سهم دارند. پیوند داستان با رسوایی ویَپام نیز به این زمینه وزن واقعیتری میدهد، هرچند فیلم از تبدیل این پسزمینه به بررسی تاریخی جامع پرهیز میکند.
در چنین روایتی، تعلیق فقط از این پرسش نمیآید که چه کسی مرتکب جنایت شده است. پرسش مهمتر این است که آیا حقیقت در برابر سازوکاری که از آن میترسد یا در آن ذینفع است، اصلاً فرصت آشکارشدن پیدا میکند؟ همین جابهجایی، «Halahal» را از یک معمای معمولی تا اندازهای متمایز میکند. اثر میخواهد نشان دهد که حقیقتیابی در جهانی نابرابر، فرایندی ساده و بیهزینه نیست؛ هر سرنخ، افزون بر نزدیککردن مخاطب به پاسخ، تصویری تیرهتر از محیط پیرامون میسازد.
یوسف؛ نیروی ناپایدار روایت بارون سوبتی در نقش یوسف قریشی از جذابترین عناصر فیلم است. یوسف پلیسی فاسد است؛ شخصیتی فرصتطلب که عادت دارد هر موقعیتی را با سود خود بسنجد. حضور او در کنار شی، رابطهای ساده میان قهرمان و دستیار نمیسازد: او هم میتواند راهگشا باشد و هم انگیزههایی داشته باشد که اعتماد به او را دشوار میکند.
همین دوگانگی به صحنههای مشترکشان تنش میدهد و مخاطب را وامیدارد رفتار یوسف را پیوسته دوباره ارزیابی کند. سوبتی با آرامش بیرونی و شوخطبعی گاهبهگاه، به نقش رنگی متناقض میبخشد. طنزهای کوتاه او از فضای تلخ فیلم بیرون نمیزنند؛ بیشتر یادآور آناند که آدمها حتی در موقعیتهای هولناک هم با عادتها، ترفندها و ضعفهای روزمرهشان زندگی میکنند.
« در چنین روایتی، تعلیق فقط از این پرسش نمیآید که چه کسی مرتکب جنایت شده است. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، ساچین خدیپ در نقش دکتر شی، اندوه را بیاغراق به بازی میگیرد. او پدر سوگوار را نه به صورت نمادی یکدست و قهرمانانه، بلکه انسانی خسته و مصر نشان میدهد که تصمیم گرفته از کنار پرسشهای بیجواب نگذرد. تضاد میان احتیاط و سنگینی شی و زیرکی حسابگرانهٔ یوسف، موتور مهمی برای پیشبرد فیلم است.
ریتم، تدوین و فضای دیداری فضای «Halahal» عامدانه تلخ و کمنور است و با موضوع آن تناسب دارد. فیلم در پی آن نیست که جهان تحقیق را پرزرقوبرق یا قهرمانانه جلوه دهد؛ فضای ناامن و فرسودهاش حس گرفتاری در نظمی را منتقل میکند که خروج از آن آسان نیست. کارکرد این لحن، بهخصوص در مواجهه با فساد، مهم است: بهجای آنکه ترس را فقط از خشونت آشکار بگیرد، از بیاعتنایی، تهدید و احساس بیپناهی نیز نیرو میگیرد.
با این همه، تدوین و شیوهٔ چیدن جزئیات همیشه در خدمت وضوح نیست. رفتوآمد میان سرنخها و اطلاعات گوناگون، گاهی روایت را تکهتکه میکند و تمرکز را از پرسش اصلی دور میسازد. فیلم میخواهد دنیای پرونده را پیچیده و چندلایه نشان دهد، اما انباشتهشدن ریزهکاریها در برخی لحظهها بیش از آنکه عمق بسازد، رشتهٔ توجه را سست میکند.
از سوی دیگر، روند تحقیق در بخشهایی کند پیش میرود؛ مکثهایی که به ساخت فضای سنگین کمک میکنند، گاه از نیروی تعلیق میکاهند. بنابراین فیلم بیش از آنکه تریلری پرشتاب باشد، اثری است که از مخاطب صبر و دقت میطلبد. روایت و شخصیتهای فرعی ساختار معمایی اثر بهخوبی از اطلاعات ناقص و سوءظن بهره میگیرد.
« در سوی دیگر، ساچین خدیپ در نقش دکتر شی، اندوه را بیاغراق به بازی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هر پاسخ لزوماً نقطهٔ پایان نیست؛ گاهی فقط معنای سرنخ قبلی را تغییر میدهد یا پرسشی تازه پیش میکشد. این بازی با دانستههای مخاطب، تماشاگر را تا بخشهای پایانی همراه نگه میدارد، بیآنکه برای ایجاد هیجان به نمایش مداوم خشونت متکی شود. مهمتر آنکه مسیر تحقیق، موضوع فیلم را فراموش نمیکند: پیچیدگی معما در نهایت به پرسش دربارهٔ مسئولیت و قدرت بازمیگردد.
در برابر نقشآفرینیهای مرکزی، شخصیتهای فرعی و پرداخت برخی روابط به یک اندازه استوار نیستند. بخشی از جهان داستان بیشتر کارکرد انتقال اطلاعات یا نمایندگی یک بخش از شبکهٔ فساد را دارد تا آنکه به شخصیتی مستقل و چندوجهی تبدیل شود. این ناهمگونی در بازیها و پرداخت نقشها نیز دیده میشود و گاهی از انسجام درام میکاهد.
همچنین برخی تغییرات رفتاری یا چرخشهای روایی، فرصت کافی برای جاافتادن پیدا نمیکنند؛ در نتیجه، باورپذیریِ همهٔ اجزای داستان به یک اندازه نیست. این کاستیها مانع همراهی کامل با فیلم نمیشوند، اما نشان میدهند که فیلمنامه میتوانست بعضی خطوط را خلوتتر و بعضی شخصیتها را دقیقتر بپروراند.
تلخیِ لحن و معنای عنوان عنوان فیلم، «Halahal»، به زهر اشاره دارد و با فضای اثر همخوان است. تلخی در اینجا فقط صفتی برای پایان یا حالوهوای تیرهٔ روایت نیست؛ در سراسر فیلم، فساد همچون زهری تصور میشود که به روابط و نهادها راه یافته است. اثر بیش از آنکه وعدهٔ آسودگی بدهد، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ امکان عدالت و بهای حقیقتجویی روبهرو میکند.
« هر پاسخ لزوماً نقطهٔ پایان نیست؛ گاهی فقط معنای سرنخ قبلی را تغییر میدهد یا پرسشی تازه پیش میکشد. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، پایان تلخ فیلم را باید در امتداد انتخاب کلی آن برای پرهیز از تسلیبخشی آسان دید، نه صرفاً ترفندی برای غافلگیرکردن تماشاگر. البته این رویکرد برای همه رضایتبخش نخواهد بود. بعضی مخاطبان ممکن است از پایانبندی یا از لحن نومیدانهٔ اثر احساس ناکامی کنند، بهویژه اگر انتظار داشته باشند معمای جنایی در نهایت با حس روشنی و گشایش همراه شود.
«Halahal» بیشتر بر سنگینی پیامدها و رسوب پرسشها تکیه میکند تا بر آرامشِ حلوفصل. امتیاز این انتخاب، ماندگاری ذهنی فیلم است؛ هزینهاش نیز آن است که تلخی گاه بر ظرافتهای دراماتیک غلبه میکند. جمعبندی «Halahal» تریلری جنایی و تلخ است که از جستوجوی پدری برای حقیقت، روایتی دربارهٔ فساد نظاممند میسازد.
بازیهای بارون سوبتی و ساچین خدیپ، بهویژه در کنار هم، به فیلم جان میدهند و رابطهٔ نامتعارف یوسف و شی از جذابترین محورهای آن است. تعلیق، فضای تیره و پیوند معما با مسئلهای اجتماعی، مخاطب را تا پایان درگیر نگه میدارند؛ در مقابل، تدوین پراکنده، ریتم کند در بخشهایی از روایت و پرداخت نابرابر نقشهای فرعی از انسجام اثر میکاهند.
در نهایت، فیلم بیش از آنکه اثری بینقص باشد، تجربهای قابلتأمل و اثرگذار است: اثری که به جای پاداشدادن با آسودگی، مخاطب را با حس تلخی و پرسشهای اخلاقی رها میکند. برای تماشاگرانی که از معمایی اجتماعی با شخصیتهای خاکستری و فضای سنگین استقبال میکنند، «Halahal» ارزش دیدن دارد؛ اما کسانی که ریتم سریع یا فرجامی آرامشبخش میخواهند، ممکن است با انتخابهای روایی و لحن نومیدانهٔ آن ارتباط کمتری برقرار کنند.
« البته این رویکرد برای همه رضایتبخش نخواهد بود. »



ثبت دیدگاه