نقد و بررسی
نقد Groundswell | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و طرح کلی «Groundswell» فیلم تلویزیونی عاشقانهای است که در هاوایی میگذرد و از الگوی آشنای روایتهای بازسازی خویشتن بهره میگیرد: زنی پس از ضربهای در زندگی شخصی و حرفهای، از محیط همیشگیاش فاصله میگیرد و در مکانی تازه فرصتی برای بازنگری در مسیر خود پیدا میکند. اما، آشپزی از آتلانتا، به هاوایی میرود و در آنجا با بن، مربی موجسواری کمحرف و گوشهگیر، آشنا میشود.
فیلم بهتدریج آشپزی، موجسواری و شکلگیری رابطهای عاطفی را در کنار هم قرار میدهد؛ سه رشتهای که قرار است به مسئلهای مشترک برسند: چگونه میتوان پس از شکست، دوباره تعادل یافت؟ این اثر در سال ۲۰۲۲ ساخته شده و لی فریدلندر کارگردانی آن را بر عهده داشته است؛ لیسی چابرت و اکتور ریورا نیز نقشهای اصلی را بازی میکنند.
روایتی درباره از دست دادن تعادل عنوان فیلم، با اشاره به موجی که از دور به ساحل میرسد، زمینهای استعاری برای داستان فراهم میکند. موجسواری در اینجا صرفاً سرگرمی یا بهانهای برای نمایش چشماندازهای ساحلی نیست؛ تمرینی است برای پذیرفتن ناپایداری. موجسوار نمیتواند دریا را فرمانبردار خود کند، اما میتواند بیاموزد که چگونه بر سطح متغیر آن بایستد.
این تصویر با وضعیت اما پیوندی روشن دارد: او به هاوایی نمیرود تا همهچیز را یکباره حل کند، بلکه باید دوباره به توانایی تصمیمگرفتن، اعتمادکردن و حرکتکردن تکیه کند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تمثیل ساده بهره میبرد و آن را بیش از اندازه پیچیده نمیکند. آشپزی نیز بهنحوی مشابه، هنری مبتنی بر مهارت، تجربه و انتخاب است؛ دستور غذا ممکن است نقطه آغاز باشد، اما نتیجه نهایی به قضاوت و ابتکار آشپز وابسته است.
« اما، آشپزی از آتلانتا، به هاوایی میرود و در آنجا با بن، مربی موجسواری کمحرف و گوشهگیر، آشنا میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کنار هم قرارگرفتن این دو فعالیت، امکان میدهد که بازگشت اما به زندگی نه فقط در گفتوگو، بلکه در عمل دیده شود. بااینحال، فیلم گاه بهجای پرورش این پیوند، به آن بسنده میکند که شخصیتها از ترس، اعتمادبهنفس یا آغاز دوباره سخن بگویند. شخصیتپردازی و رابطه محوری اما در آغاز زنی است که تواناییهایش زیر سایه رخدادهای اخیر قرار گرفتهاند.
سفر او، بیش از آنکه فراری ساده باشد، فرصتی برای فاصلهگرفتن از محیطی است که ارزش و سهم حرفهایاش در آن بهدرستی دیده نشده است. چابرت نقش را با لحنی آرام و قابلدسترس پیش میبرد و از اغراق در نمایش رنج پرهیز میکند؛ این خویشتنداری با حالوهوای فیلم سازگار است، هرچند گاهی باعث میشود کشمکشهای درونی اما کمتر از حد لازم ملموس شوند.
بن نیز شخصیتی است که گذشتهاش او را به کنارهگیری واداشته است. حضور او در مقام مربی، امکان میدهد رابطهای بر پایه آموزش و اعتماد شکل بگیرد، نه صرفاً جاذبهای فوری. ریورا در نقش بن، سکوت و فاصلهگیری شخصیت را به رفتاری نسبتاً نرم تبدیل میکند و میان خشکی ظاهری و آمادگی برای نزدیکشدن تعادلی برقرار میسازد.
رابطه این دو هنگامی باورپذیرتر است که از مسیر فعالیت مشترک و گفتوگوهای کوچک رشد میکند؛ اما پیشرفت آن گاه شتابزده به نظر میرسد. فیلم مجال چندانی برای نشاندادن تغییرهای تدریجی و تناقضهای عاطفی نمیدهد و بعضی واکنشها بیش از آنکه از دل تحول شخصیت برآیند، به نیاز روایت برای رسیدن به مرحله بعد شباهت دارند.
« کنار هم قرارگرفتن این دو فعالیت، امکان میدهد که بازگشت اما به زندگی نه فقط در گفتوگو، بلکه در عمل دیده شود. »
شخصیتها و اجرا
آشپزی، رقابت و پراکندگی روایت یکی از دشواریهای اصلی «Groundswell» آن است که چند محور داستانی را همزمان پیش میبرد: بازسازی حرفهای اما، آشنایی او با بن، تجربه موجسواری و حضور در رقابتی مرتبط با آشپزی. هرکدام از این مسیرها بهتنهایی ظرفیت شکلدادن به یک درام سبک و دلنشین را دارند، اما فیلم همیشه نمیتواند آنها را در یک ساختار منسجم به هم پیوند بزند.
رقابت آشپزی گاهی مانند مسیری جدا از رابطه عاطفی پیش میرود؛ موجسواری نیز در بخشهایی بیشتر کارکرد تصویری و نمادین دارد تا نیرویی که واقعاً بر تصمیمها و شخصیتها اثر بگذارد. این پراکندگی بهویژه در پرداخت به حرفه اما محسوس است. آشپزی بخشی بنیادی از هویت اوست، ولی فیلم به اندازه کافی در فرایند خلاقه، فشارهای کاری یا همکاریهای حرفهای درنگ نمیکند.
در نتیجه، بازگشت اعتمادبهنفس شغلی او بیشتر به صورت نتیجهای کلی بیان میشود تا فرایندی دراماتیک که مخاطب بتواند مرحلهبهمرحله دنبال کند. رقابت نیز میتوانست میدان مناسبی برای آشکارشدن تواناییها و تعارضهای شخصیتها باشد، اما سهم آن از روایت گاه محدود و گذرا میماند. فیلم میان این عناصر رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه روشن کند کدامیک باید مرکز ثقل قصه باشد.
هاوایی بهمثابه فضا و تصویر هاوایی یکی از جذابترین اجزای فیلم است. ساحل، دریا و نور گرم محیط به اثر کیفیتی آرام و گشوده میبخشند؛ فضایی که در تضاد با فشارهای زندگی حرفهای اما قرار میگیرد و امکان تنفس روایی فراهم میآورد. فیلمبرداری از چشماندازهای طبیعی بهخوبی استفاده میکند و تصاویر موجها با مضمون ناپایداری و شروع دوباره تناسب دارند.
« این پراکندگی بهویژه در پرداخت به حرفه اما محسوس است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین روان و موسیقی ملایم نیز به تماشای فیلم حالوهوایی آسوده میدهند؛ از همین رو، اثر در مقام سرگرمی آرامشبخش از امتیازهای بصری و شنیداری قابلتوجهی برخوردار است. بااینحال، زیبایی منظره بهتنهایی به معنای پرداخت کامل به مکان نیست. هاوایی در بخشهایی بیشتر پسزمینهای رؤیایی برای سفر شخصیتهاست تا فضایی با زندگی و ویژگیهای فرهنگی مستقل.
اشارههایی به بافت محلی وجود دارد، اما فیلم فرصت محدودی برای گسترش آنها فراهم میکند. این انتخاب با قالب داستان عاشقانه تلویزیونی هماهنگ است، ولی دامنه جهان فیلم را محدود میسازد: مکان چشمنواز است، اما بهندرت به اندازهای دراماتیک میشود که مسیر قصه را از اساس تغییر دهد. لحن، ریتم و محدودیتهای درام «Groundswell» از ابتدا به سوی ملودرام سنگین یا کمدی پرتحرک نمیرود.
لحن آن ملایم است و به تماشاگر وعده تجربهای ساده، خوشمنظره و عاطفی میدهد. این انتخاب در بخشهایی کارآمد است؛ فیلم از پیچیدگیهای غیرضروری دوری میکند و مسیر بازگشت اما را با بیانی روشن دنبال میکند. در عین حال، همین سادگی گاهی به آسانسازی تعارضها میانجامد. برخی شخصیتهای فرعی در حد کارکرد روایی باقی میمانند و فرصت چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند.
شماری از تغییرهای رفتاری نیز ناگهانی جلوه میکنند، زیرا فیلم مقدمات عاطفی لازم را بهقدر کافی نمیچیند. ریتم اثر عموماً روان است، اما روانی همیشه به معنای انسجام نیست. گذار میان بخشهای عاطفی، حرفهای و تفریحی گاهی بدون پیوندی محکم انجام میشود؛ گویی فیلم مجموعهای از موقعیتهای دلپذیر را کنار هم گذاشته، بیآنکه در همه موارد از آنها یک قوس دراماتیک واحد بسازد.
« بااینحال، زیبایی منظره بهتنهایی به معنای پرداخت کامل به مکان نیست. »
قوتها و کاستیها
پایان نیز عمداً یا ناخواسته بخشی از پرسشهای آینده شخصیتها را باز میگذارد. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت این ابهام ممکن است برای مخاطبی که پایانبندی قطعی میخواهد رضایتبخش نباشد؛ زیرا سرنوشت عملی بعضی انتخابها به روشنی جمعبندی نمیشود. جمعبندی «Groundswell» فیلمی خوشتماشا و آرام است که از هاوایی، موجسواری و آشپزی برای ساختن روایتی درباره بازگشت به خویشتن بهره میگیرد.
جذابیت اصلی آن در فضای دلنشین، تصاویر ساحلی و رابطهای است که بر پایه آموزش و اعتماد شکل میگیرد. چابرت و ریورا در نقشهای محوری، گرمای لازم را به این قصه میبخشند و استعاره موجسواری نیز گاه بهخوبی با مضمون پذیرفتن تغییر و بازیافتن تعادل هماهنگ میشود. در برابر این امتیازها، پراکندگی میان رقابت آشپزی، یادگیری موجسواری و رابطه عاشقانه، از استحکام روایت میکاهد.
شخصیتهای فرعی و برخی تحولات نیز مجال کافی برای پرداخت نمییابند و پایان، پرسشهایی را باز میگذارد که فیلم برای پاسخدادن به آنها زمینه کاملی نساخته است. با این همه، اثر در چارچوب یک درام عاشقانه تلویزیونی، تجربهای سبک و خوشمنظره عرضه میکند؛ فیلمی که بیش از آنکه با غافلگیری یا پیچیدگی به یاد بماند، بر دلگرمی، امکان آغاز دوباره و لذت حضور در فضایی آرام تکیه دارد.
« پایان نیز عمداً یا ناخواسته بخشی از پرسشهای آینده شخصیتها را باز میگذارد. »



ثبت دیدگاه