نقد و بررسی
نقد عاشقان ههاونده (Haeundae Lovers) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کمدی عاشقانه و ملودرام «Haeundae Lovers» از همان ابتدا وعدهٔ قصهای پرتحرک میدهد: دادستانی که برای نفوذ به خانوادهای تبهکار به بوسان میرود، پس از حادثهای حافظهاش را از دست میدهد و در هویت تازهای به زندگی ادامه میدهد؛ هویتی که او را به دختر رئیس پیشین باند نزدیک میکند.
سریال این موقعیت را دستمایهٔ کمدی، عاشقانه و کشمکشهای خانوادگی قرار میدهد و میکوشد از کنار هم نشاندن این لحنها سرگرمی بسازد. حاصل، مجموعهای است سبک و پرجنبوجوش که بیش از آنکه در پی واقعنمایی یا کاوش عمیق در جهان تبهکاری باشد، بر موقعیتهای بامزه و رابطههای عاطفی تکیه میکند.
از همین رو، بهتر است آن را نه بهعنوان اثری جناییِ جدی، بلکه بهمثابه کمدی عاشقانهای با چاشنی ملودرام تماشا کرد. حافظهٔ ازدسترفته؛ موتور قصه و محدودیت آن فراموشی حافظه نقطهٔ عزیمت بسیاری از موقعیتهای داستانی است. شخصیت اصلی، گذشته و جایگاه واقعیاش را از یاد میبرد و رفتارهایی نشان میدهد که از برخورد میان هویت پیشین و تصور تازهاش پدید میآیند.
این تمهید در آغاز ظرفیت کمدی دارد: مردی با تربیت و پیشینهای متفاوت، در فضایی تازه قرار میگیرد و خود را با قواعدی نادرست اما برایش باورپذیر سازگار میکند. برخورد او با خانوادهٔ سورا و سوءتفاهمهای پیدرپی، زمینهٔ شوخیهای پرتحرکی را فراهم میآورد. بااینحال، وقتی فراموشی به ابزار اصلی پیشبرد رابطهها و تعلیق تبدیل میشود، محدودیتهایش آشکار میگردد.
« حافظهٔ ازدسترفته؛ موتور قصه و محدودیت آن فراموشی حافظه نقطهٔ عزیمت بسیاری از موقعیتهای داستانی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطب معمولاً زودتر از شخصیتها میداند چه چیزی از گذشته پنهان مانده و این فاصله، پیشبینی مسیر روایت را آسان میکند. بهجای آنکه رازها و تصمیمها از دل شخصیتپردازی بجوشند، گاه احساس میشود داستان به وضعیتی متکی است که با بازگشت حافظه یا آشکار شدن حقیقت، مسیرش تغییر خواهد کرد. بنابراین، ایده هم منبع انرژی کمدی است و هم عاملی که دامنهٔ غافلگیری را کاهش میدهد.
عاشقانهای که از دل آشفتگی شکل میگیرد رابطهٔ لی تهسونگ و گو سورا در فضایی آمیخته به مشاجره، سوءتفاهم و همکاری شکل میگیرد. جذابیت آن در این است که عاشقانه از یک دلباختگی بیمقدمه ساخته نمیشود؛ نزدیکی دو شخصیت از مواجهههای روزمره و موقعیتهایی میآید که آنها را ناچار به شناختن یکدیگر میکند.
سورا شخصیتی فعال و اهل عمل است و در برابر مردی سردرگم و بیپناه، صرفاً نقش تماشاگر یا معشوقی آرمانی را ندارد. همین استقلال به رابطه توازن میدهد و لحظات بامزهٔ مشترکشان را باورپذیرتر میکند. با این همه، زمینهٔ عاطفی قصه کاملاً بیدردسر نیست. گذشتهٔ تهسونگ و پیوندهای پیشین او، سایهای بر رابطهٔ تازه میاندازند و به داستان وجهی ملودراماتیک میدهند.
این تضاد میتوانست بستری برای پرداخت دقیقتر به مسئولیت، هویت و انتخاب باشد؛ اما سریال همیشه برای این پرسشها زمان کافی نمیگذارد. گاهی رابطه با سرعتی پیش میرود که احساسات شخصیتها بیشتر تابع ضرورتهای روایی به نظر میرسند تا حاصل تحول تدریجی آنها. بازیگری و توانایی ساختن لحظههای کمدی کیم کانگوو در نقش مردی که میان هویت واقعی و تصوری که از خود ساخته گرفتار است، از جدیت شخصیت برای تولید طنز بهره میگیرد.
« بنابراین، ایده هم منبع انرژی کمدی است و هم عاملی که دامنهٔ غافلگیری را کاهش میدهد. »
شخصیتها و اجرا
او موقعیتهای مضحک را با آگاهی آشکار از مضحک بودنشان اجرا نمیکند؛ برعکس، جدی گرفتن وضعیت از سوی شخصیت، خود مایهٔ خنده میشود. این انتخاب از افتادن کمدی به دام اداهای اغراقآمیز جلوگیری میکند و به بازی او کیفیتی دلنشین میبخشد. جو یئوجونگ نیز به سورا سرزندگی و اراده میدهد؛ بازیاش در لحظههای پرتنش و شوخطبعانه، وجه پرتحرک شخصیت را بهخوبی نگه میدارد.
بخش مهمی از گرمای سریال به حضور شخصیتهای فرعی و مناسبات خانوادگی بازمیگردد. اعضای خانوادهٔ سورا گاه از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرند، اما واکنشهای پرشور و پیوندهایشان به فضای کمیک مجموعه جان میبخشد. در مقابل، برخی چهرههای فرعی بیشتر برای ایجاد مانع یا تشدید سوءتفاهم به کار گرفته میشوند و فرصت چندانی برای تحول مستقل پیدا نمیکنند.
این تفاوت میان شخصیتهای زنده و شخصیتهای کارکردی، کیفیت گروه بازیگران را ناهموار میکند. بوسان و ههاونده بهمثابه فضای روایی مکان وقوع داستان صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ زندگی در ههاوندهٔ بوسان، با فضای ساحلی و مناسبات محلیاش، حالوهوایی متفاوت از درامهای شهری و اداری میسازد.
این فضا به سریال امکان میدهد از تقابل میان جهان قانون، خانوادهٔ تبهکار و زندگی روزمرهٔ مردم محل بهره ببرد. حضور شخصیت اصلی در محیطی که او را با هویت تازهاش میپذیرد، به مضمون جابهجایی و بیگانگی او کمک میکند. بااینحال، سریال از ظرفیت این محیط بهطور کامل استفاده نمیکند. بوسان بیش از آنکه به نیرویی شکلدهنده برای روایت بدل شود، اغلب حالوهوای دلپذیری به صحنهها میدهد.
« این انتخاب از افتادن کمدی به دام اداهای اغراقآمیز جلوگیری میکند و به بازی او کیفیتی دلنشین میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
داستان میتوانست پیوند میان شهر، خانواده و اقتصاد محلی را عمیقتر بررسی کند، اما بیشتر به روابط فردی و کشمکشهای عاشقانه بازمیگردد. در نتیجه، فضا جذاب است، ولی نقش دراماتیک آن به اندازهٔ ظرفیت بصری و فرهنگیاش گسترش نمییابد. نوسان لحن و ریتم ناهماهنگ یکی از دشواریهای اصلی مجموعه، عبور ناگهانی از کمدی سبک به ملودرام است.
صحنهای که با شوخی و بازیگوشی پیش میرود، ممکن است اندکی بعد جای خود را به کشمکشی سنگین یا واکنشی بیش از اندازه جدی بدهد. این تغییر لحن بهخودیخود ایراد نیست؛ کمدی عاشقانه میتواند در کنار طنز، درد و بحران هم داشته باشد. مسئله آن است که گذار میان این حالتها همیشه بهاندازهٔ کافی زمینهسازی نمیشود.
در چنین لحظاتی، بیننده بهجای آنکه دگرگونی عاطفی را همراهی کند، ناچار است با تغییر ناگهانی قواعد احساسی داستان کنار بیاید. ریتم نیز از همین نوسان آسیب میبیند. برخی موقعیتهای کمیک کش پیدا میکنند، درحالیکه بعضی تصمیمها و پیامدهای عاطفی مجال کافی برای جا افتادن ندارند. روایت گاه با شتاب از یک بحران به بحران دیگر میرود و گاه در تکرار سوءتفاهمها درجا میزند.
این ناهمواری باعث میشود انسجام مجموعه از قسمتهایی به قسمت دیگر تغییر کند، هرچند بازی بازیگران و لحظات شیرین رابطهٔ اصلی معمولاً نیرویی برای ادامهٔ تماشا فراهم میآورند. سرگرمیِ آگاهانه به کلیشهها «Haeundae Lovers» از عناصر آشنای درام عاشقانهٔ تلویزیونی بهره میگیرد: سوءتفاهم، رازهای خانوادگی، رقابت عاطفی و فاصلهٔ میان گذشته و اکنون.
« در نتیجه، فضا جذاب است، ولی نقش دراماتیک آن به اندازهٔ ظرفیت بصری و فرهنگیاش گسترش نمییابد. »
قوتها و کاستیها
برخی از این عناصر بهتنهایی تازگی چندانی ندارند و ترکیبشان نیز همیشه به نتیجهای غافلگیرکننده نمیرسد. اما کلیشه در اینجا فقط مانع نیست؛ بخشی از قرارداد سرگرمی سریال است. اثر میداند که مخاطب برای تماشای لحظات صمیمی، شوخیهای پرتحرک و کشمکشهای عاطفی آمده است و کمتر میکوشد خود را در قامت درامی پیچیده یا واقعگرایانه معرفی کند.
این رویکرد گاهی به نفع سریال تمام میشود. تماشاگر میتواند بدون انتظار برای تحول ژانری یا تحلیل اجتماعی گسترده، از سرزندگی بازیها و موقعیتهای کمیک لذت ببرد. اما همین اتکا به قراردادهای آشنا، مانع از آن است که قصه در ذهن ماندگارتر شود. سریال در بهترین لحظاتش خوشمشرب و دوستداشتنی است؛ در ضعیفترین لحظات، به مسیری آشنا بازمیگردد که پیشبینی مقصدش چندان دشوار نیست.
جمعبندی «Haeundae Lovers» کمدی عاشقانهای است که سرمایهٔ اصلی خود را در بازی دلنشین بازیگران، فضای پرتحرک و رابطهای میجوید که از دل آشفتگی و سوءتفاهم شکل میگیرد. فراموشی حافظه به آن امکان میدهد موقعیتهای کمیک بسازد، اما همزمان قصه را به کلیشه و پیشبینیپذیری نزدیک میکند.
نوسان میان شوخی و ملودرام نیز از یکدستی ریتم میکاهد و اجازه نمیدهد همهٔ خطوط داستانی به یک اندازه قانعکننده باشند. با وجود این کاستیها، مجموعه برای تماشاگرانی که به دنبال اثری سبک، عاطفی و سرگرمکنندهاند، لحظات شیرین و بازیهای تماشایی دارد. قوت آن نه در تازگی طرح یا پیچیدگی مضمون، بلکه در تواناییاش برای ساختن رابطهای سرزنده و فضای خانوادگیِ پرهیاهوست.
« برخی از این عناصر بهتنهایی تازگی چندانی ندارند و ترکیبشان نیز همیشه به نتیجهای غافلگیرکننده نمیرسد. »
جمعبندی
تماشای آن بیش از آنکه تجربهای ژرف یا فراموشنشدنی باشد، فرصتی برای همراهی با کمدی عاشقانهای خوشقلب است؛ اثری که وقتی به بازیگوشی خود وفادار میماند، دلنشینتر از زمانی است که میکوشد ناگهان به ملودرامی سنگین بدل شود.
ثبت دیدگاه