نقد و بررسی
نقد گروس پوینت بلنک (Grosse Pointe Blank) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی سیاهی در دل دیدار دوباره «Grosse Pointe Blank» ساختهٔ George Armitage، فیلمی است که از برخورد دو موقعیت ناسازگار نیرو میگیرد: گردهمایی دهسالگی فارغالتحصیلان دبیرستان و زندگی روزمرهٔ یک آدمکش حرفهای. مارتین بلنک، با بازی John Cusack، به شهری بازمیگردد که زمانی از آن گریخته؛ همزمان باید با حرفهای روبهرو شود که بهظاهر به او درآمد و هویت داده، اما در باطن، او را از هر نوع پیوند انسانی دور نگه داشته است.
همین تضاد، موتور اصلی طنز فیلم است: آدمی که خشونت را شغلی عادی جلوه میدهد، ناگهان در فضایی قرار میگیرد که همه سرگرم پرسشهای آشنای بزرگسالیاند؛ چه کردهای، کجا زندگی میکنی و آیا هنوز همان آدم سابقی؟ فیلم بهجای آنکه موقعیت نامتعارفش را صرفاً دستاویزی برای شوخیهای تند کند، از آن برای کاوشی سبکبالانه در هویت و گذشته بهره میبرد.
بازگشت به گروس پوینت برای مارتین فقط حضور در یک مهمانی نیست؛ مواجهه با نسخهٔ جوانتر خودش و با تصمیمهایی است که سالها کوشیده از کنارشان بگذرد. البته این وجه درونی همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی پرورده نمیشود، اما در پسِ سرگرمی و خشونت کنترلشده، پرسشی جدیتر جریان دارد: آیا میتوان زندگی تازهای ساخت، بیآنکه گذشته را انکار کرد؟
لحن میان خنده و خشونت نقطهٔ قوت فیلم، ترکیب ژانرهایی است که بهسادگی میتوانستند یکدیگر را از تعادل خارج کنند. کمدی سیاه، اکشن و عاشقانه هر کدام قواعد متفاوتی دارند، اما اثر معمولاً با سرعت و شوخطبعی از یک فضا به فضای دیگر میرود. صحنهای ممکن است با گفتوگویی خشک و خونسردانه آغاز شود و ناگهان به موقعیتی پرتنش برسد؛ فیلم نیز اصرار ندارد که خشونت را به رویدادی کاملاً واقعگرایانه یا هراسانگیز بدل کند.
« لحن میان خنده و خشونت نقطهٔ قوت فیلم، ترکیب ژانرهایی است که بهسادگی میتوانستند یکدیگر را از تعادل خارج کنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاه هجوآمیزش، فاصلهای حسابشده میان تماشاگر و رخدادها میسازد. این لحنِ رها، در بهترین لحظات، به فیلم اجازه میدهد هم سرگرمکننده باشد و هم به مضحکهٔ بیهدف تبدیل نشود. شوخیها از کنار هم قرار گرفتن جهان عادی و جهان جنایتکارانه زاده میشوند؛ مارتین ممکن است دربارهٔ کار خود با همان لحنی حرف بزند که دیگری دربارهٔ برنامهٔ آخر هفته حرف میزند.
بااینحال، تداوم همین خونسردی گاهی از شدت موقعیتها میکاهد. وقتی فیلم بهسرعت از خطر عبور میکند، پیامدهای انسانی خشونت نیز ممکن است کمرنگ شوند. این انتخاب، بخشی از قرارداد کمدی اثر است، اما برای مخاطبی که انتظار درامی تلختر دارد، میتواند نوعی فاصلهگذاری بیش از اندازه به نظر برسد.
مارتین بلنک؛ جذابیت و محدودیت John Cusack نقش مارتین را با ترکیبی از خشکی، خودآگاهی و شوخطبعی ایفا میکند. شخصیت او در ظاهر از هر چیز فاصله میگیرد؛ از عاطفه، از گذشته و حتی از حرفهای که تمام زندگیاش را شکل داده است. این فاصلهگیری گاه خندهدار است، زیرا مارتین میکوشد با کلمات و رفتارهای حسابشده، جهان را به چیزی قابلکنترل بدل کند.
بازی Cusack به او نوعی جذابیت میبخشد که از قهرمانان اکشن متعارف متفاوت است: او نه پرهیجان و پرادعا، بلکه مردی کمحرف و اندکی فرسوده است که حتی در لحظات خطر نیز ظاهراً حوصلهٔ توضیحدادن ندارد. اما همین جذابیت به محدودیت اثر نیز بدل میشود. گاهی فیلم چنان شیفتهٔ خونسردی و زیرکی مارتین است که فاصلهٔ انتقادی خود را نسبت به او از دست میدهد.
« نگاه هجوآمیزش، فاصلهای حسابشده میان تماشاگر و رخدادها میسازد. »
شخصیتها و اجرا
خودشیفتگی و بیاعتناییاش همیشه بهعنوان کاستیهایی واقعی بررسی نمیشوند؛ گاه به اجزای دیگری از «باحالبودن» او تبدیل میشوند. در نتیجه، مارتین ممکن است کمتر از آنچه باید پیچیده یا مسئولیتپذیر به نظر برسد. فیلم نشانههایی از بحران درونی او میدهد، اما همیشه حاضر نیست هزینهٔ اخلاقی انتخابهایش را با همان دقتی نشان دهد که شوخیهایش را میپروراند.
رابطهٔ مارتین و دبی Minnie Driver در نقش دبی نیوبری، حضوری سرزنده و متمایز دارد. او صرفاً یادگاری از گذشتهٔ مارتین نیست؛ شخصیتش انرژی و استقلالی دارد که در برابر سکون عاطفی او قرار میگیرد. گفتوگوهای میان این دو از بهترین بخشهای فیلماند، بهخصوص وقتی خاطره و دلخوری در کنار هم قرار میگیرند.
جذابیت رابطه بیش از آنکه از شیرینی آشکار عاشقانه بیاید، از اصطکاک دو نگاه متفاوت به گذشته و از نابرابری میان آنچه یکی به یاد دارد و آنچه دیگری ترجیح میدهد فراموش کند، شکل میگیرد. بااینحال، پیوند عاطفی آنها به اندازهٔ ایدهٔ فیلم قانعکننده از کار درنمیآید. مارتین مدت طولانی از زندگی دبی غایب بوده و فیلم باید بار سنگینی را بر دوش چند گفتوگو و لحظهٔ کوتاه بگذارد تا نزدیکی دوبارهٔ آنها باورپذیر شود.
شیمی میان Cusack و Driver به صحنهها جان میدهد، اما گاهی جای تحول تدریجی رابطه را میگیرد. دبی نیز، با وجود شخصیتپردازی جذاب، در بخشهایی بیشتر به نیروی اخلاقی و عاطفیای بدل میشود که قرار است مارتین را به بازنگری وادارد. این کاستی از گرمای اجرا نمیکاهد، اما مانع میشود بخش عاشقانه به اندازهٔ کمدی سیاه اثر ماندگار باشد.
« در نتیجه، مارتین ممکن است کمتر از آنچه باید پیچیده یا مسئولیتپذیر به نظر برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گذشته، بزرگسالی و طنز نسل ایکس گردهمایی فارغالتحصیلان در فیلم فضایی برای نمایش فاصلهٔ میان تصور نوجوانی و واقعیت بزرگسالی است. کسانی که زمانی در مدرسه جایگاهی مشخص داشتند، حالا با زندگیهایی روبهرو هستند که الزاماً با خیالهای آن دوران هماهنگ نیست. فیلم از این موقعیت برای طنزی خودتحقیرگرانه استفاده میکند: بازگشت به زادگاه، بازگشت به نقشهای قدیمی نیز هست؛ اما این نقشها دیگر بهآسانی بر تن آدمها نمینشینند.
حالوهوای دههٔ نود و نگاه نسل ایکس در جزئیات اثر محسوس است؛ از شوخیهای خشک و بیاعتنا گرفته تا حساسیت به درمان، هویت شغلی و خیالِ نرسیدن به بزرگسالیِ متعارف. فیلم نه کاملاً نوستالژیک است و نه گذشته را صرفاً مسخره میکند؛ در عوض، هم از خاطرهٔ فرهنگ جوانی لذت میبرد و هم به محدودیتهای آن اشاره دارد.
گاهی این نقد در سطح کنایه باقی میماند، اما همین سبکِ طعنهآمیز به اثر هویت فرهنگی مشخصی میبخشد و آن را از یک کمدی جنایی معمولی جدا میکند. موسیقی؛ صدای حافظه و شخصیت موسیقی در «Grosse Pointe Blank» چیزی فراتر از تزئین صحنههاست. انتخابهای راک، پانک، موج نو و اسکا، از The Clash و The Specials تا Echo & the Bunnymen، به فیلم بافتی شنیداری میدهند که با خاطرهٔ دوران دبیرستان و بازگشت به آن پیوند دارد.
موسیقی گاه کاری را انجام میدهد که مارتین از انجامش ناتوان است: احساس را بیواسطه آشکار میکند. در جهانی که شخصیت اصلی برای بیان عاطفه به شوخی و فاصلهگیری پناه میبرد، ترانهها به نوعی صدای درونی بدل میشوند. گزینش موسیقی همچنین ریتم فیلم را شکل میدهد. قطعهها میتوانند لحظهای خشن را به شوخی بدل کنند یا بر صحنهای عادی، حس خاطرهانگیزی و اندوه بنشانند.
« موسیقی؛ صدای حافظه و شخصیت موسیقی در «Grosse Pointe Blank» چیزی فراتر از تزئین صحنههاست. »
قوتها و کاستیها
کار موسیقایی Joe Strummer نیز با این فضای آمیخته به راک و پانک هماهنگی دارد. البته نقش برجستهٔ موسیقی گاهی خطر غلبه بر تصویر و روایت را در پی دارد؛ اما در مجموع، موسیقی یکی از عناصر اصلی شخصیت فیلم است، نه امتیازی جانبی. شنوندهٔ آشنا با این دوره احتمالاً از پیوند میان ترانهها و حالوهوای اثر لذت بیشتری خواهد برد.
ریتم، بازیگران مکمل و جهان فرعی ریتم فیلم عموماً پرتحرک است و از ایستادن طولانی در یک حالوهوا پرهیز میکند. رفتوآمد میان موقعیتهای شخصی و خطرهای بیرونی، داستان را زنده نگه میدارد، هرچند گاهی باعث میشود برخی جنبهها فرصت کافی برای گسترش نیابند. جهان آدمکشها و مناسبات حرفهای آنها، در کنار فضای آشنای شهر و گردهمایی مدرسه، زمینهای کمیک و نامعمول میسازد؛ بااینحال، این جهان بیشتر در خدمت موقعیتهای بامزه است تا یک نظام داستانی کاملاً باورپذیر.
بازیگران مکمل به این جهان رنگ میدهند. Dan Aykroyd با حضوری پرانرژی، تصویری اغراقشده و کمیک از رقیب مارتین میسازد؛ Alan Arkin نیز در نقش روانپزشک، نوعی خستگی و اضطرابِ متناسب با فضای فیلم دارد. حضور Joan Cusack در مقام دستیار مارتین نیز به طنز خشک اثر کمک میکند. این چهرهها گاهی از آنکه شخصیتهایی با مسیر مستقل باشند، به محرکهای کمدی یا ابزارهای پیشبرد روایت نزدیک میشوند، اما بازیهای دقیق و لحن یکدستشان مانع پراکندگی کامل فیلم میشود.
جمعبندی «Grosse Pointe Blank» اثری نامتعارف و خوشریتم است که موقعیت یک آدمکش را بهانهای برای شوخی با بازگشت به گذشته، بحران بزرگسالی و دشواریِ ساختن رابطه قرار میدهد. ترکیب کمدی سیاه، اکشن و عاشقانه اغلب جواب میدهد؛ موسیقی به فیلم هویت میبخشد و بازی John Cusack و Minnie Driver بخش عاطفی آن را گرم نگه میدارد.
« کار موسیقایی Joe Strummer نیز با این فضای آمیخته به راک و پانک هماهنگی دارد. »
جمعبندی
در سوی دیگر، تأکید مکرر بر جذابیت مارتین، رابطهای که گاهی شتابزده پیش میرود و نادیدهگرفتن نسبی پیامدهای اخلاقی خشونت، از عمق اثر میکاهد. با وجود این لغزشها، فیلم بهواسطهٔ لحن مشخص، ایدهٔ مرکزی بهیادماندنی و تواناییاش در کنار هم نشاندن عناصر ناسازگار، همچنان تماشایی است. بهترین لحظاتش زمانی پدید میآیند که شوخی و اندوه، نوستالژی و شرمندگی، و خشونت و صمیمیت در یک قاب جمع میشوند؛ لحظاتی که نشان میدهند بازگشت به گذشته نه راهی ساده برای جبران، بلکه فرصتی دشوار برای دیدن دوبارهٔ خود است.



ثبت دیدگاه