نقد و بررسی
نقد هکرها (Hackers) | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که بیش از داستان، حالوهوا میسازد «Hackers» ساختهٔ آیین سافتلی، تریلری نوجوانانه از میانهٔ دههٔ نود است که هککردن را نه فعالیتی خاموش و نامرئی، بلکه نوعی شورش نمایشی و پرزرقوبرق تصویر میکند. داستان، دِید مورفی را دنبال میکند؛ نوجوانی که بهسبب نفوذ به سامانههای رایانهای محکوم شده و تا رسیدن به هجدهسالگی اجازهٔ استفاده از رایانه ندارد.
او در مدرسه با گروهی از نوجوانانِ شیفتهٔ فناوری آشنا میشود و در جریان ماجرایی که به ویروسی رایانهای و نقشهای مجرمانه گره خورده، ناچار است همراه دوستانش برای روشنکردن حقیقت تلاش کند. فیلم، بدون آنکه به جزئیات پایان متکی باشد، از همان آغاز روشن میکند که علاقهای ندارد تصویری واقعگرایانه از کار رایانهای ارائه دهد؛ اولویت آن ساختن جهانی پرتحرک، جوانانه و اغراقآمیز است.
این انتخاب گاه به سود فیلم تمام میشود و گاه ضعفهای داستان را عیانتر میسازد. سایبرفضایی به رنگ نئون مهمترین ویژگی «Hackers» ظاهر آن است. فیلم میکوشد فضای دیجیتال را به تجربهای دیداری و جسمانی تبدیل کند: کدها و صفحههای رایانه به مناظری خیالی بدل میشوند، حرکت دوربین شتاب میگیرد و رنگهای تند، نورهای نئونی و برشهای سریع، تصویری از شبکه میسازند که بیشتر به رؤیای نوجوانانهٔ آینده شباهت دارد تا به واقعیت فناوری.
این تمهیدها از منظر دقت فنی چندان پذیرفتنی نیستند، اما هدفشان توضیح سازوکار رایانه نیست؛ آنها میخواهند هیجانِ ورود به جهانی پنهان را به تصویر بکشند. این سبک بصری، فیلم را به سندی دلپذیر از خیالپردازیهای فرهنگی دههٔ نود تبدیل کرده است. لباسهای نامتعارف، عینکهای کوچک، موهای رنگشده و حرکت شخصیتها با اسکیت و اسکیتبرد، همگی بخشی از همان جهانسازیاند.
« این انتخاب گاه به سود فیلم تمام میشود و گاه ضعفهای داستان را عیانتر میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه گاهی بیش از اندازه شلوغ و تصنعی است؛ اما همین بیپروایی به فیلم هویتی میدهد که بهآسانی با آثار واقعگرایانهتر اشتباه گرفته نمیشود. «Hackers» نمیخواهد پنهان کند که از مد و موسیقی و فرهنگ جوانانِ زمان خود نیرو میگیرد؛ برعکس، آنها را با صدای بلند به نمایش میگذارد. موسیقی و ضرباهنگِ شورش موسیقی الکترونیک و پرانرژی فیلم، نقشی اساسی در ساختن حالوهوای آن دارد.
قطعهها فقط پسزمینهٔ صحنهها نیستند؛ با تدوین و حرکت شخصیتها همراه میشوند و به جهان فیلم ضربانی پیوسته میبخشند. در نتیجه، حتی وقتی منطق روایت سست میشود، موسیقی میتواند صحنه را زنده نگه دارد و حس ماجراجویی را تقویت کند. پیوند میان موسیقی، لباسها و جلوههای تصویری، همان چیزی است که «Hackers» را برای تماشاگرانی که به فضای فرهنگی دههٔ نود علاقه دارند، همچنان تماشایی میکند.
بااینحال، انرژی صوتی و تصویری همیشه به معنای ضرباهنگ رواییِ مؤثر نیست. فیلم در بخشهایی که باید شخصیتها یا موقعیت خطر را جدیتر بپردازد، از حرکت میافتد و جای پیشروی داستان را لحظههایی میگیرند که بیشتر برای نمایش سبک و تیپها طراحی شدهاند. این مکثها ممکن است برای تماشاگرِ همراه با فضای فیلم فرصتی برای لذتبردن از جزئیات باشند، اما برای کسی که در انتظار تریلری منسجم و پرشتاب است، کشدار به نظر میرسند.
گروهی با انرژی، شخصیتهایی با مرزهای محدود بازیگران جوان فیلم، بیش از آنکه به شخصیتهایی کاملاً چندلایه جان بدهند، با انرژی و تفاوتهای ظاهری خود به گروه جان میبخشند. جانی لی میلر در نقش دِید، ترکیبی از اعتمادبهنفس و سرکشی را به نمایش میگذارد؛ شخصیتی که گذشتهاش به او وجهی آسیبپذیر میدهد، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای واکاوی آن فراهم نمیکند.
« موسیقی و ضرباهنگِ شورش موسیقی الکترونیک و پرانرژی فیلم، نقشی اساسی در ساختن حالوهوای آن دارد. »
شخصیتها و اجرا
آنجلینا جولی در نقش کیت، حضوری پرجاذبه دارد و رقابت و کشش میان او و دِید بخشی از نیروی سرگرمکنندهٔ فیلم است. بااینحال، کیت گاهی بیش از آنکه بر پایهٔ انتخابها و تواناییهای مستقلش تعریف شود، از راه ظاهر و جذابیت بصری معرفی میشود؛ محدودیتی که امروز آشکارتر از زمان ساخت فیلم به چشم میآید.
متیو لیلارد با بازی پرتحرک و اغراقآمیزش، یکی از منابع اصلی شوخطبعی فیلم است. او بهخوبی با لحن بازیگوشانهٔ اثر جور درمیآید و حضورش به گروه حالتی بیقاعده و پرهیاهو میدهد. دیگر اعضای گروه نیز تیپها و لقبهای متمایزی دارند، اما فیلم برای همهٔ آنها فرصت یکسانی فراهم نمیکند تا از قالبهای کمیک یا نشانههای ظاهری فراتر بروند.
حاصل، گروهی بهیادماندنی از نظر حالوهواست، نه مجموعهای از شخصیتهایی که الزاماً عمق دراماتیک چشمگیری داشته باشند. داستان آشنا و فناوریِ خیالپردازانه در سطح داستان، فیلم از الگویی نسبتاً آشنا بهره میگیرد: نوجوانانی که بزرگسالان آنها را دستکم میگیرند، به خطری پنهان پی میبرند و باید برای اثبات حقیقت با قدرتی بزرگتر مقابله کنند.
این الگو ظرفیت سرگرمکنندهای دارد و به «Hackers» امکان میدهد از هیجان رقابت، دوستی و تعقیب بهره بگیرد؛ اما فیلمنامه کمتر میکوشد این ساختار را به مسیری تازه ببرد. بخشی از اتفاقها قابل پیشبینیاند و برخی گرهها بیش از آنکه از تحول شخصیتها برخیزند، برای رساندن روایت به موقعیت بعدی به کار میآیند.
« آنجلینا جولی در نقش کیت، حضوری پرجاذبه دارد و رقابت و کشش میان او و دِید بخشی از نیروی سرگرمکنندهٔ فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضعف مهمتر، فاصلهٔ زیاد میان تصویر فیلم از هک و واقعیت آن است. رایانهها در اینجا گویی ابزارهایی جادوییاند که با چند حرکت سریع، واکنشهای نمایشی و نمایشهای بصریِ پرهیاهو، راه را به سوی هر سامانهای باز میکنند. اصطلاحات فنی نیز بیشتر برای ایجاد حس تخصص و سرعت به کار میروند تا توضیحی روشن از آنچه رخ میدهد.
اگر تماشاگر فیلم را بهعنوان بازنمایی دقیق فناوری بسنجد، ناامید خواهد شد؛ اما اگر این اغراق را بخشی از زبان فانتزی و کمیک فیلم بداند، میتواند از آن لذت ببرد. خود فیلم هم بیش از آنکه بخواهد آموزگار رایانه باشد، در پی ساختن افسانهای نوجوانانه دربارهٔ قدرت اطلاعات است. قانون، اقتدار و خیالِ عصیان زیر لایهٔ سرگرمی، فیلم تصویری سادهشده اما پرکشش از تقابل جوانان با نهادهای رسمی عرضه میکند.
نوجوانان نه بهسبب ثروت یا جایگاه اجتماعی، بلکه بهواسطهٔ کنجکاوی و مهارتشان میتوانند وارد بازی قدرت شوند. این تصور، بهویژه در دورهای که اینترنت هنوز برای بسیاری از مردم پدیدهای تازه بود، نیرویی خیالانگیز داشت. فیلم، کنجکاوی را فضیلتی شورشی میبیند و در برابر آن، بزرگسالان و سازمانهای رسمی را کند، بدگمان یا آلوده به منافع شخصی تصویر میکند.
اما این تقابل همیشه از پیچیدگی کافی برخوردار نیست. گروه نوجوانان همزمان ضداقتدار و قهرمانانی است که از آنها انتظار میرود از نظم عمومی دفاع کنند. فیلم این تناقض را بیشتر با شور و شوخی میپوشاند تا آنکه به پیامدهای اخلاقی و اجتماعیاش بپردازد. هککردن در بسیاری از لحظهها به بازی و رقابت شباهت پیدا میکند، درحالیکه موضوع داستان خطرهایی جدی را در بر دارد.
« ضعف مهمتر، فاصلهٔ زیاد میان تصویر فیلم از هک و واقعیت آن است. »
قوتها و کاستیها
این شکاف، هم یکی از محدودیتهای اثر است و هم بخشی از جذابیت نامتعارف آن: «Hackers» پیوسته میان تریلر جنایی و رؤیای کودکانهٔ نجات جهان در نوسان است. لذتِ تماشا، نه باورکردن برای ارزیابی فیلم باید دانست از آن چه انتظاری داریم. اگر معیار، انسجام فیلمنامه، واقعگرایی فناوری یا پرداخت روانشناختی شخصیتها باشد، «Hackers» اثری ناهموار و گاه سطحی است.
اما اگر آن را جشن پرسروصدایی از سبک، موسیقی و خیالِ دیجیتال بدانیم، بسیاری از همان کاستیها به بخشی از تجربه بدل میشوند. صحنههایی که ممکن است ناخواسته خندهدار به نظر برسند، بهویژه وقتی شخصیتها با جدیتی نمایشی از تواناییهای خود سخن میگویند، به فیلم حالتی خودآگاه و سرگرمکننده میدهند.
همین ویژگی تماشای گروهی را نیز برای فیلم مناسب میکند. تماشاگر میتواند همزمان از لباسها و تصاویر رنگارنگ لذت ببرد، به اغراقهای فناوری بخندد و با موسیقی همراه شود، بیآنکه لازم باشد همهچیز را کاملاً باور کند. البته این رویکرد برای هر سلیقهای کارساز نیست؛ کسی که به داستانی فشرده و جدی نیاز دارد، ممکن است در بخشهایی از فیلم از ریتم نامتوازن و تکرار نمایشهای سبکی خسته شود.
جمعبندی «Hackers» بیش از آنکه تریلری دقیق دربارهٔ هک باشد، یادگاری پرهیاهو از تخیل سایبری دههٔ نود است؛ فیلمی که نئون، موسیقی الکترونیک، لباسهای جسورانه و شور نوجوانانه را بر واقعگرایی و پیچیدگی روایی مقدم میداند. فیلمنامهاش گاه قابل پیشبینی و ریتمش نابرابر است، شخصیتها نیز همیشه از تیپهای جذاب خود فراتر نمیروند.
« لذتِ تماشا، نه باورکردن برای ارزیابی فیلم باید دانست از آن چه انتظاری داریم. »
جمعبندی
بااینهمه، انرژی بازیگران، فضای دیداری متمایز و موسیقی پرتحرکش به آن هویتی روشن میبخشند. ارزش فیلم در این نیست که جهان فناوری را درست بازسازی کند؛ ارزشش در ثبت رؤیایی است که در آن کنجکاوی و مهارت نوجوانان میتوانند در برابر قدرتهای بزرگ قد علم کنند. تماشاگرِ آمادهٔ پذیرفتن اغراقها، احتمالاً از این آشوب رنگارنگ لذت خواهد برد؛ تماشاگرِ جویای واقعگرایی، بهتر است آن را بیشتر فانتزیِ فرهنگی بداند تا تصویری معتبر از دنیای رایانه.
« بااینهمه، انرژی بازیگران، فضای دیداری متمایز و موسیقی پرتحرکش به آن هویتی روشن میبخشند. »
ثبت دیدگاه